منطقه 10

20 ســال قرار همـدلی

نویسنده: بهاره خسروی
همه چیز با یک پیشنهاد دوستانه در محله هفت‌چنار شروع شد. روزی دو همسایه برای انجام یک کار خیرساده، عیادت و پرستاری از سالمندان، راهی آسایشگاه خیریه کهریزک شدند. همین یک بار کافی بود تا بیایند و از دعای خیر سالمندان بگویند و این سنت حسنه، میان بقیه همسایگان هم باب شود...
1395/10/14
  همه چیز با یک پیشنهاد دوستانه در محله هفت‌چنار شروع شد. روزی دو همسایه برای انجام یک کار خیرساده، عیادت و پرستاری از سالمندان، راهی آسایشگاه خیریه کهریزک شدند. همین یک بار کافی بود تا بیایند و از دعای خیر سالمندان بگویند و این سنت حسنه، میان بقیه همسایگان هم باب شود. «مرضیه حیدری» یکی از 2 همسایه و ‌بانی تشکیل رسم عیادت از بیماران و سالمندان کهریزک است 20 سالی می شود که اهالی ماهی یک بار به همت این همسایه قدیمی، با حضور در سرای سالمندان کهریزک، امید و لبخند را به ساکنان چشم انتظار این مجموعه هدیه می‌دهند. در این گزارش همراه با اهالی سری به این آسایشگاه خیریه زدیم با تعدادی ازسالمندان و اعضای شرکت‌کننده در این کار خیر خداپسندانه گفت‌وگو کردیم.

 غم رفت؛ امید آمد
ساعت حرکت اهالی 13:30 ازمقابل سرای محله هفت‌چنار است. اما برای اینکه همه چیز سرنظم و ساعت باشد خانم‌های محله هفت‌چنار از نیم ساعت مانده به حرکت دور هم جمع و مشغول بسته‌بندی بسته‌های روسری، جوراب، لوازم بهداشتی، خوراکی  و آخرین هدایای دریافتی از اهالی می‌شوند تا چیزی کم و کسر نباشد. رأس ساعت با شنیدن صدای بوق مینی‌بوس اهالی راهی سفر به دنیای آدم‌هایی می‌شوند که سهمشان از روزگار، چشم انتظاری است. ازهمان ورودی جاده کهریزک حس حال و عجیبی به سراغ آدم می‌آید. غم غربتی که با نزدیک شدن به فضای ساکت آسایشگاه و دیدن افرادی چشم انتظار که تنها طلبشان از روزگار اندکی مهربانی است، بیشتر هم می‌شود. داخل بخش زنانه یک عده از بانوان سالمند دور هم جمع و گرم گفت‌وگو هستند. با حضور بانوان روسری به دست محله هفت‌چنار در میانشان، صحبت‌هایشان از غم دوری از خانواده و گله از زمانه به انتخاب رنگ و نوع روسری‌ها می‌رسد. غم می‌رود و لبخند به چهره‌شان می‌نشیند. «امیره» خانم که روسری قرمزی نصیبش شده بود زیر چشمی نگاهی به رنگ بقیه روسروی‌ها می‌اندازد. از نگاهش پیداست که با رنگ قرمز زیاد میانه خوبی ندارد. برعکس خاور خانم کلی از رنگ و لعاب روسری خودش کیف کرده و با شادی شعری هم برای جمع می‌خواند. امیره خانم در آخر موفق می‌شود روسری‌اش را با رنگ قهوه‌ای عوض کند و در شادی دسته‌جمعی کنار دوستانش او هم لبخند بزند.

 عزیزان و دوری، خدا نکند!
مرحمت خانم، روسری قهوه‌ای رنگ را روی سر یکی از بانوان سالمند می‌اندازد و بوسه‌ای بر پیشانی‌اش می‌زند. «مرحمت بیگی» از بانوان فعال محله سلیمانی ‌ـ تیموری و پای ثابت گروه عیادت‌کنندگان از آسایشگاه کهریزک است. او که با صحبت و شنیدن درد دل هرکدام از مادران سالمند، گوشه چشمی هم‌تر می‌کند، می‌گوید: «من از اینکه به دیدن این مادران و افراد دلشکسته می‌آیم، کلی لذت می‌برم. اینکه با حضورم حتی ذره‌ای شادی و لبخند را مهمان دل‌هایشان کنم. به همین دلیل اگر هرکاری داشته باشم روزهای آمدن به آسایشگاه کهریزک را خالی می‌گذارم. چون عیادت به‌ویژه از این افراد تنها رضای خدا را به دنبال دارد. کاش می‌شد، عزیزانمان را گوشه‌ای دور از خانواده رها نکنیم. من برادر همسری دارم که بیمار و سالخورده است اما همراه همسرم در خانه از او پرستاری و مراقبت می‌کنیم. حاضریم تمام سختی‌های پرستاری در خانه را قبول کنیم اما حاضر نیستیم لحظه‌ای عزیزمان تنها و دور از ما باشد.»

 گوش من و حرف‌های تو مادرم
«ژاله شیخ الاسلامی» از اهالی محله بریانک، 3 بار است که برای عیادت از سالمندان آسایشگاه خیریه همسفر اهالی محله هفت‌چنار شده است. حسابی با مادران سالمند، گرم گرفته، انگار سال‌های زیادی است که همدیگر را می‌شناسند. او می‌گوید: «با دیدن این مادران یاد مادر مرحومم می‌افتم. دوست دارم ثواب کارم به روح مادرم برسد. فرقی هم ندارد من هم برای این مادران مثل دخترشان هستم. مگر نه اینکه دنبال گوش شنوایی برای یک دل سیر درددل کردن هستند. گوش‌های من، شنونده نصیحت‌های مادرانه آنهاست. با این کار بوی مادری از این مادران مهربان و چشم انتظار می‌گیرم. این تنها‌کاری است که از دستم بر می‌آید. قدیم‌ها همه ما در فامیل مادربزرگ، پدربزرگ یا فرد سالمندی داشتیم که جایش در بهترین جای خانه بود و حرف‌هایشان برای یک خانواده سند. این روزها شکل زندگی‌ها حسابی تغییر کرده و آدم‌ها کم حوصله شده‌اند. مادر همسرم در سال‌های آخر خیلی پیر و نیازمند مراقبت بود. برای نگهداری از او همه خانواده بسیج شدیم و راضی نشدیم در خانه سالمندان یا آسایشگاه بستری‌اش کنیم.»

 یک دانه انار....
بعضی‌ها به ذوق گرفتن یک عکس یادگاری مقابل دوربین ژست می‌گیرند و برخی هم همچنان خلوت تنهاییشان را حفظ می‌کنند وآرام نظاره‌گر جنب‌وجوش دوستانشان هستند. در میان اهل آسایشگاه «اقدس جمعه بزرگی» یکی از سالمندان هنرمند این مجموعه توجه همه ما را به خودش جلب می‌کند. این مادرمهربان و دوستداشتنی اهل کرمانشاه است. با همان لهجه شیرین کرمانشاهی، می‌گوید: «سال‌های آخر جنگ بود. 7 روزی در درمانگاه بستری شدم. واقعاً بیماری نداشتم و حالم خوب بود. ولی بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم، آمدم به کهریزک و در اینجا ماندگار شدم. بیکار نیستم و در کلاس‌های موسیقی آسایشگاه شرکت می‌کنم. معمولاً برای خانم‌ها خودم شعر و ترانه‌های محلی زیاد می‌خوانم.» درپایان این مادر هنرمند با دکلمه ترانه یک دانه انار...، حسابی حال و هوای جمع را تغییر می‌دهد.

 عیادت 20 ساله از کهریزک
تقریباً بیش از 20 سال است که اهالی محله هفت‌چنار ماهی یکبار برنامه بازدید از آسایشگاه سالمندان دارند. «مرضیه حیدری»‌بانی این عیادت جمعی با تعریف از چگونگی شکل‌گیری این کار خیر خدا پسندانه می‌گوید: «تقریباً همان 20 سال پیش به پیشنهاد یکی از همسایگانم برای عیادت دو نفری به آسایشگاه کهریزک آمدیم. آن خانم ماهی یک‌بار برای شست‌وشوی سالمندان ومعلولان می‌آمد. از همان بار اول خوشم آمد. به فکرم رسید که این کار را ادامه دهم و از طرفی در کنار آن کارخیری هم انجام دهیم. هرسه‌شنبه در خانه ما نماز امام زمان (عج) برپا می‌شود. در این جلسه، موضوع عیادت را با همسایه‌ها مطرح کردم. انصافاً هم استقبال خوبی می‌شود. چه کسانی که همراه ما برای عیادت می‌آیند یا هدیه می‌فرستند. این سفر هم به نیت دیدار سالمندان و بیماران مبتلا به ام.اس آمدیم.» عیادت‌کنندگان این سفر جوراب مردانه و زنانه، روسری، میوه، شکلات، لوازم آرایش و زینتی و.... . را به بیماران و سالمندان آسایشگاه هدیه می‌دهند.

 لذت یک کار خیر دسته‌جمعی
مهرانگیز خانم یکی از اعضای ثابت و قدیمی نماز امام زمان(عج) منزل خانم حیدری و حضور در برنامه عیادت است. او شرکت در یک کار خیر دسته‌جمعی کنار همسایگانش را مهم‌ترین انگیزه حضورش می‌داند: «روزهای اول خودمان ماشین کرایه می‌کردیم و با همه سختی‌هایش هدیه‌ها را به دست سالمندان می‌رساندیم. دیدن خنده و شادی آنها باعث آرامش و خوشحالی ما می‌شود. اینکه در یک جمع کوچک با کمک‌های به ظاهر ساده کارهای بزرگی انجام دهیم و آن چیزی جز امیدوار کردن سالمندان نیست، فکر می‌کنم ارزش زیادی دارد.»

 نخستین دیدار
«فریبا فتحی» از دیگر اهالی که برای نخستین بار است جمع را همراهی می‌کند می‌گوید: «همه ما در میان فامیل و دوستان برنامه‌های گردشی و تفریحی زیادی داریم. چه خوب می‌شود که برای‌‌‌ ترویج کار خیر یک برنامه عیادت دسته‌جمعی برای عیادت از آسایشگاه‌ها سالمندان هم باب شود تا از این افراد چشم انتظار دلجویی شود.»

 خدا ما را این‌طوری دوست دارد
با دعای خیر مادران سالمند از بخش زنانه بیرون می‌آییم. برای پیدا کردن ساختمان بیماران ‌ام.اسی چندباری در حیاط آسایشگاه دور خودمان می‌چرخیم تا به در ورودی برسیم. «علی رستمی» از بیماران این بخش همراه با ویلچر برقی‌اش راه بلد ما برای رسیدن به بخش بیماران ‌ام.اسی می‌شود. هنوز چند قدمی حرکت نکرده‌ایم که به مزار مرحوم «دکترحکیم‌زاده» ‌بانی و خیّر راه‌اندازی آسایشگاه خیریه کهریزک می‌رسیم. برای نثار فاتحه سر مزار او می‌ایستیم، علی آقا با گریز به روزهای کودکی و ساخت این مجموعه یادی از دکتر حکیم‌زاده و نصیحت‌هایش می‌کند؛ او که قبل از مبتلا شدن به بیماری ام.اس کارمند بوده و کنار خانواده‌اش، زندگی می‌کرده است. اما با ابتلا به این بیماری و پیشرفت آن به‌رغم میل باطنی خانواده زندگی در آسایشگاه را انتخاب می‌کند: «وقتی آمدم آسایشگاه چندبار از فرزندانم خواستم بیایند، جایم و دوستانم را ببینند. با این کار به آنها اطمینان خاطر دادم.» او با کمی مکث و لبخند پر معنایی می‌گوید: «به بچه‌ها گفتم، چاره‌ای نیست شاید خدا ما را این‌طوری دوست دارد.»

آرامش روحی
با حضورمان در ساختمان بیماران ‌ام.‌اسی کمی سکوت حاکم بر فضا می‌شکند. با راهنمایی نگهبان ساختمان به طبقه دوم و بخش زنانه هدایت شدیم. «زهرا مؤمنی مقدم» مسئول بخش یک سینی پر از داروهای مختلف برای بیماران در دست دارد و در حال سرکشی به وضع بیماران است. با دیدن یک عده ناشناس به‌عنوان عیادت‌کننده در راهروی بخش، بدون اطلاع قبلی جا می‌خورد اما با روی باز از همه استقبال و مهمانان را برای عیادت بیماران هدایت می‌کند. او که 2سالی مسئولیت بخش ام.اس آسایشگاه خیریه کهریزک را برعهده دارد، مهم‌ترین نیاز این بیماران را حفظ آرامش روحی می‌داند: «در واقع ام.اس بیماری نیست. بلکه یک مبارزه روحی است. بیماران ‌ام.اسی بیش از هر چیز نیاز به روحیه مقاوم برای مبارزه با بیماری و بهبود دارند.» بنا به تعریف مؤمنی اجرای ورزش یوگا، بازی‌های ویژه و... از جمله برنامه‌های این بخش برای ایجاد آرامش روحی و روانی بیماران است.»




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code