منطقه 16

شاعر جبهه‌ها خالـق دلنوشته‌ها

نویسنده: حمیدرضا بوجاریان
رفت‌وآمد به انجمن های ادبی و حضور در محافل آیینی و مذهبی باعث شد جرقه‌های اولیه عشق و ارادت «علی پورعلی» که سن و سالی نداشت به شعر و ادب زده شود...
1395/10/26
  رفت‌وآمد به انجمن های ادبی و حضور در محافل آیینی و مذهبی باعث شد جرقه‌های اولیه عشق و ارادت «علی پورعلی» که سن و سالی نداشت به شعر و ادب زده شود. حضور در تعزیه و شهید‌خوانی هم این ارادت را با عشق به خاندان اهل‌بیت(ع) بیشتر کرد اما، وقتی قرار شد نقش حضرت سکینه(س) را در تعزیه بازی کند، ذوق و قریحه‌اش برای سرودن اشعار حماسی و دینی شکوفا شد. کم‌کم با همین اشعار بود که پایش به محافل ادبی مسجد علی‌بن حسین(ع) باز شد. شاعرانی که آن زمان به مسجد رفت‌وآمد داشتند استعداد او را کشف کردند و این‌طور شد که پورعلی 5 کتاب شعر با مضامین دینی و حماسی سرود. کتاب‌هایی که می‌شود برخی از آنها را در کتابخانه‌های مساجد منطقه دید. با او درباره شعر دینی و حماسی و الهاماتی که از محل زندگی‌اش برای سرودن این اشعار گرفته است، صحبت کردیم.

بوی محله در سروده ها
برای شعر گفتن باید از موضوعی الهام گرفت. این الهام می‌تواند ازمحله و همسایه‌ها شروع شود تا مردم دورترین شهرها و خیابان‌هایی که درطول زندگی شاید فقط یک‌بار از آنجا عبور کرده باشیم. شعر روان است و شاعر باید با موضوع ارتباط برقرار کند تا بتواند حرف دلش را با زبان ادبیات به مخاطب بیان کند. علی پورعلی به نمونه‌ای از اشعاری که در کتاب‌هایش با الهام از رویدادهای محله سروده اشاره می‌کند و می‌گوید: «ماه رمضان بود و دخترم برای شرکت در مراسم‌ به خانه همسایه‌ها رفته بود. نیمه‌شب دنبال دخترم رفتم تا با هم به خانه برگردیم. درهمان لحظه بانوان زیادی با چادر از محفل قرآنی خارج می‌شدند. همان لحظه جرقه شعر «به نام چادر زهرا (س) به ذهنم خورد و این شعر را در کتاب مرثیه‌های جاهد چاپ کردم.»

داستان «قرارگاه نجف»  و رزمنده های گرسنه
یکی از کتاب‌های جاهد حاوی اشعاری است که حال و هوای دوران دفاع‌مقدس را برای خواننده تداعی می‌کند. «سرافرازان» نام کتابی است که پورعلی شعر «قرارگاه نجف» آن را بیشتر از سایر اشعار چاپ شده‌اش در کتاب دوست دارد: «افتخار رزمندگی در جبهه را نداشتم اما در دوران دفاع‌مقدس به‌عنوان مسئول تدارکات با 24 دستگاه آمبولانس و آذوقه به جبهه رفتم. قرار بود برای توزیع سهمیه  مواد غذایی به یکی ازخطوط دفاعی برویم اما قبل از رسیدن به مقصد، باید ازمسیری می‌رفتیم که مدت‌ها بود سهمیه غذایی دریافت نکرده بودند.» اومی گوید شرایط سخت جنگ و گرسنگی رزمندگان باعث شده بود رزمندگان با دیدن آذوقه‌های همراهمان خوشحال شوند: «در منطقه‌ای که برای رساندن آذوقه می‌رفتیم باید از قرارگاه نجف عبور می‌کردیم. وقتی خودروها به قرارگاه رسیدند، فرمانده آنجا که سرهنگی جا افتاده بود به استقبالمان آمد و پرسید چه چیزی برای رزمنده‌ها آورده‌ایم. وقتی داستان را که درباره بردن آذوقه‌ها به جای دیگری بود تعریف کردم، رزمنده‌ها پا عقب گذاشتند و با وجود گرسنگی خواستند آذوقه‌ها به دست بچه‌هایی که مدت بیشتری بود گرسنه مانده بودند برسانیم. این روحیه باعث شد شعر «قرارگاه نجف» را بنویسم.»

نخستین کتاب
پورعلی نخستین کتاب شعر خود را سال 66 منتشر کرد. کتابی که از دلنوشته‌های شخصی آغاز شد و در نهایت تبدیل به کتاب «سرافرازان» شد: «خودم ناشر سرافرازان بودم و فکر نمی‌کردم کتابم تا این اندازه با استقبال مواجه شود. با اینکه استقبال خوبی از کتاب شد به دلیل فوت فرزندم 8 سال قلم را زمین گذاشتم و‌کاری نکردم. اما جاذبه شعر آنقدر زیاد بود که سال 80، «‌ نغمه‌های عاشورایی» را زیر چاپ بردم و آن هم با استقبال مواجه شد.»او از اینکه چاپ دومین کتاب از 5‌گانه‌های شعرش راه جدیدی پیش پای او برای سرودن شعر باز کرده است می‌گوید: «کتاب زمزمه‌های جاهد را 2 سال بعد از «نغمه‌های عاشورایی» چاپ کردم که موضوعی کاملاً دینی و عرفانی دارد. بعد از آن بار دیگر حدود 8 سال کتابی ننوشتم اما سال 90، «‌نوحه‌های جاهد» را که درباره عاشورا و اشعار مربوط به آن بودم سرودم و منتشر کردم.»این نویسنده هم‌محله‌ای از استقبال مخاطبان شعر دینی و ولایی از کتاب‌های مرتبط با این حوزه سخن به میان می‌آورد و ادامه می‌دهد: «سال 94. آخرین کتابم را با عنوان مرثیه‌های جاهد چاپ کردم. استقبالی که از کتاب شد به قدری زیاد بود که ناشر هم تصور آن را نمی‌کرد. مرثیه‌های جاهد تا امروز به چاپ ششم رسیده است و به‌زودی چاپ هفتم آن آغاز می‌شود.»

اهدای آثار به مساجد محله
شاعرهم‌محله‌ای علاقه زیادی به کتاب و کتابخوانی دارد و از مشتری‌های دائمی کتابخانه مسجد محله‌شان است. همین رفت و آمدها به مسجد علی‌بن حسین(ع) باعث شد برای غنای بیشتر کتابخانه این مسجد بخشی از کتاب‌هایش را به مسجد محله خودشان و محله‌های دیگر اهدا کند: «جای خالی کتاب‌های شعر آئینی و دینی در کتابخانه‌های مساجد خالی است. وقتی دیدم می‌توانم با کتاب‌هایی که چاپ کرده‌ام هم به اهالی کمک کنم و هم کسی را علاقه‌مند به اشعار دینی کنم تصمیم گرفتم بخشی از کتاب‌های چاپ شده‌ام را به کتابخانه‌های مساجد محله و منطقه خودمان هدیه کنم. دقیقاً نمی‌دانم چقدر کتاب در اختیار کتابخانه‌ها گذاشته‌ام اما از‌کاری که کرده‌ام راضی هستم.»

چرا تخلص جاهد؟
«هنوز کتابی چاپ نکرده بودم و به‌صورت پراکنده اشعار دینی و حماسی می‌سرودم و در برخی محافل آن را می‌خواندم. روزی یکی از دوستانم که از اعضای فعال انجمن‌های ادبی محله علی‌آباد جنوبی بود پیشنهاد داد برای خودم اسم مستعاری انتخاب کنم تا از این به بعد اشعارم را با این اسم بشناسند.»پورعلی درباره انتخاب تخلص جاهد می‌گوید: «اول قرار بود تخلص‌ام شاهد باشد، اما خودم علاقه داشتم تخلص دیگری داشته باشم. برای همین به جای شاهد کلمه جاهد را انتخاب کرده‌ام و از آن زمان تاکنون که بیش از 40 سال می‌گذرد از تخلص جاهد در اشعار و کتاب‌هایم استفاده کرده‌ام.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code