منطقه 14

رزق حلال در ماه عزیز

نویسنده: زهرا فراهانی
ماه مبارک رمضان برای همه ما غیر از زیبایی‌های معنوی و اینکه فرصتی است برای جلای روح و نزدیکی به خدا ماهی خاطره‌انگیز است. بسیاری از ما در کنار سفره افطاری یادی از رمضان‌های کودکی می‌کنیم....
1396/03/23
 ماه مبارک رمضان برای همه ما غیر از زیبایی‌های معنوی و اینکه فرصتی است برای جلای روح و نزدیکی به خدا ماهی خاطره‌انگیز است. بسیاری از ما در کنار سفره افطاری یادی از رمضان‌های کودکی می‌کنیم. چند سالی است که از زبان‌های روزه‌دار زیاد می‌شنویم که گرما و طولانی بودن روز، روزه‌داری را سخت کرده است. اما هرچه سختی اطاعت بیشتر باشد حلاوت پاداش بیشتر می‌شود. انگار در پایان این روزهای طولانی و گرم حس نزدیکی به خدا بیشتر می‌شود؛ وقتی تن به هر سختی در اطاعت امر او می‌دهیم. در این میان برخی افراد با شغل‌هایی سخت و طاقت‌فرسا این مشقت را بیشتر درک می‌کنند. سراغ بعضی از این کسب و کارها رفته‌ایم تا ببینیم در این روزهای بلند و گرم و سختی کارشان، ماه مبارک رمضان را چگونه می‌گذرانند.

 حمید رجبی، نانوا
سخت است اما خدا توانش را می‌دهد
کنار تنور ایستاده و نان‌ها را بیرون می‌آورد. دستمالی به سرش بسته و گاهی عرق را با گوشه آن از صورت پاک می‌کند. لب‌هایش از عطش و گرما خشک‌ شده و ترک برداشته است. رنگ به‌صورت ندارد و گاهی پلک‌هایش از بی‌رمقی روی هم می‌افتند. «حمید رجبی» شاطر ۴۲ ساله نزدیک 20 سال است در نانوایی مشغول کار است و هر رمضان پای تنور افطار می‌کند. او از رمضان‌های کاری‌اش می‌گوید: «کار ما همیشه سخت است. در رمضان از همیشه سخت‌تر. و این سال‌ها باز هم سخت‌تر. سختی فقط گرما و پای تنور ایستادن نیست. آن سال‌ها که رمضان در تابستان نبود طی روز نان پخت نمی‌کردیم. هر روز فقط پیش از افطار تنور را روشن می‌کردیم. اما این سال‌ها هم صبح پخت داریم و هم ‌عصر. صبح‌ها از ساعت ۱۰ شروع می‌کنیم تا اذان ظهر. عصر هم از ساعت 16 شروع می‌کنیم تا ۹ شب. پخت عصر پرکارتر هم هست. مردم همه عجله دارند و خیلی‌ها تعداد زیادی نان می‌خواهند. خیلی سخت است. کارگری داشتم که در پخت عصر از فشار کار پای تنور غش کرد. البته عصرها مردم از گرسنگی کم‌طاقت‌تر می‌شوند و مدام اعتراض می‌کنند. ما باید با زبان خوش با آنها صحبت کنیم.» رجبی می‌گوید: «راضی هستیم به رضای خدا. سخت است اما خدا توانش را می‌دهد.»

جواد مزینانی، فروشنده دوره‌گرد
کاسبی بازبان روزه برکتش بیشتر است
کنار وانتش ایستاده و با مشتری‌ها حرف می‌زند. خوش‌اخلاق است. یک مشتری بر سر قیمت چانه می‌زند. او می‌گوید: «ببین زبان روزه ایستاده‌ام زیر این آفتاب برای یک‌لقمه ‌نان حلال. دلت می‌آید چانه بزنی؟‌» «جواد مزینانی» میوه‌فروش دورگردی است که با ماشین در خیابان‌ها می‌چرخد و کسب روزی می‌کند. او درباره کارش می‌گوید: «سختی کار چند وجه دارد. طولانی بودن ساعت کار و استراحت کم. گرما و آفتاب. مدام از این سر شهر به آن سر شهر رفتن. اینها همه سخت است. بعد از سحر و نماز صبح نمی‌خوابم. می‌روم میدان تا بار بخرم و به شهر برسم، ساعت حدود ۱۰ می‌شود. بعد می‌آیم اینجا که از شهرداری مجوزش را گرفته‌ام. تمام ساعات تا عصر اینجا آفتاب است. تا خود غروب که خورشید پایین برود زیر گرما عرق می‌ریزیم و با مشتری سروکله می‌زنیم. افطار را همین‌جا می‌خورم. یک لقمه نان با یک قاچ از همین طالبی‌ها و باز می‌ایستم به کار. مشتری وسط افطار کردن من هم می‌آید برای خرید. تا ساعت ۱۲ همین‌جا هستم. به خانه که می‌رسم ساعت حدود یک می‌شود. نخوابیده باید بیدار شوم، سحری بخورم. باز روز از روزی از نو.» او می‌گوید: «انگار خدا در ماه رمضان به مال ما بیشتر برکت می‌دهد.»

 احمد درویش، راننده تاکسی
باید صبورتر باشیم
ابتدای خط ایستاده و با خلق خوش مسافران را راهنمایی می‌کند. صورتش خیس از عرق شده است. مدام خودش را با یک روزنامه باد می‌زند. می‌رود کنار خیابان و با یک بطری آب صورتش را می‌شوید. «احمد درویش» راننده تاکسی میانسال است. درویش از کار در ماه مبارک رمضان می‌گوید: «رانندگی تاکسی در تهران همیشه از مشاغل سخت و طاقت‌فرساست. یک راننده تاکسی در تمام ‌روز با آلودگی هوا و گرمای تابستان و سرمای زمستان و ترافیک سروکار دارد. البته که تابستان سخت‌تر است. هرچه به غروب نزدیک می‌شویم از گرما کمتر می‌شود و به ترافیک، اضافه و جنگ اعصاب بیشتر می‌شود. مردم هم همه ‌روزه ‌دارند و می‌خواهند سر افطار به خانه برسند. عجله دارند و خسته هستند. گرسنگی هم بی‌حوصلگی می‌آورد. ما باید صبورتر باشیم. این در حالی است که هیچ مسافری انگار دقت نمی‌کند که ما هم مثل آنها گرسنه و تشنه و خسته هستیم. آفتاب که می‌رود باید گرما کمتر شود اما نگار ترافیک که اضافه می‌شود باز گرم‌تر می‌شود. آلودگی صوتی هم به اوج خود می‌رسد.»

مصطفی دمابی، صاحب خشکشویی
سختی کار لذت روزه داری را بیشتر می‌کند
بخاری که از لوله درون جوی مقابل مغازه بیرون می‌زند کلافه‌کننده است. نزدیک در مغازه گرما به‌صورت می‌خورد. کنار اتو ایستاده و هر بار که بلندش می‌کند صورتش را سمت کولر می‌گیرد اما باز سرخ است. مشخص است دهانش خشک شده. به شاگرد مغازه می‌گوید: «آن در را ببند بوی مواد کمتر بیاید این‌طرف.» «مصطفی دمابی» صاحب اتوشویی محله مقداد است. او که این شغل را از پدر به ارث برده از سختی‌های کارش در ماه مبارک رمضان می‌گوید: «کار ما همیشه با گرما همراه است. شیشه‌های همه اتوشویی‌ها همیشه بخار گرفته است. من روزی ۸ ساعت کنار اتو می‌ایستم. اگر دماسنج بیاورید و اطراف اتو بگذارید می‌بینید نزدیک به ۱۵ درجه گرم‌تر از بقیه فضاست. این یک قسمت سختی کار است. شست‌وشو هم هست. بوی موادی که با آنها کار می‌کنیم خیلی آزاردهنده است. گلوی آدم خشک است. بخار آنها گلو را می‌سوزاند. تعدادی از لباس‌ها را هم که باید با آب گرم بشوییم که این هم سختی دارد. بعد از اینکه کارم کنار اتو تمام می‌شود می‌روم به کارگاه برای شست‌وشو. آنجا هم تهویه کم است. حتی روزه‌دار هم که نباشیم اذیت می‌شویم. ماه مبارک رمضان سخت‌تر هم می‌شود. اما انگار این سختی لذت روزه‌داری را بیشتر می‌کند. آدم یک حال روحانی دارد وقتی مشقت کارش را با زبان روزه تحمل می‌کند.»

 احمد قادری، مکانیک
خدایا خودت کمک کن
خودرویی را به داخل تعمیرگاهش هدایت می‌کند. خودرو که وارد می‌شود با دستش هوای مقابل صورتش را حرکت می‌دهد و کمی بعد از راننده می‌خواهد کاپوت را بالا بزند. به موتور که نگاه می‌کند صورتش را برمی‌گرداند و می‌گوید: «گرم است. خدایا خودت کمک کن.» «احمد قادری» مکانیک جوان چند سالی است که در مغازه‌اش نزدیک بلوار ابوذر مشغول کار است. می‌گوید: «من چند سالی است که تمام‌وقت کار می‌کنم. سال‌های قبل که ماه رمضان در زمستان یا خنک بود به این کار مشغول نبودم که تفاوتش را بدانم. اما حالا را می‌دانم که سخت است. تابستان‌ها گرمای ماشین‌ها و موتورهایشان چند برابر می‌شود. وقتی ماشین می‌آید داخل تعمیرگاه حرارت عجیبی را با خود می‌آورد. آن موقع کار روی موتور با تشنگی خیلی سخت است. با اینکه کولر داریم اما در این هوا اصلاً جوابگو نیست. چون خیلی از ماشین‌ها هم کولرشان را روشن می‌کنند که باعث افزایش گرمای موتورشان می‌شود. جابه‌جایی قطعات سنگین با گرسنگی و ضعف هم هست. آدم وقتی گرسنه می‌شود به‌سختی راه می‌رود. ما باید این قطعات را جابه‌جا و تعمیر کنیم. تحمل بوی روغن و بنزین را هم در گرما به همه اینها اضافه کنید.»

 اصغر نوروزی، آشپز
روزه‌داری که افطار روزه‌دار را آماده می‌کند
کنار دیگ حلیم ایستاده است و آن را مدام هم می‌زند. به هرکدام از شاگردانش یک‌چیز می‌گوید. بین کار چند بار صورتش را آب می‌زند. روغن داغ می‌کند و روی دیگ آش می‌ریزد. «اصغر نوروزی» آشپز و آش‌فروشی معروف خیابان پیروزی است. او در ماه مبارک رمضان باید هر روز مقدار زیادی آش و حلیم برای مهمانان سفره الهی آماده کند. نزدیک به افطار صف طویلی مقابل مغازه تشکیل می‌شود و او و شاگردانش گرسنه و تشنه جوابگوی مشتری‌ها هستند. نوروزی می‌گوید: «یک ماه رمضان اوج کار ماست. از گوشت تا سبزی و هر محصولی را که در کار لازم داریم باید هر روزه به مقدار زیاد و تازه تهیه کنیم. من و کارگران آشپزخانه در 3 شیفت کار می‌کنیم تا محصول آماده مصرف و ارائه به مشتری شود. در گرمای پای دیگ باید مدام یک نفر آش و حلیم را هم بزند تا خوب جا بیفتد و ته نگیرد. نمی‌شود به مردم محصول بد بدهیم. باید همه‌چیز خوب باشد تا موقع افطار راضی باشند و دعایمان کنند. نزدیک افطار ارائه محصول سخت‌تر است. مردم همه عجله دارند. باید حواسمان باشد به کسی کم ندهیم که حقی ضایع شود. به کارگران مدام تذکر می‌دهم یک وقت به دلیل عجله و بی‌حوصلگی مخلفات را کم روی ظرف‌ها نریزند که مشتری ناراضی باشد.»

 روح‌الله زرنوش، قصاب
رضایت مردم مهمترین هدف ماست
کنار گوشت‌های آویخته از گیره‌ها ایستاده و به سفارش مشتری دقیق گوش می‌دهد. همه حواسش به کارگرانی است که مشغول کارند. به یکی از آنها می‌گوید: «کولر را روشن کن که مشتری زبان روزه اذیت نشود.» «روح‌الله زرنوش» قصاب کهنه‌کاری است که رمضان‌های زیادی را در این کار بوده. می‌گوید: «در ماه رمضان خریدها بیشتر می‌شود. هم نذری زیاد است، هم مهمانی‌ها بیشتر می‌شود. به همین دلیل مردم بیشتر گوشت و مرغ مصرف می‌کنند و فشار کار ما بیشتر می‌شود. نزدیک شب‌های قدر یا شب پانزدهم خیلی حجم کار بالاست که خب وقتی روزه‌ داریم این ‌همه کار سنگین است. اما تلاش می‌کنیم به مردم بهترین خدمات را ارائه کنیم. در ماه مبارک رمضان از کارگران می‌خواهم علاوه بر روزی 3 مرتبه که قانونمان است 2 مرتبه دیگر مغازه را بشویند و تمیز کنند که هیچ بویی در مغازه نباشد. بو آدم روزه‌دار را بیشتر اذیت می‌کند. ما خودمان عادت کرده‌ایم اما مشتری‌ها نه. بو کلافه‌شان می‌کند. به هر حال گرما و طولانی بودن روزها، روزه‌داری را سخت کرده و برخی کارها مثل کار ما که سخت‌تر هم هست. اما برای ما رضایت مردم و خدا مهم‌تر است.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code