منطقه 10

دعوای پهلوی و سوغات فرنگی

نویسنده: فرنیا عرب امینی‌
بنایی است قدیمی با عمری 95ساله. با اینکه قریب به یک قرن از سن و سال آن می‌گذرد اما هنوز زیبایی خود را دارد و چه بسا زیباترین بنای منطقه باشد...
1396/03/23
 بنایی است قدیمی با عمری 95ساله. با اینکه قریب به یک قرن از سن و سال آن می‌گذرد اما هنوز زیبایی خود را دارد و چه بسا زیباترین بنای منطقه باشد که آدم را یاد تهران قدیم و حال و هوایش می‌اندازد. اکنون کاربری‌اش موزه حیات وحش هفت‌چنار است اما روزگاری که برای خودش برو بیایی داشت، کارخانه جوراب‌بافی بود. شکل‌گیری این کارخانه قدیمی و اینکه چطور جوراب جزو لباس‌های ما ایرانی‌ها شده، داستان جالبی دارد که شنیدنش خالی از لطف نیست. استاد «نصرالله حدادی» تهران‌شناس آن را برای ما نقل می‌کند.

کارخانه‌ای که موزه شد
یکی از مکان‌های دیدنی منطقه‌مان همین موزه حیات وحش یا کارخانه جوراب‌بافی است. بنایی قدیمی که در و دیوار آن حکایت‌های شنیدنی زیادی برای گفتن دارد. فضای بزرگی است، بیشتر از 7 هزار‌مترمربع وسعت دارد. 2 ستون آجر نما ورودی آن را نشان می‌دهد و بالای سر هرکدام چراغی نصب شده است. کارخانه در حصاری فلزی محصور شده و به گونه‌ای که نشان می‌دهد اینجا حریم من است. بوی کهنگی و اصالت را از خشت خشت آن می‌توان به خوبی احساس کرد. حضور در آن دوران گذشته را تداعی می‌کند. با کمی گشتزنی در حیاط به بنای قدیمی کارخانه می‌رسیم. بنایی که برای حفظ و نگهداری‌اش بارها بازسازی شده است. کمتر از 3 هزار‌مترمربع مساحت دارد. این ساختمان شاید تا 60 ـ70 سال پیش رونقی داشته و حالا برای اینکه بی‌استفاده نماند از فضای آن به‌عنوان موزه حیات وحش استفاده می‌شود.

 نخستین کارخانه جوراب‌بافی ایران
معماری این بنا زیبا و در نوع خود بی‌نظیر است. شکل‌گیری‌اش آن‌طور که در شناسنامه ساختمان نوشته شده، به سال 1302 برمی‌گردد. یعنی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی. سبک معماری ایرانی آن تلفیقی از معماری ایرانی و آلمانی است که البته سبک معماری آن بر سبک معماری فرنگی غلبه می‌کند. ساختار محکمی دارد و به‌خصوص دودکش تولید برقش که در نوع خود بی‌نظیر است. این‌طور که قدیمی‌های محله می‌گویند وجود کارخانه جوراب‌بافی در هفت‌چنار چندین حسن داشت. یکی اینکه مردان زیادی در آنجا مشغول کار بودند و کسب درآمد می‌کردند و دیگر اینکه از برق مازاد کارخانه برای روشنایی محله استفاده می‌شده است. این کارخانه جوراب‌بافی در واقع نخستین کارخانه جوراب‌بافی در ایران و دومین کارخانه‌ای است که خودش تولید برق می‌کرد.
 
 جوراب نشانه تشخص
اما اینکه چطور شد این کارخانه ساخته شد استاد حدادی برای‌مان توضیح می‌دهد: «در ایران قدیم مردم جوراب نمی‌پوشیدند، یعنی چیزی به اسم جوراب امروزی وجود نداشت. بانوان چاقچور می‌پوشیدند، چیزی شبیه به جوراب شلواری که حالا بانوان استفاده می‌کنند. مردها هم مچ پیچ. عوام آشنایی زیادی با جوراب نداشتند. فقط در مناطق سردسیر پاپوش پشمی می‌پوشیدند. تا اینکه گذر ناصرالدین‌شاه به فرنگ می‌افتد و در آنجا با جوراب آشنا می‌شود. از آنجا که علاقه زیادی داشت که تمدن غربی را دنبال کند، جوراب را به ایران آورد و به نوعی استفاده از آن را در فرهنگ جامعه باب کرد. معروف‌ترین جورابی که به ایران آمد برای مردان فیل دوقوز نام داشت و به جوراب زنانه «پاناما» می‌گفتند که البته این اسم به سبب هم رنگ بودن جوراب با پوست بدن به این نام شهره شده بود و بعدها به «پانما» معروف شد. ایرانی‌ها کم‌کم یاد گرفتند چیزی به اسم جوراب هم وجود دارد و پوشیدن جوراب در واقع نشانه تشخص بود.»

 تغییر سبک لباس ایرانی
در دوره احمد شاه مردم با تمدن غرب بیشتر آشنا شده و جوراب و دستکش جــایــگــاهــی در لباس‌های ایرانی پیدا کرد. استاد حدادی ادامه می‌دهد: «در دوران قدیم کفش‌ها بدون ‌بند بود و بیشتر شکل و شمایلی شبیه گیوه داشت. مثل دلو. پاشنه را‌ور می‌کشیدند و کفش را پا می‌کردند. کفش‌های‌بندی از اروپا به ایران آمد. پوشیدن کفش‌های‌بندی مستلزم این بود که از جوراب استفاده شود.» با گذشت زمان سبک لباس‌های اروپایی در جامعه ما جای خود را باز کرد و این اتفاق در دوره رضاخان به اوج خود رسید. اما شکل‌گیری کارخانه به اواخر دوره قاجار برمی‌گردد. این در زمانی است که رضاخان قدرت را به دست گرفته و سعی می‌کند سبک لباس پوشیدن ایرانی‌ها را تغییر دهد. اول از همه هم این کار را در قشون انجام می‌دهد. استاد حدادی می‌گوید: «دوره رضاخان پوتین و جوراب به لباس‌های سربازها اضافه می‌شود. برای اینکه روی کفش همیشه تمیز بماند، روی آن گتر می‌کشیدند. جورابشان هم کف نداشت و از مچ تا زیر زانو بود. برای اینکه ثابت روی پا بماند با‌بندی که انتهای آن قرار داشت جوراب را به دور پا می‌پیچیدند. بیشتر جنس پشمی داشت و قشون و عشایر از آنها استفاده می‌کردند.» عمده جوراب‌هایی که در ایران استفاده می‌شد رنگش سفید بود.

 تولید ایرانی
به گفته استاد حدادی، پهلوی اول معتقد بود پارچه لباس مردان و زنان ایرانی باید در خود ایران تهیه شود برای همین هم دستور ساخت کارخانه جوراب‌بافی را داد. البته چند کارخانه دیگر هم ساخته شد. یکی کارخانه مقدم که پارچه‌های کت و شلواری تولید می‌کرد، یکی کارخانه ممتاز که پارچه‌های آن ویژه قشون بود و دیگری کارخانه چیت‌سازی ری بود که پارچه‌های ساده و ارزان‌قیمت تولید می‌کرد. حدادی می‌گوید: «قدیم کارخانه‌ها را خارج از شهر و در مسیر قنوات می‌ساختند برای اینکه بتوانند از آب مازاد قنات‌ها استفاده کنند. آن زمان خیابان قزوین و محله هفت‌چنار خارج از تهران قرار داشت و این کارخانه در آنجا راه‌اندازی شد. در مسیر قنات‌هایی که در غرب تهران قرار داشت و معروف‌ترین آن قنات فرمانفرما بود. زیرا بتوانند الیاف‌ها را بشویند و آب مورد نیاز کارخانه تأمین شود.» اما نکته مهم اینکه در کارخانه دستگاه‌های کوچکی قرار داشت به گونه‌ای که می‌توانست یک جین یک جین جوراب تولید کند. با رواج بافت جوراب دستی توسط مردم این کارخانه کم‌کم از رونق افتاد و چون صرفه اقتصادی نداشت، بدون استفاده ماند. تا اینکه در سال 76 تبدیل به موزه حیات وحش شد.

 معماری منحصربه‌فرد
به گفته استاد حدادی طراحی ساختمان کارخانه جوراب‌بافی به گونه‌ای است که ساختمان اداری با سالن تولید به‌صورت قرینه هم قرار دارد و این نشان‌دهنده این است که مدیران کارخانه به نوع کارکرد کارگرها اشراف کامل داشته‌اند. اما نکته دیگری که در آنجا به خوبی مشهود است اینکه مجزا بودن ساختمان‌های کارخانه است تا اگر حادثه‌ای در یکی از بخش‌ها رخ داد، دیگر بخش‌ها در امان باشد. استاد حدادی به دودکش کارخانه اشاره می‌کند که معماری منحصربه‌فردی دارد. فرم و ساختار این دودکش شبیه کوره‌های آجرپزی است اما ارتفاع کمتری دارد. او در ادامه خاطره‌ای را درباره اشرف پهلوی بازگو می‌کند: «اشرف پهلوی با کسی دوست بود که پدرش از فرنگ مقدار زیادی جوراب آورده بود. اما چون میانه‌شان شکرآب شده بود به همه بچه‌های کلاس جوراب داد به غیر از اشرف. این موضوع او را خیلی ناراحت کرد و ماجرا را برای رضاخان تعریف کرد. دلخوری اشرف منجر به بیکار شدن مرد شد و ساختن کارخانه جوراب بافی.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code