منطقه 12

لوطی‌های تهران در گذر باشی

نویسنده: مرضیه موسوی
جنوب بازارچه حضرتی 50‌متر مانده که طاق بازارچه، تمام و خیابان مولوی نمایان شود کوچه‌ای قدیمی که به «گذر باشی» معروف است نمایان می‌شود؛ کوچه‌ای باریک با پیچ و واپیچ‌های زیاد و البته طولانی. ابتدای کوچه روی تابلو نوشته شده است: «کوچه شهید موسوی»...
1396/09/11
 جنوب بازارچه حضرتی 50‌متر مانده که طاق بازارچه، تمام و خیابان مولوی نمایان شود کوچه‌ای قدیمی که به «گذر باشی» معروف است نمایان می‌شود؛ کوچه‌ای باریک با پیچ و واپیچ‌های زیاد و البته طولانی. ابتدای کوچه روی تابلو نوشته شده است: «کوچه شهید موسوی». برخلاف کوچه‌های باریکی که در بازار راه از بازارچه‌های اصلی جدا می‌کنند گذر‌باشی کوچه‌ای است با مغازه‌های متعدد و درهای همیشه باز که اغلب مغازه‌های فروش لباس هستند. باد در میان لباس‌های آویزان از دیوار کوچه‌ها می‌پیچد و مشتری‌های بازار گذر‌باشی که بیشترشان برای خرید عمده لباس به این بازار آمده‌اند پیچ‌ها را یکی یکی طی می‌کنند و از بازار حضرتی خود را به گذر‌باشی می‌رسانند و بعد در گذر لوطی صالح و شلوغی‌های آن ناپدید می‌شوند. گذر‌باشی قصه‌هایی دارد که شنیدنشان از زبان کاسبان قدیمی این گذر خالی از لطف نیست.

بساط همیشگی دعوا
«قدیم به اینجا می‌گفتند کوچه ارامنه. از اینجا تا مسجد حضرت ابوالفضل(ع) کوچه ارامنه بود. بعد از آن تا گذر لوطی صالح را گذر‌باشی می‌گفتند.» «احمد مخلصی» از قدیمی‌ترین کاسبان باقی مانده در کوچه ارامنه اینها را می‌گوید. کوچه ارامنه کوچه‌ای است که درست در امتداد گذرباشی قرار دارد و چند متری بیشتر با این گذر فاصله ندارد. کاسبان بازار حضرتی و گذرباشی از او به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین کاسبان این محله یاد می‌کنند. مخلصی میان نقل و نبات و شکلات‌های ‌ریز و درشت رنگی مغازه‌اش نشسته و از گذشته این کوچه می‌گوید: «قدیم که خبری از آسفالت نبود. همه کوچه‌ها خاکی بود. به خاطر کلیسای تادئوس، ارمنی‌ها هم در این کوچه زندگی می‌کردند. به همین دلیل به اینجا می‌گفتند کوچه ارمنی‌ها. تا سر مسجد کوچه ارمنی‌ها بود و بعد از مسجد را می‌گفتند گذرباشی. بعد از آن هم گذر لوطی صالح بود. این 3سه کوچه که در ادامه هم قرار دارند محل زندگی لات‌ها و لوطی‌ها بود. به همین دلیل همیشه در این کوچه دعوا و بزن بزن بود.»

انبار کاه و یونجه
خیابان موسوی که امروز کوچه ارامنه و گذرباشی را در خود جا داده است خانه‌هایی قدیمی با تیرک‌های چوبی دارد. درست از میانه کوچه، قدیمی‌ترین خانه‌ها خود را نمایان می‌کنند؛ خانه‌هایی که صاحبانش سال‌هاست آن را ترک کرده‌اند و از آنها به‌عنوان انبار نگهداری از کالا یا کارگاه تولیدی لباس استفاده می‌شود. کارگاه تهیه نبات و شکرپنیر هم در این گذر شهرت زیادی دارد که در قدیمی‌ترین گاراژ گذرباشی جا گرفته است. «نادر بهاءالدینی» که از کودکی در این محله سکونت دارد می‌گوید: «اینجا نزدیک بازار مالفروش‌ها بود. از طرف دیگر هم به بازار حضرتی نزدیک است. به همین دلیل محل رفت‌وآمد خیلی از مردم بود. در این گذرباشی، هم مغازه‌های محلی مثل نانوایی و بقالی وجود داشت و هم طویله‌های زیادی برای نگهداری از اسب و قاطرهایی که صاحبانشان برای خرید به بازار آمده بودند. اسب‌ها و قاطرها را در این کوچه می‌بستند و به بازار می‌رفتند. در همین کوچه انبارهایی برای نگهداری از کاه و یونجه بود. سرتاسر بازارچه هم طاق داشت که از بین رفته است و دیگر خبری از آن نیست.»
درهای کلیسای تادئوس بسته است و حفاظی آهنین جلو آن را گرفته؛ کلیسایی که سال‌هاست به جای یکشنبه‌ها، جمعه‌ها باز است و هنوز ارامنه قدیمی این محل برای عبادت به آن سر می‌زنند.

سرگذر
کمی بعد از حضور خودروهای شخصی در خیابان‌ها و جایگزین شدن آن با اسب و قاطر، کوچه ارامنه و گذرباشی دیگر از حضور چهارپایان خالی شد. کم‌کم مصالح‌فروشی‌ها پا به این گذر گذاشتند. حاج «قنبر ابراهیمی» سرشناس‌ترین مصالح فروش این محله بود که همه کاسبان از او به خوبی یاد می‌کنند. «محمد حیدری» که از کودکی در این محله بزرگ شده است می‌گوید: «آدم‌های خوشنامی در این بازار و گذر زندگی می‌کردند. نمونه‌اش حاج اسدالله بلورفروش که ملک همجوار مسجد را خریداری و آن را به مسجد اضافه کرد.» ساختمان قدیمی کنار مسجد حضرتی را نشان می‌دهد با پنجره‌های چوبی و تزییناتی از گچ. خانه به همان شکل و شمایل قدیم خود باقی مانده و فقط راهی از طبقه دوم مسجد به این خانه باز شده است. حیدری از اسم گذرباشی می‌گوید: «گذرباشی کلمه‌ای ترکی است؛ یعنی سرِ گذر.» هنوز هم کاسبان بازار حضرتی و خیابان موسوی و گذر لوطی صالح این گذر را به نام «گذر باشی» می‌شناسند؛ کوچه‌ای قدیمی با خانه‌های کاهگلی و سقف و ستون‌های چوبی که سرتاسر کوچه به چشم می‌خورند. گذر‌باشی با چهره قدیمی و دیوارهای فرسوده‌اش در انتهای گذر با بازارچه‌ای تازه بازسازی شده به نام گذر لوطی صالح برخورد می‌کند.

قهوه‌خانه گم شده
«جعفر شهری» در کتاب «طهران قدیم» از قدیمی‌ترین قهوه‌خانه‌های تهران یاد می‌کند که یکی از آنها به نام قهوه‌خانه «چال» در بازار حضرتی و درست جنب کوچه ارامنه قرار داشت؛ قهوه‌خانه‌ای که کمتر کسی از کاسبان گذرباشی آن را به یاد می‌آوردند اما آن‌طور که در کتاب شهری آمده در این قهوه‌خانه مراسم مختلف و سرگرمی‌هایی مثل نقالی و پرده‌خوانی و... برگزار می‌شد. آب‌انبار سید اسماعیل بود که مردم کوچه ارامنه و گذرباشی و گذرلوطی صالح از آن سیراب می‌شدند و آنچه در کتاب‌ طهران قدیم در مورد این گذر آمده، حضور لوطی‌ها در این محله از جمله لوطی صالح، درست در همسایگی گذرباشی است.




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code