منطقه 11

از مـنیریـه تا سـکـوی قهرمانی آسیا

نویسنده: مریم تهوری
هنوز 22سال را پر نکرده اما یک بغل مدال‌های رنگارنگ جهانی، آسیایی و کشوری دارد. مدال‌ها و جام‌های قهرمانی‌اش را که در سبدی حصیری گذاشته جلو ما می‌گذارد....
1396/05/18
 هنوز 22سال را پر نکرده اما یک بغل مدال‌های رنگارنگ جهانی، آسیایی و کشوری دارد. مدال‌ها و جام‌های قهرمانی‌اش را که در سبدی حصیری گذاشته جلو ما می‌گذارد. نمی‌دانیم خوشحال باشیم که جزو نخستین افرادی هستیم که این مدال‌ها را از نزدیک تماشا می‌کنیم و هم صحبت این قهرمان کاراته‌کار کشورمان می‌شویم یا از اینکه هیچ‌وقت متولیان ورزش کشورمان توجهی به این دختر قهرمان نداشته‌اند غمگین باشیم. «پریسا رحمانی» اما هنوز پرامید و پرانرژی است. می‌گوید از این‌همه بی‌مهری متولیان ورزش خسته است اما باز هم دست از تلاش برنمی دارد. چون این راه، تحقق آرزوهای پدرش است و برای او همین که با قهرمانی‌هایش کمی از زحمات پدر و مادرش را جبران کند کافی است. در روزهایی که دختر قهرمان محله به تازگی با مدال نقره مسابقات آسیایی به محله برگشته، به دیدارش رفته‌ایم.

اطلاعات فوری
«پریسا رحمانی»
تولد: سال 1374
افتخارات:
مدال نقره‌ـ مسابقات مجارستان(1386)
مدال طلا‌ـ مسابقات هنگ‌کنگ (1389)
2مدال طلا ‌ـ مسابقات آسیایی چین (1390)
مدال طلا‌ـ مسابقات ازبکستان(1391)
 مدال نقره بخش انفرادی ‌ـ مسابقات آسیایی ازبکستان(1391)
 مدال طلا کاپ دریای سیاه – ترکیه (1392)
 مدال برنز‌ـ مسابقات ژاپن(1394)
مدال نقره کاتای تیمی‌ـ مسابقات آسیایی قزاقستان(1396)

    نخستین بانوی مدال‌آور کاتای آسیایی
16سال است در رشته کاتا مشغول فعالیت است و از 7سال قبل در رده‌های نوجوانان، جوانان و بزرگسالان عضو تیم‌ملی است. می‌گوید: «از 5سالگی کاراته را شروع کردم. به واسطه خاله ورزشکارم در یکی از باشگاه‌های شهرری با رشته کاراته آشنا شدم. 9سال زیر نظر مربی همان باشگاه آنقدر تمرین کردم و مهارت‌هایم را تقویت کردم تا به تیم‌ملی رسیدم.» شاید کمتر کسی بداند که رحمانی نخستین بانوی ایرانی است که توانسته در رشته کاتا مدال طلای آسیایی را از آن خود کند: «سال 1389 که برای نخستین بار به مسابقات برون‌مرزی در هنگ‌کنگ اعزام شدم توانستم به‌عنوان نخستین بانوی ایرانی در بخش کاتا مدال آسیایی بگیرم.» وقتی از راز این موفقیت می‌پرسیم جوابش کوتاه است: «حمایت‌های همه‌جانبه پدر و مادرم، زحمات مربیانم و تلاش‌ها و تمرین‌های خودم از 5سالگی تا همین امروز.»

    در منطقه نمی‌دانند پریسا رحمانی وجود دارد!
جای خالی حمایت‌های فدراسیون کاراته و اداره ورزش منطقه در زندگی رحمانی احساس می‌شود: «از بدو تولد در محله منیریه زندگی کرده‌ام اما شهرداری منطقه و اداره ورزش آن اصلاً نمی‌داند که ورزشکاری به نام پریسا رحمانی وجود دارد. در تمام این سال‌ها تمرینات و تجلیل‌هایم در منطقه شهرری انجام شده است. در دوره‌هایی هم به دلیل برخی مشکلات در فدراسیون، حتی بدون مربی و تمرینات منسجم به مسابقات مختلف آسیایی و جهانی اعزام شده و مدال گرفته‌ام.» دختر قهرمان هم‌محله‌ای در تمام این سال‌ها همراه 2نفر از هم‌تیمی‌هایش در یکی از سالن‌های ورزشی که شهرداری شهرری در اختیارشان گذاشته تمرین کرده‌اند. او ادامه می‌دهد: «سال‌هاست همراه مادرم از منیریه تا شهرری می‌رویم تا فقط چند ساعت تمرین کنم. در این سال‌ها مادرم بیش از هرکس دیگری اذیت شده با این حال همیشه در کنارم است. یادم می‌آید یک سال پدر و مادرم پشت در باشگاه در ماشین روزه‌شان را افطار می‌کردند تا تمرین من تمام شود. این روزها با تمام بی‌مهری‌ها تنها پشتوانه و انگیزه‌ام برای ادامه این راه سخت، حمایت‌های همیشگی پدر و مادرم و شاد کردن آنهاست.»

 وقتی به لطف همسایه‌ها پارکینگ، محل تمرینم شد
نکته امیدوارکننده در میان تمام سختی‌ها و ناملایمات حمایت‌های دلگرم‌کننده همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها از پریساست. هر بار که او با دست پر از مسابقات برمی‌گردد مورد استقبال گرم هم‌محله‌ای‌هایش قرار می‌گیرد. او می‌گوید: «در یک مقطع هیچ سالنی برای تمرین پیدا نمی‌کردم. جالب بود که همسایه‌ها دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند ماشین‌هایشان را از پارکینگ ساختمان بیرون ببرند و مدتی کنار خیابان پارک کنند تا من بتوانم در پارکینگ تمرین کنم و برای مسابقات آماده شوم.» با لبخند می‌افزاید: «خدا را شکر همیشه اهالی و به‌خصوص همسایه‌ها با حمایت‌ها و محبتشان به من انگیزه داده‌اند و همین برای من کافی است.» قهرمانی‌های رحمانی در طول این سال‌ها برای خیلی از دختران محله باعث ایجاد انگیزه برای تلاش و فعالیت شده است و مادرها و پدران‌شان دائم درباره رشته کاراته و شرایطش از او سؤال می‌کنند تا دخترانشان را در این رشته رزمی ثبت‌نام کنند. او در این‌باره می‌گوید: «یک بار از مدرسه خواهر کوچک ترم با ما تماس گرفتند و گفتند: یکی از بچه‌های مدرسه موضوع انشایش را به دختر شما اختصاص داده و نوشته در محله ما پریسا رحمانی قهرمان کاراته است و من هم دوست دارم در این رشته ورزش کنم و روزی مثل پریسا قهرمان شوم.»

از نگاه مادر
بزرگ‌ترین حامی دخترم اهالی محله هستند
«مادرم در مسیر منیریه ‌ـ شهرری پیر شد.» این را پریسا با خنده‌ای می‌گوید که پشتش یک حس بزرگ قدرشناسی است. «منیره رستگار» مادرش که در تمام این سال‌ها لحظه لحظه در کنارش بوده، دنبال کلام دخترش را می‌گیرد: «با اینکه زیاد با این رشته ورزشی موافق نبودم اما وقتی اشتیاق و انگیزه بالای پریسا را دیدم در این مسیر تنهایش نگذاشتم. بارها در مسیر رفت‌وآمد از خانه تا شهرری با مشکلات بزرگ و کوچک مواجه شدیم. حتی تصادف کردیم اما دست از ورزش برنداشتیم.» مادر سری تکان می‌دهد و می‌افزاید: «امان از روزهای مصدومیتش. همه زندگی‌ام می‌شود نگرانی و اضطراب. از لحظه‌های رقابت‌هایش هم که دیگر چیزی نمی‌گویم. در تمام این سال‌ها فقط یکبار در مسابقات مجارستان همراهش رفتم. اضطراب آن روزها آنقدر زیاد بود که دیگر سر هیچ‌کدام از مسابقاتش حضور پیدا نکردم.» مادر هم از بی‌مهری‌ها مکدر است و می‌گوید: «در تمام این سال‌ها هیچ‌کدام از نهادهای متولی ورزش از پریسا حمایت خاصی نکردند و اهالی محله بیش از هرکس دیگری حامی او بوده‌اند.»

از نگاه همسایه
پریسا افتخار محله است
«مریم جلیلوند» یکی از همسایه‌های قدیمی خانواده رحمانی است. او که همواره شاهد رشد پله پله پریسا و موفقیت‌هایش بوده، می‌گوید: «پریسا افتخار محله ماست. هر بار که به مسابقات می‌رود برایش سر نماز دعا می‌کنم و وقتی هم که با موفقیت برمی‌گردد به استقبالش می‌رویم. این دختر پرتلاش با پشتکار و موفقیت‌هایش باعث ایجاد انگیزه در بسیاری از دختران محله برای گرایش به ورزش شده است.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code