منطقه 11

تا آخرین لحظه کنارتان مـی‌مـانیم

نویسنده: نگار ملایری
بعد از زلزله تلخ 7/3 ریشتری غرب کشور تعدادی از مصدومان این حادثه برای درمان به بیمارستان شهرهای دیگر از جمله تهران اعزام شدند...
1396/09/08
  بعد از زلزله تلخ 7/3 ریشتری غرب کشور تعدادی از مصدومان این حادثه برای درمان به بیمارستان شهرهای دیگر از جمله تهران اعزام شدند. بیمارستان «لقمان حکیم» در منطقه ما هم در این مدت پذیرای چند مصدوم کرمانشاهی بود که خوشبختانه بعد از گذراندن مراحل درمان به جز یک بیمار بستری در بخش مراقبت‌های ویژه، همگی از بیمارستان مرخص شدند.  در پی پذیرش مصدومان زلزله در بیمارستان لقمان، اداره آموزش و پرورش منطقه هم مرکز خدمات رفاهی خود را در اختیار بیماران ترخیص شده از بیمارستان و همراهان آنها قرار داد تا در مدتی که در تهران حضور دارند دغدغه اسکان نداشته باشند. هم‌محله‌ای‌های راه‌آهنی ما هم به محض اینکه از حضور این هموطنان در منطقه باخبر شدند با گل و شیرینی به دیدار آنان رفتند.

    شما بیدی نیستید که با این بادها بلرزید
قبل از حرکت به سمت مرکز رفاهی «بنت‌الهدی» برای عیادت مصدومان زلزله، 3دستگاه کامیون حاوی اقلام اهدایی مردم محله را به مناطق زلزله‌زده غرب کشور فرستاده و بعد راهی شده‌اند. حاج خانم «رقیه صراطی» مادر شهید «شاپور گل‌کن» مثل همیشه این بار هم پیشقدم بوده است. مادربزرگ مهربان و خوشرویی که وقتی بر بالین «زهرا منصوری» دختر جوان زلزله‌زده اهل سرپل ذهاب حاضر می‌شود قصه داغ دل خود را برای او روایت می‌کند. مثل لالایی برایش از فرزند شهیدش می‌گوید که در جبهه‌های غرب کشور به شهادت رسیده و بارها برای بوئیدن عطر تن او به سرپل ذهاب سفر کرده است. مادر شهید گل کن دست نوازش مادرانه‌اش را بر سر این دختر جوان می‌کشد، به او دلداری می‌دهد و با بغض می‌گوید: «از روزی که خبر زلزله را شنیدم دل توی دلم نبود. دوست داشتم به مناطق زلزله‌زده بروم. می‌دانم کار زیادی از دستم بر نمی‌آید اما در حد غذا درست کردن و قصه گفتن برای بچه‌های مصیبت دیده که می‌توانم کمک کنم. اما کسی حاضر نشد مرا با خود ببرد. امروز به محض اینکه شنیدم مصدومان زلزله در این مرکز در منطقه خودمان هستند دلم طاقت نیاورد و آمدم شما را ببینم.» حاج خانم حالا لبخند بر لب نوید روزهای خوبی را می‌دهد که مردم قصر شیرین و سر پل ذهاب خانه‌هایشان را دوباره خواهند ساخت. او به زهرا می‌گوید: «شما اهالی مقاوم کرمانشاه بیدی نیستید که با این بادها بلرزید.»

    اینجا فقط مهربانی دیدم
حرف‌های مادر شهید لبخند بر لبان زهرا خانم می‌نشاند؛ دختر جوانی که 2شب گذشته را از فرط درد چشم برهم نگذاشته، حالا که هم‌محله‌ای‌های ما را کنار خود می‌بیند برای دقایقی درد و رنجش را فراموش می‌کند. از شب حادثه نمی‌پرسیم اما برایمان تعریف می‌کند: «آن شب همه مثل همیشه دور هم جمع بودیم. ساعت 9 شب یکدفعه زمین با صدای غرش عجیبی شروع به لرزیدن کرد و همه ما به صدای جیغ خواهرم که فریاد می‌زد: زلزله آمده، از جا پریدیم تا از خانه خارج شویم. اما من و خواهرم زیر آوار گرفتار شدیم. همسایه‌ها همان ساعت‌های نخست همه گرفتاران از جمله من و خواهرم را که زیر یک تیرآهن سنگین‌گیر افتاده بودیم بیرون کشیدند. زمین می‌لرزید و خونریزی بدن ما هم هر لحظه بیشتر می‌شد. یکی از هم‌محله‌ای‌ها ما را سوار ماشین کرد تا به بیمارستان ببرد اما وقتی رسیدیم، دیدیم بیمارستان سرپل ذهاب با خاک یکسان شده است. قرار شد به بیمارستان کرمانشاه برویم اما در میان راه متوقف شدیم چون کوه ریزش کرده بود و سنگ‌های بزرگ اجازه‌‌ تردد نمی‌داد. ناچار شدیم از یک راه فرعی و دور خودمان را به بیمارستان امام علی(ع) کرمانشاه برسانیم. از آنجا هم ما را به تهران آوردند.» زهرا اینجا هرچه دیده مهربانی است: «از روزی که به تهران آمدیم مهربانی و همدلی مردم با ما غیر‌قابل وصف است؛ از پزشکان و پرستاران بیمارستان تا مردمی که ما را تنها نگذاشتند.» او که همراه یکی دیگر از خواهرانش در مرکز رفاهی آموزش و پرورش منطقه حضور دارد می‌افزاید: «اگر این مرکز نبود من بعد از ترخیص از بیمارستان جایی برای رفتن نداشتم.»

    خانه‌ای که زلزله خراب کرد تنها دارایی ما بود
زهرا هرچه تلاش می‌کند نمی‌تواند ذهنش را از نگرانی ویرانی‌های زلزله رها کند. به همین دلیل به محض رویارویی با شهردار ناحیه 4 از او درباره هزینه‌های ساخت یک خانه‌ای جدید می‌پرسد. زهرا می‌گوید: «ما یک خانواده 7نفره هستیم؛ ما 5خواهر در کنار پدر و مادرمان. خانه‌ای که زلزله خراب کرد تنها سرمایه زندگی ما بود.» «سید محمد دوست حسینی» شهردار ناحیه4 که همراه اهالی محله راه‌آهن به عیادت هموطنان زلزله‌زده آمده است قول می‌دهد در طول مراحل ساخت خانه جدیدشان اگر به کمک فنی نیاز داشتند به‌عنوان مهندس عمران به آنها کمک کند.»

    اهالی راه‌آهن مرهم درد هموطنان کرمانشاه
اهالی محله راه‌آهن سری هم به خانواده «مهرداد بالک» یکی دیگر از زلزله‌زدگان کرمانشاه می‌زنند که این روزها درمان همسرش را در بیمارستان لقمان حکیم دنبال می‌کند. او که اهل روستای «هنیدر» از توابع سرپل ذهاب است می‌گوید: «همسرم تنها مصدوم زلزله در روستایمان است. هرچند همه خانه‌های روستا در زلزله ویران شد اما خدا را شکر کسی عزادار نشد.» همسر این مرد جوان که تاکنون تحت 3عمل جراحی قرار گرفته از ناحیه گردن، مچ دست و مچ پا آسیب شدیدی دیده است. اهالی محله راه‌آهن با این هموطن رنج کشیده همدردی می‌کنند و می‌گویند که محله راه‌آهن آمادگی هر گونه خدمت‌رسانی به او و اهالی روستایشان را دارند. «علی‌اصغر فراهانی» دبیر شورایاری محله راه‌آهن می‌گوید: «مردم محله راه‌آهن مردم بامعرفتی هستند که همیشه ثابت کرده‌اند به‌رغم مشکلات اقتصادی‌شان نمی‌توانند نسبت به وضع برادران و خواهران هموطنشان بی‌تفاوت باشند. ارسال 3 کامیون کمک‌های مردمی از این محله به مناطق زلزله‌زده حکایت از روحیه نوعدوستی مردمش دارد. حالا هم برای هر کمکی آماده‌ایم.»

رئیس آموزش و پرورش منطقه:
بدون محدودیت زمانی در خدمت هموطنان زلزله‌زده هستیم

«محمدحسین لونی» رئیس آموزش و پرورش منطقه که در این دیدار به عبارتی میزبان است درباره اسکان زلزله‌زدگان در منطقه می‌گوید: «بعد از اطلاع از انتقال مصدومان زلزله به مراکز درمانی تهران تصمیم گرفتیم با توجه به شرایط پیش‌صروی این بیماران و همراهان‌شان و محرومیت آنها از داشتن سرپناه در پایتخت، مرکز رفاهی بنت‌الهدی را با کلیه امکانات در اختیار این عزیزان قرار دهیم.» به گفته او مرکز بنت‌الهدی با ظرفیت 100 نفر و بدون محدودیت تا زمانی که مصدومان بهبود یابند در اختیار این خانواده‌ها قرار خواهد داشت. لونی از آمادگی آموزش و پرورش منطقه برای ارسال کمک‌های آموزشی به مناطق زلزله‌زده برای عقب نماندن دانش‌آموزان از درس و تحصیل می‌گوید و می‌افزاید: «به دوستانمان در مناطق زلزله اعلام کرده‌ایم فهرست نیازهایشان را برایمان ارسال کنند. علاوه بر این، معلمان منطقه هم برای اعزام به مناطق زلزله‌زده و کمک به بچه‌ها برای آموزش دروس اعلام آمادگی کرده‌اند.»







ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code