منطقه 14

شکارگاه شاهان

نویسنده: زهرا فراهانی
200 سال از زمانی که تهران به‌عنوان پایتخت انتخاب شد می‌گذرد. در طول تمام این سال‌ها تهران هر روز بیشتر در مسیر توسعه گام برداشته است...
1396/09/14
 200 سال از زمانی که تهران به‌عنوان پایتخت انتخاب شد می‌گذرد. در طول تمام این سال‌ها تهران هر روز بیشتر در مسیر توسعه گام برداشته است.‌گاه بی‌سامانی‌های سیاسی بر این روند تأثیر مستقیم گذاشته و ‌گاهی نیز رشد اقتصادی باعث افزایش رشد پایتخت شده است. هر روز تهران بزرگ و بزرگ‌تر شد تا به شکل کنونی درآمد. این شهر اکنون در مساحتی قریب به ۶۳۵ کیلومترمربع جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر را در خود جا ‌داده است. رشد تهران در کمتر از ۲۰۰ سال چه از نظر وسعت و چه جمعیت یک اتفاق مهم است؛ اتفاقی که در هیچ شهر یا کشور نظیر آن رخ نداده است. تهران اگر روزگاری تنها در محله‌های پنج‌گانه‌اش خلاصه می‌شد اما خیلی زود بیش از ۴۲ پارچه‌آبادی حاشیه‌ای خود را بلعید و اکنون به هیبت یک ابرشهر درآمده است. این روزها در سالگرد تأسیس تهران‌نوین هستیم. خالی از لطف ندیدیم که از تاریخچه شهرمان و گذشته تا حال بگوییم و البته محله‌های منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. چون بهترین راه حفظ تاریخ بیان هر روزه آن و یادآوری و آموزشش است و بهترین راه برای حفظ هویت تاریخی نیز بیان تاریخچه و قدمتش.

تهران به جای ری
«نوا توکلی» معمار و پژوهشگر حوزه تاریخ شهری درباره تهران درزمانی که تنها یک روستا بود می‌گوید: «پس از درگذشت شاه اسماعیل صفوی، پسرش شاه‌طهماسب به حکومت رسید. او آذر سال۹۱۵ هجری شمسی برای زیارت امامزاده حمزه(ع)، که در جوار حضرت عبدالعظیم(ع)، ری مدفون و از اجداد شاه بود از تهران عبور کرد و این شهر را درخور توجه دید. در این زمان ری نشانی از‌‌‌ آبادانی و شهرت پیشینه خود نداشت. اما در مقابل، تهران این عهد شهرت بیشتری داشت. این نخستین سفر وی به تهران بود و بعدازآن او 2 بار دیگر از پایتخت خود قزوین به این شهر آمد و در نهایت سال ۹۳۲ شمسی دستور ساخت نخستین و قدیمی‌ترین حصار و باروی شهر تهران را داد. گفته می‌شود که شاه‌طهماسب می‌خواست پایتخت را به تهران بیاورد. اما یک تابستان که در تهران ماند و گرمای آزاردهنده‌اش را دید پشیمان شد. در هر صورت تهران و پیش‌تر ری درست در نقطه اتصال شاهراه شرق به غرب و شمال به جنوب ایران قرار گرفته بودند و اکنون‌که ری باستانی از میان ‌رفته بود چه جایی بهتر از تهران می‌توانست جایش را بگیرد؟‌»

درباره نخستین حصار
توکلی درباره کیفیت نخستین دیوار شهر تهران توضیح می‌دهد: «طول این دیوار حدود 6هزار قدم تخمین زده می‌شود. این حصار ۱۱۴ برج به تعداد سوره‌های قرآن کریم داشت. زیر هر برج، یک سوره از قرآن مجید را برای تبرک دفن کرده بودند. حصار که مستطیل نامنظمی بود 4دروازه در 4 طرف اصلی خود داشت. اطراف حصار از بیرون خندقی عمیق و عریض حفر کردند. خاک خندق عمیق و عریض را هم برای ساختن برج‌ها و باروی شهر به کار بردند. 4 دروازه عبارت بودند از دروازه شمیران در دیوار حصار شمالی، دروازه حضرت عبدالعظیم(ع)، یا دروازه اصفهان در دیوار حصار جنوبی، دروازه دولاب در دیوار حصار شرقی و دروازه قزوین در دیوار حصار غربی. دروازه شمیران تقریباً ابتدای خیابان پامنار (امیرکبیر) قرار داشت. دروازه حضرت عبدالعظیم(ع) یا دروازه اصفهان با خیابان مولوی و بازار حضرتی تطبیق می‌کرد. دروازه دولاب با ورودی بازارچه نایب‌السلطنه در خیابان ری مطابقت داشت و دروازه قزوین با ابتدای بازارچه قوام‌الدوله و طرخانی در شرقی میدان شاپور (میدان وحدت اسلامی) قابل‌ مقایسه بود.» به‌این‌ترتیب تهران بر پایه برج و باروی شاه‌طهماسبی و برحسب خیابان‌های سده‌های بعدی از شمال به خیابان امیرکبیر، میدان سپه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان شاپور (وحدت اسلامی) محدود می‌شد. این محدوده بعدها به محدوده حصار شاه‌طهماسبی مشهور شد که مساحتی قریب به 440 هکتار داشت.

دروازه‌های جدید
پس‌ازاین در زمان اشغال کشور به دست افغان‌ها در زمان شاه سلطان‌حسین، تهران نیز چند سال در اختیار افغانستانی‌ها قرار داشت. بعدتر با روی کارآمدن قاجارها و انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت، این شهر تغییرات بیشتری کرد. افغانستانی‌ها دروازه‌ای در حدود خیابان باب همایون تهران ایجاد کردند و دروازه‌ای دیگر نیز حوالی خیابان مولوی امروزی در زمان محمدشاه قاجار به دروازه‌های تهران اضافه شد. اما بعدازاین در زمان ناصرالدین‌شاه تهران وارد دوره‌ جدیدی به نام دوره ناصری شد که درواقع ورود پایتخت به دوران نوین خود بود. «علیرضا عسکری» پژوهشگر و تهران‌شناس در این رابطه می‌گوید: «بعدازاینکه آقا محمدخان تهران را به‌عنوان پایتخت برگزید این شهر به دارالخلافه شهرت یافت. آن زمان تهران 5 محله اصلی شامل عودلاجان، سنگلج، ارگ و بازار بود. اما رشد و توسعه تهران از دوران ناصرالدین‌شاه آغاز شد. ناصرالدین‌شاه در اواسط دوران سلطنت خود دیوارهای شاه‌طهماسبی را ویران کرد. با فرو ریختن دیوارهای ضلع شرقی، خیابان ناصرخسرو و خیابان سعدی ساخته شد و در ضلع غرب نیز خیابان خیام پی‌ریزی شد. در ضلع جنوب نیز خیابان ۱۵ خرداد بر ویرانه‌های دیوار ساخته شد. ناصرالدین‌شاه دیوارهای جدیدی اطراف دارالخلافه ساخت با 12 دروازه. این دروازه‌ها عبارت بود از دروازه دولت (تقاطع خیابان‌های انقلاب و مفتح)، دروازه شمیران (انتهای پل چوبی)، دروازه دوشان‌تپه (میدان ژاله)، دروازه دولاب (سه‌راه شکوفه)، دروازه خراسان یا مشهد (میدان خراسان)، دروازه حضرت عبدالعظیم(ع) (میدان شوش امروزی، ابتدای جاده شهرری) دروازه غار (حدفاصل میدان شوش و میدان خانی‌آباد)، دروازه خانی‌آباد (تقاطع خیابان‌های خانی‌آباد و شوش)، دروازه گمرک (انتهای خیابان امیریه، رو به میدان گمرک)، دروازه قزوین (نزدیکی میدان قزوین)، دروازه باغ شاه (در انتهای خیابان سپه)، دروازه یوسف‌آباد (چهارراه کالج). تا سال ۱۲۷۰ تهران توسعه بیشتری یافت. از شمال این شهر به خیابان امیرکبیر رسید و در ادامه به میدان توپخانه متصل شد و در امتداد خیابان فیاض‌بخش فعلی گسترش یافت. در غرب به خیابان وحدت اسلامی رسید و تا حوالی خیابان مولوی فعلی در جنوب پیش رفت. خیابان مولوی محدوده جنوبی شهر تهران بود و در شرق نیز دارالخلافه به خیابان ری رسید.» منطقه ما در نزدیکی 2 دروازه اصلی شهر قرار داشت.

دولاب؛ تاریخی‌ترین
دروازه دولاب که ورودی تهران از سمت ده دولاب بود از زمان دیوار طهماسبی نیز از ورودی‌های اصلی شهر بود که نشان‌دهنده قدمت دولاب و این محله است. عسکری می‌گوید: «تهران‌شناسان اعتقاد دارند 2هزارو500 سال پیش، بعد از زلزله مهیب در شهرری، مردم از این شهر به 2 منطقه شمیرانات و دولاب مهاجرت کردند. به‌علاوه اینکه نزدیکی روستای دولاب به جاده‌های خروجی شهر و پرآب و حاصلخیز بودن زمین‌های آن باعث اعتبار این روستا شده بود. در کتیبه‌های دوره سامانی نشان داده شده بعد از کوچ مردم ری به دولاب، زندگی در این روستا کم‌کم شکل می‌گیرد. قبل از کشیدن حصار به دور تهران در زمان شاه‌طهماسب صفوی و تبدیل تدریجی آن به شهر، دولاب یک روستای پرآب بود. اما با ساخت این حصار وضع آن کم‌کم تغییر می‌کند. زمانی که شاه‌طهماسب صفوی برج‌ها و باروهایی در تهران ساخت یکی از معروف‌ترین این دروازه‌ها دولاب بود.»

روستایی در حد و اندازه تهران
«محمدرضا چیت‌ساز» تهران‌شناس نیز درباره دولاب می‌گوید: «دولاب در دوره قاجار پس از انتخاب تهران به پایتختی از روستاهای مهم اطراف تهران بود و بخش عمده‌ای از صیفی‌ مردم تهران از این روستا تأمین می‌شد. قبل از حصارکشی به دور روستای تهران در زمان شاه‌طهماسب صفوی و تبدیل تدریجی آن به شهر، دولاب روستایی در حد و اندازه‌های تهران بود. اما با ساخت این حصار وضع تهران کم‌کم تغییر کرد. محله بالا، محله پایین، محله میان و محله عسکری که بعدها ساخته شده بود. محدوده روستا در بخش جنوبی بوستان جهان‌پناه و میدان آیت‌الله سعیدی و اطراف خیابان شهید اسفندیاری امروز قرار داشت. قدیمی‌ترین مسجد روستا مسجدجامع بقیه‌الله (مسجد حاج شیخ علی‌آقا) امروزی بود. قدمت این مسجد به‌درستی مشخص نیست. اما اهالی محله معتقدند که بیش از ۷۰۰ سال عمر دارد. مسجد پیر دولاب نیز از دیگر مسجدهای روستا بود. در دوره پهلوی دوم که شهید مجتبی نواب صفوی برای مدتی در دولاب ساکن بود در این مسجد نماز را اقامه می‌کرد. بعد از انقلاب نام مسجد را مسجد نواب صفوی گذاشتند.»
او می‌افزاید: «روستا چند تکیه داشت؛ تکیه چال یا تکیه بالا، تکیه پایین، تکیه میان و تکیه محله عسکری. تکیه چال قدیمی‌ترین تکیه دولاب در محله بالا، نزدیک مسجد بقیه‌الله قرار گرفته است. اهالی محل برای این تکیه نیز قدمت زیادی قائلند. از آنجاکه این تکیه در محل گود و چاله‌مانندی قرار داشت به تکیه چال معروف شد. در کنار این تکیه گرمابه‌ای قرار داشت که به حمام چال معروف بود. تکیه پایین دولاب نیز پیشترها در ایام غیرمحرم مسیر عادی رفت‌وآمد اهالی بود.» چیت‌ساز توضیح می‌دهد: «از قدیم رسم است که دسته‌های عزاداری اهالی دولاب در روزهای تاسوعا و عاشورا از این 4 تکیه به راه می‌افتند و به سمت بقعه چهل‌تن دولاب و امامزاده اهل بن علی(ع) و بقعه سیده ملک خاتون(س) می‌روند و در آنجا به اقامه عزا می‌پردازند. این 3 بقعه در گذشته از اراضی دولاب محسوب می‌شدند. اطراف این بقعه قبرستان دولابی‌ها بود. طبق گفته مرحوم مصطفوی بنای اصلی بقعه به قبل از صفویه می‌رسد اما طاق آن را می‌توان از تأسیسات دوره قاجار دانست. این بقعه و قبرستان سال ۱۳۵۴ شمسی تبدیل به بوستان عمومی شد.»

شهرت ویژه صیفی
دولاب

چیت‌ساز می‌گوید که روستای دولاب زمین‌های کشاورزی فراوانی داشت. بیشتر اراضی این روستا در بخش شمالی آن قرار داشت. این زمین‌ها امروز تبدیل به محله‌های سرآسیاب، نیکنام، دژکام، جابری، شیوا، مینای شمالی و جنوبی و... شده‌ است. اراضی کشاورزی دولاب به‌صورت خرده‌مالکی اداره می‌شد و زمین‌ها به‌صورت قطعاتی تحت مالکیت دولابی‌ها بود. به این مالکان اصطلاحاً ارباب می‌گفتند. این افراد برای کشت و زرع روی زمین‌هایشان کارگر استخدام می‌کردند یا بخش‌هایی از زمین‌ها را اجاره می‌دادند. محصول اصلی دولاب صیفی بود و تقریباً همه آن در تهران به فروش می‌رسید. در میان این صیفی‌، خیار دولاب شهرت ویژه‌ای داشت. آب بهاره این روستا از سیلاب دره دارآباد و آب تابستانه از دره پس‌قلعه تأمین می‌شد. دولابی‌های قدیمی هنوز به یاد دارند که برای هدایت آب دره پس‌قلعه به روستایشان به محدوده پل رومی می‌آمدند و آب را از آنجا به سمت روستا هدایت می‌کردند.»

باغ‌وحش ناصرالدین‌شاه در دوشان تپه
درباره دوشان‌تپه و جاده‌ای که به این دروازه منتهی می‌شده‌ است نیز گفتنی زیاد است. توکلی درباره این دروازه و تاریخچه دوشان‌تپه می‌گوید: «نخستین خندق اطراف تهران در زمان شاه‌طهماسب کنده شد و بعد از آن ۱۷ آذر سال ۱۲۴۶ یک کلنگ نقره‌ای ساخته شد تا ناصرالدین‌شاه کلنگ دومین خندق تهران را بزند و با پر کردن خندق طهماسبی دارالخلافه ناصری را بسازد. یکی از دروازه‌های این دیوار جدید دوشان‌تپه نام داشت که به جاده‌ای به همین نام منتهی می‌شد و این جاده نیز مسیر رسیدن به روستای دوشان‌تپه از ییلاق‌های اصلی شهر تهران بود. جاده دوشان‌تپه همان خیابان پیروزی فعلی است که آن زمان به این نام خوانده می‌شد و بعد از برپایی کاخ فرح‌آباد در دوشان‌تپه به خیابان فرح‌آباد تغییر نام داد. این جاده از میدان شهدای فعلی آغاز می‌شد و به پای کوه‌سنگی در منطقه کلاهدوز فعلی ختم می‌شد. ییلاق دوشان‌تپه بعد از ساخت دیوار ناصری به شکارگاه شاهان قاجار تبدیل شد و مورد توجه خاص ناصرالدین‌شاه قرار گرفت. عمارت فرح‌آباد را برخی به همین دوره ناصرالدین‌شاه نسبت می‌دهند و برخی به دوره مظفرالدین شاه. از دیگر عمارت‌های مهم این منطقه می‌توان از عمارت قصر فیروزه نام برد که آن عمارت هم به دلیل علاقه ویژه قاجارها به دوشان‌تپه یا همان فرح‌آباد در این محل بنا شد. سردر ورودی باغ قصر فیروزه با نقاشی‌های مختلفی از اشکال شیر و ببر و پلنگ و مناظری از شکارهای عهد ناصری زینت داده شده بود که نشان از علاقه وافر بزرگان آن زمان به شکار حیوانات داشت. در قسمتی از باغ نیز تعدادی حیوان برای سرگرمی و بازی نگهداری می‌شدند. این باغ عمارتی به نام کلاه‌فرنگی داشت که محل سکونت و استراحت فصل‌های بهار، تابستان، پاییز و زمستان در آن به‌درستی روشن و مشخص شده بود. خیابان دوشان‌تپه گذرگاهی سرسبز بود که بسیار باریک ساخته شده بود و در سیزده‌به‌در که مردم سر به صحرا و بیابان می‌گذاشتند عبور و مرور از آن به‌سختی صورت می‌گرفت.» در زمان ناصرالدین‌شاه باغ ‌وحشی در محدوده خیابان لاله‌زار فعلی در نزدیکی میدان توپخانه راه‌اندازی می‌شود. بعد از مدتی نگهداری از حیوانات در نزدیکی محدوده ارگ ناصری دردسرساز می‌شود. شاه به همین دلیل دستور انتقال حیوانات و تجهیز این باغ‌وحش را به منطقه دوشان‌تپه می‌دهد. انواع حیوانات تا مدت‌ها در این محدوده نگهداری می‌شدند و گاهی مسابقات اسب‌دوانی هم در مراتع وسیع و فراخ آن برگزار می‌شد. همین باعث شد افسریه فعلی با نام اسب‌دوانی شناخته شود. اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان به وجود این حیوانات و شکار چند پلنگ توسط شاه اشاره کرده است. در این باغ‌وحش 4 شیر نر و ماده، 3 ببر مازندران، چند پلنگ و خرس نگهداری می‌شدند.

نکته
شکار به شیوه قجری

در روزگار نه چندان دور و در عهد قاجار نیز شاهان به شکار توجه ویژه‌ای داشتند و فتحعلی شاه قاجار به‌رغم جنگ‌هایی که در آن زمان با عثمانی داشت عباس میرزا را به میدان کارزار می‌فرستاد و خود شکارگاه را انتخاب می‌کرد.
این علاقه بعدها به تمامی به نواده او ناصرالدین شاه منتقل شد و نقل است که او از هیچ فرصتی برای رفتن به شکار دریغ نمی‌کرد. ناصرالدین شاه چندین ماه از سال را با وجود مشکلات و خطرات آن زمان در سفر و شکار می‌گذرانید و بسیاری از کارگزاران حکومتی که چندان علاقه و شاید بنیه أی برای این کار نداشتند با خود همراه می‌کرد که حتی‌گاه به مرگ برخی از آنان که از لحاظ سنی فرتوت بودند منجر می‌شد. چنان که عین‌الملک که مورد محبت شاه بود در منطقه کن در شمال غربی تهران در حین شکار شاهانه جان داد که موجب تکدر خاطر شاه را فراهم کرد به‌طوری که از آن سال دیگر برای شکار به کن نرفت.
در آن سال‌ها شکار در سراسر مملکت برای همه مجاز بود به استثناء شکارگاه‌های سلطنتی که در مجاورت پایتخت بود و تحت حفاظت شکاربانان قرار داشت. این شکاربانان طبق معمول در قبال گرفتن رشوه شکارچیان را بدان مناطق راه می‌دادند.
مراکز شکار اطراف تهران عبارت بودند از کن، دوشان تپه، دره لار، شهرستانک و سرخه‌حصار و البته در مسافرت‌های طولانی مناطق بسیاری از ایران در زمره مناطق قرق شده قرار می‌گرفتند. حیواناتی که شکار می‌شدند نیز عبارت بودند از کفتار، گرگ، شغال، روباه و دله، یوزپلنگ، سیاه گوش، شیر بدون یال خوزستان، پلنگ، خرس، قوچ و آهو و کل.
وسایل شکار در این سفر‌ها به غیر از تفنگ سگ تازی بود که هیچ خرگوشی از دست او ایمن نبود و در شکارهای هوایی و پرندگان از باز و قوش تربیت شده استفاده می‌شد. حیوانات صید شده نیز با چاپارهای سریع السیر به صاحب‌منصبان و عالی مقامان حاضر در اردو و یا در شهر و همچنین سفارتخانه‌های اروپایی فرستاده می‌شد و همراه آن نامه أی از طرف می‌رشکار دربار فرستاده می‌شد که ضمن آن یادآوری می‌گردید که همه شکار‌ها به دست مبارک اعلیحضرت انجام گرفته است.
در عکس‌های زیر که توسط عکاسان دربار گرفته شده و به درستی عکاس هریک مشخص نیست اردوی‌های شاهی دردشت لار، شهرستانک و دوشان تپه همراه با جمعی از درباریان و نزدیکان شاه نشان داده شده که به قصد شکار انجام گرفته است.






ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code