منطقه 17

خانـواده مــن هـرروز بزرگ تر مــی شـــود

نویسنده: رابعه تیموری
کارآفرین سرای محله جلیلی می‌گوید: «من و همکارانم آنقدر به هم وابسته شده‌ایم که اگر برای هریک از خانم‌هایی که اینجا کار می‌کنند، شرایط اشتغال بهتر و مناسب‌تری فراهم شود، باز هم کار در این کارگاه را ترجیح می‌دهند.» بیراه هم نمی‌گوید...
1396/08/02
  کارآفرین سرای محله جلیلی می‌گوید: «من و همکارانم آنقدر به هم وابسته شده‌ایم که اگر برای هریک از خانم‌هایی که اینجا کار می‌کنند، شرایط اشتغال بهتر و مناسب‌تری فراهم شود، باز هم کار در این کارگاه را ترجیح می‌دهند.» بیراه هم نمی‌گوید. کارگاه تولیدی‌اش بیشتر از آنکه شبیه یک محل کار خشک و رسمی باشد، مانند خانه‌ای گرم و صمیمی است که اعضای آن در کنار هم تلاش می‌کنند. «مهوش پناهنده» حدود 10 سال پیش این تولیدی پوشاک را دایر کرده و اکنون او و 7 بانوی دیگر در آن مشغول کار هستند. پناهنده خلق و خویی مادرانه دارد و با آنکه با بسیاری از همکارانش تفاوت سنی چندانی ندارد، با مدیریتی مادرانه کارگاه را اداره می‌کند. با این بانوی پرتلاش و کارآفرین محله جلیلی آشنا می‌شویم.

 یک محیط کار آرام و بانشاط
کارگاه تولیدی در طبقه دوم سرای محله جلیلی قرار دارد. یک واحد آپارتمان که دور تا دور سالن ال مانندش چرخ خیاطی، میز اتو و دم و دستگاه برش لباس چیده شده است. صدای آرام گوینده رادیو گوشه سالن، در هیاهوی دویدن سوزن روی پارچه‌های لطیف مشکی‌رنگ به سختی به گوش می‌رسد. هریک از خیاطانی که پشت چرخ خیاطی یا میز اتو و دستگاه برش نشسته‌اند، قسمتی از مراحل دوخت چادر را انجام می‌دهند و قواره‌های پارچه باید یک دور کامل در فضای کارگاه بچرخند تا شکل و شمایل یک چادر ملی را پیدا کنند. «مهوش پناهنده» متبسم و خوشرو، تنها عضو کارگاه است که یکجا ‌بند نمی‌شود و گاهی او را پشت چرخ سردوز یا راسته‌دوز و گاهی در حال بسته‌بندی لباس می‌بینیم. وقتی «‌‌نوشین خندان‌روی» کوچک‌ترین خیاط کارگاه با جعبه شیرینی به کارگاه می‌آید، پناهنده از اینکه همکاران مهربانش چهلمین سالگرد ازدواج او را به خاطر داشته‌اند و برای غافلگیرکردنش نقشه‌کشیده‌اند، خوشحال می‌شود.

 اول وظایف مادرانه
پناهنده 10 سال پیش، این کارگاه را دایر کرده است. او پس از آنکه فرزندانش از آب و گل درآمده‌اند، به تولید صنایع‌دستی و کار و فعالیت در محیط بیرون از خانه مشغول شده است. پناهنده می‌گوید: «تا وقتی 2 پسر و دخترم کوچک بودند، تمام وقتم را به خانه‌داری و مراقبت از فرزندانم می‌گذراندم، اما پس از آنکه بچه‌ها برای کار و تحصیل به خارج از کشور رفتند و خانه خلوت و ساکت شد، احساس تنهایی و دلتنگی می‌کردم. من زمان بیکاری و فراغت زیادی داشتم و تصمیم گرفتم با انجام کارهای دستی آن را پر کنم.» آینه‌ای مستطیل شکل به دیوار سالن آویخته شده که جاجیمی پرنقش و نگار بر روی حاشیه‌های دور آن قرار گرفته است. پناهنده آینه را نشان می‌دهد و می‌گوید: «اوایل آینه و کیف جاجیمی درست می‌کردم. این هنر دستی را در فرهنگسرای کار آموزش دیده بودم. آن سال در نمایشگاهی که برای عرضه صنایع‌دستی بانوان تشکیل شد، شرکت کردم و در آنجا با «محبوبه روزگرد» آشنا شدم.»

 کار از 2 چرخ خیاطی شروع شد
روزگرد یکی از بانوانی است که در کارگاه مشغول کار است. خوشرویی و خلق‌وخوی گرم و صمیمانه، نقطه مشترک روزگرد و پناهنده است و این ویژگی رشته محبت و دوستی آنها را خیلی زود محکم کرده است. روزگرد تعریف می‌کند: «همسرم معرق‌کار است و من در منزل همراه او کار می‌کردم. در نمایشگاه صنایع‌دستی خاوران، برای فروش آثار معرقم شرکت کرده بودم. اما پس از آشنایی با خانم پناهنده، او پیشنهاد کرد که با هم یک کار مشترک را شروع کنیم.» پناهنده تا آن روز تجربه خیاطی و دوخت و‌دوز نداشته، اما روزگرد کنار دست مادرش، خیاطی را آموخته است. آنها تصمیم می‌گیرند کارگاه خیاطی راه‌اندازی کنند و اداره کارآفرینی شهرداری منطقه، قسمتی از ساختمان این مرکز در محله امامزاده حسن(ع) را در اختیار آنها قرار می‌دهد. پناهنده با گرفتن وام و پس‌انداز چندین ساله‌اش، سرمایه اندکی فراهم می‌کند و با یک چرخ راسته‌دوز و چرخ سردوز کارشان شروع می‌شود.

 سفره‌ روزی که باز می‌شود
دقت و سلیقه خیاطان تازه‌کار در تهیه سفارش و برخورد مناسب آنها با مشتریان، هر روز تعداد سفارشات کارگاه را بیشتر و بیشتر می‌کند و دیگر کار با 2 خیاط و 2 چرخ پیش نمی‌رود. پناهنده تا پاگرفتن تولیدی، بخش مهمی از درآمد کارش را صرف خرید وسایل و پرداخت اقساط وام‌هایی می‌کند که برای تجهیز کارگاه هزینه می‌شود. «‌‌مریم آقایی» در همان سال‌ها همکاری‌اش را با پناهنده آغاز کرده است. او 56 سال دارد و محل سکونتش با کارگاه فاصله زیادی دارد. آقایی می‌گوید: «9 سال پیش برای خرید به محله امامزاده حسن(ع) آمدم و به‌طور اتفاقی گذرم به کارگاه خانم پناهنده افتاد. من به کار در محیطی بدون استرس و فشار روحی نیاز داشتم و با دیدن فضای دوستانه و صمیمانه کارگاه به خانم پناهنده گفتم شما چه بخواهید و چه نخواهید، من باید اینجا کار کنم!‌»

 کار در محیطی امن و دوستانه
پناهنده پس از توسعه کارش، تصمیم می‌گیرد مکان کارگاه را تغییر دهد و فاطمه محمدپناه، مدیر محله جلیلی یکی از واحدهای ساختمان‌ سرا را در اختیار او و همکارانش قرار می‌دهد. تعدادی از بانوان شاغل در کارگاه، پس از تغییر مکان تولیدی، همکار پناهنده و روزگرد شده‌اند. «زهرا کریمیان» که اتوکشی چادرهای دوخته شده را برعهده دارد، 4 سال پیش در تولیدی مشغول کار شده است. او می‌گوید: «من برای استفاده از کلاس‌های آموزشی به سرای محله رفت‌وآمد داشتم و وقتی آگهی استخدام نیروی اتوکار را روی دیوار ‌سرا دیدم به اینجا مراجعه کردم. فقط بانوان درکارگاه مشغول بودند و اینجا با منزلم فاصله زیادی نداشت. این مزایا برای من بسیار مهم بود و خانم پناهنده هم بدون سختگیری و به سادگی من را پذیرفت.»

 شرایط اشتغال بانوان بیشتری را فراهم می‌کنم
اعضای کارگاه هر روز 10 ساعت کنار هم کار می‌کنند، دور یک سفره ناهار و صبحانه می‌خورند و دیگر مانند اعضای یک خانواده بزرگ شده‌اند که غم و شادی‌شان از هم جدا نیست. پناهنده می‌گوید: «ما سفارشات عمده لباس احرام، چادر ملی و لباس جشن تکلیف را انجام می‌دهیم و تولیداتمان در بازارهای میدان انقلاب، شاه‌عبدالعظیم(ع) و امامزاده حسن(ع) به فروش می‌رسد. درآمدمان هم به لطف خدا بد نیست و همکارانم در کنار وظایف مادری و خانه‌داری به اقتصاد خانواده خود کمک می‌کنند. بعضی از همکارانم هم سرپرست خانوار هستند و با این درآمد، زندگی خود و فرزندانشان را اداره می‌کنند.» پناهنده قدردان همکاری خوب مدیر محله جلیلی است و می‌گوید: «این فضای آرام و مناسبی که سرای محله در اختیار ما قرار داده، بار مالی زیادی را از دوش من برداشته است، اما اگر فضای بزرگ‌تری داشته باشم، می‌توانم شرایط اشتغال بانوان بیشتری را فراهم کنم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code