منطقه 2

روزگار عمارت ارباب

نویسنده: پرنیان سلطانی
اگر تاکنون گذرتان به محله فرحزاد افتاده باشد، حتماً بعد از گذر از کوچه‌های تنگ و باریک این محله، کوچه «عمارت» و دیوارها و ستون‌های به جا مانده از یک ملک قدیمی توجه‌تان را جلب کرده است...
1396/09/08
 اگر تاکنون گذرتان به محله فرحزاد افتاده باشد، حتماً بعد از گذر از کوچه‌های تنگ و باریک این محله، کوچه «عمارت» و دیوارها و ستون‌های به جا مانده از یک ملک قدیمی توجه‌تان را جلب کرده است. عمارتی تخریب شده که گفته می‌شود روزگاری متعلق به ارباب ده بوده و حالا 10 ـ 15 سالی است که به این شکل درآمده است. اما زیر این ستون‌های گچی و دیوارهای فرسوده، تاریخچه‌ای نهفته است که حتی ساکنان محله فرحزاد و قدیمی‌ترهای این محله هم اطلاع چندانی از آن ندارند. به همین دلیل اگر می‌خواهید بدانید این ملک متعلق به چه کسی بوده و چه بر سرش آمده، با ما به 120 سال پیش بیایید؛ به روزگاری که عمارت ارباب و معماری بی‌نظیرش هوش از سر هر رهگذری می‌برد و ارباب فرحزاد متخلفان و مجرمان ده را در دالان کنار عمارتش زندانی می‌کرد!

ورود ارباب «اتحادیه» به فرحزاد
ده فرحزاد یکی از قدیمی‌ترین بخش‌های تهران است که اهالی آن می‌گویند قدمتش به هزار و 300 سال پیش می‌رسد. اما آنچه در کتب تاریخی ثبت شده، حکایت از قدمت 800 ساله این روستای قدیمی بین «کن» و «تجریش» دارد. اما داستان عمارت ارباب از 120 سال پیش آغاز می‌شود؛ زمانی که «اسماعیل اتحادیه» به فرحزاد آمد و بیشتر زمین‌های این ده را خرید. «مصطفی لآلی» جانشین دبیر شورایاری محله فرحزاد درباره ورود ارباب اتحادیه به این روستای قدیمی می‌گوید: «زمانی که اتحادیه می‌خواست زمین‌های فرحزاد را بخرد، با مخالفت بومی‌های روستا مواجه شد و برای اینکه به خواسته‌اش برسد با آنها معامله‌ای انجام داد؛ در این معامله املاک به دو بخش اعیانی (بنا، درخت، زمین‌های زراعت و...) و عرصه (زمین ملک) تقسیم شد و فقط عرصه‌ها به نام اتحادیه سند خورد.»

سهم ارباب در انبار گندمی
ارباب که زمین‌های فرحزاد را خرید، برای رونق کشاورزی در این روستا چند چاه عمیق حفاری کرد و نهر آبی درست کرد که آب آن هم برای زراعت و هم برای آشامیدن مورد استفاده قرار می‌گرفت. فراهم کردن زمین زراعت برای اهالی فرحزاد و تأمین آب لازم برای کشت و کار باعث شده بود تا ارباب از هر برداشت محصول سهمی داشته باشد. لآلی می‌گوید: «هر زمان که فصل درو گندم می‌شد، مباشر ارباب به سر زمین‌ها می‌آمد و سهم ارباب را از کشاورزان می‌گرفت. این گندم‌ها در انبار عمارت که به آن «انبار گندمی» می‌گفتند دپو می‌شد و ارباب در هر زمان از سال که می‌خواست می‌توانست از گندم‌هایش استفاده کند.»

تبهکاران زیر گوش ارباب!
یکی دیگر از ویژگی‌های عمارت ارباب فرحزاد، وجود دالانی در نزدیکی عمارت بود که از آن برای زندانی کردن متخلفان و مجرمان روستای فرحزاد استفاده می‌شد! این زندان که به زندان ارباب معروف بود، دالانی کم‌ارتفاع، عریض و تاریک بود که در شمال دره فرحزاد و درست زیر گوش ارباب وجود داشت! لآلی می‌گوید: «هرکسی را که در ده به عنوان خلافکار شناخته می‌شد به این دالان می‌آوردند و مطابق خواست ارباب مدت معلومی در آنجا زندانی می‌کردند.» با وجود تخریب عمارت خشتی بر اثر باد و باران، هنوز این دالان تاریک پا برجاست و این روزها به فضایی امن برای تجمع کارتن‌خواب‌ها و معتادان تبدیل شده است! اگر پای صحبت قدیمی‌ترها بنشینید، حتماً برایتان از موجودات ماوراءالطبیعه مانند جن و پری تعریف می‌کنند که محل سکونت‌شان همین دالان تنگ و تاریک یا به عبارت بهتر زندان ارباب بود!

ساخت عمارت اربابی
اسماعیل اتحادیه بعد از آنکه بیشتر زمین‌های ده را خرید و ارباب فرحزاد شد، تصمیم گرفت برای خودش یک عمارت اربابی بسازد. عمارتی که تا همین 10ـ 15 سال پیش هم سکنه داشت و در نهایت نوه‌های ارباب فرحزاد آن را به شهرداری فروختند. «زین‌العابدین لآلی» که پدربزرگ، پدر و خودش سال‌ها در این عمارت سکونت داشته‌اند، درباره معماری این ملک می‌گوید: «عمارت فرحزاد یک خانه خشتی 250‌مترمربعی بود که در یک طبقه ساخته شده بود. از در که وارد این عمارت می‌شدیم، به یک هشتی می‌رسیدیم که هرکدام از راهروهای این هشتی به یکی از اتاق‌های عمارت ختم می‌شد. اتاقی بزرگ با 6 در هم در این خانه قدیمی وجود داشت که به آن شش‌دری می‌گفتند و مخصوص مهمان بود. مطبخ، اتاق نگهبانی، انبار گندمی و دالانی که برای زندانی کردن مجرمان ده از آن استفاده می‌شد، امکانات این عمارت زیبا بود.»

خانه‌ای در محاصره باغ‌ها
اما دلیل زیبایی عمارت ارباب، فقط معماری جالب و منحصربه‌فردش نبود؛ وجود باغ‌های سرسبز با درختان گردو در پیرامون این عمارت باعث زیبایی دوچندان آن شده بود. این‌طور که آخرین سکنه عمارت ارباب می‌گوید یک نهر پرآب از کنار خانه خشتی و منحصربه‌فرد فرحزاد عبور می‌کرد که وجود این نهر پرآب در کنار رودخانه پایین عمارت باعث‌‌ آبادانی فضای پیرامونی آن شده بود. باغ‌های سرسبز دور تا دور عمارت و درختان تنومند گردو که همه و همه متعلق به ارباب اتحادیه بود، با آب همان نهر و رودخانه آبیاری می‌شد.

تخریب عمارت صد ساله
عمارتی که 120 سال پیش اسماعیل اتحادیه آن را بنا کرده بود، رفته رفته بر اثر باد و باران از بین رفت تا اینکه در نهایت از 10ـ 15 سال پیش به کلی تخریب شد و حالا از آن عمارت زیبا فقط چند ستون و چند دیوار نصفه و نیمه باقی مانده است. از لآلی که عضو شورایاری محله فرحزاد هم هست، درباره آخرین وضعیت این ملک می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: «همان زمانی که این عمارت از بین رفت، نوادگان ارباب زمین آن را به شهرداری فروختند و حالا این ملک متعلق به شهرداری منطقه است.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code