منطقه 10

من دستان هنرمندم را دوست دارم

نویسنده: بهاره خسروی‌
معلولیت مانع موفقیت نیست. بلکه اندکی محدودیت همراه دارد که می‌شود با کمی تلاش، پشتکار و اعتماد بنفس این محدودیت را جبران کرد...
1396/08/23
 معلولیت مانع موفقیت نیست. بلکه اندکی محدودیت همراه دارد که می‌شود با کمی تلاش، پشتکار و اعتماد بنفس این محدودیت را جبران کرد. این موضوع را «عصمت امیدی» همسایه هنرمند و معلول ما در خیابان قصرالدشت با موفقیت‌ها و توانمندی‌هایش ثابت کرده است. جوان فعال و خوش ایده هم‌محله‌ای که با وجود معلولیت از ناحیه هر دو دست نقاش و خوشنویس چیره‌دستی است و آثار زیبایی را به تصویر کشیده است. قلاب‌بافی، نمد‌دوزی و.... نیز از دیگر هنرهای این هم‌محله‌ای است و این روزها در فکر راه‌اندازی یک کلاس آموزش نقاشی در سرای محله هفت‌چنار برای اهالی است، کلاسی که مقدمه‌های آن چیده شده و به‌زودی برگزار می‌شود. او می‌گوید: «می‌خواهم شاگردانم هنر دستانم را ببینند نه معلولیت آنها را. من دستان هنرمندم را دوست دارم.»

خاطره آن نقاشی‌ها
در عصر یکی از روزهای پاییزی راهی خیابان قصرالدشت و منزل «عصمت امیدی»؛ می‌شوم. بانو عصمت هنرمندی است که با داشتن معلولیت از ناحیه 2 دست نقاشی و خطاطی می‌کند. او از روزهای کودکی و علاقه‌اش به هنر نقاشی می‌گوید: «از زمانی که چشم باز کردم و خودم را شناختم، به نقاشی علاقه‌مند بودم. هرچند که از ناحیه 2 دست معلولیت مادرزادی داشتم. همیشه یک موضوع خاص را نقاشی می‌کردم. کلاس اول راهنمایی که رفتم از مادرم خواستم من در کلاس نقاشی ثبت‌نام کند و با استعداد و توانایی که داشتم خیلی زود این هنر را آموختم.» این هنرمند 25 ساله اصالتاً همدانی است و با لبخند از نگاه‌ها و حیرت‌های اطرافیانش به‌ویژه استاد کلاس نقاشی و هنرجویان کلاس می‌گوید: «از بچه‌های عادی برای نقاشی بهتر طرح‌ و نقش می‌زدم. این موضوع باعث تعجب بچه‌های کلاس بود. همیشه این سؤال را می‌پرسیدند که: نقاشی‌ها واقعاً کار خودت است یا کسی برایت کشیده؟! به همین دلیل هم معمولاً سر کلاس در حضور استاد و همه هنرجویان طرح می‌کشیدم تا باور کنند.»

بیشتر مصمم شدم
تعجب و حیرت از توانایی این همسایه فقط به هنرجویان کلاس نقاشی ختم نشد. کادر مدرسه هم از این توانایی‌های عصمت، تعجب کرده بودند و باورش سخت بود که فکر کنند دستان معلول عصمت چنین نقش و‌نگاری رقم بزند. امیدی با اشاره به این موضوع تعدادی ازتابلوهای نقاشی‌اش را که کنار میز کوچکی چیده، نشان می‌دهد و می‌گوید: «شاید شما هم باورتان نشود اما همه‌اش کار خودم است.» بعد ادامه می‌دهد: «قبل از کلاس نقاشی این موضوع در مدرسه برای همه سؤال بود. با دیدن هر نمونه کار موفق نقاشی سریع مادرم را احضار می‌کردند و به او بابت کشیدن نقاشی‌ها تذکر می‌دادند که: بگذاریدروی پای خودش بایستد. برایش نقاشی نکشید آن هم به این خوبی! برای اثبات توانایی‌ام به آنها جلو همه نقاشی می‌کشیدم. بعد از مدتی نسبت به این رفتارها بی‌تفاوت شدم. نه تنها دلسرد نشدم که مصمم‌ترهم شدم. نیت من موفقیت در هنر بود نه قانع کردن دیگران. از طرفی خانواده و مادرم در این زمینه به خوبی حمایتم می‌کردند. همین کافی بود و باعث قوت قلب من.»کسب مقام اول مسابقات نقاشی استان همدان و شرکت در جشنواره فستیوال‌های مختلف هنری از مهم‌ترین افتخارات این هنرمند 25 ساله است که خوب می‌داند چطور باید با موانع زندگی روبه‌رو شد.

هنر آرامش‌بخش من
بعد از نقاشی نوبت به هنر خوشنویسی می‌رسد. همسایه هنرمند ما از قلمدان روی میز، قلمی برمی‌دارد و چند بیت شعر روی کاغذ با خط خوش می‌نویسد. او درباره آشنایی با این هنر می‌گوید: «خط نوشتن و خوشنویسی یکی ازهنرهای آرامش بخش است که یادگیری آن را به همه توصیه می‌کنم. به‌ویژه درزندگی‌های پر مشغله و پراسترس امروزی لازم است که در زمان فراغت برای تمدد اعصاب در رشته هنری مورد علاقه‌مان تلاش کنیم. البته مدت زمان زیادی نیست که خوشنویسی را در مؤسسه «رعد الغدیر»، مرکز توانبخشی معلولان آموزش دیدم. خوشبختانه نتیجه موفقیت‌آمیز بود تا جایی که بیشتر مواقع، یکی، 2 ساعت مشغول خوشنویسی هستم.»

می‌خواهم درس بدهم
عصمت امیدی از اعضای فعال کانون معلولان خانه سلامت، سرای محله هفت‌چنار است. این هنرمند، ایده آموزش خوشنویسی و نقاشی برای علاقه‌مندان به یادگیری این هنر را در سرای محله هفت‌چنار دارد. او در این‌باره توضیح می‌دهد: «دوست دارم تجربیاتم را به دیگران هم انتقال دهم. فرقی ندارد سالم یا معلول. مهم آموزش هنر است. به همین دلیل با «طاهره بیگلو» مسئول خانه سلامت سرای محله هفت‌چنار صحبت‌هایی برای راه‌اندازی یک دوره آموزش نقاشی و خوشنویسی داشتم. از پیشنهادم استقبال خوبی کردند و قراراست در صورت به حد نصاب رسیدن تعداد هنرجویان، آموزش را شروع کنم.» امیدی معتقد است شرایط او سبب می‌شود بعضی از شاگردانش اما و اگرهای احتمالی، می‌شود و نمی‌شودهای معمول در بهانه‌گیری برای امروز و فردا کردن را کنار بگذارند و با اراده نقاشی بکشند و خوشنویسی بیاموزند.

ما می‌توانیم، باور کنید!
این هنرمند جوان و خوش آتیه همسایه علاوه‌ بر فعالیت درسرزمین رنگ‌ها و خوشنویسی، تحصیلات دانشگاهی را تا مقطع کاردانی رایانه ادامه داده است. اشتغالزایی و باور توانمندی معلولان یکی از مهم‌ترین خواسته‌های او از مسئولان است. امیدی می‌گوید: «متأسفانه اکنون مهم‌ترین نیاز معلولان فراهم شدن شرایط اشتغال است. در جامعه کسی به توانایی‌ها و استعداد‌های معلولان چنان که باید توجه ندارد. برای نمونه با تمام مهارتی که درزمینه رایانه دارم به جاهای زیادی برای کارسر زده‌ام. اما تا معلولیتم را می‌بینند، همکاری را قبول نمی‌کنند. ترسشان از پس کار بر نیامدن است. بی‌خبر از اینکه ما هم مثل بقیه نیاز به کارو فعالیت داریم. چرا از روی ظاهر تصمیم می‌گیرند.»به باور امیدی، قرارنیست با داشتن یک ضعف، احساس ناتوانی داشته باشیم: «ما وقتی مسئولیت قبول می‌کنیم به انجام صحیح کار و برآمدن از پس مسئولیت ایمان و تعهد داریم.» بخش دیگر گفته‌های امیدی، گله از نامناسب بودن فضای شهری برای‌‌‌‌‌ تردد معلولان، به‌ویژه معلولان جسمی‌ـ حرکتی است: «نبود رمپ مقابل بیشتر ساختمان‌ها مانند بانک، مراکزدرمانی، فرهنگی از جمله این مشکلات است.»

راز پیروزی عصمتِ من
یکی از افراد مؤثر درموفقیت‌های این جوان هنرمند، مادر اوست. مادری که همیشه پا به پای دخترش و مشوق او بوده و حمایت را به جای‌ ترحم انتخاب کرده است. وقتی نوزاد معلولش را در آغوش گرفته به این فکر نکرده چرا فرزند من؟! به این فکر کرده که چگونه فرزند من باید موفق شود، با همین شرایطی که دارد. اینها را می‌توان در گفت‌وگو با او متوجه شد. «ثریا نوری» مادر عصمت می‌گوید: «از سن کم برای عصمت نقاشی مفهوم ویژه‌ای داشت. از همان 4، 5 سالگی تصاویر با مفهوم نقاشی می‌کرد. دوره ابتدایی که نقاشی می‌کشید، هیچ‌کدام از معلم‌ها باور نمی‌کردند کار خودش باشد. از من می‌خواستند که برای دخترم نقاشی نکشم. اما دخترم خودش نقاش بود. عصمتِ من دختر با اعتماد به نفس و با پشتکاری است. هر وقتی چیزی خواسته برای رسیدن به موفقیت تلاش کرده و به هدفش رسیده است. این راز پیروزی او به شمار می‌رود.»




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code