منطقه 18

درخت آرزوها میوه می‌دهد

نویسنده: معصومه ماه‌پیکر
داخل بوستان نرگس، بیشتر کسانی که به بوستان آمده‌اند درباره درخت آرزوها صحبت می‌کنند...
1396/09/05
 داخل بوستان نرگس، بیشتر کسانی که به بوستان آمده‌اند درباره درخت آرزوها صحبت می‌کنند. کنجکاوی‌ام از دانستن اینکه درخت آرزوها چیست مرا به سوی کتابخانه بوستان می‌کشاند. از همان فاصله دور 3 و 4 درختی که از شاخه‌هایشان سیب‌های طلقی رنگی آویزان است، توجه‌ام را به خود جلب می‌کند. نزدیک‌تر می‌روم چند نفری مشغول چسباندن تکه کاغذهایی بر روی سیب‌های رنگی هستند. 3 و 4 نفر هم کنار میزی که کمی آن‌طرف‌تر قرار دارد نشسته و مشغول نوشتن جملاتی بر روی کاغذهای زرد و سفید هستند. با دقت به شاخه‌های درخت‌ها نگاه می‌کنم. بیش از یکصد آرزو بر روی شاخه‌های درختان آویزان است.

آرزوهایی نه چندان بزرگ
از لباس فرمشان پیداست دانش‌آموز هستند. مسئول مدرسه‌شان می‌گوید: «برای اردو بچه‌ها را بوستان آورده‌ایم. وقتی از اجرای طرح درخت آرزوها مطلع شدیم بچه‌ها را آوردیم تا آرزوهایشان را بنویسند.» بیشترشان کلاس پنجمی و ششمی هستند. برای اینکه همکلاسی‌هایشان ندانند آرزوهایشان چیست، هرکدام در گوشه‌ای مشغول نوشتن آرزویش هستند. جمله‌ای که روی کاغذ نوشته را می‌خواند. تکه کاغذ زردرنگ را تا کرده و به طرف درخت می‌رود. سعی می‌کند کاغذ را به سیبی که بر روی شاخه بالایی قرار دارد بچسباند. نزدیک‌تر می‌روم و در چسباندن کاغذ به او کمک می‌کنم. می‌پرسم: «آرزویت را نوشتی؟‌» با سادگی می‌گوید: «برادرم 10 روز است دنیا آمده. مادرم نتوانسته برای او کالسکه بخرد. آرزو کردم کاش یک کالسکه داشته باشد تا وقتی او را بیرون می‌بریم به مامان در بردن کالسکه‌اش کمک کنم. دوست دارم برادرم لباس گرم هم داشته باشد. آخر هوا سرد شده و همه‌اش سرما می‌خورد.» مهسا یکی دیگر از دانش‌آموزان را کمی آن‌طرف‌تر می‌بینم. او درباره آرزویش می‌گوید: «آرزو کردم یک جامدادی سرخابی داشته باشم. بابا قول داده بود امسال برایم جامدادی سرخابی بخرد اما هنوز نتوانسته...» فاطمه دانش‌آموز پایه پنجم هم دوست دارد که یک کاپشن صورتی داشته باشد تا دیگر موقع زنگ تفریح از سرما نلرزد.

آرزوهایی که برآورده شدند
دست دخترک 5 و 6 ساله‌ای را در دست دارد. کنار درخت آرزوها ایستاده و به شاخه‌هایی که با کاغذهای رنگی پوشیده شده‌اند نگاه می‌کند. خود را فرزانه نعمتی معرفی می‌کند و می‌گوید: «خانه‌ام در محله شادآباد قرار دارد. اغلب با دخترم به بوستان می‌آییم. ایده درخت آرزوها طرح خوبی است. همه می‌توانند آرزوهایشان را بر روی درختان آویزان کنند. شنیده‌ام خیلی از آرزوها توسط خیّران برآورده شده است.» نگار دخترک 11 ساله همراه با خواهرش به پارک آمده است. او دومین بار است که آرزویش را بر شاخه درخت آرزوها آویزان می‌کند. می‌گوید: «دفعه قبل با کمک خواهرم که 17 سال دارد آرزویم را نوشته و بر درخت آویزان کردم. هنوز 3 روز نگذشته بود که خانمی با شماره تلفنی که پایین برگه آرزویم نوشته بودم تماس گرفت و کلی نوشت‌افزار برایم فرستاد برای خواهرم هم یک کیف مدرسه نو فرستاده بود. او آرزو داشت کیف نو داشته باشد تا دیگر با کیف پاره مدرسه نرود.» در میان خیرینی که آرزوهای مراجعان به بوستان را برآورده می‌کنند علاوه بر خیّران محلی چند مسئول از اداره امور بانوان شهرداری هم مشارکت دارند. یکی از بانوان میانسال محله که تاکنون آرزوی بیش از 10 نفر از هم‌محله‌ای‌ها را برآورده کرده است می‌گوید: «وقتی می‌بینم کودکی آرزوی داشتن چند مداد یا دفتر را دارد نمی‌توانم ساکت بنشینم.»

‌‌ ترویج فرهنگ کمک به نیازمندان
طرح درخت آرزوها حدود 2 هفته‌ای می‌شود که مقابل کتابخانه بوستان اجرا می‌شود. آن‌طور که مجریان این طرح می‌گویند این برنامه تا شب یلدا ادامه دارد.» مریم عابدین مدیر امور بانوان شهرداری منطقه درباره اجرای این طرح می‌گوید: «ایده طرح درخت آرزوها از سوی کارشناس اداره کل اموربانوان تهران به ما پیشنهاد شد. وجود درختان بسیار در بوستان نرگس باعث شد که مقابل کتابخانه بوستان را برای اجرای این کار انتخاب کنیم. محصور بودن پارک باعث می‌شود تا اهالی به راحتی آرزوهای خود را از درخت آویزان کنند.» استقبال اهالی از درخت آرزوها باعث شده است که مدیر کتابخانه بوستان نرگس و امور بانوان برای اجرای این برنامه بر تعداد درختان بیفزایند. مریم رحمنی مدیر کتابخانه بوستان با اشاره به تعداد درختان آرزو می‌گوید: «در ابتدا برای این‌کار یک درخت را در نظر گرفته بودیم. استقبال مراجعان به بوستان از این طرح باعث شد تا 4 درخت از درختان مقابل کتابخانه را به درخت آرزو تبدیل کنیم.» مدیر کتابخانه بوستان نرگس در ادامه هدف از اجرای طرح درخت آرزوها را‌‌‌ ترویج فرهنگ کار خیر و کمک به همنوعان نیازمند می‌داند و می‌گوید: «با این کار نه تنها خیّران محلی دست نیازمندان محله‌شان را می‌گیرند، بلکه سعی کردیم کتابخانه را به پاتوقی برای کارهای خیرخواهانه و فرهنگی تبدیل کنیم. مراجعان می‌توانند در طول نوشتن آرزوهایشان با خواندن کتاب‌هایی که روی میز قرار دارد اندکی هم مطالعه داشته باشند.»

برآورده شدن ده‌ها آرزو
بیشتر آرزوهایی که بر روی شاخه‌ها آویزان هستند اسم ندارند. در زیر برخی از آنها هم فردی که آرزویش را نوشته شماره تلفنی به‌صورت ناشناس گذاشته تا اگر خیّری پیدا شد که آرزویش را برآورده کند بتواند به او دسترسی داشته باشد. مدیر کتابخانه بوستان نرگس درباره آرزوها می‌گوید: «هر چند وقت یکبار آرزوها را از روی شاخه‌ها جمع‌آوری و سعی می‌کنیم به واسطه خیّران گمنامی که با ما درارتباط هستند آرزوهای معقول کسانی که از خود شماره تلفن گذاشته‌اند را برآورده کنیم.» بیشتر آرزوهایی که از شاخه‌های درختان آرزو آویزان می‌شود آرزوهای کوچکی هستند که برآوردن آن چندان سخت نیست. رحمنی می‌گوید: «بیشتر آرزوها متعلق به دانش‌آموزانی است که به دلیل وضعیت خانواده‌هایشان نوشت‌افزار مناسب ندارند یا کودکانی که داشتن یک عروسک یا ماشین تنها آرزویشان است. در میان این آرزوها دخترکی نوشته بود که دلش می‌خواهد پدرش همه کاهوهای وانت‌بارش را بفروشد تا خراب نشود یا دختر دیگری دوست داشت پدرش بدهی‌اش را بدهد تا از زندان آزاد شده و به کنارشان بازگردد.» آن‌طور که مدیر کتابخانه بوستان نرگس می‌گوید در طول برپایی برنامه درختان آرزو تاکنون ده‌ها آرزو توسط خیّران برآورده شده است. خیّران پس از خواندن آرزوها سعی می‌کنند با برآورده کردن آرزوی هم‌محله‌ای خود لبخند را مهمان چهره آنها کنند.





ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code