منطقه 10

آتشی که گلستان شد

نویسنده: علی احمدی‌
سال 1388 و وقایعی که پس از انتخابات رخ داد، بی‌شک یکی از برگ‌های تاریخ کشور است. وقایعی که روزهای پر تب و تابی را رقم زد. در نهایت حضور مردم در راهپیمایی 9 دی در شهرهای مختلف کشور و تهران پایبندی مردم به انقلاب اسلامی ایران را متجلی کرد...
1395/10/14
 سال 1388 و وقایعی که پس از انتخابات رخ داد، بی‌شک یکی از برگ‌های تاریخ کشور است. وقایعی که روزهای پر تب و تابی را رقم زد. در نهایت حضور مردم در راهپیمایی 9 دی در شهرهای مختلف کشور و تهران پایبندی مردم به انقلاب اسلامی ایران را متجلی کرد. مردم در حضور پرشور خود هتک حرمت به کیان انقلاب اسلامی ایران، ولایت فقیه، مقدسات، مساجد و دسته‌های عزاداری را محکوم کردند. مسجد لولاگر یکی از مساجدی بود که در آن ایام؛ یعنی 30 تیر ماه 1388 توسط فتنه‌گران و منافقان به آتش کشیده شد. یکی از قدیمی‌ترین مساجد منطقه که نام یکی از واقفان خوشنام محله؛ مرحوم لولاگر را بر خود دارد. به تازگی نشستی با عنوان گرامیداشت و یادمان 9 دی در این مسجد فعال محله برگزار شد. سخنرانی این مراسم را حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی امام‌جمعه موقت شهر تهران برعهده داشت.

  شعرهای انقلابی                                                
برنامه کمی دیرتر از زمان‌بندی مقرر پیش می‌رود. بارندگی بی‌وقفه باران ترافیک معابر به‌ویژه ترافیک بزرگراه شهید نواب صفوی را بیشتر کرده است. بچه‌ها در راه‌پله‌های مسجد گرم بازی با هم هستند. یکی از بزرگ‌ترها به نمایندگی بقیه نمازگزارها مراقب بچه‌هاست تا سر و صدا نکنند. این رسم نمازگزاران مسجد لولاگر است که زمان اجرای برنامه‌ها بچه‌ها را آزاد بگذارند تا داخل شبستان‌ها همهمه نشود و حاضران بتوانند از برنامه‌ استفاده کنند. مجری برنامه چند بیت شعر می‌خواند و می‌گوید که مهمان برنامه به‌زودی به جمع ملحق خواهد شد. شعرهای مجری جوان رنگ و بوی انقلابی و حماسی دارد. شعرهایی که برائت از منافقان، صلابت و بصیرت مردم را به رشته کلام و نظم کشیده است. اهالی گاهی که از یک بیت لذت می‌برند، با گفتن احسنت او را همراهی می‌کنند. بچه‌ها از میان شعرها و گفته‌های مجری متوجه می‌شوند این برنامه برای چیست. یکی از بچه‌ها که نامش فاطمه است، می‌گوید: «مامان من می‌گوید مسجد خانه خداست و کلی حرمت دارد. چطور دلشان آمده مسجد را آتش بزنند؟» متولد سال 1389 است و شش ساله. روزهای پر تب و تاب سال 1388 را ندیده است اما سؤالش بقیه بچه‌ها را به فکر فرو می‌برد.

  نوری که می‌ماند                                           
 آنهایی که نزدیک در و پنجره‌ها نشسته‌اند به خوبی می‌توانند صدای بارش باران را بشنوند و بوق ممتد خودروهایی را که در ترافیک مانده‌اند. چند نفر که جلو در ورودی شبستان مردانه مسجد نشسته‌اند، از جا بلند می‌شوند و صلوات می‌فرستند. مهمان برنامه از راه رسیده است. مجری کاغذ و خودکار را از روی‌تریبون برمی‌دارد و با خیرمقدم‌گویی از حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی برای سخنرانی دعوت می‌کند. خطیب و امام‌جمعه موقت نماز جمعه تهران به تعبیر یکی از علما، 9 دی را یوم‌الله دیگر می‌خواند و می‌گوید: «عوامل و سران خارجی فتنه با تبلیغات گسترده در شبکه‌های جهانی، فضای مجازی و هر ابزار و رسانه‌ای خواستند نور الهی انقلاب و ولایت فقیه را خاموش کنند اما خداوند آب پاکی روی دستشان ریخت. هیچ‌کس نمی‌تواند نوری که خدا روشن کرده را خاموش کند. انقلاب اسلامی ما روزهای سخت کم به خود ندیده است. در روزهای دشوار جنگ تحمیلی عده‌ای امام خمینی(ره) را در ارتباط با ادامه جنگ تنها گذاشتند اما «میرزا جواد آقای تهرانی»، از روحانیان آگاه و استادان بزرگ اخلاق با وجود کهولت سن برای حمایت از امام(ره) و ولی امر خود به جبهه رفتند و ماه‌ها آنجا ماندند. حتی گفتند هرجا که فوت کردم من را همانجا دفن کنید.»

 آتش فتنه خاموش شد                   
حجت‌السلام والمسلمین صدیقی همچنین با اشاره به حدیث پیامبر از نتایجی که فتنه1388 داشت، می‌گوید: «نبی مکرم اسلام(ص) از فتنه چنین یاد کردند در هر جریان، فتنه‌ای برای خاموش کردن نور دین روشن می‌شود که شجره طیبه ایمان در معرض شعله‌های آن قرار می‌گیرد اما خدا سرپرستی از فرزندان من را دارد که از ایمان دفاع کند. مصداق این موضوع را در جریانات سال 1388 به خوبی دیدیم. سخنرانی مقام معظم رهبری در نماز جمعه فصل‌الخطاب بود. از ابتدا تاکنون هیچ شخص و جریانی در جنگ با دین و اسلام پیروز نشده است. انقلاب ما در راستای صراط مستقیم و حق است. خون شهدا و جوانان بسیاری برای صیانت از آن ریخته شده است. این پرچم، رایت حق است لذا خداوند خود وعده داده از حق دفاع خواهد کرد.»
امام‌جمعه موقت تهران به 4 سال حکومت امیرالمؤمنین(ع) که سراسر با آشوب همراه بوده و موفقیت آن حضرت در مهار فتنه‌ها، اشاره می‌کند که حضرت علی (ع) فرمودند: «من بودم که توانستم چشم فتنه را در بیاورم» و می‌گوید: «حضرت با 3 جبهه فتنه؛ قاسطین، مارقین و ناکسین وارد جنگ شدند. در فتنه 88 به نوعی انقلاب ما همزمان با تلفیقی از هر سه فتنه، درگیر بود. فتنه‌ای که داخلی نبود و از خارج طراحی و برنامه‌ریزی شده بود. تبلیغات گسترده به راه انداختند که در انتخابات تقلب شده است. طبق فیلم‌ها و اسناد موجود شاهد بودیم که عده‌ای از همان ساعت‌های آغاز رأی‌گیری پای صندوق می‌آمدند و این شائبه را پخش می‌کردند که اگر فلانی رأی نیاورد، تقلب شده است. بمباران تبلیغاتی راه انداختند تا در ذهن عده‌ای این باور را ایجاد کنند که تقلب شده‌است. اینها برای هیچ‌کس احترام قائل نبودند و فقط منافع خودشان را پیش می‌بردند. اما آنها هرچه جفا کردند، خدا ما را نجات داد و به اقتدار رساند. صاحب علم و قدرت شدیم. صاحب موشک‌های رعب‌آور در مبارزه با دشمن شدیم. اقتدار ملی‌مان تقویت شد و اینها به برکت حمایت مردم از ولی فقیه و پایداری در برابر فتنه بود. چراکه فتنه کمک می‌کند چهره حقیقی منافقان برای مردم آشکار شود. حماسه 9دی از آستین ولایت الهی بیرون آمد. این فتنه مردم و انقلاب اسلامی ایران را در برابر حوادث واکسینه کرد. بصیرت مردم بیشتر شد. 9 دی، روز عزت ملی و دینی ما بود.» نمازگزاران با سردادن شعار، حرف‌های سخنران ویژه مراسم را تأیید می‌کنند. مداح اهل‌بیت(ع) هم در رثای‌سالار شهدا نوحه سر می‌دهد. کمی بعد از جوانی ویلچرنشین از جانبازان فتنه 88، تجلیل می‌شود. سخنرانی امام جماعت مسجد هم رنگ و بوی تشکر از مهمان به خود می‌گیرد. کم‌کم مراسم به پایان می‌رسد و مهمانان ویژه مراسم همراه با امام جماعت برای بازدید از پیشرفت ساخت شبستان جدید به زیر زمین مسجد می‌روند.

واقعه 30 تیر 88
30 تیر 1388 حدود ساعت 4 بعد از ظهر بود که فتنه‌گران به مسجد حمله کردند. اول کوکتل مولوتوف به داخل مسجد انداختند. فرش‌ها، کتاب‌های مذهبی و پرده‌ها سوخت. آن روز عده‌ای نوجوان و 3، 4 نفر جوان در مسجد بودند و کلاس داشتند. 4، 5 بانوی رهگذر هم برای اقامه نماز به مسجد آمده بودند. مسجد نزدیک مترو است و معمولاً مسافران و رهگذران برای اینکه نمازشان قضا نشود به مسجد می‌آیند. منافقان با خشونت به درهای مسجد فشار می‌آوردند تا وارد شوند. بانوان نمازگزار را از پشت‌بام از مسجد خارج کردیم. خادم مسجد، خانواده‌اش و مهمان‌هایی که از شهرستان برایشان آمده بود با کمک نوجوانان محله استقامت کردند و مانع از ورود آنها به مسجد شدند. بعدها شنیدیم به مسجد دیگری در همان حوالی هم حمله کرده بودند. بعد از 2 ساعت مقاومت نیروهای مسجدی، نیروهای کمکی پلیس و آتش‌نشانی رسیدند. وقتی فیلم‌های ضبط شده را نگاه می‌کردیم، متوجه شدیم معترضان به نتیجه انتخابات وقتی دیدند، این گروه مهاجمان منافق به سمت مسجد آمدند اعلام می‌کردند این کار درست نیست و خود را عقب کشیدند. این موضوع ما را مطمئن کرد که آن گروه از مردم نبوده‌اند و از فتنه‌گران و منافقان بودند. در وقایع آن روز یکی از همسایه‌های مسجد که مغازه خیاطی داشت تمام مغازه‌اش سوخت. به گفته خودش حدود صد میلیون خسارت دید و ورشکسته شد. کسی خسارت او را جبران نکرد. نوجوانانی که در مسجد بودند تا مدت‌ها حالشان بد بود. اما حقیقت چهره منافقان برایشان آشکار شد و عقایدشان را محکم‌تر کرد.

زندگی من متوقف نشده است
روز عاشورا در خیابان آذربایجان مورد اصابت گلوله منافقان قرار گرفتم. من از طرف بسیج برای کنترل شرایط بیرون بودم و به هیچ‌وجه مسلح نبودم. 23 ساله بودم. زمانی که شنیدم مسجد محله را به آتش کشیده‌اند، حس بدی داشتم. آن روز اطراف خیابان طوس، استادمعین بودم. اتفاقی که برای من افتاد مربوط به آن روز نبود. چند روز بعد اتفاق افتاد. آن وقت‌ها دیپلم گرفته بودم و در کارگاه حسابداری مشغول کار بودم. بعضی وقت‌ها از من می‌پرسند از ویلچرنشین شدن ناراحت نیستی؟ راستش را بخواهید، نه! زندگی برای من متوقف نشده است. پاهایم را داده‌ام اما حس پرواز دارم. خوشحالم که انقلاب از آتش این فتنه مصون ماند. من ازدواج کرده‌ام. 2 فرزند دوقلو دارم و به زندگی بسیار خوشبین و امیدوارم. عدد 8 برای من عدد مقدسی است. ما کشور امام هشتم(ع) هستیم. 8 سال دفاع‌مقدس داشتیم و برای حفظ ارزش‌های انقلاب 8 ماه با فتنه و فتنه‌گر مقابله کردیم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code