منطقه 13

آقـا ی کتاب واسطه مهربانی

نویسنده: حسن حسن‌زاده
هر چقدر هم که این روزها با باز شدن مدارس سرش شلوغ‌تر از تعطیلات تابستان باشد باز هم خنده از روی لبهایش محو نمی‌شود...
1396/07/16
 هر چقدر هم که این روزها با باز شدن مدارس سرش شلوغ‌تر از تعطیلات تابستان باشد باز هم خنده از روی لبهایش محو نمی‌شود. به‌ویژه وقتی که سر و کارش با دانش‌آموزان باشد و با آنها درباره کتاب‌های کمک آموزشی سر صحبت را باز کند. آقا «سید» سال‌هاست در خیابان مهربار کتابفروشی دارد. او در همین مغازه کوچک در حد توانش قدم خیر برمی‌دارد. خودش که می‌گوید واسطه مهربانی همسایه‌ها و مشتریان است اما همان مشتری‌ها از دل دریایی آقا سید برای ما می‌گویند. اهالی کمک‌هایشان را از طریق او به دست دانش‌آموزان کم‌بضاعت محله می‌رسانند. دانش‌آموزانی که به مقاطع تحصیلی بالاتر می‌روند کتاب‌های کمک درسی و تست‌های آمادگی کنکورشان را به آقا سید می‌دهند تا کتابفروش دوستداشتنی محله، آنها را به دانش‌آموزان کم‌بضاعت بدهد. گفت‌وگوی ما را با «سید موسی امجدی» سرهنگ بازنشسته نیروی زمینی ارتش و کتابفروش محبوب محله آشتیانی می‌خوانید.

قرار نبود کتابفروش شوم
آقا سید مشغول مطالعه کتاب است که سراغش می‌رویم. 25 سال است که او در خیابان مهربار کتابفروشی دارد و از کاسبان قدیمی محله محسوب می‌شود. از آن پیرمردهای خوش صحبتی است که ساعت‌ها گفت‌وگو با او هم آدم را خسته نمی‌کند و از هر موضوعی حرفی برای گفتن دارد. با خنده می‌گوید که 25 سال تنهایی با کتاب باعث شده در همین مغازه کوچک صدها و هزاران دوست مهربان داشته باشد که هر وقت حوصله‌اش سر می‌رود می‌تواند روی هم صحبتی با آنها حساب باز کند. آقا سید سرهنگ بازنشسته نیروی زمینی است و به قول خودش دست روزگار او را اتفاقی با این کتاب‌ها همنشین کرده است. حوالی ظهر که مغازه کمی خلوت‌تر می‌شود فرصتی دست می‌دهد که گفت‌وگویمان را با این کاسب مردمدار و خیر محله آشتیانی شروع کنیم. آقا سید اول از همه ماجرای کتابفروش شدنش را تعریف می‌کند: «راستش اصلاً قرار نبود کتابفروش شوم. رسته نظامی‌ام در نیروی زمین ارتش رسته موتوری بود. یعنی در قسمت تعمیر و نگهداری خودروهای سبک و سنگین کار می‌کردم. وقتی بازنشسته شدم این مغازه را خریدم و تصمیم گرفتم کسب و‌کاری راه بیندازم. اما نتوانستم در این مغازه مجوز تعمیرگاه بگیرم. سرقفلی مغازه کتابفروشی بود و من هم اتفاقی کتابفروش شدم!‌» آقا سید مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «اگرچه این روزها وضع فروش کتاب اصلاً خوب نیست اما همین که این همه دوست و رفیق صمیمی و مهربان دور و برم در مغازه دارم راضی‌ام.»

یک اشاره کافی است
آقا سید پشت چهره مهربان و خنده‌رویش دل دریایی و بزرگی هم دارد. همسایه‌ها و مشتری‌های قدیمی می‌گویند که دانش‌آموزان نیازمند و خانواده‌های کم‌بضاعت محله سهمی از نوشت‌افزار مغازه‌اش دارند. وقتی در این‌باره با کتابفروش خودش اخلاق خیابان مهربار همصحبت می‌شویم لبخندی می‌زند و می‌گوید: «العاقل بالاشاره.» آغاز سال تحصیلی است و دانش‌آموزانی که از قبل برای تهیه کتاب‌های درسی مدرسه ثبت‌نام کرده‌اند آقا سید را لحظه‌ای بیکار نمی‌گذارند. حتی سر ظهر هم کتابفروشی کوچک خیابان مهربار این روزها لحظه‌ای خلوتی به خودش نمی‌بیند. محصل‌ها که از مغازه بیرون می‌روند آقا سید دنباله حرفش را می‌گیرد و می‌گوید: «العاقل بالاشاره... یعنی کاسب اگر حواسش جمع باشد یک اشاره غیرمستقیم هم برایش کافی است که به وظیفه‌اش عمل کند.» خیلی اهل حرف زدن از کارهای خیرش نیست. می‌گوید: «درسخوان شدن بچه‌ها برای من خیلی مهم است. مهم‌تر از آن هم باسواد شدنشان است. مقدمه همه اینها دغدغه نداشتنشان برای تحصیل است. وقتی مادری برای تهیه نوشت‌افزار فرزندش به مغازه می‌آید و قیمت انواع خودکار، مداد رنگی و دفتر را می‌پرسد تا ارزان‌ترینش را انتخاب کند این همان اشاره است. یعنی وظیفه‌ام این است که در حد توانم کمک کنم. مبلغ کمی می‌گیرم که عزت نفسش حفظ شود. آن وقت خودم هم احساس رضایت می‌کنم.»

توجه ویژه به پشت کنکوری‌ها
کتابفروشی کوچک آقا سید پاتوق خانواده‌های دلسوز و مهربان محله هم است. افرادی که برای موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان کم‌بضاعت‌تر محله‌شان هم دغدغه دارند و کمک‌هایشان را از طریق کتابفروش مهربان محله به دست آنها می‌رساند. وقتی پای کمک‌های مستقیم خودش در میان نباشد آقا سید راحت‌تر حرف می‌زند و خودش را تنها واسطه‌ای برای انجام این کارهای خیر معرفی می‌کند.
او به کتاب‌های کمک‌آموزشی و کتاب‌های آمادگی کنکور که گوشه مغازه روی هم چیده شده است اشاره می‌کند و می‌گوید: «اینها نشانه همان مهربانی‌هایی است که گفتم. پدرها و مادرها و گاهی هم دانش‌آموزانی که تازه کنکور داده یا به مقطع بالاتر رفته‌اند کتاب‌های کمک آموزشی‌شان را به من می‌دهند تا به دست دانش‌آموزان کم‌بضاعت برسانم. می‌خواهند عزت نفس آن بچه‌ها حفظ شود که مستقیم خودشان کتاب‌ها را تقدیمشان نمی‌کنند. پدر و مادرهایی که توان خرید این کتاب‌ها را ندارند پیش من می‌آیند و من هم کار خیر هم‌محله‌ای‌ها را تکمیل می‌کنم.» هرچند آقا سید خودش هم مثل همان دانش‌آموزان باغیرت از کتاب‌های کمک درسی مغازه‌اش برای کمک به دانش‌آموزان نیازمند مایه می‌گذارد اما خیلی زود از این موضوع می‌گذرد و یکی از خاطره‌های شیرینش را تعریف می‌کند: «مدتی قبل خانمی که وضع مالی خوبی نداشت از همین کتاب‌های اهدایی بچه‌ها برای دختر کنکوری‌اش استفاده کرد. چند ماه بعد وقتی آمد تا همان کتاب‌ها را دوباره به من بدهد از قبولی دخترش در رشته پزشکی برایم گفت. هیچ‌وقت آن لحظه شیرین را فراموش نمی‌کنم.»

 از نگاه مشتریان

حسین بوربور
واسطه کار خیر است

سال‌هاست برای خرید کتاب و کتاب‌های کمک درسی فرزندانم به آقا سید مراجعه می‌کنم. او یکی از خوش‌اخلاق‌ترین کاسبان محله است و اهالی هم به انصاف و پاکدستی او اعتماد دارند. به همین دلیل به واسطه او به دانش‌آموزان کم‌بضاعت کمک می‌کنند.

آذر سعیدی
در مشتری‌مداری نمونه است

هر دو فرزندم دانش‌آموز هستند که معمولاً برای خرید کتاب‌های درسی و بعضی از کتاب‌های کمک‌آموزشی آنها به فروشگاه آقا سید می‌آییم. می‌توانم بگویم او با صبر و حوصله بسیار به درخواست‌های مشتریان اهمیت می‌دهد و به دلیل همین مشتری مداری‌اش است که فروشگاهش پاتوق کتابخوان‌هاست.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code