منطقه 1

ببخشیم تا با دیگران زنده بمانیم

نویسنده: شهره کیانوش راد
تصویب قانون پیوند عضو در کشور ما سابقه طولانی ندارد و به سال 79 بر می‌گردد. به گفته دکتر «کتایون نجفی‌زاده» مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان، بعد از تصویب این قانون و حتی قبل از آن تلاش‌های زیادی برای فرهنگسازی اهدای عضو در کشور انجام شده است...
1396/03/20
 تصویب قانون پیوند عضو در کشور ما سابقه طولانی ندارد و به سال 79 بر می‌گردد. به گفته دکتر «کتایون نجفی‌زاده» مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان، بعد از تصویب این قانون و حتی قبل از آن تلاش‌های زیادی برای فرهنگسازی اهدای عضو در کشور انجام شده است. از دیداری که خود و همکارانش با مراجع تقلید داشته تا تعامل با مراکزی مانند وزارت ارشاد اسلامی و صدا و سیما. دکتر نجفی‌زاده، معتقد است اگرچه اکنون آمار اهدای عضو در ایران به10/9در میلیون نفر رسیده، اما در مقایسه با کشورهایی مانند اسپانیا و کرواسی (35 در میلیون نفر) راه طولانی در پیش داریم تا بتوانیم این آمار را به حد قابل قبولی برسانیم. دکتر نجفی‌زاده، در این گفت‌وگو برایمان از تاریخچه نخستین پیوند عضو در ایران تا فرهنگسازی در این‌باره برایمان می‌گوید.

  اگر موافقید برای شروع مختصری از تاریخچه نخستین پیوند عضو در ایران برایمان بگویید.
تاریخ نخستین پیوند عضو در ایران از فرد زنده به سال 1347 برمی‌گردد. در آن زمان پیوند کلیه از فرد زنده و ترجیحاً فامیل یا از کلیه افراد مرگ مغزی که درخارج ایران اتفاق افتاده بود، انجام می‌شد. بعد از آن به تدریج پیوند کلیه در نقاط مختلف کشور انجام شد. سال 1368 آقای دکتر فاضل و جمعی از پزشکان دیگر از حضرت امام خمینی(ره) فتوایی در این‌باره گرفتند که اهدای عضو از افراد مرگ مغزی برای نجات جان بیماران مجاز است، اما این تازه اول راه برای شروع بحث پیرامون چگونگی اجرای این طرح بود. سال 1371 فعالیت‌هایی برای انجام پیوند اعضا از افراد مرگ مغزی شروع و سعی شد تا موافقت نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای قانونی شدن پیوند اعضا گرفته شود. با تأیید مقام معظم رهبری، این کار قوت گرفت اما، حدود 10 سال طول کشید تا بالاخره پس از بحث‌های طولانی در مجلس شورای اسلامی قانون پیوند اعضا توسط نمایندگان وقت به تصویب برسد. بالاخره سال 1379 قانون در مجلس تصویب شد و در سال 1381 شبکه فراهم‌آوری اعضای پیوندی راه‌اندازی شد. قانون پیوند اعضا همه دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور را ملزم می‌کرد تا واحد فرآهم‌آوری اعضای پیوندی داشته باشند. خوشبختانه در حال حاضر در اکثر دانشگاه‌ها و دانشکده‌های پزشکی کشور، واحد فراهم‌آوری اعضای پیوندی یا واحد شناسایی موارد مرگ مغزی داریم که 4 تای آنها در تهران فعالیت می‌کنند.

  برای گسترش پیوند اعضا چه مؤلفه‌هایی لازم است؟
گسترش پیوند اعضا وابسته به چند مؤلفه است. اول از همه لازم است که واحد فراهم‌آوری و شناسایی موارد مرگ مغزی خوب کار کنند و فعالیت قابل قبولی داشته باشند. بنابراین لازم است افراد دانش و اطلاعات لازم را دارا باشند و بتوانند با تسلط بر کار و بدون فوت وقت عمل کنند. مورد بعدی، شناسایی و گزارش موارد مرگ مغزی در بیمارستان‌های کشور به واحد فراهم‌آوری اهدای عضو است. مرحله بعد نوبت به کسب رضایت از خانواده متوفی می‌رسد. دادن اطلاعات لازم به خانواده در شرایطی که عزیزشان را از دست داده‌اند کار آسانی نیست. اگر از قبل فرهنگسازی شده و افراد در جریان روند بیمار مرگ مغزی و اهدای عضو قرار گرفته باشند اجرای این مرحله راحت‌تر خواهد بود.

  برای ارتقای دانش شهروندان و فرهنگسازی چه کار می‌توان انجام داد؟
لازم است تمام ارگان‌های مختلف دست به کار شوند تا فرهنگسازی صحیحی در این زمینه انجام شود. برای نمونه یکی از اقدامات وزارت ارشاد در گذشته این بود که پیرو عقد تفاهمنامه تمام فیلمنامه‌ها و فیلم‌های با موضوع اهدای عضو و پیوند را نزد ما می‌فرستاد تا کارشناسی کنیم و به فیلم‌هایی که اطلاعات غلط درباره پیوند عضو و مرگ مغزی به نمایش می‌گذارد مجوز نمی‌داد. در حال حاضر نیز با تأسیس انجمن اهدای عضو ایرانیان و تخصصی بودن این انجمن خدمات رایگان به تمام فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان داده می‌شود و ماهانه حداقل 2 تا 3 مورد مشاوره تخصصی فیلم در این انجمن انجام می‌گیرد. تفاهمنامه مجدد انجمن با وزارت ارشاد نیز در قسمت حقوقی وزارت ارشاد در حال بررسی است و ان‌شاءالله مانند سابق، انجمن تمام و کمال در خدمت وزارت ارشاد در این زمینه خواهد بود.

  ساخت تیزرهای تبلیغاتی با موضوع اهدای عضو می‌تواند در ترغیب مردم به سمت اهدای عضو مؤثر باشد؟
خوشبختانه با تأسیس انجمن، کلیه فعالیت‌های فرهنگی 13 ساله ما درباره اهدای عضو منسجم‌تر شده و نیروهای تخصصی 24 ساعته به ساخت و توزیع محتوا برای مردم خوب کشورمان مشغولند.

  آیا مواردی از مرگ مغزی بوده که بهبودیافته باشند؟
خیر، امکان بهبودی و بازگشت بیمار مرگ مغزی به هیچ عنوان وجود ندارد. مواردی که شنیده‌اید فرد دچار مرگ مغزی شده و سپس بهبود یافته، در واقع مرگ مغزی نبوده است. این بیماران در کمای عمیق بوده‌اند ولی نزدیکان آنها یا حتی گاهی برخی از پزشکان و پرستارانی که درباره تفاوت مرگ مغزی و کما اطلاعات کافی ندارند، چنین برداشت نادرستی کرده و به خانواده‌ها منتقل می‌کنند. طبق اصول پزشکی مرگ مغزی به‌عنوان جسد تلقی می‌شود. در مرگ مغزی به دلیل متلاشی شدن تمام
سلو‌ل‌های مغز و ساقه مغز، امکان ادامه حیات فرد صفر است.

  سؤالی که برای خانواده‌ها پیش می‌آید این است که آیا می‌توان فرد مرگ مغزی را در همین حالت نگه داشت یا خیر؟
فردی که مرگ مغزی شده، تپش اتوماتیک قلبش، چند روزی ادامه دارد، اما زنده تلقی نمی‌شود. بهتر است جواب این سؤال را با مثالی برای شما بیان کنم. در بیماری قانقاریا پای بیمار را قطع می‌کنند تا عفونت وارد خون نشود. در واقع این عفونت نیست که وارد خون می‌شود بلکه مواد سمی است که از بافت مرده ترشح می‌شده و وارد خون می‌شود و در نهایت اعضا را از کار می‌اندازد. در مرگ مغزی نیز مغز و ساقه مغز متلاشی و مواد سمی بسیار زیادی وارد خون می‌شود. ثابت شده در مرگ مغزی 900 ژن یا فعالیتشان بیش از حد می‌شود یا کمتر از حد. یعنی مواد سمی که داخل خون آزاد می‌شود تمام فیزیولوژی بدن را تغییر می‌دهد. نتیجه اینکه ادامه حیات برای آن فرد غیر‌ممکن می‌شود چون اعضای بدنش یکی یکی از کار می‌افتد. با مرگ مغز که فرمانده بدن به شمار می‌آید، هر کدام از قسمت‌های بدن کار خودش را می‌کند، هورمون‌ها بالا و پایین می‌رود و روی ضربان قلب، حجم ادرار، فشارخون و... کنترلی وجود ندارد. درنتیجه بر اثر عدم تعادلی که در سیستم بدن فرد به وجود می‌آید مخاطره دیگری ایجاد می‌شود و ایست قلبی اتفاق می‌افتد. در مهلتی حداکثر 14 روزه پس از مرگ مغزی، قلب آن فرد از کار می‌افتد. البته ممکن است فردی 5 ساعت بعد از مرگ مغزی قلبش از کار بیفتد و ممکن است مرگ مغزی فرد دیگری در جاده اتفاق بیفتد و در عرض 6 تا 8 دقیقه ایست قلبی هم بکند. بنابراین هرچه رسیدگی‌های اورژانسی سریع‌تر اتفاق بیفتد، احتمال اینکه فرد مرگ مغزی به اهدای عضو برسد بیشتر است.

  پس از تأیید مرگ مغزی، زمان چه تأثیری در روند اهدای عضو دارد؟
هرچه قدر خانواده زودتر تصمیم به اهدای عضو بگیرد، تعداد ارگان‌های بیشتری قابل استفاده است. گاهی خانواده‌ها پشیمان می‌شوند که کاش زودتر برای اهدای عضو رضایت داده بودند. برای مثال اگر همان زمان که مرگ مغزی تشخیص داده شد می‌توانستیم 8 ارگان را استفاده کنیم با گذشت زمان فقط یک ارگان قابل استفاده است و گاهی هم که زمان از دست رود اصلاً نمی‌توان از ارگان‌های بدن استفاده کرد. بنابراین اگر تشخیص مرگ مغزی به موقع انجام شود و خانواده‌ها از قبل در جریان اهدای عضو باشند و فرهنگسازی در این زمینه انجام شده باشد، در کنار تجهیزات و تخصص لازم برای پیوند عضو می‌توان از اعضای بیشتری برای نجات جان بیماران استفاده کرد.

  ایران چه رتبه‌ای در جهان از نظر اهدای عضو دارد؟
تعداد اهدای عضو در میلیون نفر بیان می‌شود تا بتوان در کشورهایی که جمعیت‌شان متفاوت است آمار قابل مقایسه‌ای ارائه داد. بالاترین آمار اهدای عضو مربوط به کشور اسپانیا و کرواسی است که حدود 35 در میلیون نفر است. در ایران این آمار 9 تا10در میلیون نفر است و این یعنی خیلی خیلی راه مانده تا بتوان این آمار را در اهدای عضو افزایش داد. البته این آمار در برخی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور حتی از اسپانیا هم بالاتر است. برای مثال سال 1395 یاسوج رتبه اول کشور را در این زمینه کسب کرد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code