منطقه 10

تکیه‌ای که مسجد شد

نویسنده: بهاره خسروی‌
اوایل دهه 40 درخیابان مرتضوی نرسیده به رودخانه (بزرگراه یادگار فعلی) تکه زمین خرابه‌ و متروکه‌ای قرار داشت. اهل محل ماه محرم بساط عزاداریشان را با برپایی تیرچوبی و چادرهای سیاه در همین زمین علم می‌کردند...
1396/07/11
 اوایل دهه 40 درخیابان مرتضوی نرسیده به رودخانه (بزرگراه یادگار فعلی) تکه زمین خرابه‌ و متروکه‌ای قرار داشت. اهل محل ماه محرم بساط عزاداریشان را با برپایی تیرچوبی و چادرهای سیاه در همین زمین علم می‌کردند. کم‌کم از محل نذورات و کمک‌های مردمی به همت حاج آقا «جانعلی» از ریش‌سفیدان محله این زمین برای ساماندهی تکیه محلی «هیئت دو طفلان مسلم» ازمالکش خریداری شد و از آنجا که محله به مسجد هم نیاز داشت، تکیه به مسجد تبدیل شد. بعد از 2 سال حدود سال 1345 با کمک‌های مالی اهالی، نخستین مسجد غرب منطقه در خیابان مرتضوی؛ مسجد امام حسین(ع) ساخته شد. این محدوده بافت مسکونی متراکم و به مسجد نیاز داشت. بانوان محله از این موضوع خوشحال شدند. قبل از آن یا به دلیل دوری راه و مسئولیت خانه‌داری به مسجد نمی‌رفتند یا آنهایی که می‌رفتند باید مسیر قابل توجهی را طی می‌کردند. خوشبختانه هنوزهم این مسجد این ویژگی را برای خانم‌های محله حفظ کرده است. از افتخارات این مسجد تقدیم 30 شهید و تربیت چهره‌های سیاسی شاخص انقلابی است. به همین بهانه راهی مسجد امام حسین(ع) شدیم و با«محمد حجتی‌فر» از متولیان و بانیان این مسجد گفت‌وگو کردیم.

تکیه، مسجد، پایگاه انقلابی
در یک بعدازظهر پاییزی راهی خیابان مرتضوی و مسجد امام حسین(ع) می‌شوم. مسجدی 170‌مترمربعی و کوچک اما پرخیر و برکت برای اهالی خیابان مرتضوی. مسجدی که در کوچه شهید حیدریان قرار دارد. زمانی زمین مسجد، متروکه بود. اهالی هرسال محرم با زدن تیرچوبی و کشیدن چادر سیاه با ‌عنوان تکیه دوطفلان مسلم در آن عزاداری می‌کردند. «محمد حجتی‌فر» متولی 71 ساله این مسجد که از همسایه‌های قدیمی خیابان مرتضوی است با مرور خاطرات همان روزها سر صحبت را باز می‌کند: «از وقتی چشم باز کردم همراه پدرم مرحوم«جانعلی» خدمتگزار عزای حسینی بودم. این مسجد قبل ازدهه 40 یک تکه زمین متروکه کوچک 85 مترمربعی بود که محرم‌ها مردم در آن مراسم عزاداری برپا می‌کردند. سال 43 به همت پدرم و جمعی از اهالی زمین مسجد امام حسین(ع) خریداری شد. با خرید این زمین عزاداری محله در تکیه دو طفلان مسلم(ع) سر و سامان گرفت. 2 سال هم عزاداری در همین زمین انجام شد. بعد از 2 سال اهالی به فکر ساخت مسجد محله افتادند. چون آن دوره هنوز مساجد الهادی(ع) و کمیل ساخته نشده بود. مسجد امام حسین(ع) یکی از نخستین مساجد محدوده غرب منطقه درانتهای خیابان مرتضوی و جنوب خیابان جیحون به شمار می‌آمد.» به گفته حاج آقا حجتی، ساخت بنای مسجد 8 سال طول کشید چون هزینه آن خرد خرد و توسط مردم تأمین شد. بالاخره مسجد سال 1353 به بهره‌برداری رسید. درست زمانی که محله به یک پایگاه انقلابی نیاز داشت. به مرور مسجد به پایگاه مبارزات مردمی و یکی از سنگرهای مهم مبارزه با رژیم ستمشاهی تا سال 1357 تبدیل شد.

تکمیل پول زمین با فرش آقای نوری
حاج آقا حجتی یکسری سند و دستنوشته‌های قدیمی را نشان می‌دهد و گریزی می‌زند به روزگار نوجوانی و خاطرات مشارکت اهالی برای خرید زمین مسجد و تعریف می‌کند: «وقتی پدرم و اهالی تصمیم به خرید زمین گرفتند پول زیادی نداشتند. یادم هست قیمت این زمین 400تومان بود. پول کمک‌های مردمی و نذورات به 380 تومان رسید. برای جبران این کسری یکی از همسایه‌ها «محمدعلی نوری» من را فرستاد در خانه‌شان تا با همسرش برویم حجره یکی از آشنایان و فرش زیر پایش را بفروشیم. 20 تومان باقی مانده هم فراهم شد و همه اهالی دسته‌جمعی زمین مسجد را خریداری کردند. همان وقت‌ها بود به خودم گفتم برای مسجدی که مردم برای ساختنش فرش زیر پایشان را می‌فروشند باید حرمت دوبرابر قائل شد و آنجا باید خانه امید اهل محله بشود.»به تعریف حاج آقا نخستین متولی این مسجد پدرش بوده و بعد از فوت پدرش به انتخاب اهالی او تولیت مسجد را برعهده گرفته است.

بادگیرهای یزد در مرتضوی
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مسجد امام حسین(ع) قرار گرفتن در بخش کاملاً مسکونی منطقه در کوچه شهید حیدریان است. به گفته حاج آقا حجتی امکان دسترسی راحت بانوان در هر ساعت از شبانه و روز به‌ویژه شب‌های بلند زمستان برای فریضه نماز، عبادت و ایام ماه مبارک و شب‌های قدر از ویژگی‌هایی است که به رونق برنامه مسجد و همدلی اهالی کمک کرده است. بعد از پیروزی انقلاب و تغییر کارکرد مساجد به‌عنوان مهم‌ترین سنگر فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی جمعیت بیشتری پای ثابت برنامه مساجد از جمله این مسجد شدند. فضای کوچک آن دیگر پاسخگوی نیاز اهالی نبود. تولیت مسجد با اشاره به این موضوع از افزوده شدن بنای مسجد و ماجرای مرمت آن می‌گویند: «بعد از انقلاب، موقع جنگ و اعزام نیرو به جبهه همیشه جا کم داشتیم. سال 1365 زمین 85 متری مجاور مسجد را از طریق کمک‌های مردمی خریداری کردیم. بنای مسجد اضافه شد. همان سال برای ساخت بنای جدید مسجد اقدام کردیم. این بار سبک معماری مسجد، تأثیر گرفته از معماری سبک یزد با بادگیرهای آجری و طاق‌های بلند بود.» صحبت‌های حاج آقا که به اینجامی رسد از بچه‌های کتابخانه مسجد یاد می‌کند که این روزها بسیاری از آنها چهره‌های شاخص سیاسی شده‌اند: «معماربنای جدید مسجد «علی وکیلی‌» از بچه‌های کتابخانه مسجد بود. علی آقا اکنون معاون وزیر نیروی فعلی هستند. برای ساخت مسجد، معماری با نمای ایرانی‌ـ اسلامی و استفاده از تمام فضای موجود برای ایجاد امکان ارائه خدمات بهتر و بیشتر کلی زحمت کشید. درست همان روزهای پر شور و حساس جنگ این کارها را انجام داد.» متولی موسپید مسجد محله طاق بلند بنا را نشان می‌دهد و درباره معماری‌اش توضیح: «مسجد فعلی در زمینی به مساحت 170‌مترمربع در4 طبقه شامل 2 طبقه مجزا برای بانوان و آقایان، محل زندگی خادم و یک‌سری فضای مورد نیاز دیگر مسجد ساخته شده است. چند وقت پیش هم از سوی سازمان میراث فرهنگی برای ثبت مسجد در لیست بناهایی با معماری ایرانی‌ـ اسلامی مراجعه کردنداما به دلیل کوچک بودن فضای آن فعلاً خبری نشده است.»

کاروان خانواده شهدا درجبهه
صحبت‌هایمان از تغییرات مسجد حسابی گل انداخته بودکه حاج آقا از ساکش یکسری آلبوم عکس‌های قدیمی را بیرون می‌آورد. آلبوم‌هایی پر از عکس شهیدان محله و رزمندگانی که از مسجد امام حسین(ع) به جبهه اعزام شدند. بالای هر عکس سال و مکان اعزام رزمندگان با خط خوش نوشته شده است. او با نشان دادن هرعکس خاطره و ماجرای جالبی را تعریف و از 30 شهید مسجد که جانشان را برای دفاع از تمامیت ارضی کشور و دفاع از انقلاب فدا کردند، یاد می‌کند. شهیدانی مثل حیدریان، برادران عیال بارگان و بسیاری از جوانان دیگر که اسم کوچه‌های خیابان مرتضوی و معابر اطراف به نامشان گره خورده است. حاج آقا از راه‌اندازی کاروان بازدید خانواده شهدا از مناطق جنگی قبل از شکل‌گیری کاروان راهیان نور می‌گوید: «از زمان شکل‌گیری انقلاب مدت 25 سال مسئولیت فرماندهی پایگاه بسیج مسجدرا برعهده داشتم. چند سالی از جنگ گذشت. دائماً به آمار شهیدان محله اضافه می‌شد. برای تسلای دل پدر و مادرهای داغدیده، یک کاروان تقریباً 40 نفره از خانواده، پدر و مادر شهدای جنگ برای حضور در مناطق جنگی تشکیل دادیم. راهی دشت‌ـ عباس، دهلران و مناطق نسبتاً ایمن‌تر می‌شدیم. رزمندگان محله هم راوی خاطرات جنگ می‌شدند، یادم هست بعضی جاها برای رعایت نکات امنیتی، خانم‌ها را همراهمان نمی‌بردیم. به جاهایی می‌رفتیم که جنگنده دشمن درست از بالای سرمان رد می‌شد. با توجه به شرایط جنگ و میزان خطرات آن این سفر را فقط یکبار همراه اهالی تجربه کردیم. بعد از جنگ اما بارها. آن سفر چقدر در روحیه خانواده‌ها تأثیر داشت. اینکه می‌دیدند فقط فرزند خودشان نیست که کفش رزم پوشیده و جوانانی از صدها خانواده جانشان را جلو گلوله دشمن سپر کرده‌اند. به مرور هم کاروان راهیان نور تشکیل و اردوی مناطق جنگی ساماندهی شد.»

سنگر ما جوان است هنوز
صدای اذان از گلدسته مسجد همسایه‌ها را برای اقامه نمازجماعت فرا می‌خواند. تعدادی از همسایه قدیمی مسجد اما طبق سنت همیشگی خودشان زودتر برای ادای نماز راهی مسجد شده‌اند که اتفاقاً فقط سالمند نیستند و بینشان جوانان هم دیده می‌شوند. حجتی اشاره‌ای به حال و هوای جدید برنامه‌های مسجد برای جذب جوانان می‌کند: «زمانی که کارهای مسجد را برعهده گرفتیم 50 جوان بودیم. بیشترکارهای مسجد را همپای پدرانمان انجام می‌دادیم. در این آلبوم‌ها عکس‌های زیادی از بچه‌های پای ثابت مسجد را دارم که بسیاری از آنها شهید شدند یا از این محله رفته‌اند. این روزها با ورود دنیای مجازی ذائقه و سلیقه جوانان تغییر کرده است. متأسفانه بعضی از مساجد خالی از جوانان هستند. راز جذب جوانان در این مسجد فقط یک چیز است؛ بها دادن به آنها و پیشنهادهایشان. مسجد امام حسین(ع) امروز هم مثل گذشته برنامه آموزش قرآن، هیئت و سخنرانی با محور ارائه سبک زندگی دینی و بانشاط به جوانان دارد.» حجتی با تعبیری جالب از حضور جوانان در این مسجد می‌گوید: «سنگر ما سنگر جوانان است، هنوز...»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code