منطقه 17

مهد ایمن تا شهر ایمن

نویسنده: مهدی حبیبی
بچه‌ها تصاویر غم‌انگیز زلزله کرمانشاه را از تلویزیون دیده‌اند، اخبار خرابی‌ها، آوارگی‌ها و مصائب آن را هم از زبان بزرگ‌ترها شنیده‌اند و با شنیدن نام زلزله در دل‌های کوچکشان هول و هراس می‌افتد....
1396/09/14
  بچه‌ها تصاویر غم‌انگیز زلزله کرمانشاه را از تلویزیون دیده‌اند، اخبار خرابی‌ها، آوارگی‌ها و مصائب آن را هم از زبان بزرگ‌ترها شنیده‌اند و با شنیدن نام زلزله در دل‌های کوچکشان هول و هراس می‌افتد. اما وقتی خاله‌ها درباره این حادثه طبیعی پرخطر صحبت می‌کنند، انگار اضطراب بچه‌ها کمرنگ می‌شود و مانند شخصیت‌های شجاع قصه‌های خاله‌ها آماده می‌شوند که به جنگ زلزله بروند. «‌‌بیتا حاجی‌علی» و «‌‌فاطمه‌سادات دهشکار» مربیان ایستگاه 28 منطقه 4 آتش‌نشانی وخاله‌های قصه‌گوی بچه‌ها هستند. آنها گروهی به نام «‌‌از مهد ایمن تا شهر ایمن» تشکیل داده‌اند و در قالب این گروه، برای رشد فرهنگ ایمنی شهروندان برنامه‌های آموزشی متنوعی برگزار می‌کنند. کودکان مخاطبان خاص برنامه‌های این گروه هستند. زمانی که حاجی‌علی و دهشکار در دبستان‌های پسرانه شهید قاسمی و حق‌شناس کلاس آموزشی برگزار کردند، سراغ آنها رفتیم تا از این کارگاه‌های آموزشی متفاوت گزارشی تهیه کنیم.

چمدان اسرارآمیز خاله‌ها
دانش‌آموزان بعضی از پایه‌های تحصیلی مدرسه شهید قاسمی قبلاً آموزش دیده‌اند و امروز نوبت بچه‌های کلاس دوم است. وقتی خاله‌ها با چمدان بزرگشان وارد کلاس می‌شوند، همه هوش و حواس پسربچه‌های شیطان به سمت چمدان جلب می‌شود: «داخل آن چمدان چه چیزهایی گذاشته‌اند؟!‌» انتظارشان برای سردرآوردن از داخل چمدان طولانی نمی‌شود و خاله «بیتا حاجی‌علی» و خاله‌پریسا معروف است، در حالی که با آنها احوالپرسی و خوش‌وبش می‌کنند از داخل چمدان چند عروسک زیبا، چند کلاه رنگارنگ، یک تاس بزرگ و یک کپسول اطفای حریق پارچه‌ای را بیرون می‌آورند. خاله‌بیتا می‌گوید: «بچه‌ها ما امروز می‌خواهیم برای شما قصه یک شهر را تعریف کنیم. شهر امدادگران. در این شهر آدم‌های خوب و مهربانی زندگی می‌کنند که برای کمک به شما همیشه آماده هستند...» بچه‌ها آتش‌نشان و پلیس را به‌عنوان امدادگر می‌شناسند و شنیدن نام مأمور اورژانس و مأمور ستاد مدیریت بحران برایشان تازگی دارد. خاله‌ها روی لباس 3 عروسک زرد و قرمز و آبی‌پوش که اونیفورم و تجهیزاتشان کاملاً شبیه مردان امدادگر است، عددهای یک، 2 و 5 را نوشته‌اند. خاله‌ها این مردان کمک‌رسان و شماره‌های روی لباس‌شان را که شماره تماس آتش‌نشانی را تشکیل می‌دهند، با شعر معرفی می‌کنند. دانش‌آموزان درباره بعضی از مطالبی که از زبان خاله‌ها می‌شنوند، اطلاعات خوبی دارند و میان شعرخوانی و قصه‌گویی خاله‌ها می‌پرند تا اطلاعاتشان را نشان دهند. برای خاله‌ها جالب است که «محمد طالبی» کوچک و پرهیجان شیر هیدرانت (آبرسان) آتش‌نشانی را هم به خوبی می‌شناسد و وقتی خاله‌بیتا درباره اشتباه رانندگانی که مقابل شیرهای هیدرانت نصب‌شده در خیابان‌ها خودرو خود را پارک می‌کنند، توضیح می‌دهد، با تکان‌دادن سر مرتب حرف‌های او را تأیید می‌کند.

زلزله، شیطنت زمین بازیگوش است
خاله‌بیتا و خاله‌پریسا برای معرفی هریک از وسایل و خدمات آتش‌نشانی یک شعر زیبای کودکانه می‌خوانند: «اسمت رو بگو بدونم، ‌ای دوست مهربونم، منم خاموش‌کننده، شارژ و امیددهنده، هر جا آتیش بگیره، دلم رو غم می‌گیره، زودی میشم دست به کار، با کوشش و پشتکار، آتیش رو خاموش می‌کنم، دل‌ها رو آروم می‌کنم...» اما وقتی صحبت به زلزله می‌رسد، سر درددل بچه‌ها باز می‌شود و هریک از آنها چیزهایی را که درباره این حادثه طبیعی دیده یا شنیده‌اند با حرارت و اضطراب تعریف می‌کنند: «خانم آن روز که زلزله آمد، خانه ما لرزید، ما خیلی ترسیدیم... کرمانشاه زلزله آمده و همه جا خراب شده» اما صحبت‌های پر از آرامش خاله‌بیتا مثل آبی است که روی آتش ترس و دلهره آنها ریخته می‌شود: «زمین یک بچه شیطان و پرانرژی است که وقتی به این طرف و آن طرف می‌دود تا انرژی‌اش را خالی کند زلزله می‌شود، اما زلزله برای ما که می‌توانیم از خودمان محافظت کنیم، اصلاً ترسناک نیست و وسایل ناتوان و بی‌حرکت باید از آن بترسند.» یک شعر زیبا هم که چاشنی حرف‌هایش می‌شود، هراس بچه‌ها به کلی می‌ریزد و اگر تذکرهای خانم معلم نباشد با کوبیدن روی میزها با خاله‌ها همراهی می‌کنند: «بچه خوب و دانا، باید ‌باشی توانا، وقتی زمین می‌لرزه، یهو دلت می‌ترسه، حالا باید چه‌کار کرد؟، تا لحظه رو شکار کرد؟، باید پناه بگیری، بدون هیچ تأخیری، زودی میری زیر میز، خیلی قشنگ و تمیز، فرار اصلاً درست نیست، پناه بگیر بیست بیست....»

میزهایی که برای پناه‌گرفتن مناسب نیست
وقتی قرار است خانم معلم از میان دانش‌آموزان چند نفر را برای شرکت در نمایش‌های عروسکی خاله‌ها انتخاب کند، همه پسربچه‌های بازیگوش کلاس ساکت و دست به سینه به نیمکت دوخته می‌شوند. بچه‌هایی که انتخاب می‌شوند با عروسک‌ها نشان می‌دهند زمانی که جایی آتش می‌گیرد، امدادگران چطور آتش را خاموش می‌کنند. وقتی دانش‌آموزان می‌خواهند در کلاس یک مانور زلزله اجرا کنند، میزهای کوچک و کوتاه و غیراستانداردشان حتی به اندازه‌ای نیست که پویان ریزه و فلفلی هم بتواند زیر آنها پناه بگیرد و شاید خاله‌ها به این فکر می‌کنند که اگر زلزله‌ای واقعی پیش آید این فرشته‌های معصوم چطور می‌خواهند چیزهایی را که از خاله‌های قصه‌گو آموخته‌اند به کار ببندند. بعد از کلاس دوم دبستان شهید قاسمی نوبت دانش‌آموزان کلاس چهارم دبستان حق‌شناس می‌رسد که خاله‌بیتا و خاله پریسا به سراغشان بروند. لحن خاله‌ها با بچه‌های این کلاس جدی‌تر است و مثل آدم‌بزرگ‌ها با آنها صحبت می‌کنند. سطح مطالب آموزشی هم بالاتر است: «بچه‌ها موقع آتش‌سوزی اگر در اتاق دربسته بودید قبل از باز کردن در‌های بسته، آن را با پشت دستتان لمس کنید. اگر سرد بود با احتیاط خارج شوید. اگر اتاق را دود گرفته باید خمیده و به حالت راه‌رفتن گربه‌ از آنجا دور شوید.» دانش‌آموزان کلاس چهارم قبلاً مطالب اولیه ایمنی را آموزش دیده‌اند و حالا وقت امتحان است. خاله‌ها در قالب بازی منچ از بچه‌ها امتحان می‌گیرند. آنها در یک بنر خیلی بزرگ خانه‌های منچ را طراحی کرده‌اند که در خانه‌های آن رفتارهای ایمنی صحیح و غلط نوشته شده است. حالا تاس بزرگی که همیشه داخل چمدانشان هست به کار می‌آید.

افزایش امنیت روانی کودکان در اولویت
 4 دانش‌آموز به‌عنوان سرگروه انتخاب می‌شوند و با چرخش تاس بزرگ بازی شروع می‌شود. اگر عدد تاس به خانه‌ای برسد که تصویری از بستن کمربند ایمنی سرنشینان خودرو، پناه‌گرفتن صحیح هنگام زلزله یا رفتارهای ایمنی درست را نشان دهد، دانش‌آموز می‌تواند به‌عنوان جایزه یکبار دیگر تاس بیندازد، اگر بر اثر چرخش تاس، گذر بازیکن به خانه‌هایی بیفتد که تصویر چرخ‌گوشت یا اتوی داغ و وسایل پرخطر کشیده شده، در بازی بدشانسی آورده‌اند. بیتا حاجی علی این بازی، عروسک‌ها و همه وسایلی را که او و دهشکار برای آموزش استفاده می‌کنند، طراحی کرده است. شعرهای آموزشی را هم که برای بچه‌ها می‌خوانند، خاله‌بیتا سروده است. حاجی‌علی و دهشکار 5 سال پیش که به‌عنوان مربی وارد آتش‌نشانی شدند، تصمیم گرفتند روش آموزشی متفاوتی را طراحی کنند. آنها از نمایش با عروسک‌های چوبی شروع کردند و وقتی دیدند استفاده از عروسک در برنامه‌های آموزشی، برای بچه‌ها جذاب است، عروسک‌هایی را ساختند که کاملاً شبیه مردان آتش‌نشان، پلیس و امدادگر اورژانس باشد. حاجی‌علی درباره این شیوه آموزش می‌گوید: «در آموزش‌های خود سعی می‌کنیم در کنار بیان نکات ایمنی، در کودکان امنیت روانی به وجود ‌آوریم و راه‌های مقابله صحیح با خطرات را به آنها نشان دهیم. استفاده از عروسک‌های امدادگر سبب می‌شود احساس اعتماد نسبت به امدادگران در بچه‌ها تقویت شود.» حاجی‌علی مسئول خانه دوام و ایمنی محله گلچین و دهشکار مسئول خانه دوام محله گلچین است. آنها نام گروه آموزشی خود را «‌‌از مهد ایمن تا شهر ایمن» گذاشته‌اند و در مهدکودک‌ها، مدارس، پایگاه‌های بسیج، سرای محله و مراکز مختلف محله، راه‌های ایمنی در برابر حوادث طبیعی و راه‌های پیشگیری و امدادرسانی در مواقع حریق، گرمازدگی، سرمازدگی، گازگرفتگی و... را به شهروندان آموزش می‌دهند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code