منطقه 11

روبان قرمز را یاری کن!

نویسنده: مریم تهوری
درست بعد از زلزله بم به این نتیجه رسیدند که پایگاه‌های سیار بهتر از پایگاه‌های ثابت قادر به خدمات‌رسانی، اطلاع‌رسانی و فرهنگسازی درباره بیماری ایدز هستند...
1396/03/24
 درست بعد از زلزله بم به این نتیجه رسیدند که پایگاه‌های سیار بهتر از پایگاه‌های ثابت قادر به خدمات‌رسانی، اطلاع‌رسانی و فرهنگسازی درباره بیماری ایدز هستند. یعنی همان روزهایی که به کمک مینی‌بوس سفید رنگ‌شان در طول روز بین کمپ‌های زلزله‌زدگان در رفت‌وآمد بودند و در ارتباط بی‌واسطه با مردم برایشان از بیماری می‌گفتند که به دلیل ناشناخته ماندن ترسناک بود. اعضای انجمن احیا(انجمن توان‌یاب و احیای ارزش‌ها) در بازگشت از این مأموریت در تهران هم فعالیت‌های خود را برای شناسایی و کمک به بیماران مبتلا به ویروس اچ.آی.وی و اطلاع‌رسانی درباره این بیماری به شهروندان از طریق حرکت دادن همان مینی‌بوس معروف در نقاط مختلف شهر از جمله بوستان دانشجو در منطقه ما دنبال کردند. اما حالا مدتی است که مینی‌بوس ساده اما اثرگذار بچه‌های انجمن به دلیل مشکلات فنی از ارائه خدمات بازمانده است و ناتوانی مالی انجمن برای خرید مینی‌بوس جایگزین هم باعث شده غیبت آن در شهر طولانی‌تر شود. ماه مبارک رمضان و موعد اوج گرفتن حس همدلی همشهریان باصفا فرصت خوبی بود برای در میان گذاشتن این مشکل و یاری طلبیدن. پویش «از پیله تا پروانه» با همین نگاه و با هدف جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای خرید یک دستگاه مینی‌بوس جدید برای حمایت از بیماران مبتلا به ایدز از ابتدای ماه مبارک رمضان آغاز شد و تا پایان این ماه هم ادامه دارد. پویش مردمی که به گفته «خسرو منصوریان»‌ بانی اصلی راه‌اندازی انجمن احیا در همین زمان کوتاه با استقبال گسترده شهروندان تهرانی روبه‌رو شده است. در گفت‌وگو با فعالان انجمن احیا، مادران مبتلا به ایدز منطقه و تعدادی از جوانان هم‌محله‌ای، فعالیت‌ها و ضرورت راه‌اندازی دوباره مینی‌بوس ایدز را بررسی کردیم.

مینی‌بوس ایدز و حضور در نقاط پرخطر شهر
مبارزه با بیماری AIDS ـHIV‌ و پیشگیری از آن از طریق برنامه‌های آگاهی‌بخشی، حمایت از زنان و کودکان یتیم مبتلا به بیماری و تبدیل زنان مبتلا و تحت پوشش به داوطلبان فعال مقابله با این بیماری از اصلی‌ترین اهداف انجمن احیاست. 17سال پیش بود که منصوریان تصمیم گرفت خانه‌اش در خیابان کارگر را به مرکز ارائه خدمات به کودکان معلول جسمی(غیر ذهنی) و مادران و کودکان مبتلا به بیماری ایدز تبدیل کند. از همان زمان‌بر اساس سال‌ها تجربه در این حوزه تصمیم گرفت به جای اینکه منتظر بمانند تا بیماران مبتلا به ایدز در این مرکز حضور پیدا کنند کارشناسان و مددکاران این انجمن با حضور در نقاط پرخطر شهر، برپا کردن پایگاه سیار و انجام تست ایدز آن هم رایگان و کاملاً محرمانه، افراد مبتلا به این بیماری را شناسایی و وارد مراحل درمان کنند. با این کار هم اطلاعات کافی در اختیار افراد مبتلا گذاشته می‌شد و هم از تولد کودکان بیمار جلوگیری می‌شد. اطلاع‌رسانی به شهروندان درباره این بیماری برای شناساندن راه‌های ابتلا و پیشگیری از آن از دیگر رسالت‌های این پایگاه‌های سیار بود.

100هزار مبتلا و 30هزار بیمار شناسایی شده!
 منصوریان درباره آمار و ارقام مربوط به بیماری ایدز و وضع مبتلایان در جامعه می‌گوید: «در شهر پایگاه‌های خدمات‌رسان بسیاری وجود دارد که به این بیماران خدمات ارائه می‌کنند اما واقعیت این است که بر اساس اعلام وزارت بهداشت در کشور 100هزار بیمار ایدزی داریم که از این تعداد فقط نزدیک به 30هزار نفرشان شناسایی شده‌اند و در میان این افراد هم شاید 5هزار نفرشان دارو مصرف می‌کنند. از طرف دیگر هر بیمار ممکن است بدون اینکه بداند حدود 10نفر را مبتلا کند. با این تفاسیر به نظر می‌رسد تعداد زیادی از افراد مبتلا به ایدز نسبت به بیماری خود بی‌اطلاع هستند یا شجاعت آزمایش ندارند با این حال در جامعه حضور دارند و هر لحظه امکان انتقال بیماری‌شان وجود دارد.» او می‌افزاید: «به این نتیجه رسیدیم که خودمان باید دست به کار شویم. مینی‌بوس ایدز با همین نگاه و با هدف انجام بررسی سریع ایدز و راه‌اندازی کلینیک سیار مشاوره شروع به حرکت و اطلاع‌رسانی و فرهنگسازی در شهر کرد. ماجرا این است که وقتی پایگاه سیار در مناطق پرخطر و اقماری حضور پیدا می‌کند با توجه به تجربه و دانش مشاوران و مددکاران می‌تواند افراد بیشتری را برای انجام بررسی رایگان و محرمانه متقاعد کند و در ادامه در صورت مثبت بودن آزمایش، اطلاعات خوبی درباره روش درمان و پیشگیری از رشد این بیماری در اختیار بیماران قرار دهد.»

شما هم به پویش «از پیله تا پروانه» دعوت شده‌اید
ولی افتاد مشکل‌ها... مینی‌بوس ایدز که دچار نقص فنی شد انگار یک بال انجمن احیا برای ارائه خدمات بی‌واسطه به مبتلایان ایدز و کمک به مبتلایانی که جرئت ابراز بیماری‌شان را نداشتند مجروح شد. اما ماه مبارک رمضان فرصت خوبی بود برای مرهم گذاشتن روی این جراحت با کمک کسانی که همیشه آماده‌اند برای گرفتن دست‌های بی‌رمق و تکیه‌گاه هستند برای قد راست کردن از نفس افتاده‌ها. این‌طور بود که پویش مردمی «از پیله تا پروانه» برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای خرید یک مینی‌بوس جدید شکل گرفت. از ابتدای ماه مبارک تا امروز نزدیک به 2هزار نفر به دعوت بانیان این پویش پاسخ مثبت داده و کمک‌های خود را به شماره حساب‌های بانک پاسارگاد (2988100122664001 و 5022291900058460) واریز کرده‌اند. جای بسی خوشحالی است که این خیراندیشان تا روز دهم ماه مبارک رمضان مبلغ 28میلیون و 861هزار تومان به پویش از پیله تا پروانه اهدا کرده‌اند. اما اگر بدانیم برای خرید یک دستگاه مینی‌بوس به 170میلیون تومان نیاز است ضرورت ادامه این حرکت و پیوستن افراد جدید به این پویش را بیش از پیش حس خواهیم کرد. از شما هم که به سلامت و نشاط و زندگی امیدوارانه همنوعان خود اهمیت می‌دهید دعوت می‌شود به این زنجیره کمک‌رسانی، ملحق و در بهبود شرایط زندگی مبتلایان ایدز سهیم شوید.

می‌خواهم در جریان آگاهی‌بخشی سهیم باشم
به تازگی در پویش از پیله تا پروانه عضو شده است. «محمد جلادتی» در این مدت کوتاه تعداد زیادی از اقوام و دوستانش را هم به عضویت در این پویش تشویق کرده است. او یک دلیل شخصی تلخ هم برای همراهی با این پویش دارد: «چند سال پیش یکی از اقوام نزدیکم را به علت ابتلا به بیماری ایدز از دست دادم. او دوست دوران کودکی‌ام هم بود. خیلی زود به اعتیاد دچار شد و بعد هم با استفاده از سرنگ مشترک ایدز گرفت. تا آمد به خودش بیاید و از بیماری‌اش آگاه شود جانش را از دست داد. از آن زمان همیشه پیش خودم فکر می‌کنم چه تعداد بیمار دیگر هم به دلیل ناآگاهی از این بیماری، عمرشان کوتاه شده است؟ به همین دلیل وقتی از راه‌اندازی این پویش مطلع شدم با کمال میل نه تنها خودم عضو شدم بلکه اطرافیانم را هم در آن عضو کرده‌ام. امیدوارم با کمک مردم زودتر این مینی‌بوس سیار خریداری شود تا فعالیت‌های اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی درباره این بیماری ادامه پیدا کند.»

مادران هم‌محله‌ای مبتلا به ایدز چه می‌گویند؟
افسوس روزهای بی‌خبری را می‌خورم

هر کدام زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته‌اند و داستانی تلخ دارند. اما حالا با همزیستی با بیماری که ناخواسته گرفتارش شده‌اند کنار آمده‌اند و با کمک مددکاران انجمن احیا تلاش دارند دوباره به زندگی بازگردند. «راضیه حسن‌زاده» 39 ساله ساکن خیابان قزوین، یکی از همین مادران رنج کشیده است. با نگاه خسته‌ای از سال‌ها مبارزه با بیماری می‌گوید: «18سال پیش ازدواج کردم. همسرم معتاد بود. 4ماه بعد از ازدواج به زندان افتاد. وقتی به زندان رفت اعتیاد سنگینی نداشت اما بعد از 5سال که برگشت تبدیل به یک معتاد تزریقی شده بود و من هم از همه جا بی‌خبر. تازه تصور می‌کردم مواد را ترک کرده است. 2ماه از تولد پسرم گذشته بود که به یکباره همسرم بیمار شد و به علت ابتلا به ایدز خیلی زود از دنیا رفت. چند روز بعد از من و پسرم هم آزمایش گرفته شد و فهمیدیم ما هم مبتلا شده‌ایم.» او مکثی می‌کند و می‌افزاید: «وقتی متوجه بیماری‌ام شدم روحیه‌ام را باختم. حال بدی داشتم تا اینکه به انجمن احیا معرفی شدم و با حضور در مشاوره‌های گروهی و استفاده منظم از داروها دوباره به زندگی برگشتم. اما حسرت روزهایی را می‌خورم که با بی‌اطلاعی گذشت و باعث شد خودم و فرزندم به این سرنوشت دچار شویم.» حسن‌زاده بغضش را فرومی خورد و می‌گوید: «اگر در جوانی من هم درباره این بیماری، علائم و راه‌های انتقال و پیشگیری از آن اطلاع‌رسانی می‌شد یا مثلاً یکی از همین مینی‌بوس‌ها به محله ما می‌آمد شاید من امروز به این درد دچار نبودم.»

درد ما از ناآگاهی است
«همسرم پیش از ازدواج با من به بیماری ایدز مبتلا شده بود اما نه خودش خبر داشت و نه من.» «معصومه راد» 42 ساله حوالی میدان حر زندگی می‌کند. او می‌افزاید: «3سال بعد از ازدواج، وقتی که 2فرزند داشتیم؛ یک دفعه همسرم بیمار شد و در کمتر از 2ماه از دنیا رفت. همان روزهای بیماری‌اش در بیمارستان بود که متوجه شدیم ایدز دارد. من و فرزندانم هم آزمایش دادیم. نتیجه آزمایش می‌گفت من و پسرم مبتلا شده‌ایم اما خدا را شکر دخترم بیمار نبود.» او مکثی می‌کند و می‌گوید: «این چند سال که فعالیت‌های پایگاه سیار را می‌بینم مدام فکر می‌کنم که اگر یک روز این مینی‌بوس در محل زندگی همسرم حضور پیدا می‌کرد و از او آزمایش می‌گرفت به‌طور قطع من هیچ‌وقت با او ازدواج نمی‌کردم و او هم با دریافت مشاوره و استفاده از دارو هنوز به زندگی‌اش ادامه می‌داد. تمام زجر بیماران مبتلا به ایدز حاصل بی‌خبری و ناآگاهی است؛ به‌خصوص اینکه تا یکی 2دهه پیش هیچ‌کس حاضر نبود نام این بیماری را به زبان بیاورد.» راد چند سال بعد با آگاهی، یک زندگی جدید را آغاز کرد: «وقتی برای دریافت داروهایم به بیمارستان مراجعه می‌کردم. با هم آشنا شدیم. او هم مبتلا به ایدز بود. حالا چند سالی است که از زندگی مشترکمان می‌گذرد و حاصل این ازدواج هم یک پسر است که خوشبختانه با توجه به مشاوره‌های کارشناسان انجمن و استفاده از داروها، او به این بیماری مبتلا نشده است.»

از نقاط پرخطر منطقه چه خبر؟
   اگر شهرداری حمایتمان کند...

به گفته مسئول انجمن احیا، بوستان‌های رازی و دانشجو و میدان‌های قزوین و رازی جزو نقاط پرخطر منطقه در زمینه بیماری ایدز به شمار می‌روند. کارشناسان انجمن احیا هم پس از سال‌ها تجربه برپا کردن کلینیک سیار در شهر معتقدند که یکی از پرخطرترین نقاط شهر و منطقه بوستان دانشجو در چهارراه ولی‌عصر(عج) است. به همین دلیل گاهی مینی‌بوس ایدز را در حاشیه این بوستان مستقر و به داوطلبان خدمات رایگان ارائه می‌کنند. «مریم صالحی» یکی از کارشناسان و مددکاران انجمن در این‌باره می‌گوید: «حالا دیگر پس از گذشت سال‌ها فعالیت خوب می‌دانیم که در هر منطقه نقاط پرخطر کجاست. در منطقه 11 بی‌شک یکی از مهم‌ترین نقاط پرخطر بوستان دانشجوست. بارها و بارها در حاشیه این بوستان مستقر شده‌ایم و از داوطلبان تست گرفته‌ایم و متأسفانه هر بار هم جواب چند تست مثبت بوده است. به همین دلیل اصرار داریم با حمایت شهرداری منطقه در این محدوده همایش‌های آموزشی برگزار کنیم. انجمن این آمادگی را دارد که برنامه‌های متنوعی را برای مخاطبان حاضر در این بوستان برگزار کند. امیدواریم شهرداری منطقه هم در این زمینه با ما همراه شود.»

جوانان منطقه چه می‌گویند؟
 داوطلب می‌شوم

در گوشه‌ای از بوستان دانشجو در حلقه دوستانش نشسته است. «علیرضا محبی» 21ساله که نسبت به بیماری ایدز کنجکاو است، می‌گوید: «با اینکه زیاد به این بوستان می‌آیم اما تا به حال مینی‌بوس ایدز را ندیده‌ام. اما به نظرم اطلاع‌رسانی درباره این بیماری و ایجاد فرصتی که همه بدون هیچ توضیحی بتوانند تست اچ.آی.وی دهند کار بسیار ارزشمندی است.» او که پیش‌تر درباره این بیماری تحقیق کرده است می‌افزاید: «یک بار نسبت به این بیماری کنجکاو شدم و از طریق اینترنت تحقیق کاملی انجام دادم اما با این حال اگر مراکزی وجود داشته باشند تا درباره این علائم و عوارض این بیماری و راه‌های پیشگیری از آن اطلاع‌رسانی کنند شخصاً علاقه زیادی برای شنیدن درباره این بیماری دارم.» او تأکید می‌کند که در صورت مشاهده مینی‌بوس ایدز در پارک دانشجو با کمال میل برای تست اچ.آی.وی داوطلب می‌شود.

 اماکن عمومی، بهترین فضا برای اطلاع‌رسانی
رسول بزرگی» 20ساله یکی دیگر از مشتریان همیشگی بوستان دانشجو هم درباره بیماری اچ.آی.وی اطلاعات چندانی ندارد. برای او هم ابتلا به این بیماری بسیار ترسناک است. می‌گوید: «تنها چیزی که می‌دانم این است که بیماران اچ.آی.وی عمر کوتاهی دارند. حرف‌های زیادی هم درباره روش‌های ابتلا به این بیماری شنیده‌ام اما تفاوتش را با بیماری‌های دیگر مانند هپاتیت نمی‌دانم.» او با استقبال از حضور مینی‌بوس ایدز در بوستان دانشجو می‌افزاید: «چنین فضاهای عمومی که هر روز تعداد زیادی از شهروندان در گروه‌های سنی مختلف در آن حضور پیدا می‌کنند مکان بسیار مناسبی برای حضور و اطلاع‌رسانی این پایگاه‌های سیار است. فکر می‌کنم مراجعان این بوستان هم از چنین برنامه‌هایی استقبال خواهند کرد.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code