منطقه 14

داستان شب مردگی

نویسنده: لطیفه ‌سادات مرتضوی
کاغذ و قلم را به دست می‌گیرم و به محله‌های مختلف منطقه سری می‌زنم ولی این بار با یک سؤال متفاوت. سؤالی که شاید تابه‌حال ذهن افراد زیادی را به خود درگیر نکرده....
1395/10/14
 کاغذ و قلم را به دست می‌گیرم و به محله‌های مختلف منطقه سری می‌زنم ولی این بار با یک سؤال متفاوت. سؤالی که شاید تابه‌حال ذهن افراد زیادی را به خود درگیر نکرده. سؤالی که ضرورتش درست ساعت 22 به صدا درمی‌آید و تا صبح فردا هم ادامه می‌یابد. ساعاتی که وقتی قصد گشتزنی در بیرون از خانه را می‌کنی خودبه‌خود این سؤال را هم از خودت می‌پرسی: «این ساعت کجا می‌توانم بروم؟‌» سؤالی که همزمان گزینه‌هایی را برایت رو می‌کند. گزینه‌هایی مثل: مراکز خرید، استخر، بوستان و... گزینه‌هایی که بعد از یک روز پراسترس‌کاری به‌یک‌باره در ذهنت ریزش می‌کند و می‌خواهی شب‌هایت را در کنار خانواده آنجا بگذرانی. راستی این سؤال تابه‌حال در خانواده شما هم مطرح‌ شده؟

 ساعت 10 شب ورود ممنوع است!
یکی از گزینه‌های روی میز هر خانواده‌ای بعد از این سؤال ممکن است سر زدن به مراکز خرید منطقه باشد.
مراکز خریدی که نیازهای اهالی را برطرف کند. از لباس و کفش تا فروشگاه‌های زنجیره‌ای. گزینه‌ای که در منطقه ما به خوبی می‌توانی آن را پیدا کنی و فهرستی از نیازهایت را هم برطرف
کنی. «احمد شهرابی» صاحب یکی از مغازه‌های مراکز خرید محله‌ است. سن و سالش جوان‌تر از آن است که سابقه‌ کارش را به 10 سال بکشاند. ولی در این سن و سال توانسته 2 مغازه در 2 منطقه مختلف تهران برای خودش دست‌وپا کند. وقتی با این سؤالم مواجه می‌شود می‌گوید: «من در مغازه دیگرم تا ساعت 12 شب‌ کار می‌کنیم. ولی قوانین این بازارچه ما را محدود به زمان 10 شب کرده. بعدازآن اجازه هیچ فعالیتی را نخواهیم داشت.» می‌پرسم: «مگر مردم استقبال نمی‌کنند؟‌» می‌گوید: «اینجا بیشتر افراد محلی هستند. افراد محله‌ای هم معمولاً در این ساعات کمتر بیرون می‌آیند. البته فصل‌های مختلف هم با همان متفاوت‌تر است. مثلاً در فصل تابستان که هوا دیرتر تاریک می‌شود و هوا در شب بهتر است بیشتر خانواده‌ها خریدشان را در شب انجام می‌دهند و بازارچه تا آخر وقت شلوغ است ولی در این فصل هرچه به ساعت 17 نزدیک‌تر می‌شویم هم تاریک‌تر می‌شود و هم هوا رو به تاریکی می‌رود. مشتری‌هایم کمتر می‌شوند. البته ما کاسب هستیم و همیشه دوست داریم تا نصفه‌های شب هم کار کنیم. ولی گاهی شرایط، ما را محدود می‌کند.»

برای خرید به مناطق دیگر می‌رویم
بیشتر از هر چیز جمعشان است که مرا به خود متوجه می‌کند. یک جمع چند نفره آشنا که برای خرید سری به این مرکز خرید محله زده‌اند. از جوانان همین منطقه هستند. «سودابه صداقت» انگار بزرگ جمعشان است. می‌گوید: «10 شب که می‌شود معمولاً به‌تنهایی بیرون نمی‌رویم. اگر هم قصد بیرون رفتن کنیم با خانواده می‌رویم. گشتزنی در این ساعت برای یک خانم تنها به‌طور حتم صحیح نیست.» می‌پرسم: «در آن ساعت با خانواده کجا می‌روید؟‌» می‌گوید: «هرجایی که امکانش باشد. هرچند مراکز خرید این منطقه معمولاً از ساعت 10 شب به بعد تعطیل است. ولی سعی می‌کنیم به مکان‌های دیگر در مناطق دیگر برویم.» می‌پرسم: «ماشین دارید؟‌» می‌گوید: «بله! در آن ساعات در محله ما فقط سوپرمارکت‌ها باز هستند. اگر در آن ساعات بخواهیم از فروشگاه‌های زنجیره‌ای استفاده کنیم با ماشین به مناطق دیگر می‌رویم و نیازمان را برطرف می‌کنیم.» از مراکز تفریحی که می‌پرسم در جوابم می‌گوید: «در زمستان که معمولاً نمی‌شود به مکان‌هایی مثل بوستان‌ها رفت. ولی در تابستان به‌راحتی می‌توان از این فضاها استفاده کرد. ما در اطرافمان بوستان‌های خوبی داریم.»

خلوتی محله فضا را برای‌‌‌ تردد ما تنگ‌تر می‌کند
«اسماعیل فراهانی» یکی از شاغلان منطقه است. شاغلانی که عصرها و گاهی شب‌ها هم گذرش به کوچه‌پسکوچه‌های منطقه خورده است. می‌گوید: «من گاهی شب‌ها به‌تنهایی مجبور می‌شوم از کوچه‌های محله رد شوم. سکوت و خالی بودن کوچه‌پسکوچه‌های محله برایم کمی وحشت‌آور است. در ساعاتی از شب مردم دیگر بیرون نمی‌آیند و همین باعث خلوتی و درنتیجه ناامنی کوچه‌های پرپیچ‌وخم در محله ما که یک محله قدیمی است می‌شود. قطعاً اگر خانواده‌ها به بهانه‌های مختلفی مثل خرید، تفریح و گردش به خیابان‌ها بیایند فضا شلوغ‌تر می‌شود و رفت‌وآمد من که از سر کار دیروقت به خانه برمی‌گردم هم تأمین می‌شود. البته ما در خیابان‌های اصلی مشکلی نداریم. خیابان‌های اصلی محل گذر است و شلوغی خاص خود را دارد. ولی اگر بخواهی در آن ساعات از حاشیه بزرگراه‌ها که ماشین‌ها از خلوتی آن سوء‌استفاده می‌کنند و با سرعت بیشتری می‌آیند یا حتی گذرت به کوچه‌های فرعی بخورد باید بیشتر مراقب باشی. کوچه‌هایی که معمولاً گاهی نورهایشان کم‌وزیاد می‌شود یا زمین‌های متروکه‌ای دارد که قدم زدن از کنارش، ترس را به دل آدم می‌آورد.»

 احساس امنیت
«زهرا عنایتی» او هم یکی از شاغلان خانم هم‌محله‌ای است که گذرش در شب زیاد به محله‌های مختلف منطقه‌ خورده معتقد است: «خانم‌های خانه‌دار معمولاً شب‌ها به‌تنهایی بیرون نمی‌آیند. کار بیرون، فرصت رسیدگی به امور داخلی خانه را از آنها گرفته و باید فرصتی برای پر کردن آن در زندگی‌شان داشته باشند. این فرصت‌ها معمولاً در شب بیشتر فراهم است. به همین دلیل معمولاً خانم‌ها به‌تنهایی در شب به خیابان‌ها نمی‌آیند مگر با خانواده‌هایشان. هرچند درگذشته‌ها معمولاً خانم‌ها به‌تنهایی هم در خیابان‌ها‌، تردد و از امکانات استفاده می‌کردند و مشکلی نداشتند ولی شرایط فرهنگی که تغییر کرد و رفتار و پوشش خانم‌ها در جامعه عوض شد این حس ناامنی تنهایی بیرون رفتن خانم‌ها هم بیشتر شد. برای همین کمتر خانمی را می‌بینید که گذرش در شب به بیرون خورده باشد. امنیتی که بیشتر از هر چیز شاید به دست خانم‌ها باید تأمین شود! ثانیاً مردم در طول روز آنقدر درگیر هستند که خستگی زیاد دیگر فرصت تفریح را از آنها می‌گیرد. سبک زندگی مردم ما عوض شده. هرچند آخر هفته‌ها فرصت مناسب‌تری برای خرید و تفریح فراهم می‌شود. فرصتی که ضرورت مراکز خرید و تفریحی را بیشتر هم می‌کند.»

اعتمادهایی که در محله کمرنگ‌تر هم شده‌اند
محله‌های قدیمی مثل دولاب هویتشان را بیشتر از طریق مردم قدیمی‌شان به یادگار دارند. عباس برزگر از قدیمی‌های محله است. از همان‌هایی که هنوز هم در محله، گشتزنی و همه‌چیز را زیر ذره‌بین نگاه‌هایش وارسی می‌کند. ذره‌بینی که قرار است محله‌اش را‌آباد کند. می‌گوید: «در این محله عمدتاً قدیمی‌ها رفته‌اند.» در جواب چرایی سؤالم می‌گوید: «امکانات تفریحی ویژه‌ای نداریم. کتابخانه‌های عمومی که این روزها می‌تواند محلی برای جمع شدن نخبه‌های محله باشد نداریم. مجتمع‌های فرهنگی‌ـ ورزشی هم در محله ما با کمبود مواجه است. قدیمی‌ها وقتی ببینند برای جوان‌هایشان هیچ فضای تفریحی و ورزشی وجود ندارد برای چه بمانند؟ همین باعث می‌شود که خانه‌هایشان را به افراد جدیدتر یا اجاره بدهند یا بفروشند. افراد جدیدی که باعث می‌شود اعتماد مردم محله را به آنها کمتر کند. در قدیم ارتباط بین همسایه‌ها به نحوی بود که اگر کسی هم برای بار اول وارد جمع می‌شد همه او را به‌مرور می‌شناختند ولی چون سبک زندگی‌هایمان تغییر کرده و همسایه‌ها کمتر از حال و احوال هم باخبر هستند اعتمادشان نسبت به هم تغییر می‌کند. این هم خودش باعث می‌شود که امنیت در کوچه‌ها به خصوص در شب کمرنگ‌تر شود و مردم دیگر به این راحتی از خانه‌هایشان بیرون نیایند. ای‌کاش بازهم به سنت‌های گذشته‌مان برمی‌گشتیم.‌»

وسیله نقلیه، شرط حضور درگشتزنی محله
«عباس حاجی سلیمی» دبیر شورایاری محله پرستار می‌گوید: «به اعتقاد من اهالی به 2 دلیل عمده علاقه‌ای به حضور در خیابان‌ها و گشت شبانه ندارند. نخستین عاملش خستگی روزانه آنهاست. خستگی که آنها در طول روز متحمل می‌شوند آنها را از بیرون آمدن در شب منع می‌کند. دومین عاملش نبود احساس امنیت است. امنیتی که در تصورات عده‌ای در آن موقع شب نه در بوستان‌ها فراهم است و نه در خیابان‌های کم‌عرض و کم‌نور. هرچند در محله مکان‌های پر ترددی هم داریم که امنیتش خودبه‌خود برقرار می‌شود. البته برای استفاده از این خیابان‌های شلوغ شرطش این است که وسیله نقلیه داشته ‌باشی تا بتوانی با خیال راحت از کوچه‌های فرعی گذر کنی و خوت را به آنجا برسانی.» از امنیت محله که می‌پرسم می‌گوید: «کلانتری 121 تابه‌حال همکاری خیلی خوبی با ما داشته‌اند. من مکان‌های ناامن محله را به آنها معرفی کرده‌ام و آنها هم در نخستین فرصت کارهای لازم را انجام داده‌اند و امنیتش را برقرار کرده‌اند. می‌توانم بگویم در محله ما 80‌درصد امنیت در شب نسبت به گذشته برقرارشده است.»

 مساجد محلی  امنیت محلی
مساجد می‌تواند محلی برای تجمع اهالی باشد! تجمعی که فقط به خواندن نمازهای یومیه و برگزاری مراسم خاص ختم نشود. تجمعی که برای گردهمایی و شب‌نشینی‌های فرهنگی هم باشد. تجمعی که مردم محله را همفکرتر می‌کند و روابطشان را به هم نزدیک‌تر. «پرویز سلمان‌یار» رئیس امور مساجد منطقه می‌گوید: «بیشتر مساجد ما فقط تا زمانی که نماز یا مراسم خاصی باشد باز خواهند بود. مگر آنکه جلسات بسیج برقرار باشد.» وقتی موضوع را با او در میان می‌گذارم در جوابم می‌گوید: «این صحبت نیاز به بررسی کارشناسی شده دارد. برای این کار باید نهادهای مختلف دست‌به‌دست هم دهند. ما باید با کلانتری‌های محل و نهادهای دیگر هماهنگ شویم. برای این کار نیاز به نگهبان و نظافتچی و نیروهای دیگر داریم.»

وسیله نقلیه، شرط حضور درگشتزنی محله
«عباس حاجی سلیمی» دبیر شورایاری محله پرستار می‌گوید: «به اعتقاد من اهالی به 2 دلیل عمده علاقه‌ای به حضور در خیابان‌ها و گشت شبانه ندارند. نخستین عاملش خستگی روزانه آنهاست. خستگی که آنها در طول روز متحمل می‌شوند آنها را از بیرون آمدن در شب منع می‌کند. دومین عاملش نبود احساس امنیت است. امنیتی که در تصورات عده‌ای در آن موقع شب نه در بوستان‌ها فراهم است و نه در خیابان‌های کم‌عرض و کم‌نور. هرچند در محله مکان‌های پر ترددی هم داریم که امنیتش خودبه‌خود برقرار می‌شود. البته برای استفاده از این خیابان‌های شلوغ شرطش این است که وسیله نقلیه داشته ‌باشی تا بتوانی با خیال راحت از کوچه‌های فرعی گذر کنی و خوت را به آنجا برسانی.» از امنیت محله که می‌پرسم می‌گوید: «کلانتری 121 تابه‌حال همکاری خیلی خوبی با ما داشته‌اند. من مکان‌های ناامن محله را به آنها معرفی کرده‌ام و آنها هم در نخستین فرصت کارهای لازم را انجام داده‌اند و امنیتش را برقرار کرده‌اند. می‌توانم بگویم در محله ما 80‌درصد امنیت در شب نسبت به گذشته برقرارشده است.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code