منطقه 15

به احترام این ضیافت پاک می‌مانیم

نویسنده: زینب کریمی
این روزها و شب‌های مهمانی خدا خانه‌ها و خانواده‌ها حال و هوای متفاوتی را تجربه می‌کنند. بوی مهربانی می‌آید و کوچه و خیابان‌های شهر حال و هوای ماه رمضان به خود گرفته است...
1396/03/27
 این روزها و شب‌های مهمانی خدا خانه‌ها و خانواده‌ها حال و هوای متفاوتی را تجربه می‌کنند. بوی مهربانی می‌آید و کوچه و خیابان‌های شهر حال و هوای ماه رمضان به خود گرفته است. حس دل‌انگیز این ماه، مکان‌های خاص و آدم‌های خاص را هم دگرگون کرده است. مرکز بهبودی اقامتی کمپ آفتاب امید که به کمپ خاورشهر معروف است یکی از همان مکان‌های خاص است و مددجوهای امیدوار آن آدم‌های خاصی هستند که رمضانی متفاوت را تجربه می‌کنند. کارتن‌خواب‌های مصرف‌کننده موادمخدر، که تا مدتی پیش در کوچه و خیابان‌های شهر سرگردان بودند و با جسم بی‌رمق و ظاهر ژولیده تصویری زشت برای شهر ساخته بودند، در این کمپ به ترک اعتیاد دعوت می‌شوند تا فرصت بازگشت به زندگی را داشته باشند. حال و هوای کمپ برای آن دسته از مصرف‌کنندگانی که دوره ترکشان مقارن با ماه مبارک رمضان است، حال و هوایی متفاوت است. پشت سرگذاشتن دوره ترک اعتیاد با کمک روزه‌داری سبک زندگی این روزهای روزه‌داران کمپ آفتاب امید است. در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان لحظه افطار را در جمع گرم و صمیمی‌شان حاضر شدیم و از حال و هوای روزه‌داری و آرزوها و دغدغه‌هایشان برای زندگی آینده پرسیدیم.

هوای کمپ بارونه!
نزدیک افطار است و بزرگراه امام رضا(ع) مثل بیشتر ساعات روز ترافیک نسبتاً سنگینی دارد. این بزرگراه روزه‌داران خاورشهر و قیامدشت و پاکدشت و شهرک‌ها و روستاهای اطراف را به مقصد می‌رساند. از سه‌راه افسریه و شهرک رضویه که می‌گذرم مسیر خاورشهر را پیش می‌گیرم. چند دقیقه‌ای تا افطار باقی مانده که سه‌راه سیمان را رد می‌کنم و به ورودی محله خاورشهر می‌رسم. جاده قاسم‌آباد مرا به کوچه صنعت1 و پلاک شماره 15 می‌رساند. در بزرگی که پیش رویم است تابلو مرکز بهبودی اقامتی کمپ آفتاب امید را نشانم می‌دهد. زنگ در را که می‌زنم یکی از مددجوهای همیار در را باز می‌کند و من را به محوطه کمپ دعوت می‌کند. بعد از استقبال مسئولان روانه حیاط می‌شوم. صدای مناجاتی که از بلندگوهای کمپ پخش می‌شود حس معنوی حاکم بر این محوطه را بیشتر کرده است. مددجوها اطراف حیاط قدم می‌زنند. چند نفری از آنان با هم گعده گرفته‌اند و تعدادی هم گوشه‌های دنج حیاط با خود خلوت کرده‌اند. انگار با خود بغض کرده‌اند و این لحظات ملکوتی را برای وصل غنیمت می‌دانند. همزمان چند مددجو مقدمات پهن کردن سفره افطار را فراهم می‌کنند. نان و پنیر و سبزی روی سفره می‌چینند و خرمای افطار را گوشه‌ای دیگر می‌گذارند. بساط چای هم برپاست. مقدمات برپایی نمازجماعت اول وقت به راه است. پیشنماز یکی از مددجوهاست. صدای تواشیح می‌آید و نام‌های متبرک خداوند متعال از بلندگوها به گوش می‌رسد. و انگار که هریک از اسماء نور امیدی است که به قلب مددجوها می‌تابد و امید به بخشش و بازگشت را به آنان یادآوری می‌کند. ثانیه به ثانیه به افطار نزدیک می‌شویم. بانک «الله اکبر» مؤذن که بلند می‌شود نماز اقامه می‌شود.

 سیگار را هم ترک کردم
قبل از آنکه برای تماشای تلویزیون وارد سالن شود چند دقیقه‌ای با او صحبت می‌کنم. متولد1360 است و یک سال و اندی می‌شود که برای کار از نهاوند به تهران آمده است. شغل‌های مختلفی را تجربه کرده است. آخرین شغلش رانندگی بود. او درباره حضورش در کمپ و روزه‌داری می‌گوید: «12 سال است که مصرف‌کننده هستم اما هر سال روزه‌ را می‌گیرم. این ماه برای من ماه مبارکی است. در هر شرایطی که بوده‌ام روزه‌ام را گرفتم. و حالا برای نخستین بار روزه‌داری در کمپ را تجربه می‌کنم. هرچند تا پیش از این ترک اعتیاد من نافرجام بوده اما این بار تصمیم جدی گرفته‌ام. برای خودم عجیب است و حتی باورم نمی‌شود که توانسته‌ام سیگار را هم ترک کنم. من هم مانند همه مددجوهای این کمپ به‌صورت اتفاقی اینجا هستم و حالا این حضور را به فال نیک می‌گیرم و می‌خواهم برای همیشه پاکی‌ام را حفظ کنم. یک دختر 4 ساله دارم و برای آینده فرزندم باید سلامت و پاک باشم. هیچ دختری دوست ندارد پدری معتاد داشته باشد. امیدوارم خدا به برکت این ماه مهمانی، امید من و همه مددجوهای دلشکسته اینجا را ناامید نکند.»


می‌خواهم برایش پدری کنم
بعد از افطار چند دقیقه‌ای با چند نفر از آنان همصحبت می‌شوم. متولد 1354 است و تا سال دوم راهنمایی درس خوانده. 6 سالی است که برای کار از شمال کشور به تهران آمده و تا پیش از ورودش به کمپ در یک تالار پذیرایی کار می‌کرده است. می‌گوید: «از دوران خدمت سربازی در زابل، مصرف موادمخدر را شروع کردم. از‌ تریاک شروع شد و به هروئین رسید. با وجود اعتیاد زندگی‌ام را اداره می‌کردم و برای مخارج خانه کم نمی‌گذاشتم. وقتی به جرم کلاهبرداری روانه زندان شدم همسرم از من جدا شد. 8 سال است که از هم جدا شده‌ایم و حالا پسر19 ساله‌ام با پدر و مادرم زندگی می‌کند. بعد از سال‌ها اعتیاد خودم هم از مصرف موادمخدر خسته شده بودم. ته دلم دوست داشتم ترک کنم اما دلیل و بهانه‌ای برای این کار نداشتم. وقتی به دلیل ظاهر نابسامانم در میدان هفتم‌تیر به دست مأموران نیروی انتظامی دستگیر شدم هیچ مقاومتی نکردم. شاید از خدایم هم بود. حالا از اینکه در حال ترک هستم خوشحالم. تا به حال یکبار تجربه ترک داشته‌ام، آن هم در خانه و حالا نخستین بار است که برای ترک به کمپ آمدم. برایم خوشایند است که در ماه مبارک رمضان در این مکان هستم. اینجا فرصت خوبی برای خلوت با خدا دارم. دهان روزه نخستین روزهای پاکی را پشت سر می‌گذارم و می‌خواهم به شهرم برگردم و بعد از این سال‌ها برای پسرم پدری کنم. این توفیق را در زندگی‌ام از یادم نمی‌برم.»

 خانواده‌ها پاکی را پایدار کنند
نزدیک به 2 سال است که این مرکز راه‌اندازی شده تا محلی برای بهبود معتادانی باشد که کارشان به کارتن‌خوابی و سرگردانی در شهر رسیده است. «مسعود تندرو» مدیر مرکز بهبودی و اقامتی آفتاب امید در این‌باره می‌گوید: «این کمپ در هر دوره 3 ماهه میزبان 350 مددجو است که به ترک دعوت می‌شوند. این افراد در جریان گشتزنی‌های نیروی انتظامی از خیابان‌ها و کوچه‌های مناطق تهران جمع شده و به این مرکز آورده می‌شوند. روش درمانی این مرکز پرهیزمدار و ایمان‌مدار است. مددجوها برای ترک از هیچ داروی کمکی نظیر متادون استفاده نمی‌کنند. مددجوها زیرنظر پزشک، روان‌شناس و مددکار قطع مصرف دارند و با کمک برنامه «12 قدم» و جلسات گروه درمانی دوره ترک را پشت سرمی‌گذارند. بهره‌مندی از جلسات مشاوره فردی و گروهی و پیگیری برای وصل شدن این افراد به خانواده‌هایشان اقدام مؤثر دیگری است که در این کمپ انجام می‌شود. اقدامات اولیه برای ترک مصرف موادمخدر برای این افراد رایگان انجام می‌شود اما این همه ماجرا نیست. بعد از 3 ماه دوره ترک کار ما تمام می‌شود اما کار خانواده‌ها تازه آغاز می‌شود. حمایت خانواده‌ها در این مرحله بسیار بااهمیت است و این پاکی را پایدار می‌کند.»

لباس های مازاد را هدیه دهید
مددجوها با ظاهری ژولیده و لباسی آلوده پذیرش می‌شوند و بعد از پایان دوره ترک در زمان ترخیص پوشاک مناسب ندارند. هر دوره 3 ماهه 350 مددجوی بهبودیافته با مشکل لباس روبه‌رو هستند و این مشکل تنها با کمک‌های مردمی حل می‌شود. علاقه‌مندان با شماره 33855483 تماس بگیرند.

 نزدیک افطار که می‌شود...
«تندرو» درباره حال و هوای ماه مبارک رمضان در کمپ می‌گوید: «در حال حاضر یک ماه از دوره پاکی مددجوها گذشته و غبار اعتیاد از جسم و جانشان برداشته شده است. خوشبختانه تقارن ماه مبارک رمضان با یک‌ماهگی پاکی آنان شرایط روزه‌داری را برای‌شان فراهم کرده است. مددجوها با عشق و علاقه برای سحری خوردن از خواب بیدار می‌شوند و روزه می‌گیرند. نزدیک افطار که می‌شود خودشان سفره پهن می‌کنند و اذان می‌گویند و نمازجماعت برگزار می‌کنند. مؤذن و مکبر و پیش‌نماز را خودشان از بین جمع‌شان انتخاب کرده‌اند. حال و هوای معنوی این ماه با دیگر ماه‌های سال قابل قیاس نیست. شور و شوق و امیدواری را می‌توانیم در چهره تک تک‌شان ببینیم. حال و هوایی روحانی در کمپ برقرار است. بعد از افطار سفره را جمع می‌کنند و برای تماشای سریال‌های ماه مبارک رمضان روانه سالن می‌شوند و دسته‌جمعی تلویزیون تماشا می‌کنند. جمع گرم و صمیمی مددجوها در این ماه حس و حال خوشایندی را در کمپ به وجود آوده است.»

مددجویان
 نیازمند حمایت و اعتماد

صحبت از بهبود و امیدواری مددجوها که می‌شود بحث اراده فردی و حمایت و کمک مسئولان و خانواده‌ها مطرح است. بدون شک این کمک‌ها نیاز به پیگیری و برنامه‌ریزی و صبر و زمان دارد. اما برخی از کمک‌ها آسان است و بی‌هزینه. این روزها که روزه‌داران دست به خیر هستند و برای انجام کارهای نیک از هم پیشی می‌گیرند، می‌توانند کمک به کمپ را در برنامه کارهای خیر خود قرار دهند. تندرو درباره کمک‌های مردمی و کار خیرآسانی که شهروندان می‌توانند انجام دهند، می‌گوید: «بسیاری از شهروندان تمایل به کمک به این گروه آسیب دیده دارند اما درباره روش این کمک‌ها آگاهی ندارند. از آنجایی که مددجوهای ما کارتن‌خواب هستند و با ظاهری ژولیده و لباسی آلوده پذیرش می‌شوند بعد از پایان دوره ترک در زمان ترخیص پوشاک مناسب ندارند. هر دوره 3 ماهه 350 مددجوی بهبودیافته با مشکل لباس روبه‌رو هستند و این مشکل تنها با کمک‌های مردمی حل می‌شود. اهدای یک جفت کفش یا لباس پاکیزه‌ای که دیگر آن استفاده نمی‌شود مشکل پوشاک این مددجوها را حل می‌کند. از طرفی کار خیر آسان دیگری که هیچ زحمت و هزینه‌ای ندارد محبت و اعتماد به بهبودیافته‌هاست. این افراد پس از ترک احتیاج به اعتماد و توجه دارند. سرکوب و بی‌اعتمادی مجدد آنان را به مسیر گذشته‌شان برمی‌گرداند.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code