منطقه 16

همسایه‌ها به مادرم می‌گفتند پســرت دزد شده!

نویسنده: مریم قاسمی
اینجا خیابان صابونیان و راسته بلور‌فروشان است. مغازه «‌‌حسین چنگی» بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون که چهره کاملاً آشنایی دارد‏‏، در این معبر قرار دارد...
1396/09/12
  اینجا خیابان صابونیان و راسته بلور‌فروشان است. مغازه «‌‌حسین چنگی» بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون که چهره کاملاً آشنایی دارد    ، در این معبر قرار دارد.  او در این فروشگاه بلورجات عرضه می کند و آن را به همراه فرزندانش مسعود و موسی اداره می‌کند. هنرمند هم‌محله‌ای بیش از 40 سال سابقه فعالیت در منطقه دارد و این موضوع باعث شده تا به چهره‌ای شناخته شده در جمع اهالی و کاسبان محله تبدیل شود. به گفته اهالی، بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون ارتباط و تعامل خوبی با آنها دارد و در کارهای خیرخواهانه مشارکت می‌کند. برای پیدا کردن چنگی به خیابان صابونیان و معبری معروف به سه‌راه حاج جعفر می‌رویم. او و فرزندانش مشغول راه انداختن کار مشتری‌های داخل فروشگاه هستند که وارد می‌شویم. با دیدن حسین آقا به یاد بازی او در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی مختلف می‌افتیم. مثل «آینه عبرت»، «‌‌چراغ‌های خاموش»، «‌‌بازنشستگی»، «‌‌آذرخش»، «‌‌چند می‌گیری گریه کنی»، «‌‌بانوی کوچک»، «‌‌تهران 120»، «‌‌هفت ترانه»، «‌‌مغازه آقای ساعتچی»، «‌‌شب برهنه»، «آوای فاخته»، «‌‌مانی و ندا»، «زیر چتر خورشید» و «‌‌عشق کافی نیست». نکته جالب اینکه کاسب هم‌محله‌ای بیش از همه در نقش مأمور پلیس در این کارها ظاهر شده است که به گفته خودش به علاقه‌مندی مادرش مرحومه «تاج چنگی» به نقش پلیس، ارتباط زیادی داشته است. وقتی وارد فروشگاه می‌شویم فضای داخل آن آرام به نظر می‌رسد و در حالی که فرزندان چنگی اجناس ویترین مغازه را مرتب می‌کنند، سرگرم صحبت با این هنرمند هم‌محله‌ای می‌شویم.

اگر خدا قبول کند، بازیگرم!
«حسین چنگی» جزو کسبه قدیمی راسته بلور‌فروشان خیابان صابونیان است و بندرت اتفاق می‌افتد که مشتری‌ها مغازه او را نشناسند. البته گاهی وقت‌ها که مسافر یا غریبه‌ای برای خرید اینجا می‌آید و وارد فروشگاه حسین آقا می‌شود، نخستین سؤالی که می‌پرسد این است که آقا شما بازیگرید؟ در این موقع چنگی لبخندی می‌زند و می‌گوید: «اگر خدا قبول کند.» او عقیده دارد که بازیگری کار بسیار سخت و تأثیر‌گذاری است. ایفای نقش خوب می‌تواند چنان در جامعه تأثیر بگذارد که قابل تصور نیست مثل افرادی که سریال‌ها و فیلم‌های پلیسی می‌بینند و متوجه می‌شوند که راه خلاف به جایی نمی‌رسد و از این ماجرا عبرت می‌گیرند. برای همین است که عبارت «‌‌خدا قبول کند» مثل ثواب است و خیر و برکتش به همه می‌رسد. هر مشتری‌ که وارد مغازه می‌شود، آقای چنگی و فرزندانش با احترام با او برخورد می‌کنند. آرام و شمرده به سؤالاتش جواب می‌دهند حتی اگر از مغازه خریدی نکنند، باز این احترام ادامه دارد. این خانواده هنرمند به سلیقه و نظر مشتری‌ها احترام می‌گذارند و نمی‌خواهند که حرفشان را به کرسی بنشانند. اما تأکید می‌کنند که کالای ایرانی از جنس خارجی کم ندارد. به زبان ساده، حسین چنگی یکی از مروجان کالای ایرانی است.

فرزندان صالح، نتیجه لقمه حلال
فرزندان آقای بازیگر با صبر و حوصله کار مشتری‌ها را راه می‌اندازند. «مسعود چنگی» متولد 1357 و «‌‌موسی چنگی» متولد سال 1362 هستند. آنها فوت و فن این کار را از پدر آموخته‌اند و سال‌هاست که از این راه امرار معاش می‌کنند. وقتی از آنها می‌پرسیم که چه حسی نسبت به پدر بازیگرتان دارید؟ چهره‌شان گل می‌اندازد و نگاه محبت‌آمیزی به او می‌کنند. مسعود، برادر بزرگ‌تر می‌گوید: «پدرم مثل یک رفیق و دوست صمیمی است. وقتی به او تکیه می‌کنیم دلمان قرص می‌شود و با اعتماد به نفس کارمان را دنبال می‌کنیم.» موسی نیز این‌گونه بیان می‌کند: «در طول عمرم کسی را مثل پدرم ندیدم. اخلاق و رفتارش با مشتری حرف ندارد. کاش من هم بتوانم مثل او باشم.» چنگی می‌گوید از پدرش مرحوم «یدالله چنگی‌» آموخته که باید برای به‌دست آوردن لقمه‌ای حلال تلاش کند. او داشتن فرزندان خوب و صالح را مدیون لقمه حلالی می‌داند که سر سفره خانواده برده و به فرزندانش، مسعود و موسی، نیز سفارش می‌کند که اجناس فروشگاه را با قیمت مناسب و با سود منصفانه به مشتری‌ها بفروشند تا آنها با رضایت پول پرداخت کنند و برکت سفره زندگی‌شان بیشتر شود.

رفتار خوب را از خانواده آموختم
آقای بازیگر 64 بهار از زندگی خود را سپری کرده است و تلاش می‌کند همسایه خوبی برای اهل محل باشد. در طول سال و در برگزاری مراسم و برنامه‌های گوناگون نیمه شعبان، ماه محرم و... مشارکت می‌کند. چنگی، داشتن رفتار خوب با مردم را از خانواده‌اش آموخته است. او با صحبت‌هایش ما را به حال و هوای روزگار قدیم می‌برد و می‌گوید: «آن وقت‌ها سفره غذای همسایه‌ها یکی بود و اگر برای خانواده‌ای اتفاقی می‌افتاد، همسایه‌ها آستین بالا می‌زدند و مشکل را حل می‌کردند. در خانه ما هم برای اهالی باز بود. مرحوم مادرم «‌‌تاج چنگی» معروف به خانم تاج بسیار مهمان‌نواز و خونگرم بود. اگر مهمان به خانه همسایه‌ها می‌آمد و کسی در خانه نبود، نمی‌گذاشت که در کوچه و خیابان آواره بماند و او را به خانه می‌آورد و مثل نزدیکان خودش از مهمان پذیرایی می‌کرد. مرحوم پدرم حاج «‌‌یدالله چنگی» نیز همراه او از مهمان‌ها پذیرایی می‌کرد. او مردی دست به خیر و نیکوکار بود.‌ گرچه راننده‌تریلی بود و گاهی برای کسب روزی خانواده باید دوری از خانواده و سختی راه را تحمل می‌کرد، اما دل رئوف و مهربانی داشت و برای کمک به افراد بیچاره و نیازمند از پولی که به زحمت به دست می‌آورد، می‌گذشت. هنوز برخی از اهالی وقتی من را در کوچه و خیابان می‌بینند، می‌گویند «خدا حاج «‌‌یدالله» را بیامرزد، مرد شریفی بود. این جمله خیلی باارزش است، چراکه پس از گذشت 40 سال از فوت پدرم، مردم از او به نیکی یاد می‌کنند.»

خیابان صابونیان شباهتی  با گذشته ندارد
همراه با حسین چنگی از فروشگاه بلور‌فروشی بیرون می‌رویم تا کمی در محله قدم بزنیم. خیابان صابونیان سال‌هاست به راسته بلور‌فروش‌ها تبدیل شده و دیگر شباهتی به دوران قدیم ندارد. آقای بازیگر به سمت پیاده‌رو قدم برمی‌دارد و می‌گوید: «زمانی که بچه بودیم، جرئت نداشتیم پا به اینجا بگذاریم. این زمین باقیمانده از قبرستان قدیمی بود. گاهی وقت‌ها که مردم چاله‌ای در زمین درست می‌کردند، در داخل آن با چند تکه استخوان مواجه می‌شدند. جز این، رفت‌وآمد آدم‌های خلافکار و ناباب در اطراف قبرستان زیاد بود بنابراین مردم راهشان را تغییر می‌دانند و از اینجا نمی‌گذشتند. اینجا به مرور زمان و با تلاش شهرداری‌ آباد شده است. هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کردم خیابان صابونیان به این شکل و شمایل درآید. مردم با خیال راحت و آسوده خرید می‌کنند و با حضور نیروی انتظامی و مأموران کلانتری نازی‌آباد دیگر خبری از کیف‌قاپی و سرقت اموال مردم نیست.»به گفته چنگی تا چند سال پیش سرقت و کیف‌قاپی در راسته بلور‌فروشان زیاد بود که با تلاش نیروی انتظامی کنترل شده و کاسبان و مشتری‌ها در کمال آرامش و امنیت به کار خود می‌رسند.

 نظر مردم برای مسئولان  شهرداری اهمیت دارد
وقتی با هنرمند هم‌محله‌ای در راسته بلور‌فروشان قدم می‌زنیم، از میان صحبت‌هایش متوجه می‌شویم که ارتباط و تعامل خوبی با نهادهای مختلف منطقه دارد و حتی برخی از مشکلات محله را با آنها در میان گذاشته است. چنگی طوری بار آمده که نمی‌تواند از کنار مسائل شهری بی‌تفاوت عبور کند، بنابراین از طریق وسایل ارتباطی گوناگون حرفش را به گوش مسئولان می‌رساند. او چگونگی ارتباط با مدیریت شهری را می‌شناسد و در این‌باره می‌گوید: «راه‌اندازی سامانه پاسخگویی 137 و سامانه نظارت همگانی 1888 پل ارتباطی خوبی میان مردم و مسئولان برقرار کرده است. بنابراین با دیدن مشکلاتی که به شهرداری ارتباط داشته باشد، تماس می‌گیرم و منتظر اقدام مسئولان می‌نشینم. جالب اینکه اپراتورهای سامانه 137 و 1888 مدتی پس از ثبت درخواست تماس می‌گیرند و نظر مردم را درباره موضوع مطرح شده، می‌پرسند. این‌طور که معلوم است نظر مردم برای مسئولان شهرداری خیلی اهمیت دارد.» به گفته آقای بازیگر اقدامات گوناگون در راسته بلور‌فروشان خیابان صابونیان انجام شده است از سنگفرش، رسیدگی به فضای سبز، زیبا سازی، ساماندهی باربری‌ها و... که جا دارد از مسئولان شهرداری منطقه قدردانی شود.

سال‌ها در گروه تئاتر مدرسه تمرین کردم
تنوع کالاها و خدمات در خیابان صابونیان باعث شده تا شهروندان از نقاط دور و نزدیک و حتی شهرهای دیگر اینجا بیایند و خرید کنند. «حسین چنگی» در حالی که از این بازار شلوغ و پر رفت‌وآمد عبور می‌کند با تعدادی از کاسبان قدیمی سلام و احوالپرسی و به زبان خودش برای آنها ‌طلب روزی می‌کند و می‌گوید: «بازار خوبی داشته باشید.» در این اوضاع و احوال 2 مرد غریبه که برای خرید کالا از دیگری آمده‌اند به ما نزدیک می‌شوند. آنها بازیگر هم‌محله‌ای را می‌شناسند و با او عکس یادگاری می‌گیرند. چنگی از 11 سالگی یعنی زمانی که در کلاس پنجم در مدرسه نوین ایران درس می‌خواند به هنر نمایش و بازیگری علاقه‌مند شده است. او می‌گوید: «خیلی کم‌سن و سال بودم که عاشقم بازیگری شدم. آن وقت‌ها یک گروه تئاتر در مدرسه داشتیم که زیر نظر آقای تهرانی تمرین و بازی ‌کرد. او مربی دلسوز و زحمتکشی بود. هر وقت روی صحنه می‌رفتیم، ما را تشویق می‌کرد و به ما انگیزه می‌داد. خوشبختانه این راه را پله پله بالا رفتم و رابطه و ضابطه‌ای نداشتم. بنابراین خیلی سختی کشیدم و این علاقه‌مندی و عشق به بازیگری آنقدر ادامه داشت تا از سال 1368 به بعد به‌صورت حرفه‌ای و در کنار کارگردان‌ها، نویسندگان و بازیگران شناخته شده کارم را ادامه دادم.»

با تلویزیون بین مردم  شناخته شدم
حسین چنگی وقتی به دوران جوانی می‌رسد، از یک طرف به‌عنوان پسر بزرگ خانواده باید تشکیل خانواده دهد، از طرف دیگر باید حرفه‌ای را انتخاب کند که درآمد خوبی داشته باشد تا بتواند زندگی خانواده‌اش را اداره کند. اما علاقه‌مندی به بازیگری نیز یکی از دغدغه‌هایش بود بنابراین تصمیم می‌گیرد که کسب و کار را در کنار هنر بازیگری داشته باشد. هنرمند باسابقه سینما و تلویزیون در این زمینه می‌گوید: «وقتی جوان بودم، از طریق دوستانم نماینده توزیع ظرف شیشه و بلور یک کارخانه بزرگ و صاحب کسب و کار خوبی شدم، اما با این حال از حرفه بازیگری غافل نبودم و در فرصت مناسب اگر پیشنهادی برای بازی در سریال یا فیلم داشتم با کمی سبک و سنگین کردن آن را قبول می‌کردم.» از سال 1368 فعالیت حرفه‌ای چنگی در عرصه بازیگری وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. آقای بازیگر در کارهای تلویزیونی چون «‌‌مغازه آقای ساعتچی» و «آرایشگاه زیبا» به‌صورت حرفه‌ای ظاهر می‌شود و به مرور زمان پس از نقش‌آفرینی در سریال‌ها و فیلم‌های مختلف بین مردم شناخته می‌شود. خودش در این‌باره خاطره‌ای نقل می‌کند و می‌گوید: «وقتی در چند سریال تلویزیونی مثل آرایشگاه زیبا، آینه عبرت و... دیده شدم، همسایه‌ها و اهل محل طور دیگری نگاهم می‌کردند. شاید برایشان تعجب‌آور بود که در این محله بازیگر متولد شده باشد!»

سه‌راه حاج جعفر جهان  متفاوتی دارد!
صحبت ما با آقای بازیگر گرم است و در همان حال به معبری می‌رسیم که به سه‌راه حاج جعفر شهرت پیدا کرده است. کاسبان و اهل محله سراغ دارند افرادی را که از سراسر دنیا به اینجا می‌آیند و سه‌راه حاج جعفر را می‌شناسند. چنگی که جزو قدیمی‌ترین کاسبان بازار صابونیان و راسته بلور‌فروشان است، در این‌باره می‌گوید: «در روزگار قدیم کوچه و خیابان‌ها را به نام آدم‌های بزرگ محله می‌شناختند و در این سه‌راه هم حاج جعفر گاراژدار شناخته شده‌ای بود و هست. این مرد آدم خوب و دست به خیری بوده که باعث شده در طول این سال‌ها نامش در محله باقی بماند. جالب اینکه حاج جعفر هنوز زنده و سلامت است و روزگار می‌گذراند.»چنگی به وضعیت مناسب خیابان صابونیان، فضای سبز مناسب، پاکیزگی معابر و... از سه‌راه حاج جعفر تا انتهای خیابان صابونیان اشاره می‌کند و می‌گوید: «هر وقت که برای پیگیری مشکل اهالی و کاسبان بازار صابونیان به دفتر شهردار و معاونان ناحیه 6 مراجعه کردم، آنها با روی خوش و اخلاق پسندیده موضوع را پیگیری کردند. من به‌عنوان یک شهروند معمولی از آنها کمک خواستم و مسئولان شهرداری خیلی فوری برای رفع مشکلات اهالی و کاسبان قدم برداشند. باید قدر این خدمتگزاران شهر را بدانیم.»

همسایه‌ها سریال می‌دیدند جلو  خانه ما صف می‌کشیدند
«حسین چنگی» سابقه زیادی در ایفای نقش‌های پلیسی و طنز دارد، اما همیشه هنگام قبول نقش در یک فیلم یا سریال باید نظر مادرش مرحومه «‌‌تاج چنگی» را تأمین می‌کرد، چراکه او اجازه نمی‌داد فرزندش در نقش‌های منفی ظاهر شود. چنگی با یادآوری خاطرات دوران بازیگری‌اش می‌گوید: «مخالفت مادرم «‌‌خانم تاج» بی‌دلیل نبود. حرف و حدیث مردم و همسایه‌ها باعث می‌شد که مادرم به نقش‌های من در فیلم و سریال حساسیت نشان دهد. مثلاً روزی مادرم با ناراحتی به من گفت: «حسین جان دستت درد نکند. این بود نتیجه یک عمر با آبرو و عزت زندگی کردن!» به مادرم گفتم: چه شده تاج سرم، چرا ناراحتی جواب داد: «همسایه‌ها می‌گویند که حسین دزد شده!» تازه ماجرا را فهمیدم. خوب من بازیگر بودم و در طول سال نقش بازی می‌کردم، مثل دزد، مأمور نیروی انتظامی و... خلاصه همسایه‌ها وقتی این سریال‌ها را می‌دیدند جلو خانه ما صف می‌کشیدند و حسابی درباره من حرف می‌زدند. به همین دلیل مرحوم مادرم همیشه به من سفارش می‌کرد تا نقش پلیس را به جای دزد خلافکار بازی کنم.»

کوتاه و خواندنی
  •  چه کسی را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنید؟
آقای تهرانی، استاد و مربی تئاتر مدرسه ایران نوین
  •   دوست صمیمی‌تان در محله؟
«‌رحمت شمس» از دوران نوجوانی تاکنون با من دوستی دارد.
  •   عجیب‌ترین خاطره زندگی؟
روزی یک آقای وکیلی کنارم آمد و عکسی را که مربوط به سال 68 بود نشانم داد و گفت که یادت می‌آید تو را در خیابان دیدم و از تو امضا گرفتم. تو هم پشت عکست را امضا کردی و به من دادی؟!
  •   چه چیزی ناراحت‌تان می‌کند؟
قضاوت کردن آدم‌ها از روی ظاهر
  •   کدام نقش برایتان خاطره‌ساز است؟
نقش برزو، زندانی بازداشتگاه قصر در کنار آقا تقی در سریال آینه عبرت.
  •   باارزش‌ترین دارایی زندگی تان؟
فرزندان خوبم.
  •   اگر بخواهید از کسی تشکر کنید.
«‌حسین مایلی‌» شهردار ناحیه 6 و مهدی بیراموند، معاونش برای رسیدگی به وضعیت خیابان صابونیان.
  •   بازیگری سخت‌تر است یا فروشندگی؟
بازیگری، چون ناخودآگاه به الگوی جامعه تبدیل می‌شویم و باید خیلی مراقب اعمال و رفتارمان باشیم.
  •   اگر شهردار می‌شدید چه کار می‌کردید؟
امکانات ورزشی را رایگان در اختیار مردم می‌گذاشتم. خیلی از افراد شهریه کلاس‌های ورزشی را ندارند.





ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code