منطقه 10

منتظر نمان کتاب بخوان!

نویسنده: بهاره خسروی‌
مغازه کوچک اما کاملاً مرتب و منظمی دارد. با یک نگاه سرسری به چیدمان مغازه حتی از پشت در بسته نظم و ترتیب قابل رؤیت است. «محمد معدنچی‌ها» از اهالی قدیمی محله هفت‌چنار و کاسبانی با انصافی است که در حرفه تعمیر و دوخت‌دوز کفش مویی سپید کرده است....
1396/02/26
  مغازه کوچک اما کاملاً مرتب و منظمی دارد. با یک نگاه سرسری به چیدمان مغازه حتی از پشت در بسته نظم و ترتیب قابل رؤیت است. «محمد معدنچی‌ها» از اهالی قدیمی محله هفت‌چنار و کاسبانی با انصافی است که در حرفه تعمیر و دوخت‌دوز کفش مویی سپید کرده است. مردی از تبار آذری زبان‌ها که برای‌‌‌ ترویج فرهنگ کتابخوانی در میان اهالی، هنگام مراجعه مشتری‌ها به مغازه به آنها کتاب می‌دهد و می‌گوید: «خوب است، مشتری به جای انتظار بی‌فایده چند ورق هم کتاب بخواند.‌» معدنچی‌ها گاهی اوقات بعضی کتاب‌هایش را امانت می‌دهد. کتاب‌هایی که در‌‌‌ ترویج فرهنگ عفاف وحجاب هم در میان مشتریانش بی‌اثر نبوده است. در این گزارش سری به حجره کوچک این کاسب همسایه در خیابان «شهید افتکاری» زدیم و با او درباره این کار جالبش به گفت‌وگو نشستیم.

    از شاگردی تا کار در سایپا
دریکی از روزهای خنک اردیبهشت‌ماه راهی خیابان شلوغ و پر هیاهوی افتکاری حجره «محمد معدنچی‌ها» می‌شوم. این کاسب 66 ساله و کهنه کار صنعت دوخت و تعمیر کفش تقریباً کارش را از دوران کودکی شروع کرده است با بیان همین مطلب سر صحبت را باز می‌کند: «7یا 8 ساله بودم که کارم را با شاگردی در یک کفاشی شروع کردم. در واقع روزهای اول کارم خرید ناهار و آب و جارو کردن مغازه بود تا اینکه بعد از مدتی کم‌کم کار را از استادم آموختم. آن موقع در سه‌راه درشت حوالی خیابان جنگ در حجره‌ای کار می‌کردم.» او با یاد‌آوری خاطرات شیرین و گاهی اوقات تأمل‌برانگیز روزهای شاگردی و دود چراغ خوردنش لبخندی به لب می‌آورد و می‌گوید: «کارم به فورتاشی کفش رسید. یک‌بار در غیبت اوستا کفشی را تعمیر کردم وقتی استادم فهمید ناراحت شد و مرا تنبیه کرد. تنبیهی که برایم درس بزرگی در کاسبی شد. استادم معتقد بود که باید کار خوب و درست دست مشتری داد و من آن کفش را درست تعمیرنکرده بودم.»
کاسب همسایه ما بعد از رسیدن به دوران خدمت سربازی حرفه‌های گوناگونی به جز کفاشی را تجربه می‌کند تا اینکه بعد از کلی فراز و نشیب به استخدام شرکت سایپا در می‌آید و نزدیک 31 سال در مجموعه فعالیت می‌کند.»

    ترویج فرهنگ مطالعه میان مشتری‌ها
آقای معدنچی‌ها همسایه قدیمی در محله هفت‌چنارحول دهه 80 از شرکت سایپا بازنشسته می‌شود. اما او اهل بیکارنشستن و خانه‌نشینی نبود. به همین دلیل بعد از بازنشستگی دکان کوچکی در خیابان شهید افتکاری برای شروع یک کار تازه و خدمت به اهالی اجاره می‌کند. این بار هدف‌‌‌ ترویج فرهنگ کتابخوانی و دعوت اهالی به مطالعه است. او درباره این اقدام جالبش توضیح می‌دهد: «اهل کتابخوانی هستم. اما نه اینکه فکر کنید دائماً سرم در کتاب باشد. اما دوست داشتم کار تازه‌ای انجام دهم تا فرهنگی جدید میان دوستان و همسایگانم شکل بگیرد. به این فکر کردم مشتری‌ها برای تعمیر کفش گاهی اوقات چند ساعتی معطل می‌شوند و بهترین کار در این زمان مطالعه است. یکسری کتاب در خانه داشتم همه آنها را به مغازه آوردم. باز خورد خوبی داشت.»
البته در میان مشتری‌های آقای معدنچی‌ها هستند کسانی که کتاب به امانت برده و نیاورده‌اند. او با اشاره به این موضوع می‌گوید: «هدف کتابخوانی است. اوایل بیشتر کتاب‌های مذهبی می‌آوردم. تعدادی از مشتری‌ها که کتاب‌ها را نصفه نیمه می‌خواندند، کتاب را از من به امانت می‌گرفتند. بعضی‌ها امانت را پس می‌آوردند و بعضی‌ها هم احتمالاً فراموش می‌کردند.» به گفته این کاسب قدیمی یک عده مشتری‌ هم در اضافه شدن کتاب‌ها کمک کردند و خودشان کتاب به مغازه اهدا کردند.

    تبلیغات غیر‌مستقیم عفاف و حجاب
یکی دیگر از کارهای جالب این همسایه ما که در سال‌های جنگ تحمیلی مسئول تدارک کارهای جبهه و رزمندگان نیز بوده است،‌ ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در میان بانوان محله به‌صورت غیر‌مستقیم است. او در این‌باره ماجرای جالبی را تعریف می‌کند: «روزهای نخست شروع کارم از خانم‌های بد حجاب کفش قبول نمی‌کردم. به خیال خودم امر به معروف و نهی از منکر می‌کردم. یکبار برای اینکه بدانم کار درستی انجام می‌دهم یا نه به دفتر مقام معظم رهبری رفتم و شیوه کارم را برایشان توضیح دادم. اما پاسخ جالبی گرفتم اینکه برای ارشاد بانوان بد حجاب نباید با آنها بد رفتاری کنم بلکه باید با صحبت و مهربانی آنها را جذب دین کنم. امر به معروف با یک شیوه مناسب و درست راهکار کاسبی‌ام شد.» او در ادامه از ماجرای ایجاد علاقه‌مندی به حجاب در میان یکی از مشتریانش تعریف می‌کند: «خانمی برای تعمیرکفش به مغازه آمد که حجاب مناسبی نداشت. خاطرم است به او کتابی درباره حجاب دادم خواند. خیلی خوشش آمد و کتاب را از من امانت گرفت. بعد از خواندن کتاب را برایم پس آورد. اما به مرور حجابش تغییر کرد. خاطرم است یک‌بار با پوشش کاملاً اسلامی آمد نشناختمش تا اینکه خودش را معرفی کرد.»

    ویژگی کفش‌های ایرانی
به عقیده این کاسب قدیمی که از کودکی در صنعت کفش دست‌دوز مویی سپید کرده است، کفش‌های ایرانی بهترین کفش هستند. او در این‌باره می‌گوید: «صنعت کفش از گذشته تا امروز کلی تغییر کرده است. آن زمان بیشتر کفش‌های دست‌دوز چرمی بودند که برای سلامتی مفید بودند. اما متأسفانه کفش‌های چینی که امروز بیشتر مردم از آن استفاده می‌کنند، دوام چندانی ندارد و خیلی زود خراب می‌شود. قیمت کفش‌های ایرانی دست‌دوز هم گران است و هرکسی نمی‌تواند با این مشکلات اقتصادی هزینه آن را تهیه کند. اما تولیدات ایرانی همیشه جزو بهترین‌ها هستند.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code