منطقه 18

چه کسی مقصر است؟

نویسنده: دانیال ابوالحسن معمار / دبیر
هر سال همین حرف‌ها را می‌شنویم؛ اینکه حال و روز آسمان پایتخت به باد و باران سپرده شده، اینکه مقصر فلان است و بهمان، اینکه خودروها مقصر اصلی هستند، اینکه حمل‌ونقل عمومی کم است، اینکه دولت برای توسعه مترو به وظایف قانونی‌اش عمل نمی‌کند و هزار و یک دلیل دیگر که باعث می‌شود ما در بسیاری از روزهای فصل سرد سال هوای آلوده تنفس کنیم...
1395/10/19
هر سال همین حرف‌ها را می‌شنویم؛ اینکه حال و روز آسمان پایتخت به باد و باران سپرده شده، اینکه مقصر فلان است و بهمان، اینکه خودروها مقصر اصلی هستند، اینکه حمل‌ونقل عمومی کم است، اینکه دولت برای توسعه مترو به وظایف قانونی‌اش عمل نمی‌کند و هزار و یک دلیل دیگر که باعث می‌شود ما در بسیاری از روزهای فصل سرد سال هوای آلوده تنفس کنیم. همه این حرف‌ها هر سال تکرار می‌شوند و اتفاقاً در همه این سال‌ها هیچ اتفاقی هم نمی‌افتد. اگر فکر می‌کنید که این آلودگی، سال آینده دوباره گریبان ما را نخواهد گرفت، سخت در اشتباهید. آلودگی باز هم سال آینده باز خواهد گشت و از میان ماسک‌هایی که می‌گویند زیاد توفیری نمی‌کند، به میان حلق ما خواهد رفت. راستش اینجا قرار نیست که غر بزنیم و تقصیر این آلودگی زیست‌محیطی خطرناک را گردن این و آن بیندازیم. بالاخره رفع این معضل، برنامه‌ریزی کلان می‌خواهد و برنامه‌ریزی‌های کلان، در حقیقت برنامه‌ریزی‌هایی همه‌جانبه هستند. مثلاً شما می‌خواهید خودروهای فرسوده را از دور خارج کنید. این، تنها به صادر کردن یک دستور باز نمی‌گردد. مقدمه می‌خواهد، بسترسازی می‌خواهد، آمادگی می‌خواهد. مشارکت مردمی می‌خواهد. انگار که مثلاً یک نفر، بنشیند و یک دفعه تصمیم بگیرد که رکورد ماراتن المپیک را بشکند. آیا شدنی هست؟ تمرین می‌خواهد، آمادگی می‌خواهد، زمان می‌خواهد. برنامه‌های کلان هم ‌چنین هستند. بدون مقدمه و بسترسازی، راه به جایی نخواهند برد.
متأسفانه نداشتن برنامه‌ریزی‌های کلان یک طرف و در طرف دیگر این ماجرا، خود ما مردم هستیم. کارهای کوچک، اما واقعاً تأثیرگذاری هم از عهده ما بر می‌آید. اما انگار در خیلی از ما اراده‌ای برای احترام به طبیعت وجود ندارد. آینده‌نگری نداریم و به فکر حفظ محیط‌زیست اطرافمان برای آیندگان نیستیم. نه تنها قدم مؤثری برنمی‌داریم، بلکه حتی در این بحران آلودگی، یکی از تفریح‌هایمان «دور زدن با اتومبیل» است، یعنی در عین حال که بی‌وقفه مشغول گلایه از ترافیک سنگین شهر و تلف شدن وقت عزیز در خیابان‌های بی‌سر و ته و افزایش آلودگی هوا هستیم، برای سپری کردن سالم اوقات فراغت پشت فرمان خودرو شخصی می‌نشینیم و دور می‌زنیم، بدون اینکه به هیچ یک از چیزهایی که بیشتر وقت‌ها به آنها غر می‌زنیم، فکر کنیم.
به هر حال آلودگی هوای تهران یک واقعیت است. خب، حالا انگشت اتهام را به کجا باید نشانه رفت؟ مگر قرار است انگشت اتهام هم به جایی نشانه رود؟ مثلاً با متهم کردن چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر گاهی انتقادی هم مطرح می‌شود، از سر این درد است که امکاناتی هست و اراده‌ای برای استفاده از این امکانات وجود ندارد. راستش اتفاقی افتاده است و شانه خالی کردن ما، دردی را دوا نخواهد کرد. این مشارکت واقعاً مهم است. انگار که شخصی تصادف کرده و روی زمین افتاده باشد، کمک کردن به چنین فردی، بر گردن تمام عابران و سواره‌هایی است که از کنار او می‌گذرند. مبارزه با آلودگی هوا هم، بر گردن همه ماست؛ چرا باید شانه خالی کنیم؟



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code