منطقه 15

یک مشکل با هزار راه‌حل

نویسنده: امین رحیمی/ دبیر
عکس گورخواب‌ها را دیدیم. همه دیدیم و کسی نماند که ندیده باشد و خبر را نشنیده باشد. بحث هم زیاد شد؛ در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی بیشتر و شاید بیش از اندازه...
1395/10/18
1‌ـ عکس گورخواب‌ها را دیدیم. همه دیدیم و کسی نماند که ندیده باشد و خبر را نشنیده باشد. بحث هم زیاد شد؛ در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی بیشتر و شاید بیش از اندازه. اما «دو صد گفته چون نیم‌کردار نیست.» نظرها متفاوت بود و این شاید خودش اتفاق فرخنده‌ای باشد. شاید نظرات مخالف و بحث‌هایی که پیش آمد تفکر را و آگاهی را و تعهدپذیری درونی و جمعی را بیشتر کرده است. همه می‌پرسیدند چه کسی مسئول است و همه پاسخ هم می‌دادندکه چه کسی مسئول است. دولت مسئول است؟ بله، حتماً مسئول است. مسئول نابرابری‌هایی است که کسانی را زنده روانه گور کرده. دولت باید اقدامی کند؟ بله، حتماً باید اقدام کند. اقدامی که مشکل را رفع کند نه اینکه احساسات جریحه‌دار شده را تسکین دهد. و البته کسی انتظار نداشت دولتی‌ها خودشان هم از وجود چنین مشکلی تعجب کنند. اگر از وجود چنین مشکلاتی خبر ندارند که خودش ضعف بزرگ‌تری است. دیروز گورخواب‌ها را دیدیم ولی کارتن‌خواب‌ها و خیابان خواب‌ها را قبلاً هم دیده‌ایم. در همین نشریه گزارش‌هایی از وضعیت کارتن‌خواب‌های محله شوش و کوه خواب‌های حاشیه جنوبی منطقه تهیه کردیم. کانال خواب‌ها را هم دیده بودیم؛ بی‌خانمان‌هایی که در کانال فاضلاب انتهای محله مشیریه زندگی می‌کردند.
2‌ـ دولتی‌ها و نهادهای عمومی چه باید بکنند؟ چه ‌کاری از دستشان برمی‌آید؟ خیلی کارها. ارگان‌هایی حمایتی مانند بهزیستی می‌توانند و باید اقدام کنند. نهادهای دیگری هم هستند. نهادهای اجتماعی و فرهنگی و مالی و حتی شرکت‌های بزرگ دولتی که بودجه‌های کلان دارند. می‌توان از بودجه‌های غیر‌ضروری مثلاً تشریفاتی یا تبلیغاتی! کم کرد و برای این چند صد نفر یا چند هزارنفر‌کاری کرد.
3‌ـ فقط دولتی‌ها و نهادهای عمومی نیستند. نهادهای اجتماعی هم هستند. نباید دست روی دست گذاشت که کسی بیاید و‌کاری بکند. اگر خودمان بتوانیم که می‌توانیم چرا باید منتظر باشیم. مساجد هستند، بسیج هست، هیئت‌های مذهبی هستند. در برابر کارهای عظیمی که مسجدی‌ها و بسیجی‌ها و هیئتی‌ها در این چند دهه اخیر انجام داده‌اند این کار دشواری است؟! نهادهای اجتماعی دیگر هم هستند؛ شورایاران و سازمان‌های مردم‌نهاد و اصناف و بازار. حتی شرکت‌ها و نهادهای مالی و تجاری خصوصی بنا به مسئولیت اجتماعی‌شان می‌توانند وارد میدان شوند و کارهای بزرگ انجام دهند.
4‌ـ در کنار همه این نهادهای رسمی و غیررسمی مردم هم هستند؛ اهالی محله‌ها. کارتن‌خواب‌ها و آن دسته که سرپناهی یافته‌اند! و گورخواب شده‌اند اهالی محله‌ها هستند و مشکلشان را هم می‌توان در «محله» رفع کرد. هنوز خانه‌ای که روزگاری داشتند، در محله است، هنوز خانواده یا اقوامشان در محله زندگی می‌کنند، هنوز بچه‌محل‌هایشان در محله هستند.
5‌ـ شاید به جای آن همه بحث و نظر درباره اینکه چه کسی مسئول است، بهتر بود درباره این بحث کنیم که چرا در مقابل مشکلی در این ابعاد ناگهان یکه می‌خوریم و متوقف می‌شویم و احساس می‌کنیم فقط باید مراتب تأسفمان را اظهار کنیم و به رخ بکشیم! چرا به جای اینکه مدام دنبال کسی بگردیم که مسئولیت کار را بپذیرد و اقدامی کند یا دستکم وعده‌ای بدهد تا راضی شویم، نمی‌پرسیم چه باید کرد و جامعه ما چه باید بکند و خودمان از کجا باید شروع کنیم. چرا بحث نمی‌کنیم درباره اینکه چرا در برابر چنین مشکلاتی احساس ضعف می‌کنیم و همه توان و ظرفیت‌های فردی و اجتماعی‌مان را فراموش می‌کنیم. چرا بحث نمی‌کنیم که چرا این حقیقت تاریخی و آزموده را نادیده می‌گیریم که مسئولیت فقط متوجه دولت نیست متعلق به «ملت» است. و مسئولیت‌پذیری فقط خصلت یک دولت یا حکومت نیست، یک ویژگی اجتماعی است. مانند هر مشکل دیگری این هم چاره‌ای دارد و رفع آن در توان و اراده ماست و آزمونی است برای میزان مسئولیت‌پذیری فردی و همبستگی گروهی و پویایی اجتماعی ما. این یک مشکل است با هزار راه‌حل؛ بسم‌الله.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code