منطقه 16

دغدغه مشترک نوع دوستی

نویسنده: مریم قاسمی
زندگی برخی جوانان می‌تواند برای دیگران الگو و نمونه باشد؛ به‌ویژه آنهایی که در مقابل مردم احساس وظیفه می‌کنند و از عمر وجوانی‌شان برای خدمت به جامعه می‌کنند...
1396/09/12
  زندگی برخی جوانان می‌تواند برای دیگران الگو و نمونه باشد؛ به‌ویژه آنهایی که در مقابل مردم احساس وظیفه می‌کنند و از عمر وجوانی‌شان برای خدمت به جامعه می‌کنند. حتماً شما هم در محله‌تان نمونه‌ای از این آدم‌ها سراغ دارید. در محله علی‌آباد جنوبی زوج جوان و خوشبختی زندگی می‌کنند که مسیر و راهی را که در زندگی انتخاب کرده‌اند متفاوت و قابل تأمل است. «‌‌الهام عیوضی» و «‌مهدی فتحی» زوج فعال هم‌محله‌ای هستند که از سال‌ها قبل عضو داوطلب پایگاه هلال‌احمر بوده‌اند و در طول این مدت زمان نسبتاً طولانی، هنگام وقوع حوادث گوناگون از تجربه و مهارت خود برای امداد و نجات مصدومان و حادثه‌دیدگان استفاده کرده‌اند. سراغ این خانواده امدادگر رفتیم تا از حس خوب کمک به همنوع و نجات جان انسان‌ها برای ما حرف بزنند.
 
جرقه کارهای داوطلبانه  از زلزله بم زده شد

به کمک اهالی و ساکنان قدیمی کوچه شهید محمدی، نشانی محل زندگی خانواده فتحی را به دست می‌آوریم. صاحبخانه پس از شنیدن صدای زنگ خانه، ما را به داخل خانه‌اش دعوت می‌کند. «‌‌مهدی فتحی» و همسرش «‌الهام عیوضی» هر دو کارمند هستند، بنابراین از همان ابتدای شکل‌گیری زندگی مشترک همه کارها را بین خود تقسیم کرده‌اند و با هم قدم برمی‌دارند. زوج جوان در حالی که روپوش عضویت هلال‌احمر به تن کرده‌اند، ما را به داخل اتاق راهنمایی می‌کنند. جایی که مجموعه‌ای از لوح تقدیر و نشان‌های باارزش در آن وجود دارد. مثلاً یکی از این لوح‌ها را بعد از کسب عنوان اول کشوری در المپیاد سازمان امداد و نجات کشور، سال 1390 به دست آورده‌اند. زوج امدادگر در طول این سال‌ها بارها مورد تقدیر مسئولان سازمان هلال‌احمر قرار گرفته‌اند، اما عنوان می‌کنند که هیچ‌کدام از آنها به اندازه نجات انسان‌ها باعث خوشحالی‌شان نشده است. «‌‌الهام عیوضی» از نخستین جرقه حضور داوطلبانه در پایگاه هلال‌احمر صحبت می‌کند و می‌گوید: «وقتی زلزله بم اتفاق افتاد تأثیر زیادی بر روحیه‌ام گذاشت، طوری که قصد داشتم برای کمک به زلزله‌زده‌ها بروم، اما خانواده‌ام اجازه نمی‌دانند، چون سن و سالی نداشتم و نمی‌توانستم کمکی بکنم.» وی اضافه می‌کند: «چند سال گذشت و بعد از پایان دبیرستان و گرفتن دیپلم برای شرکت در دوره آموزشی امداد ونجات و عضویت داوطلبانه درسازمان هلال‌احمر ثبت‌نام کردم. خوشبختانه این کلاس‌های آموزشی رایگان بود و توانستم همه دوره‌های امداد و نجات را با موفقیت پشت سر بگذارم.»

همیشه آماده خدمتیم
«مهدی فتحی» جوان امدادگر هم‌محله‌ای سال‌هاست با همسرش در یک اداره کار می‌کند. یکی از نقاط مشترک این زوج کمک به دیگران است که البته آثار و برکات زیادی برای آنها به دنبال داشته است. فتحی در این‌باره می‌گوید: «وقتی به کسی کمک می‌کنیم و با این کار از آلام و مشکلاتش می‌کاهیم، احساس خوبی وجودمان را فرا می‌گیرد و دغدغه‌های زندگی‌مان کمتر می‌شود.» «عیوضی» در تأیید صحبت‌های همسرش می‌گوید: «من همیشه احساس می‌کنم که دعای خیر مردم پشت سرم است و همین موضوع باعث افزایش انگیزه ‌ام می‌شود. به هر حال زندگی در شهر دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های فراوانی دارد، اما من و همسرم هر جا که نیاز باشد و بتوانیم به مردم خدمت کنیم، آماده هستیم.» زوج جوان هم‌محله‌ای پس از زلزله کرمانشاه، با توجه به اعلام نیاز سازمان هلال‌احمر در پایگاه جمع‌آوری کمک‌های مردمی حاضر شده و ضمن جداسازی و بسته‌بندی کالا‌ها تلاش کردند که این محموله‌ها به سرعت به خانواده‌های آسیب دیده برسد.

نجات یک هم محله‌ای
از زمانی که زوج امدادگر ساکن محله شده‌اند، خیلی‌ها به خانه‌شان مراجعه می‌کنند. بعضی مشاوره می‌گیرند و برخی دیگر نیازمند کمک هستند. خانواده فتحی از اینکه می‌توانند در مواقع ضروری در کنار اهالی باشند، احساس رضایت می‌کنند. عیوضی از آمد و رفت اهالی به خانه‌شان خاطرات زیادی در ذهن دارد. او تعریف می‌کند: «روزی یکی از همسایه‌ها سراسیمه و نگران جلو در خانه آمد و گفت: «همسرش روی زمین افتاده و تکان نمی‌خورد. سریع با جعبه کمک‌های اولیه به خانه‌شان رفتم. پیرمرد سن زیادی داشت. وقتی فشارخونش را با دستگاه گرفتم، متوجه وخامت اوضاعش شدم. فشارخون او روی 21 بود و باید بیمارهرچه زودتر به مراکز درمانی انتقال پیدا می‌کرد. اما فوری قرص زیر زبانی به پیرمرد دادم که پزشکش برای او تجویز کرده بود و بعد با شماره 115 تماس گرفتم. پس از مدتی پرستار و پزشک اورژانس آمدند و او را به بیمارستان منتقل کردند. چند روز بعد که برای عیادت همسایه بیمارم به بیمارستان رفتم، دیدم که حالش خیلی بهتر شده است. او مرا صدا زد و گفت: دخترم تو جان من را نجات دادی. دکتر می‌گوید اگر تو به داد من نمی‌رسیدی و قرص زیر زبانی به من نمی‌دادی، حالا زنده نبودم.»

هر خانه باید امدادگر  داشته باشد
زوج جوان امدادگر با شرکت در دوره‌های مختلف امداد و نجات سازمان هلال‌احمر تجربه زیادی کسب کرده و می‌توانند در مواقع ضروری و بحرانی برای نجات جان آدم‌ها اقدام کنند. آنها وقتی به مسافرت می‌روند یا برای گردش و تفریح به کوهستان و صحرا قدم می‌گذارند، با مشاهده افراد حادثه‌دیده فوری برای نجات آنها اقدام می‌کنند. آقامهدی و همسرش در محل کار یا در محل زندگی‌شان آموخته‌هایشان را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهند تا آنها هم بتوانند در شرایط ویژه کمک حال خانواده و نزدیکان خود باشند. فتحی عقیده دارد که در شرایط کنونی که بروز حوادث اجتناب‌ناپذیر است، در هر خانواده باید یک امدادگر ماهر وجود داشته باشد. این امر باعث می‌شود که جان انسان‌های زیادی نجات پیدا کند و خسارت‌های ناشی از حوادث کاهش یابد.»عیوضی عنوان می‌کند: «شهروندان می‌توانند برای شرکت در دوره‌های آموزشی امداد و نجات و عضویت داوطلبانه در سازمان هلال‌احمر به نزدیک‌ترین پایگاه هلال‌احمر منطقه مراجعه کنند. نخستین دوره آموزشی عمومی ویژه داوطلبان هلال‌احمر 22 ساعت است و پس از آن دوره‌های تخصصی آغاز می‌شود. از جمله آموزش‌های این دوره‌ها می‌توان به نجات در کوهستان، جاده‌ها، سیلاب، حمایت‌های روانی، تغذیه در بحران و اسکان اضطراری اشاره کرد.»




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code