منطقه 17

پستوی خاطرات سربینه‌ها

نویسنده: علی پورسعید
تغییر روش‌ زندگی در شهر باعث شده بسیاری از شیوه‌های پیشین در زندگی شهروندان جای خود را به روش‌های نو و تازه‌ای بدهد که هرچند از نظر ماهیتی عملکرد نسبتاً یکسانی دارند، اما نوع و شیوه آنها کاملاً تغییر کرده است. یکی از آنها به مسئله پاکیزگی شهروندان برمی‌گردد که شامل استحمام و روش‌های متفاوت آن می‌شود....
1396/09/14
 تغییر روش‌ زندگی در شهر باعث شده بسیاری از شیوه‌های پیشین در زندگی شهروندان جای خود را به روش‌های نو و تازه‌ای بدهد که هرچند از نظر ماهیتی عملکرد نسبتاً یکسانی دارند، اما نوع و شیوه آنها کاملاً تغییر کرده است. یکی از آنها به مسئله پاکیزگی شهروندان برمی‌گردد که شامل استحمام و روش‌های متفاوت آن می‌شود. در سال‌های نه چندان دور، حمام‌های عمومی نقش زیادی در زندگی شهروندان داشته‌ که حالا و به مرور زمان جای خود را به حمام‌های خانگی داده‌اند. هرچند در گذشته هم حمام‌های خانگی در برخی منازل وجود داشت و مورد استفاده صاحبان این منازل قرار می‌گرفت، اما حالا این مسئله عمومیت بیشتری پیدا کرده و تقریباً همه خانه‌های نوساز حمام دارد که مورد استفاده اهل منزل قرار می‌گیرد. برای آگاهی بیشتر از سبک زندگی ساکنان منطقه در زمان فعالیت حمام‌های عمومی، خاطرات اهالی محله زمزم از حمام عمومی و قدیمی این محله را با هم مرور می‌کنیم.

روزی روزگاری حمام عمومی
حمام‌های عمومی و قدیمی محله‌ها دیگر کارایی سابق را ندارند و یکی پس از دیگری تعطیل و به مرور به فراموشی سپرده می‌شوند. حالا یادآوری حکایت حمام‌های عمومی قدیمی که روزگاری نه چندان دور از الزامات اصلی هر محله محسوب می‌شدند و تقریباً همه ساکنان قدیمی محله‌ها از این حمام‌ها خاطره‌های متعددی دارند، برای شهروندان امروزی و جوان‌تر‌ها خالی از لطف نیست، به‌ویژه اینکه تعدادی از این حمام‌های عمومی دیگر وجود خارجی ندارند و تنها با کنکاش در خاطرات ساکنان قدیمی محله‌ها قابل یادآوری هستند. قدیمی‌های منطقه هریک خاطره‌ای از حمام‌های عمومی محله خود دارند و با بازگویی این خاطرات، تا حدودی سبک زندگی و  تاریخ شفاهی منطقه را روایت می‌کنند.

کارگران مشتریان همیشگی
یکی از حمام‌های عمومی و قدیمی منطقه در خیابان شهید غلامرضایی(زمزم سابق) و در محدوده سه‌راه سرگردان قرار داشت که از حمامی‌های عمومی معروف در این محدوده محسوب می‌شد. حاج «عزت‌الله ‌مرادی» از ساکنان قدیمی محل می‌گوید: «در زمان‌های قدیم در این حوالی فقط یک حمام عمومی بود که اوایل خیلی هم مشتری نداشت، چون تعداد ساکنان این محدوده کم و بیشتر زمین‌های اینجا بایر بود. تک و توک در این حوالی خانه‌های کوچکی ساخته شده بود. از اینجا تا جوادیه تا چشم کار می‌کرد بیابان بود. فقط یک جاده خاکی از این محدوده می‌گذشت که آن هم در بیشتر ساعت روز خلوت بود. بیشتر مشتری‌های حمام کارگرانی بودند که در زمین‌های کشاورزی اینجا کار می‌کردند. البته ساکنان خانه‌ها هم از این حمام استفاده می‌کردند، اما تعداد کارگران مزارع اطراف بیشتر بود، چون آنها در طول روز با گرد و خاک مزارع مواجه بودند و مجبور می‌شدند در فاصله‌های کمتری استحمام کنند.»

حمام است، وارد شوید
مثل بسیاری از مشاغل امروزی که ویترین خاص خود را دارند و خدمات شغل خود را به مشتریان خود معرفی می‌کنند، در روزگار قدیم هم حمامی‌ها از این ‌ترفند برای جلب مشتری استفاده می‌کردند. به گفته شهروند سالمند ساکن محله زمزم، در کنار در حمام‌ همیشه لنگی را آویزان می‌کردند که نشان بدهد اینجا حمام است، هرچند نوع معماری آن متفاوت با خانه‌های این اطراف بود اما از دور نشان می‌داد که اینجا حمام است. دودکش‌هایی داشت که معمولاً در طول روز دود از آن بیرون می‌زد. در کنار ساختمان گرمابه هم معمولاً پشته‌های خار و هیزم برای گرم کردن آب انباشته می‌شد و بر پشت‌بام آن که اصولاً کوتاه و قابل دید عابران بود، طناب طویلی کشیده و روی آن لنگ و حوله‌های شسته در انتظار خشک شدن در آفتاب بودند که همه این علائم عابران را متوجه وجود حمام می‌کرد. البته سال‌های بعد که ساخت‌وساز در این حوالی بیشتر شد، تعداد مشتری‌های حمام هم بیشتر شد در این زمان به خدمات جانبی حمام هم افزوده شد. چند دلاک استخدام شدند تا رضایت مشتری‌ها بیشتر جلب شود.

حنا ببندید، عروسیه!
با افزایش مشتری‌ها، نحوه اداره حمام هم متفاوت‌تر از قبل شد و بیشتر مشتری‌ها که ثابت بودند و جزو هم‌محله‌ای‌ها محسوب می‌شدند، به محض ورود به حمام خدمات جدیدی را ‌طلب می‌کردند که البته پول آن را هم جداگانه پرداخت می‌کردند که به نفع حمامی بود. در این‌باره حاج عزت‌الله‌ می‌گوید: «مشتری‌های حمام پس از ورود به حمام و بیرون آوردن لباس، تقاضای لنگ می‌کردند، جامه‌دار لنگی به آنها می‌داد سپس داخل گرمخانه می‌شدند. در داخل حمام پس از ورود به خزینه و شست وشوی اولیه در فضای حمام می‌نشستند تا دلاک چرک بدن آنها را با کیسه‌ای که داشت بگیرد. رسم دلاک‌ها هم این بود که چرک قسمت‌های مختلف بدن را گرفته و در جلو چشم فرد می‌ریختند. در حقیقت به او گوشزد می‌کردند که بدنت کثیف بوده و حالا تمیز شده است.» به گفته وی، حمامی در شست‌وشوی لنگ و حوله‌ها پس از تعطیلی حمام و تمیزکردن حمام وسواس زیادی داشت و حتی از ورود برخی افراد کثیف و ژنده‌پوش به حمام خود جلوگیری می‌کرد. علاوه بر شست‌وشوی مرسوم، حمام‌ محل حنا بستن دامادها در شب قبل از عروسی بود که خود جشن مفصلی بود، داماد به اتفاق دوستان و خویشان خود به حمام می‌رفت همگی سر و دست‌های خود را حنا گذاشته و مدت مدیدی را در حمام به شادی و نشاط می‌پرداختند. حمامی و کارگران هم از این مراسم بهره‌ کافی می‌بردند، علاوه بر گرفتن مزد معمول حمام مقداری نبات و شیرینی از داماد دریافت می‌کرد، همچنین روزی که شب بعد از آن جشن عروسی بود، عروس به اتفاق خویشان و آشنایان همین مراسم را در حمام‌ اجرا می‌کردند و شاید نصف روز حمام در قرق آنها بود.

افراد شاغل در گرمابه‌های قدیم
تونتاب: شخصی که وظیفه‌اش نگهداری از حمام، گرم کردن آب و تمیز کردن حمام بوده است.
دلاک: فردی که از راه کیسه‌کشی و شست‌وشوی افراد در حمام امرار معاش می‌کرد.
مشتمالچی: شخصی که در حمام به اشخاص مشت مال می‌داده است.
حمامی: مالک حمام خصوصی که در حمام عمومی نقش مدیریت حمام را به عهده داشته است.
پادو: این فرد وظیفه‌اش جفت کردن کفش اشخاص و گاهی اوقات جابه‌جایی آنها بوده. افرادی در سربینه حضور داشتند که وقتی مشتری وارد می‌شد، پادو، کفش مشتری را زیر سکو می‌گذاشت و یک لنگ خشک روی سکو پهن می‌کرد. مشتری که لباس از تن بیرون می‌آورد، پادو یک لنگ دیگر به او می‌داد. مشتری لنگ دوم را به کمر می‌بست لباس‌هایش را داخل آن لنگ اول می‌پیچید و از سکو پایین می‌آمد.

وسایل استحمام در حمام‌های قدیمی
کیسه، مشربه، لیف، تاس، شانه، تشت، صابون، لگن، سفیدآب، آینه، کتیرا، جام حنا، سدر، جام وسمه، لنگ، حنا، چراغ پیه‌سوز، وسمه، سنگ پا، گل سرشور، بقچه مسند و...
سربینه هم کمدی بود که اهالی لباس خود را داخل آن گذاشته و به استحمام می‌پرداختند.

معماری فضای داخلی
در حمام‌های عمومی قدیمی، فضاها طوری پشت سر هم چیده می‌شد تا شخص یک مسیر منطقی را طی کند. بعد از سر در حمام، یک راهرو افراد را به فضای سربینه می‌برد که از نظر دما خیلی نزدیک به فضای بیرون بود. بعد یک راهرو قرار داشت که هوایش کمی گرم‌تر از سربینه بود و در آخر گرمخانه بود که از تمام فضاهای دیگر گرم‌تر بود.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code