منطقه 12

طلای المپیک

نویسنده: مرضیه موسوی
«نسرین دوستی» متولد سال 1367 بیش از 18 سال است که ورزش کاراته را دنبال می‌کند. روزی که همراه مادر از خانه‌شان در محله امامزاده یحیی(ع) راهی باشگاهی در چهارراه مخبرالدوله می‌شد فکرش را نمی‌کرد خرداد سال 1396 در اردوی تیم‌ملی کاراته خودش را برای مسابقات آسیایی آماده کند...
1396/03/27
  «نسرین دوستی» متولد سال 1367 بیش از 18 سال است که ورزش کاراته را دنبال می‌کند. روزی که همراه مادر از خانه‌شان در محله امامزاده یحیی(ع) راهی باشگاهی در چهارراه مخبرالدوله می‌شد فکرش را نمی‌کرد خرداد سال 1396 در اردوی تیم‌ملی کاراته خودش را برای مسابقات آسیایی آماده کند. پدرش می‌گوید: «نسرین بدون هیچ امکاناتی با تکیه بر استعدادهایش توانست عضو تیم‌ملی کاراته شود و مدال‌های رنگارنگی برای کشورش به دست بیاورد. او و خواهرش 18 سال است بدون اینکه باشگاهی در نزدیکی خانه و حتی محله خودشان داشته باشند ورزش حرفه‌ای را دنبال می‌کنند.» حساب تعداد مدال‌ها از دستش در رفته اما مدال‌های طلای آسیایی سال 2012، برنز بازی‌های کشورهای اسلامی، برنز لیگ جهانی ترکیه و طلای بازی‌های آسیایی و کشورهای اسلامی امسال را از یاد نبرده است.

          به خاطر نسرین
تمرینات اردو را پشت سر می‌گذارد. قرار است به‌زودی در مسابقات آسیایی شرکت کند. نسرین خانم عضو تیم‌ملی کاراته است. هم‌محله‌ای‌هایش در امامزاده یحیی(ع) هم عادت کرده‌اند احوال او را از تلویزیون جویا شوند و گاهی روی سکوهای قهرمانی آسیا و بازی‌های کشورهای اسلامی و... ببینند. می‌گوید: «مادرم از دوران جوانی ورزش می‌کرد و به باشگاه می‌رفت. گاهی هم من و خواهرم همراهش به باشگاه می‌رفتیم. تا اینکه من و خواهرم، دل‌آرام تصمیم گرفتیم ورزش را شروع کنیم. در محله امامزاده یحیی(ع) هیچ باشگاه ورزشی برای ما وجود نداشت. مجبور بودیم تا چهارراه مخبرالدوله برویم. مادرم برای اینکه ما تنها این مسیر را طی نکنیم هر روز با ما به باشگاه می‌آمد و بعد هم ما را به خانه برمی‌گرداند. آغاز ورزش کاراته برای من و خواهرم مصادف شد با پایان ورزش مادرم.»

          جای خالی باشگاه ورزشی
خانه کودکی‌های دوستی در همسایگی سرای کاظمی در محله امامزاده یحیی(ع) قرار دارد. زیر زمین خانه با‌تردمیل و تشک ورزش و کیسه بوکس و لوازم‌ ریز و درشت ورزشی و عکس‌هایی از قهرمانی‌های نسرین و مدال‌های رنگارنگش، چیزی از یک باشگاه مجهز ورزشی کم ندارد. «سرور دوستی» مادر نسرین می‌گوید: «رفت و آمد هر روزه به باشگاه برای بچه‌ها سخت بود. به مرور برای تمرین آنها این فضا را آماده کردیم و لوازم ورزشی مورد نیاز را تهیه کردیم. این محله حتی یک ورزشگاه کوچک که همین امکانات حداقلی را به بچه‌ها بدهد در اختیار نداشت. من 14 سال ورزش می‌کردم اما به دلیل مسیر دور باشگاه بچه‌ها و مراقبت از آنها قید ورزش را زدم. خیلی از بچه‌ها و زنان محله هستند که به دلیل همین دور بودن ورزشگاه هیچ‌گاه سراغ ورزش نرفته‌اند. ما هم اگر از سختی راه دلسرد می‌شدیم حالا نسرین این همه مدال و افتخار نداشت.»

          موانع را کنار می‌زنم
«قهرمان شدن سخت است؛ قهرمان ماندن از آن هم سخت‌تر.» نسرین دوستی از سختی‌هایی می‌گوید که در سال‌ها ورزش حرفه‌ای با آن مواجه بوده: «در طول مسابقات و تمریناتی که انجام داده‌ام آسیب‌های زیادی دیده‌ام. هر بار می‌بینم مادرم چقدر نگران من و خواهرم است که سالم از مسابقات به خانه برگردیم. زانوی من 4 بار جراحی شده. قبل از بازی‌های اینچئون به دلیل مسدومیت و عمل زانو 3 ماه روی ویلچر بودم و هیچ آمادگی برای مسابقات نداشتم. کسی امیدی به اینکه من بتوانم دوباره مبارزه کنم نداشت. با این حال آنقدر انگیزه داشتم که توانستم مدال برنز را دریافت کنم. مادر و پدرم بیشترین زحمات را برای من کشیده‌اند. در فینال بازی‌های آسیایی سال گذشته بود که یکی از زانوهایم دچار پارگی شد و با وجود این به بازی ادامه دادم و توانستم طلا بگیرم. این یکی از فراموش نشدنی‌ترین بازی‌ها بود.» از خواهرش دل‌آرام می‌گوید که این روزها در اردوی تیم‌ملی در انتظار تجربه نخستین مسابقات آسیایی است و به دلیل تمرینات سخت نتوانسته سری به خانه بزند: «من هم به دلیل شکستگی یکی از انگشتان دستم توانستم امروز چند ساعتی استراحت بگیرم.»

          باشگاه خانگی
خانواده دوستی 6 فرزند دارند که نسرین و دل‌آرام در بین خواهر و برادرانشان بیشتر به ورزش گرایش دارند. مادر می‌گوید: «در تمام مسابقات که در شهرها و کشورهای مختلف برگزار می‌شد دوست داشتم همراه بچه‌ها باشم. همیشه نگرانشان هستم. چون بارها آنها را با سر و روی زخمی دیده‌ام. در یکی از مسابقات که بچه‌ها باید به خارج اعزام می‌شدند به من گفتند که نمی‌توانی همراه بچه‌ها باشی. هرچه تلاش کردم گفتند شدنی نیست. حسابی نگران بودم. تا اینکه اعلام کردند می‌توانم به‌عنوان آشپز تیم را همراهی کنم. با اینکه کار خیلی سختی بود و زحمت زیادی داشت قبول کردم. فقط چون دلم می‌خواست پیش بچه‌ها باشم. حتی یادم است دل‌آرام مخالفت می‌کرد.» این روزها اغلب تمرینات دختران ورزشکار در خانه می‌گذرد و مادر خیالش راحت‌تر است. نسرین دوستی می‌گوید: «در این محله کسی را نمی‌شناسم که دنبال ورزش قهرمانی کاراته رفته باشد. اما دوستانی دارم که معمولاً برای تمرین به اینجا می‌آیند و از امکانات این باشگاه خانگی استفاده می‌کنند. هر روز برنامه منظم و جدی‌ برای ورزش ریخته‌ام و با مشورت مربی‌های تیم آنها را انجام می‌دهم تا از بقیه عقب نمانم. این‌طوری لازم نیست دیگر برای تمرینات روزانه مسیر طولانی‌ را تا باشگاه تیم‌ملی طی کنم.» او از ورزشکارانی می‌گوید که از شهرهای دیگر به تهران می‌آیند: «دوستانی که از شهرهای دیگر می‌آیند معمولاً در همین باشگاه ورزش می‌کنند و اینجا پیش ما می‌مانند. درهای این خانه به روی هر کسی که نیاز به استفاده از فضای یک باشگاه جمع و جور داشته باشد باز است.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code