منطقه 15

همت نیاز است نه ثروت!

نویسنده: مژگان مهرابی
خیلی‌ها بهانه‌شان برای کمک نکردن این است که سرمایه کافی ندارند تا نیازمندی را زیر پر و بال خود بگیرند. این فکر شاید در ذهن آدم‌های زیادی باشد که دوروبرمان می‌بینیم...
1395/10/18
 خیلی‌ها بهانه‌شان برای کمک نکردن این است که سرمایه کافی ندارند تا نیازمندی را زیر پر و بال خود بگیرند. این فکر شاید در ذهن آدم‌های زیادی باشد که دوروبرمان می‌بینیم. کسانی که تصور می‌کنند حتماً باید ثروت کلانی داشته باشند تا نامشان در زمره خیّران قرار گیرد، اما چند بانوی خیّر محله طیب نشان داده‌اند که با دست خالی هم می‌شود گره از کار دیگران باز کرد. بانوانی که همه‌شان خانه‌دار هستند و در آمدی هم ندارند، اما دست به دست هم داده و هر بار مشکل یکی را رفع می‌کنند. خودشان می‌گویند پول کمک به نیازمندان را خدا جور می‌کند. می‌گویند کمک کردن ثروت نمی‌خواهد، همت می‌خواهد. پاتوقشان خانه «فاطمه یگانه» است. به ملاقاتشان رفتیم و شنیدیم که چه کارهایی انجام می‌دهند.

خیریه گمنام برای 20 خانوار
فاطمه خانم خانه کوچکی دارد؛ بر خلاف دلش که انگار به وسعت دریاست. همه فضای خانه‌اش به 2 اتاق تو در تو و یک آشپزخانه کوچک کنج حیاط 20 متری‌اش خلاصه می‌شود. به گفته خودش 16 سال است که به وادی خیررسانی کشیده شده و همه همتش را به کار می‌گیرد تا نیازمندی را یاری کند. بیش از 20 خانواده نیازمند تحت پوشش خیریه گمنام او هستند. از بانوان بی‌سرپرست، که باید یک تنه بار زندگی را به دوش بکشند، تا کودکان و بیماران صعب‌العلاج را تحت حمایت خود دارد. برای تأمین مایحتاج مددجوهایش از دیگران هم کمک می‌گیرد. در اتاقی که رو به حیاط است مقداری وسایل مختلف به چشم می‌خورد، شیشه و لباس نوزادی و پتو و چند تکه وسایل پلاستیکی. خانم‌ها در حال جمع‌آوری وسایل هستند و خانم یگانه مرتب سفارش می‌کند که مراقب باشند وسایل کثیف نشوند. دغدغه دارد و انگار قرار است این لباس‌ها را به تن یکی از عزیزانش کند.

 گلریزان برای5 عروس
فاطمه یگانه سال‌هاست خانه و زندگی‌اش را در اختیار امور خیر گذاشته است. به اعتقاد خودش این خصلت را از مادرش به ارث گرفته است.  می‌گوید: «مادرم بانوی دست به خیری بود. در همان دوران جنگ تحمیلی خانه‌اش پایگاه کمک‌های مردمی بود. یادم می‌آید وقتی برای جبهه‌ها آذوقه جمع می‌کردند او هرچه در خانه داشت اهدا می‌کرد.» در ادامه صحبت‌های او یکی از خانم‌ها به مراسم گلریزان اشاره می‌کند که برای تهیه جهیزیه نوعروسان برگزار می‌شود. او می‌گوید: «هیچ چیز مثل شاد کردن یک نوعروس برای ما لذت‌بخش نیست. متأسفانه بعضی به سبب نداشتن جهیزیه نمی‌توانند خانه بخت بروند.» یگانه می‌گوید: «برای گلریزان از بانوان محله و دوستان دعوت می‌کنم و جشنی برگزار می‌شود. هر کسی بنا به وسعش مبلغی را اهدا می‌کند از عید قربان تا الان 5 عروس راهی خانه بخت شده اند.»

شیرخشک برای کودکان شیرخواره
در این چند ماه اخیر چند بیمار نیازمند و چند نوزاد، که با شیرخشک تغذیه می‌شوند، به فهرست خانم یگانه اضافه شده است. او می‌گوید: «بیشترین هزینه صرف تهیه داروهای خاص برای بیماران می‌شود. درباره همه کسانی که اینجا پرونده دارند تحقیقات شده است. خانواده‌هایی که نوزادان شیرخواره دارند بیشتر از همه اذیت می‌شوند. چون بچه که گرسنه شود گریه‌اش بی‌امان می‌شود و تحملش سخت است.» به غیر از حمایت‌های درمانی و مالی در ایام نوروز و ماه رمضان به نیازمندان سبد کالا اهدا می‌شود. بعضی از خانواده‌هایی که فاطمه خانم از آنها نام می‌برد و پرونده‌هایشان را نشان می‌دهد کوله‌باری از مصیبت را با خود به دوش می‌کشند. طوری که نمی‌داند کدام مشکلشان را برطرف کند. می‌گوید: «شب‌ها که سرم را روی بالش می‌گذارم فیلم زندگی همه این آدم‌ها از جلو چشمم رد می‌شود. فقط دست دعا به سوی خدا برمی‌دارم که راهی را جلو پایم بگذارد. حتی گاهی از غصه خوابم نمی‌برد.»

آرامشی که دارم...
«طاهره کثیری» ساکن خیابان منصور است. می‌گوید همسرش کارگر است و درآمد متوسطی دارد. با این حال از هیچ ‌کاری که برای خدمت دیگران باشد مضایقه نمی‌کند. می‌گوید: «قبلاً هم در امور خیر فعالیت داشتم، اما نزدیک به 2 سال است که با خانم یگانه همکاری می‌کنم. برای تأمین مایحتاج نیازمندان از دوستان و همسایه‌هایی که می‌شناسم کمک می‌گیرم. کار راحتی نیست. باید وقت بگذاری تا پولی جمع‌آوری شود. با این حال من لذت می‌برم. از وقتی هم که به‌طور جدی در این راه گام برداشته‌ام برکت به زندگی‌ام روانه شده است. نخستین نعمتی که خدا به من ارزانی کرده، آرامشی است که دارم.»

از دعای همین آدم‌ها...
«توران پرستاری» بانوی میانسالی است که از خیلی سال پیش در امور خیریه شرکت می‌کند. می‌گوید: «درست است که ثروت زیادی ندارم، اما وقتی می‌خواهم از دیگران کمک بگیرم اول از خودم شروع می‌کنم. وجهی را در حد توانم می‌گذارم وسط. همین که خانواده‌ای از نگرانی بیرون می‌آید و کانون زندگی کسی به سبب نبود پول از هم نمی‌پاشد به من انرژی می‌دهد. همین هفته پیش، خانمی مبتلا به سرطان بود که همسرش نتوانست هزینه درمان او را فراهم کند و همین منجر به فوت آن خانم شد و 2 فرزندش یتیم شدند. این چیزها مرا اذیت می‌کند و همه توانم را به کار می‌گیرم که مشکلی برطرف شود. از دعای همین آدم‌ها من حدود 2 سال پیش از مرگ نجات پیدا کردم.»

از نوزادی تحت پوشش بود و حالا...
«سیده رقیه جعفری» پای ثابت امور خیریه است. او خودش چند نفری را تحت پوشش دارد. اینکه چطور جعفری بانوی خیّری شده خود داستانی دارد که برای ما تعریف می‌کند: «در محله ما پزشکی بود که به نیازمندان محله کمک می‌رساند. این کار او انگیزه‌ای در من ایجاد کرد که خودم هم پا در این وادی بگذارم و خانه‌ام به پایگاهی برای انجام کار خیر تبدیل شود.» او دوستان زیادی دارد که در انجام کارها حمایتش می‌کنند. می‌گوید: «امسال زمستان 70 جفت شال و کلاه به دستم رسید که به بچه‌های نیازمند هدیه دادم. پیش می‌آید فردی ‌بانی می‌شود و هزینه درمان بیماری یا تهیه جهیزیه برای نوعروسی را پرداخت می‌کند. من دختر خانمی را از نوزادی تحت پوشش دارم و با حمایت دوستان توانسته دیپلمش را بگیرد و این برای من لذت‌بخش است.»







ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code