منطقه 14

جزئیات تازه از جنایت فلکه اول مقداد

نویسنده: شکوه زین‌الدینی
عصر یکی از روزهای پایانی دی‌ماه بود که در پی خبر ناپدید شدن مرد طلافروش بلوار ابوذر، عوامل کلانتری 121 سلیمانیه منطقه و پلیس آگاهی برای مشخص شدن سرنوشت مبهم مرد 56 ساله، تجسس را آغاز کردند....
1395/11/26
 عصر یکی از روزهای پایانی دی‌ماه بود که در پی خبر ناپدید شدن مرد طلافروش بلوار ابوذر، عوامل کلانتری 121 سلیمانیه منطقه و پلیس آگاهی برای مشخص شدن سرنوشت مبهم مرد 56 ساله، تجسس را آغاز کردند. ردیابی‌ها ادامه داشت تا اینکه پیدا شدن جسد تکه‌تکه شده مردی داخل سطل زباله در فلکه اول مقداد توسط کارگران خدمات شهری، اهالی و مأموران پلیس را به این گوشه از منطقه کشاند. جسد شناسایی شده متعلق به مرد طلافروش بود. این اتفاق موجب دل‌نگرانی و ترس بسیاری از ساکنان منطقه شد. از پیر و جوان تا کاسبان و همسایه‌ها همه چند روزی از چرایی و چگونگی این اتفاق حرف می‌زدند و حتی پای درد دلشان به همشهری محله هم رسید. تا اینکه با تلاش کارآگاهان اداره پلیس آگاهی عامل جنایت فلکه مقداد دستگیر شد. شرح کامل ماجرا و تحلیل تأثیرات روانی این اتفاق بین مردم راه‌های کنترل چنین آسیب‌هایی را با کارشناسان هم‌محله‌ای به گفت‌وگو نشستیم.

 ناپدید شدن یک طلافروش
ماجرا از مفقود شدن «صادق سرپرستی» طلافروش محله ابوذر آغاز می‌شود. خانواده او مثل هر روز برای صرف ناهار منتظر پدر خانواده بودند که خبری از وی نمی‌شود. پسر طلافروش هم‌محله‌ای می‌گوید: «هرچه تماس گرفتیم پدر پاسخگوی تماس‌ها نبود تا اینکه حدود ساعت 17 به مغازه طلافروشی رفتیم و با باز بودن در مغازه و به‌هم‌ریختگی داخل آن متوجه سرقت شدیم. تمامی طلاهای داخل گاوصندوق و ویترین مغازه دزدیده شده بود و خبری هم از پدر نبود.»

 سرنخ‌های یک جنایت هولناک
پرونده سرقت از طلافروشی و مفقود شدن صاحب آن در حال پیگیری بود که کارگر خدماتی شهرداری حین تخلیه زباله در فلکه اول خیابان مقداد متوجه جسدی داخل سطل زباله می‌شود. موضوع را سریع با پلیس در میان می‌گذارد. با بررسی‌های کارآگاهان پلیس آگاهی مشخص می‌شود جسد یافت شده متعلق به مردی حدود ۶۰ ساله است که هر دو پای وی قطع شده و با مشخصات طلافروش ناپدید شده محله ابوذر مطابقت دارد. اظهارات کارگر خدمات شهری که صبح حادثه و حین نظافت خیابان قاتل را دیده و حتی برای انتقال یک بسته پیچیده شده با چادر خودرو به داخل سطل زباله، او را یاری کرده بود کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی را به سمت مغازه املاک در همین محله و جست‌وجو برای پیدا کردن صاحب بنگاه املاک بسیج می‌کند. به گفته معاون پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی کلانتری 121 سلیمانیه در بررسی تصویر به دست آمده از دوربین‌های مداربسته مشخص می‌شود که قتل توسط صاحب بنگاه املاک به نام «هادی» ۴۰ ساله صورت گرفته است. متهم پرونده پس از سرقت طلاهای داخل مغازه طلافروشی مقتول، مقادیری از طلاهای مسروقه را به یک طلافروشی در منطقه افسریه به مبلغ ۳۵ میلیون تومان  می‌فروشد.
به گفته سرگرد اسفندیار با اینکه متهم بلافاصله از محل سکونتش متواری می‌شود اما با انجام کارهای پلیسی و شناسایی محل‌‌ تردد خودرو پژو پرشیا خریداری شده طی چند روز، دستگیر و همراه با کشف مقادیر دیگری از طلاهای سرقت شده در صندوق عقب خودرو پژو پرشیا تحویل مقامات قضایی داده می‌شود.

 اعترافات قاتل مرد طلافروش
«هادی چ» می‌گوید: «از حدود 3 ماه پیش و به‌واسطه بدهی ۳۰۰ میلیون تومانی، نقشه سرقت از طلافروشی مقتول را در ذهن خود آماده کرده بودم. طی این مدت در چندین نوبت به طلافروشی مقتول می‌رفتم و او را تحت نظر داشتم. آن روز ساعت ۱۳ مقتول طبق روال هر روز مغازه‌اش را بست و سوار ماشین شخصی خود شد. من نیز با خودرو شخصی‌ام او را تعقیب کردم. پس از ایجاد تصادف ساختگی به بهانه پرداخت خسارت از مقتول دعوت کردم تا دونفری به مغازه من برویم. به‌محض ورود به مغازه با کنترل (ریموت) کرکره مغازه را پایین آوردم و پس از بسته شدن کرکره مغازه به سمت مقتول حمله‌ور شدم. مقتول شوکه شده بود. قادر به انجام هیچ‌کاری نبود. او را روی صندلی فلزی داخل مغازه بستم و برای گرفتن رمز گاوصندوق تحت‌فشار قرار دادم و سروصورتش را بستم. فردای روز سرقت از طلافروشی به سراغ مقتول رفتم و دیدم که او مرده است و...»

ضعف مبانی دینی، افزایش جرم
به باور بسیاری از کارشناسان اجتماعی در بین انواع خشونت‌ها، قتل خطرناک‌ترین و درعین‌حال نادرترین نوع خشونت در جامعه است؛ خشونتی که وقتی رخ می‌دهد احساس نبود امنیت را در جامعه افزایش می‌دهد. حجت‌الاسلام «حسن احمدیان» امام جماعت مسجد امام محمدتقی(ع) منطقه است؛ مسجدی که «صادق سرپرستی» طلافروش هم‌محله‌ای هر روز برای اقامه نماز به این مکان می‌آمد. وی که پایمال شدن حقوق شهروندی را از پیامدهای منفی چنین جرائمی می‌داند و پیگیری سریع پلیس برای شناسایی و پاکسازی محله‌ها از وجود چنین مجرمانی را در ایجاد احساس امنیت برای شهروندان مؤثر می‌داند معتقد است: «ضعف مبانی دینی و اختلافات عقیدتی و اخلاقی در خانواده‌ها تأثیر زیادی در بروز آسیب‌های اجتماعی، خشونت و جرم دارد. یکی از رسالت‌های همه ادیان مهار خشونت‌های ذاتی است. به همین دلیل هرچه پایه‌های اعتقادی و گرایش‌های مذهبی خانواده بیشتر شود و افراد از همان کودکی با مبانی دینی مأنوس شوند آرامش روانی بهتری در مواجهه با مشکلات و حل آنها در زندگی دارند و از آسیب‌هایی مثل اعتیاد درامان می‌مانند و هرچه آسیب کاهش یابد وقوع جرائمی مانند قتل نیز کم می‌شود.»

نهادینه شدن قانون در دل خانواده
«زهرا سیدین» کارشناس حوزه سلامت و روان‌شناس منطقه در خصوص این‌گونه قتل‌ها می‌گوید: «وقوع چنین حوادثی بیشتر از هر دلیلی از مشکلات شخصیتی نشئت می‌گیرد. هرچقدر بی‌ثباتی روانی و شخصیتی در کسی بیشتر باشد احتمال رفتارهای تکانه‌ای و پیش‌بینی نشده و ارتکاب جرم در او بیشتر می‌شود. فشارهای روانی باعث تلنبار شدن هیجانات منفی در فرد می‌شود و وقتی فرد نمی‌تواند انرژی منفی‌اش را تخلیه کند به پرخاشگری و اعمال خشونت رو می‌آورد.»
به گفته وی تصویر یک عمل منفی‌گاه مدت طولانی در ذهن جامعه می‌ماند؛ به‌طوری‌که تا مدت‌ها ورد زبان مردم می‌شود و تبعات روانی منفی در شهروندان ایجاد می‌کند. او معتقد است که برای کنترل این مشکلات در کنار برخورد به‌موقع و قاطعانه مجریان قانون لازم است پیشگیری را از جامعه کوچک یعنی خانواده آغاز کنیم: «باید پایبندی به هنجارهای اجتماعی را به فرزندانمان یاد بدهیم؛ رفتار والدین با یکدیگر و با کودکان مدل‌های مهمی برای کودکان به‌حساب می‌آید. کودکانی که شاهد رفتارهای پرخاشگرانه والدین خود بوده‌اند احتمال بیشتری دارد که در روابط با دیگران از خود خشونت نشان دهند.»
روان‌شناس منطقه می‌افزاید: «برای کنترل این رفتارهای پرخطر که منجر به ناراحتی جامعه می‌شود نیاز بیشتری به مشاوره‌های قابل‌دسترس، برخورد همدلانه و آموزش مهار خشم توسط کارشناسان است. لازم است در خانواده‌ها سلامت روان نوجوانان را جدی‌تر بگیریم و درعین‌حال با گذاشتن حدومرزهای منطقی قانونمند شدن را در آنها نهادینه کنیم.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code