منطقه 10

سید آقا سنگ صبور محله بود

نویسنده: رضا افراسیابی
یک عمر در خیابان جیحون زندگی کرد. با ساده زیستی، صفا و صمیمیتی که داشت پیر و جوان را جذب می‌کرد. عاقبت هم از همین خیابان روی دوش همسایه‌ها پیکرش تشییع شد...
1396/03/23
 یک عمر در خیابان جیحون زندگی کرد. با ساده زیستی، صفا و صمیمیتی که داشت پیر و جوان را جذب می‌کرد. عاقبت هم از همین خیابان روی دوش همسایه‌ها پیکرش تشییع شد و راهی خانه آخرت. همسایه‌ها از نجواهای مدام و زیرلبی او می‌گویند: «سید آقا، ذکر اهل‌بیت(ع) از لب‌هایش نمی‌افتاد.»در محله کسی را نمی‌توان پیدا کرد که با مرحوم فاطمی کدورتی داشته یا اینکه خاطره بدی از او تعریف کند. سال‌ها در هیئت فاطمی خیابان مرتضوی با صدای محزون نوحه ارباب را می‌خواند. موقع تشییع سیدآقا اهالی همان نوحه‌هایی را می‌خواندند که سید در هیئت می‌خواند و آنها با سوز و نوایش شور و دم می‌گرفتند. در حاشیه مراسم تشییع پیکر حاج «سید آقا فاطمی» با «سید مهدی فاطمی» فرزند ارشد او درباره سبک زندگی پدرش گفت‌وگو کردیم. با تعدادی از کسبه، دوستان و مداحان هم درباره او هم صحبت شدیم که در ادامه می‌خوانید.

آرام و مهربان مثل بابا
مقابل خانه شلوغ است و همه سیاه پوشیده‌اند. سراغ فرزند مرحوم فاطمی را می‌گیرم و «سید مهدی» فرزند ارشد او را نشانم می‌دهند. شاید نباید در مراسم تشییع به مصاحبه فکر و مراعات خانواده دغدار را کرد اما آنقدر از اهالی ذکر خیرش را شنیده‌ام که کنجکاوم در مورد او بیشتر بدانم. خانواده و اطرافیان سوگوارند اما با آرامشی دلنشین پذیرای مهمان‌ها هستند. درباره آرامشی که از پدر ارث برده‌اند، می‌گوید: «هیچ وقت صدای بلند پدرم را نشنیدم و همیشه آرام بود. حتی وقتی عصبانی می‌شد به خودش تسلط داشت که از کوره در نرود و رفتار او از دایره ادب خارج نشود. به خاطر نمی‌آورم که بد کسی را خواسته باشد و یا کینه‌ای از کسی در دلش نگه داشته باشد. همیشه به ما سفارش می‌کرد که شما مسلمان هستید. مردم از پیرو قرآن و مسلمان، مهربانی انتظار دارند.» او درباره شیوه تربیتی پدرش حرف‌هایش را اینگونه ادامه می‌دهد: «وقتی من کار اشتباهی می‌کردم پدرم می‌گفت: «آقا مهدی خودت فکر می‌کنی این کار شما درست بود؟! تحقیر و توبیخ در کار نبود. دلسوزانه و بالبخند تلنگر می‌زد.»

ریش سفید محله بود
مرحوم فاطمی برای اهالی و کاسبان محله بسیار دلسوزی می‌کرد و نسبت به احوال آنها بی‌تفاوت نبود. کافی بود خبر‌دار شود که مشکلی برای یکی از اهالی یا کاسبان پیش آمده تا برای کمک به او آستین‌هایش را بالا بزند. سید مهدی درباره همسایه‌داری پدرش تعریف می‌کند: «پدرم به همسایه‌داری خیلی تأکید می‌کرد. بین همسایه‌هایمان یا کاسبان محل، برای آنهایی که کدورتی با هم داشتند ریش‌سفیدی می‌کرد تا مشکل حل شود. اهالی محله‌مان هم به پدرم اطمینان داشتند و مشکلاتشان را با او در میان می‌گذاشتند. همسایه‌ـ‌ها می‌گفتند تا سیدآقا باشد مگر کسی می‌تواند با کسی قهر بماند؟! پدرم می‌گفت قهر برکت زندگی اهل محل را از بین می‌برد.»

خنده رو بود
«بدون اغراق بگویم که مرحوم فاطمی مردی خوش‌اخلاق و خنده رو بود. همیشه او را با خنده شیرینی که چهره‌اش را دلنشین‌تر می‌کرد و شال سبزی که روی دوش می‌انداخت می‌دیدم. همیشه وقت عبور از جلو مغازه با هم سلام و احوالپرسی داشتیم و حتی وقتی خرید نداشت باز هم حال و احوالپرسی‌مان به راه بود. مکان دیدار ما صف نمازجماعت مسجد الهادی(ع) بود که همیشه آنجا همدیگر را می‌دیدیم. وقتی او را می‌دیدم کیف می‌کردم. همه چیز زندگی‌اش به قاعده بود. اشک، روضه و هیئتش بجا و خوشرویی، بگو و بخندهایش هم بجا.» اینها را «کاظم صالحی» یکی از کاسبان خیابان جیحون تعریف می‌کند که مدت 60 سال مرحوم فاطمی را می‌شناخته است.

بی‌وضو مداحی نمی‌کرد
مرحوم فاطمی یک عمر ذکر اهل‌بیت(ع) را گفته و خیلی‌ها با نوای محزون او اشک ریخته‌اند. عزاداران هیئت فاطمی در خیابان مرتضوی گواهی بر این مدعا هستند که بارها با مدیحه سرایی‌های او دلشان را روانه دیار دوست کرده‌ و چشم‌های‌شان بارانی شده است. سید مهدی می‌گوید که پدرش هیچ‌وقت بدون وضو مداحی نمی‌کرده: «پدرم مداح بود و به این موضوع افتخار می‌کرد. برای رفتن به هیئت و زمانی که ذکر اهل‌بیت(ع) را می‌گفت ارزش زیادی قائل بود؛ خودش را از قبل آماده می‌کرد. به جرئت می‌توانم بگویم پدرم هیچ‌وقت بدون وضو مداحی نکرد و برای اهل‌بیت(ع) نفس نزد. اعتقاد داشت نوکری اهل‌بیت(ع) حرمت دارد. مجلس روضه ادب دارد و باید وضو گرفت.»

در سلام کردن پیش‌قدم می‌شد
سراغ یکی از کاسبان خیابان مرتضوی می‌رویم که مغازه‌اش درست مقابل هیئت فاطمی قرار دارد. «ذبیح‌الله‌باقری» که بیش از 40 سال مرحوم فاطمی را می‌شناسد چهره پیرغلام محله را با رفت‌وآمد همیشگی‌اش در هیئت فاطمی برای مدیحه‌سرایی به یاد می‌آورد، او می‌گوید: «برای سید آقا فرقی نمی‌کرد که یک پیر مرد مقابلش ایستاده یا یک کودک او همیشه نخستین نفر بود که سلام می‌داد. سید آقا می‌گفت سلام سلامتی می‌آورد و به همین دلیل در سلام دادن پیش‌دستی می‌کرد. او نمونه خوبی برای یک سید خوش‌اخلاق و خنده رو بود.»

دلسوز بود
«کاظم دانایی» مداح اهل‌بیت(ع) است. از زمانی که همراه پدرش به هیئت رفته مرحوم فاطمی را شناخته است. او دلسوزی مرحوم فاطمی را ویژگی برجسته اخلاقی‌اش می‌داند و در این‌باره می‌گوید: «مرحوم فاطمی اگر متوجه اشتباهی در مداحی می‌شد با دلسوزی و بزرگواری تذکر می‌داد. او طوری به مداحان جوان این اشتباهات را تذکر می‌داد که نه تنها کسی ناراحت نمی‌شد بلکه همه به دلشان می‌نشست. همین موضوع سبب شد که نسبت به او ارادت ویژه‌ای پیدا کنم و حرف‌هایش برای من حجت باشد. آن روزها ابتدای کار من بود، خواندنم را تأیید و تشویقم می‌کرد و این موضوع برایم خیلی ارزشمند بود.»

رفتار و گفتارش نمونه بود
«سید آقا را از زمانی که هر ماه یکبار به خانه عموی من می‌آمد و روضه خانگی می‌خواند می‌شناسم. در همه این سال‌ها ندیدم که به دنبال مال دنیا باشد و سادگی در زندگی‌اش موج می‌زد. خیلی‌ها به واسطه ارادتی که به سیدآقا داشتند حاضر بودند برای او‌کاری انجام دهند اما سیدآقا حاضر نبود از موقعیتی که دارد، سوء‌استفاده کند. مسافرت‌های بسیاری با همدیگر به مشهد رفتیم و سال‌ها با او دوست بودم اما هیچ‌وقت حرف نا به جایی از او نشنیدم یا به یاد ندارم رفتاری کرده باشد که ذره‌ای موجب ناراحتی شده باشد. اعتقاد داشت که مداح اهل‌بیت(ع) باید مراقب گفتار و رفتارش باشد چراکه خوب و بد او به پای اهل‌بیت(ع) حساب می‌شود.» اینها را «مهداد عباس‌زادگان» می‌گوید که از مداحان اهل‌بیت(ع) است و سابقه دوستی‌اش با مرحوم فاطمی به 60 سال قبل برمی‌گردد.

به کوچک و بزرگ احترام می‌گذاشت
«علی نقی رضوی» مداح و دوست مرحوم فاطمی است که جلو در ایستاده و به عکس بزرگ سید آقا نگاه می‌کند. او درباره سید آقا تعریف می‌کند: «رابطه صمیمانه‌ای داشتیم و بارها با او درددل کردم و با دلسوزی من را راهنمایی می‌کرد تا مشکلاتم را حل کنم. هیچ‌وقت آن حرف‌ها را جای دیگری نمی‌شنیدم و به دلیل اطمینانی که به او داشتم سنگ صبور من شده بود. او بدون توجه به موقعیت و جایگاه اجتماعی یا سن و سال افراد به آنها احترام می‌گذاشت و برای همه ارزش قائل بود. به همین دلیل بزرگ و کوچک برای او احترام فراوانی قائل بودند و نسبت به او ارادت ویژه‌ای داشتند.»

برای مداحی قیمت نمی‌گذاشت
مرحوم فاطمی مداح اهل‌بیت(ع) بود و از طریق سرپرستی کاروان‌های اعزامی به عتبات عالیات امرار معاش می‌کرد. اما هیچ‌وقت نگاه مادی به مداحی نداشت و برای اینکه روضه بخواند نرخ تعیین نکرده بود. «داود مفیدی» که بغض راه گلویش را گرفته به سختی درباره ویژگی مرحوم فاطمی که به دنبال پول زیاد نبود می‌گوید: «سید آقا نمونه کامل یک مداح با اخلاص و ساده زیست بود. دنبال پول زیاد گرفتن از هیئت و روضه نبود و این کار را اشتباه می‌دانست. چراکه اعتقاد داشت در این دستگاه خدا به پول کم آن‌چنان برکت می‌دهد که زندگی انسان بیمه می‌شود. به یاد دارم که یکبار مسئول هیئتی با او تماس گرفت تا برای روضه‌خوانی به آنجا برود و مبلغ مشخصی را هم پیشنهاد داد. سید آقا بسیار ناراحت شد و به آنها جواب منفی داد. سید آقا می‌گفت من که به دنبال پول زیاد گرفتن از هیئت نیستم فقط می‌خواهم نوکری کنم.»

تشییع باشکوه پیرغلام محله
عده‌ای جلو در ایستاده‌اند و به مهمانان مراسم تشییع پیکر مرحوم فاطمی خوشآمد می‌گویند و جوانان هم برای انجام کارها در رفت‌وآمد هستند. در خیابان جیحون تقریباً همه مغازه‌ها اعلامیه مرحوم فاطمی را پشت شیشه زده و کرکره را پایین کشیده و کسب و کارشان را به احترام درگذشت پیرغلام اهل‌بیت(ع) تعطیل کرده بودند. پیر و جوان محله خودشان را به خانه مرحوم فاطمی می‌رساندند تا آخرین وداع را با پیرغلام محله‌شان داشته باشند. ساعت 9:30 دقیقه پیکر مرحوم فاطمی از منزلش به طرف هیئت فاطمی در خیابان مرتضوی روی دوش عزاداران تشییع شد. به هیئت فاطمی که می‌رسیم پیکر مرحوم فاطمی روی زمین گذاشته شده و مداحان نوحه‌سرایی کردند. در نهایت پیرغلام محله در میان اشک و آه دوستدارانش در آمبولانس قرار گرفت و راهی بهشت‌زهرا(س) شد تا در قطعه «روضه‌الحسین(ع)» به خاک سپرده شود. روضه‌خوان با روضه بدرقه می‌شود.




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code