منطقه 11

آهنگ زندگی ما صوت قرآن است

نویسنده: فاطمه عسکری نیا
از 3 سالگی تا امروز همه لحظات زندگی‌اش با قرآن گره خورده است؛ درست 37سال. می‌شود گفت زمزمه کردن آیات قرآن را همراه با یاد گرفتن زبان مادری آغاز کرد و زندگی‌اش از همان کودکی رنگ قرآن گرفت...
1396/03/24
 از 3 سالگی تا امروز همه لحظات زندگی‌اش با قرآن گره خورده است؛ درست 37سال. می‌شود گفت زمزمه کردن آیات قرآن را همراه با یاد گرفتن زبان مادری آغاز کرد و زندگی‌اش از همان کودکی رنگ قرآن گرفت. «سید محمد کرمانی» قاری بین‌المللی هم‌محله‌ای ما در تمام زندگی‌اش یا قرآن‌آموز بوده یا معلم قرآن و در این مسیر تلاش کرده اطرافیانش را هم با نور قرآن آشنا کند. در یکی از روزهای خوب ماه خدا در حالی‌که یک ماه از حضور موفق او در مسابقات بین‌المللی قرآن «تونس» می‌گذرد، مهمان خانه باصفایش شدیم و از او و خانواده‌اش درباره آثار همنفسی با آیه‌های نور شنیدیم.

غرق نور؛ از 3سالگی
سید محمد قبل از اینکه از خودش بگوید به قاب عکسی که روی دیوار خودنمایی می‌کند نگاهی می‌اندازد و می‌گوید: «پدرم، مرحوم حاج سید نورالله کرمانی یک عالم روحانی بود که ما همیشه او را با قرآن می‌دیدیم. انس پدر با قرآن باعث شد ما فرزندان هم پا جای پای ایشان بگذاریم و با الگوگیری از او در راه قرآن قدم برداریم. 3ساله بودم که برادر بزرگ‌ترم قرائت و حفظ نخستین آیه‌های قرآن را به من آموزش داد. حواس پدر هم به ما بود. تشویق‌های او هر روز مرا برای ادامه راه مشتاق‌تر می‌کرد. 5ساله بودم که کم‌کم پایم به محافل قرآنی که پدر می‌رفت باز شد و با بزرگانی مانند استادان سبزعلی و گرجی آشنا شدم. این‌طور بود که در زمان ورود به مدرسه دیگر به راحتی می‌توانستم قرآن را قرائت کنم.»
 قاری موفق هم‌محله‌ای با لبخند می‌افزاید: «یادم می‌آید نخستین روز مدرسه که همه بچه‌های کلاس اولی گریه می‌کردند و دلتنگ مادرشان بودند سر برنامه صبحگاه مدیر مدرسه رو به بچه‌های کلاس چهارم و پنجم کرد و گفت: یکی از بچه‌ها بیاید برای قرائت قرآن. من بدون اینکه به سن و سال و قد و بالایم نگاه کنم راه افتادم سمت آقای مدیر. خیلی هم ریزنقش بودم. آقای مدیر نگاهی به من کرد و با خنده گفت: شما می‌خواهی قرآن بخوانی؟ گفتم: بله. گفت: کلاس اول هستی؟ با همان اعتماد به نفس جواب دادم: بله. حتی قدم به سکویی که بلندگو روی آن بود، نمی‌رسید. مدیر مرا بغل کرد و روی سکو گذاشت و من مشغول قرائت قرآن شدم. قرائت من باعث حیرت همه شد و همانجا نخستین تشویق مدرسه‌ای را از معلم پرورشی‌مان گرفتم که یک کارت صد آفرین بود. آن کارت به اندازه یک دنیا برای من ارزش داشت و هنوز هم طعم شیرین آن تشویق از یادم نرفته است.»

چهره آشنای تلویزیون
«9ساله بودم که به‌عنوان نخبه قرآنی معرفی شدم. همان ایام صدا و سیما برای قرائت قرآن و گفتن اذان از من دعوت کرد. اذانی که من در صدا و سیما گفتم سال‌ها از تلویزیون پخش می‌شد. آن برنامه بازخورد زیادی در محله و بین دوستان و اقوام داشت و باعث شده بود من به‌عنوان یک الگوی قرآنی برای خانواده‌ها و بچه‌های همسن و سالم مطرح شوم.» کرمانی مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «هر وقت آن اذان پخش می‌شد فردایش بچه‌های مدرسه دورم جمع می‌شدند و می‌گفتند: دیروز در تلویزیون دیدیمت. خیلی‌هایشان با همان زبان کودکانه می‌گفتند: کاش جای تو بودیم. همین جذابیت‌ها در نگاه آنها باعث شده بود همراه من در محافل قرآنی شرکت کنند. پاتوق قرآنی من آن روزها به تبعیت از برادرم، حسینیه علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) بود؛ جایی که آقای سبزعلی، استاد و قاری برجسته قرآن حضور داشت. بسیاری از بچه‌های محله و فامیل آن روزها به خاطر من به این حسینیه جذب شدند.»

کوچک‌ترین استاد
پیشرفت سید محمد در حوزه قرائت قرآن و تشویق اساتیدش این اعتماد به نفس را به او داد که می‌تواند آموخته‌هایش را به همسن و سالان مشتاقش یاد بدهد. این‌طور بود که او در نخستین سال دوره دبیرستان نخستین جلسه قرآنی خود را در همان حسینه علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) تشکیل داد: «آن سال‌ها من کوچک‌ترین استاد قرآنی بودم که جلسه داشتم و شاگردانی را آموزش می‌دادم. تا زمان گرفتن مدرک دیپلم این جلسات و محافل ادامه داشت. فوت پدرم و خدمت سربازی باعث شد کم‌کم این جلسه را به دوستان دیگر واگذار کنم اما هنوز هم در جلسات قرآنی به آموزش علاقه‌مندان مشغولم؛ در حسینیه پیروان امام حسین(ع)، امامزاده سید ناصرالدین بازار و امامزاده صالح(ع).»

تربیت هزار دانش‌آموز قرآنی
قاری موفق هم‌محله‌ای می‌دانست برای تربیت قرآنی فرزندان و جاری کردن عطر قرآن در خانواده‌ها و جامعه، مدرسه بهترین انتخاب است. به همین دلیل لباس معلمی قرآن مدارس را بر تن کرد و در مدارس مناطق 11، 12، 8، 6، 2، 1 در مقام معلم قرآن و مربی پرورشی به آموزش پرداخت: «بهترین سن برای آموزش قرآن به بچه‌ها و جذب آنها به فضاهای قرآنی مقطع حضور آنها در مدرسه است. به لطف خدا من توانستم طی دوران معلمی در مدرسه، حدود هزار دانش‌آموز را با قرآن آشنا کنم. دوستی و رفاقتی که میان ما شکل گرفت باعث شد بسیاری از این دانش‌آموزان همراه من در محافل قرآنی خارج از مدرسه هم شرکت کنند. آنها امروز جزو چهره‌های قرآنی برجسته‌اند.» کرمانی می‌افزاید: «جذب نسل جدید به سمت و سوی قرآن یک کار تخصصی است و باید به کارشناسان قرآنی سپرده شود تا با استفاده از شیوه‌های جذاب و به روز و با چاشنی محبت و دوستی، علاقه به قرآن را در بچه‌ها ایجاد کنند. اما متأسفانه باید بگویم در بیشتر فضاهای آموزشی ما این اصل مهم مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد.»

محبت به خانواده، مهم‌ترین درس قرآن
آقا محمد در خانه هم رفاقت و صمیمیت را به‌عنوان کارسازترین عامل برای جذب اعضای خانواده به قرآن انتخاب کرده است: «در خانه ما هیچ‌وقت اجباری برای یادگیری قرآن برای بچه‌ها وجود نداشته است. آنها همین که مدام شاهد قرائت قرآن من در خانه هستند علاقه‌مند شده‌اند به طرف قرآن بیایند. تشویق‌های من و مادرشان هم برای فعالیت قرآنی آنها، اشتیاقشان را برای قرآن خواندن بیشتر کرده است.» او معتقد است که اگر فردی مدعی انس با قرآن است باید آموزه‌های قرآن را در زندگی‌اش پیاده کند: «به کار گرفتن آموزه‌های قرآنی در زندگی مهم‌ترین هدف من است و همیشه تلاش کرده‌ام بر اساس توصیه‌های قرآن با همسر و فرزندانم رفتار کنم. زندگی ما به‌عنوان یک خانواده قرآنی، یک زندگی سرشار از عشق و شادی است. چون محبت به خانواده یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی است که از قرآن آموخته‌ام.»

از سفر بازماندم تا دوباره زندگی کنم
در سایه برکت قرآن و به پاس موفقیت‌هایش، سید محمد بارها به خانه خدا مشرف شده است. اما در میان همه سفرهای حج، سفری که از آن بازماند، بیش از همه در ذهن او ماندگار شد: «در ایام حج سال 1394 قرار بود من و برخی قاریان در فهرست 20نفره قاریان قرآن اعزامی به خانه خدا حضور داشته باشیم اما لحظه آخر خبردار شدم با توجه به در اولویت بودن قاریانی که تا به حال به این سفر مشرف نشده‌اند اسم من از فهرست خارج شده طبیعی است که جاماندن از چنین سفر مهمی باعث ناراحتی است. اما غم بزرگ‌تر وقتی به سراغم آمد که فاجعه منا اتفاق افتاد. خیلی ناراحت بودم و بیقراری می‌کردم. 2نفر از بهترین دوستانم، حسن دانش و محسن حاجی حسنی، قاریان موفق قرآن در آن کاروان حضور داشتند و هر دو در آن حادثه تلخ به شهادت رسیدند. از دست دادن آنها هنوز هم داغ سنگینی بر دل من است.»

مسافر تونس و لبخند رضایت رهبر
سید محمد و خانواده‌اش سال 1396 را با رویدادی شیرین آغاز کردند. او که برای شرکت در مسابقات بین‌المللی قرآن به کشور تونس سفر کرده بود با دست پر به خانه برگشت: «در این رقابت‌ها 2نفر از هر کشور شرکت می‌کنند؛ یکی در رشته قرائت و دیگری در رشته حفظ کل قرآن. من نماینده ایران در رشته قرائت بودم و در سایه لطف خدا و دعای مادر و خانواده‌ام توانستم با اختلاف امتیاز بسیار ناچیز به مقام دوم این رقابت‌ها دست پیدا کنم.» اما قاری موفق هم‌محله‌ای جایزه بزرگ‌تر را روز اول ماه مبارک رمضان گرفت: «روز نخست ماه مبارک رمضان فرصت نصیبم شد که برای‌ترتیل جزء یک قرآن مهمان بیت رهبر معظم انقلاب باشیم. بعد از قرائت قرآن و اقامه نماز ظهر و عصر خدمت آقا مشرف شدیم. ایشان بعد از شنیدن خبرموفقیت من در مسابقات تونس برایم آرزوی موفقیت کردند.» البته این نخستین دیدار سید محمد با رهبر معظم انقلاب نبود: «نخستین دیدار من برمی‌گردد به ماه مبارک رمضان سال 1378. آن روز چه دلهره و هیجانی برای این دیدار داشتم. حس و حالم در لحظه‌ای که ایشان را دیدم وصف نشدنی بود. آقا آن روز ما را به ادامه فعالیت‌های هدفمند قرآنی توصیه کردند و من این توصیه را سرلوحه کارم قرار دادم. روز نخست ماه مبارک امسال که آقا از موفقیتم در مسابقات تونس خوشحال شدند احساس سربلندی و افتخار کردم.»

از نگاه همسر
   به آرزویم رسیدم
«همیشه از صدای صوت قرآن لذت می‌بردم و آرزویم زندگی با یک قاری قرآن بود.» «مرضیه کلانتر» همسر سید محمد دانش‌آموخته رشته معارف اسلامی است. او می‌گوید: «خانواده پدری‌ام یک خانواده قرآنی بود و همیشه جلسات هیئت و انس با قرآن در خانه ما برپا می‌شد. در آن هیئت که با مدیریت برادرم در خانه پدری برگزار می‌شد آقا محمد در مقام استاد قرآن شرکت می‌کرد. آن روزها فقط اسمشان را می‌شنیدم و شناختی از ایشان نداشتم تا اینکه مادرشان موضوع خواستگاری از مرا با برادرم در میان گذاشتند. در واقع مقدمات ازدواج ما در سایه قرآن فراهم شد.» مرضیه خانم هم قبل از بچه‌دار شدن با تشکیل کلاس‌های معارف و قرآن به بانوان آموزش می‌داد و سعی می‌کرد آموخته‌های قرآنی خود را بی‌چشمداشت به بانوان هم‌محله‌ای ارائه کند: «بعد از به دنیا آمدن محمد یاسین کم‌کم این فعالیت‌ها را به خانواده و اقوام محدود کردم. چون تربیت فرزندم برایم در اولویت بود.» او آرامش و محبت جاری در خانواده‌اش را از برکت قرآن می‌داند و می‌گوید: «اگر امروز خانواده‌ای شاد و دوستداشتنی داریم از برکت قرآن است. بچه‌هایم با صدای صوت قرآن پدرشان آرامش می‌گیرند. این‌طور بگویم که تنها ملودی زندگی ما صوت قرآن است. وقتی آقا محمد کمتر قرآن می‌خواند یا در سفر است انگار در خانه ما یک چیز کم است و من و بچه‌ها کلافه‌ایم.»

   تمرین قرآن با چاشنی فوتبال و کشتی!
«وقتی آقا محمد قرآن می‌خواند انیسه، دختر 2ساله و محمد یاسین پسر 10 ساله‌ام کنار او می‌نشینند و سعی می‌کنند با تکرار آیه‌ها مثل پدرشان قرآن تلاوت کنند. قرآن انرژی خوبی به بچه‌هایم منتقل می‌کند و در زمان قرائت، شادی را در چهره آنها می‌بینم.» مرضیه خانم ادامه می‌دهد: «آقا محمد با بچه‌ها دوست است. به همین دلیل بچه‌ها نمی‌توانند نبودش را در خانه تحمل کنند. او همسر و پدری مهربان و دلسوز است که همیشه ما را بر خود ترجیح می‌دهد. می‌توانم بگویم او به همه توصیه‌های قرآن درباره خانواده عمل می‌کند.» خانم این خانه قرآنی با تأیید شیوه نرم و دوستانه همسرش در آموزش قرآن به فرزندان می‌گوید: «آقا محمد با اینکه بسیار دوست دارد همه خانواده‌اش با قرآن مأنوس باشند اما هیچ‌وقت در این زمینه سختگیری نکرده همه تلاش او این است که بچه‌ها به قرآن علاقه‌مند شوند و از انس با قرآن لذت ببرند. برای مثال وقتی با پسرم تمرین قرائت قرآن می‌کند تا حس می‌کند محمد یاسین خسته شده با او فوتبال بازی می‌کند یا کشتی می‌گیرد؛ بازی‌هایی که پسرم عاشق آنهاست. محمد یاسین هم این لحظات خوش را هدیه قرآن می‌داند. به همین دلیل است که بدون نیاز به اصرار من و پدرش، خودش با علاقه به تمرین قرائت قرآن می‌پردازد.» خانواده قرآنی کرمانی این روزها چشم‌انتظار مسافری است که این جمع قرآنی را بزرگ‌تر و شادتر می‌کند.

از نگاه فرزند
   بابا رفیق من است
سید محمد یاسین فرزند اول خانواده کرمانی مثل پدرش از 4 سالگی با قرآن آشنا شده است. او که از 6 سالگی به‌صورت جدی به تمرین قرائت قرآن مشغول است می‌گوید: «با راهنمایی‌های پدرم و الگوگیری از استادان مصری در رشته قرائت فعالیت می‌کنم.» محمد یاسین از پدرش به‌عنوان یک مربی سختگیر یاد می‌کند و با خنده می‌گوید: «بابا از کوچک‌ترین ایرادهای من در قرائت ناراحت می‌شود و آن را گوشزد می‌کند اما این سختگیری‌ها فقط هنگام تمرین است که باید جدی باشیم. وگرنه ما حسابی با هم رفیقیم و همیشه در خانه با هم بازی می‌کنیم؛ از گل کوچک تا کشتی.» او نشان داده فرزند خلف سید محمد است: «من هم مثل بابا از وقتی به مدرسه رفتم قرائت قرآن صبحگاهی را برعهده گرفتم.» محمد یاسین با همان کلمات کودکانه از حس انس با قرآن می‌گوید: «زندگی با قرآن خیلی شیرین است. من وقتی قرآن می‌خوانم لذت می‌برم و حس خوبی سراغم می‌آید.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code