منطقه 18

سعی می‌کنم وظیفه شناس باشم

نویسنده: معصومه ماهپیکر
چندی پیش ویژه‌برنامه‌ای با عنوان کاسب حبیب خدا توسط فرهنگسرای خاتم برگزار شد. در این برنامه از کاسبان نمونه‌ای که توسط اهالی معرفی شده بودند، تجلیل به عمل آمد...
1395/10/19
 چندی پیش ویژه‌برنامه‌ای با عنوان کاسب حبیب خدا توسط فرهنگسرای خاتم برگزار شد. در این برنامه از کاسبان نمونه‌ای که توسط اهالی معرفی شده بودند، تجلیل به عمل آمد. شرط انتخاب این افراد از سوی اهالی صداقت، ایمان، پاکیزگی، رفتار شایسته، امانت‌داری و وجدان‌کاری و... بود. «بهزاد رستمی» خواربار فروش ۳۵ ساله محله شهرک ولی‌عصر(عج) از جمله افرادی است که از سوی اهالی محله‌اش به‌عنوان کاسب نمونه انتخاب شده است. این موضوع باعث شد سراغش برویم تا رمز موفقیتش را از زبانش بشنویم.

 با مشتریان راه می‌آید
داخل خیابان علیخانی در شهرک ولی‌عصر(عج) می‌شوم. پیدا کردن سوپرمارکت «فرزند صالح» کار چندان سختی نیست. از هر که سراغش را می‌گیرم، آقای رستمی صاحب مغازه را خوب می‌شناسد. مردی حدوداً 53 ساله؛ مغازه‌ای که چند متری با آن فاصله دارم را با دست نشان می‌دهد و به گمان اینکه مشتری هستم می‌گوید: «اجناس داخل مغازه آقا بهزاد همه خوب هستند. او با مشتریانش هم راه می‌آید.» مرد میانسالی که کنار این شهروند ایستاده حرف‌های هم‌محله ای‌اش را تأیید می‌کند و می‌گوید: «بیشتر اهالی مشتری آقا بهزاد هستند. آخر آقا بهزاد در امانتداری و راستگویی زبانزد است. او جنس خراب دست مشتری نمی‌دهد.» از آنها خداحافظی کرده و به طرف مغازه‌ای که نشانم داده‌اند می‌روم. نوشته روی تابلو مغازه حسابی توجه‌ام را جلب می‌کند «فرزند صالح» نام مغازه برایم سؤال می‌شود. تصمیم می‌گیرم دلیل این نامگذاری را از فروشنده بپرسم. داخل مغازه تقریباً شلوغ است. مرد جوانی پشت پیشخوان پاسخ مشتری‌ها را می‌دهد. دقایقی صبر می‌کنم تا سرش خلوت شود. سراغ بهزاد رستمی، مالک مغازه را از مرد جوان پشت پیشخوان می‌گیرم. تصورم از مالک مغازه که به‌عنوان کاسب نمونه انتخاب شده فردی سن و سال‌دار است. وقتی می‌شنوم‌‌ همان مرد جوان، رستمی است با تعجب از او می‌پرسم: «چگونه با این سن و سال توانستی نظر مشتریانت را جلب کنی و کاسب نمونه شوی؟» رستمی در حالی که مشتری‌اش را راه می‌اندازد در پاسخم می‌گوید: «اهالی محله‌ام به من لطف دارند. من تنها سعی کردم نسبت به وظیفه‌ای که برعهده گرفته‌ام امانتدار خوبی باشم.»

 فروش سیگار ممنوع
مغازه نه چندان بزرگش مرتب و تمیز است و شاید یکی از دلایلی که اهالی او را به‌عنوان کاسب خوب معرفی کرده‌اند اجناس تازه و مرتب و تمیز بودن مغازه‌اش باشد. همچنان که با رستمی مشغول صحبت هستم. مردی ۲۵ و ۲۶ ساله‌ای وارد مغازه می‌شود و در حالی که به قفسه‌ها نگاه می‌کند می‌گوید: «آقا سیگار... دارید؟» رستمی در پاسخ مشتری‌اش به او توضیح می‌دهد که در مغازه‌اش سیگار نمی‌فروشد و در حالی که مراقب است تا او را نرنجاند به او از مضرات سیگار می‌گوید و از او می‌خواهد که سعی کند سیگار را کنار بگذارد. مشتری که از مغازه خارج می‌شود. می‌پرسم: «سیگار نمی‌فروشید؟» همچنان که مشغول مرتب کردن قفسه‌ها است می‌گوید: «هرچه را برای خودم بپسندم برای مشتریانم هم می‌پسندم. مضرات سیگار را می‌دانم و چون آن را برای خود نمی‌پسندم برای مشتریانم هم نمی‌پسندم. به همین دلیل اصلاً در مغازه سیگار ندارم.» بیشتر مشتریانش هم‌محله‌ای‌هایش هستند و کمتر افراد گذری برای خرید به مغازه‌اش می‌آیند. معتقد است با مشتریانش ارتباط خوبی دارد. البته در مدتی که در مغازه‌اش حضور داشتم به این موضوع پی بردم. سعی می‌کند کسب و کار و حضور در مغازه باعث نشود تا از حال هم‌محله‌ای‌هایش غافل باشد. از هم‌محله‌ای‌هایش شنیده‌ایم که در کارهای خیر هم دستی دارد. وقتی در این‌باره از رستمی سؤال می‌کنم. از پاسخ دادن طفره می‌رود. پیداست که چندان مایل نیست در این‌باره صحبت کند. از میان حرف‌هایش متوجه می‌شوم که به دلیل حضور مداومش در مسجد محله همواره سعی می‌کند به افراد نیازمندی که تحت حمایت صندوق خیریه مسجد هستند کمک کند.

 اینجا حق با مشتری است
شاید برخی افراد تصور کنند برای اینکه کاسبی بتواند نمونه شود و در دل مشتریانش جا باز کند باید سال‌ها تلاش کند. رستمی اما ره صد ساله را یک‌شبه طی کرده است. او ۳ سالی می‌شود که مغازه سوپرمارکت خود را راه انداخته و در این مدت کم خیلی خوب توانسته رضایت مشتریانش را جلب کند. بانوی کهنسالی که برای خرید به مغازه آمده وقتی متوجه می‌شود که برای تهیه گزارش آمده‌ام، می‌گوید: «2 سالی می‌شود که مشتری این مغازه هستم. خانه‌ام چند کوچه آن طرف‌تر است. با وجودی که در نزدیکی خانه‌ام چند سوپرمارکت وجود دارد اما از مغازه آقای رستمی خرید می‌کنم. آخر آقای رستمی صبور و خوش‌اخلاق است. او با مهربانی و صبر با مشتریانش رفتار می‌کند.» مرد جوان دیگری در حالی که اجناس مورد نظرش را به دست فروشنده می‌دهد تا برایش در کیسه بگذارد، خود را امیرعلی مرزبان معرفی می‌کند و در ادامه صحبت‌های بانوی سالخورده می‌گوید: «مهم‌ترین ویژگی آقا بهزاد این است که حق را به مشتری می‌دهد. چندی پیش از او جنسی خریده بودم. وقتی به دلایلی آن را پس آوردم بی‌آنکه ناراحت شود جنس را پس گرفت و پولم را پس داد.» سرش که خلوت می‌شود می‌خواهم درباره کاسب نمونه برایم بگوید. رستمی در حالی که لبخندی بر لب می‌آورد می‌گوید: «یک کاسب در همه حال باید حق را به مشتری‌اش بدهد و با ادب و انصاف با او برخورد کند. کاسب خوب کسی است که وجدان‌کاری داشته باشد. یک کاسب نمونه باید خوش اخلاق و امانتدار نیز باشد.»

اشتغالزایی برای هم‌محله‌ای‌ها
همه آرزویش این است که زمینه اشتغال هم‌محله‌ای‌هایش را فراهم کند. با وجودی که مغازه‌اش چندان بزرگ نیست اما در‌‌ همان مغازه سعی کرده زمینه اشتغال 2 جوان هم‌محله‌ای را به وجود آورد. رستمی می‌گوید: «از اینکه می‌بینم جوانان محله‌ام بیکار هستند رنج می‌برم. فضا برای گسترش مغازه‌دارم اگر مسئولان در این زمینه همکاری و حمایت کنند دوست دارم با بزرگ کردن مغازه زمینه اشتغال برخی از جوانان محله‌ام را فراهم کنم.» کاسب جوان محله شهرک ولی‌عصر(عج) در همه حال هوای مشتریانش را دارد. او به آن دسته از مشتریانش که توانایی حضور در مغازه را ندارند خدمات رایگان می‌دهد. رستمی با اشاره به این موضوع می‌گوید: «برخی از مشتریانم افراد سالخورده و ناتوان یا بیمارانی هستند که نمی‌توانند برای خرید به مغازه بیایند برای آسایش اهالی محله پیک رایگان دارم که اجناسشان را در منزل تحویل می‌دهد. البته گاهی اوقات مشتری در مغازه خرید می‌کند و به دلیل حجم جنس و... توانایی حمل آن را ندارد که در آن صورت هم خود را موظف می‌دانم تا اجناسش را تا در خانه‌اش ببرم.» در طول مدت حضورم در مغازه رستمی متوجه می‌شوم که دلیل انتخابش از سوی اهالی به‌عنوان کاسب نمونه چه بوده است. حالا دیگر می‌دانم برای نمونه شدن سن و سال مهم نیست بلکه رفتار و وجدان‌کاری شرط و اصل است. وقت خداحافظی می‌رسد. قبل از آنکه از مغازه‌اش خارج شوم می‌پرسم: «راستی دلیل نامگذاری مغازه‌ات به نام «فرزند صالح» چیست؟ همچنان که حواسش به مشتری‌اش است پاسخم را می‌دهد: «این نام را برای این انتخاب کردم که در همه حال مراقب رفتار خود باشم و رفتاری را که ائمه(ع) به آن سفارش کرده‌اند را در پیش بگیرم.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code