منطقه 2

پاتوق گذری معتادان

نویسنده: الهه صبری
«مرکز گذری کاهش آسیب فرحزاد» برای بسیاری از معتادان در حال ترک یا آنها که از اعتیاد خسته شده‌اند اما پولی برای درمان ندارند، مکان شناخته شده‌ای است...
1395/10/22
 «مرکز گذری کاهش آسیب فرحزاد» برای بسیاری از معتادان در حال ترک یا آنها که از اعتیاد خسته شده‌اند اما پولی برای درمان ندارند، مکان شناخته شده‌ای است. چراکه در این مکان با کمک مشاوران و مددکاران می‌توانند به سمت رهایی از اعتیاد گام بردارند. یعنی با گذراندن دوره‌های متادون درمانی، ترک کنند و حتی خانه و کاشانه‌ای بسازند. حتی با معرفینامه این مرکز رها‌یافتگان از اعتیاد می‌توانند ادامه تحصیل دهند، وام اشغال بگیرند و برای خود کسب و‌کاری راه بیندازند. اما تا آن زمان افراد تحت پوشش با دارو درمان شده و هر روز یک وعده غذای گرم دریافت می‌کنند. البته هیچ‌کس در این مکان بستری نمی‌شود. شاید به همین دلیل نامش را «گذری» گذاشته‌اند. برای اطلاع بیشتر از فعالیت‌های این مرکز، به محل آن در فرحزاد و خیابان امامزاده داود(ع) رفتیم.

 حمایت از افرادی که می خواهند ترک کنند
در نیمه‌های خیابان امامزاده داود(ع)، روی دیوار ساختمانی فرسوده تابلو کوچک «مرکز گذری کاهش آسیب» نصب شده است.
به دنبال بانوی جوانی که ظاهری مرتب دارد، وارد مرکز می‌شوم. بانوی جوان به سمت اتاقی می‌رود که روی یکی از میزهایش کلمن آب و چند لیوان یکبارمصرف گذاشته‌اند. روی میز دیگری هم چند پرونده آبی و قرمز رنگ دیده می‌شود. با دیدن بانوی جوان، یکی از مددکاران با سرنگ مایعی را داخل لیوان می‌ریزد و آن خانم می‌نوشد. اما گویا طعم مایع را دوست ندارد و به سرعت آبی از کلمن می‌ریزد و می‌نوشد. این مایع همان متادون است که در گذشته آن را به شکل قرص در اختیار افراد متمایل به ترک قرار می‌دادند، اما برخی قرص را زیر زبان می‌گذاشتند و بعد دور می‌انداختند و حالا برای اطمینان از مصرف کامل دارو آن را به شکل مایع در اختیار معتادان در حال ترک می‌گذارند. ظاهر بانوی جوان شباهتی به معتادان ندارد. کوروش گرامی، مدیر مرکز از بانوی جوان می‌خواهد که به زیرزمین مرکز برود و صبحانه‌ای بخورد و سپس من را به سمت یکی از میزها در سالن ورودی مرکز راهنمایی می‌کند. این میز در واقع نقش دفتر مدیر را دارد و محل پاسخگویی او به مراجعه‌کننده‌هایش است. پیش از شروع گفت‌و‌گو از «گرامی» می‌پرسم که آیا این خانم معتاد بود و او می‌گوید: «صبا 19 سال سابقه اعتیاد دارد. روزی که او را در دره فرحزاد دیدیم، وضع خیلی بدی داشت. کارشناسان ما او را متقاعد کردند که به مرکز بیاید و حالا 2 ماه می‌شود که برای متادون درمانی می‌آید.»
وقتی می‌گویم ظاهرش شباهتی به معتادان ندارد می‌گوید: «یکی از فعالیت‌های مرکز حمایت از این افراد است. ما با کمک خیّران برایشان لباس تهیه می‌کنیم تا حداقل ظاهر مناسبی داشته باشند. یا همین امسال با توجه به سرمای زودهنگام ده‌ها کلاه و شال تهیه کردیم تا حداقل سرما آزارشان ندهد.»

خدماتی حتی در حد وام اشتغال
گرامی که از 3 سال پیش در محله فرحزاد فعالیت می‌کند می‌گوید: «این مرکز با هدف کاهش آسیب‌های ناشی از اعتیاد دائر شد. چون ابتلای معتادان به بیماری‌هایی مانند ایدز، هپاتیت و... می‌تواند خطرات زیادی برای دیگران به وجود آورد. در این مرکز سعی می‌کنیم مراجعه‌کننده‌ها را پس از معاینه، درمان کنیم و این کار با متادون درمانی و مراقبت‌های روان‌شناسی انجام می‌شود. همچنین هر روز صبحانه و ‌گاهی اوقات ناهار توزیع می‌کنیم.»
به گفته گرامی، خدمات خارج از مرکز شامل ارجاع معتادان به کلینیک‌ها و مراکز درمانی، توزیع سرنگ بین معتادان و سپس جمع‌آوری آن از مراکز تجمع معتادان می‌شود. اما این خدمات به همین‌جا ختم نمی‌شود: «اینجا خیلی‌ها پاک شده‌اند. حتی ما در این مرکز ازدواج کارتن‌خواب‌ها را داشته‌ایم. خیلی‌ها هم توانسته‌اند پس از پاکی از خدماتی مانند شرکت در دوره‌های فنی و حرفه‌ای و تحصیل، بهره‌مندی از وام‌هایی با کارمزد پایین و اشتغال استفاده کنند.»

120 نفر تحت پوشش
حین گفت‌وگو از مدیر مرکز می‌خواهم که به زیرزمین و محل حضور افراد تحت پوشش برویم. این افراد 100 نفر آقا و 20 نفر خانم هستند که هر روز صبح از ساعت 8 تا 14 فرصت دارند برای گرفتن متادون به این مرکز مراجعه کنند. البته در این میان آنها که زودتر می‌آیند می‌توانند صبحانه بخورند و از آنها که دیرتر می‌رسند، گاهی با غذای گرم پذیرایی می‌‌شود. گرامی در راه رسیدن به زیرزمین می‌گوید: «ما خط مقدم مبارزه اعتیاد هستیم. معضل اعتیاد در فرحزاد غم‌انگیز است و با توجه به شناختم از این محل، می‌خواستم به اهالی کمک کنم.»
در زیرزمین، آقایان دور میزها نشسته‌اند. یکی چای می‌نوشد و دیگری تکه‌ای پنیر را لای نان می‌گذارد. تعدادی خانم هم داخل اتاق کوچکی دور میزی مشغول خوردن صبحانه‌اند. نان‌ها را یکی از خیّران تهیه می‌کند و بقیه مواد غذایی با اعتبارات مرکز تهیه می‌شود. گرامی، آشپز مرکز را نشان می‌دهد و می‌گوید: «او زمانی خودش معتاد بوده اما حالا ترک کرده و به زودی کسب و‌ کاری راه می‌اندازد.»
افرادی که در زیرزمین هستند دلشان نمی‌خواهد عکسی از آنها گرفته شود و یکی از آنها می‌گوید: «در روزهای سرد و برفی بهترین پناهگاه ما همین مرکز بود.» در این میان صدای گریه‌ای به گوش می‌رسد. دوستانش او را بیتا صدا می‌کنند. بیتا باردار است و به تازگی به واسطه یکی از دوستانش با مرکز آشنا شده است می‌گوید: «روزی خانواده‌ام ساکن فرحزاد بودند و خودم در کوچه‌های همین محله معتاد شدم. همیشه من را به چشم انگل دیده‌اند و در این مدت محل زندگی‌ام خرابه‌های فرحزاد بود. اما چندی پیش مدیر مرکز پناهم داد. حالا غذای گرم می‌خورم و لباس مناسب می‌پوشم، اما همچنان بی‌خانمان هستم.» در پاسخ به او «گرامی» می‌گوید که گرچه در فرحزاد کمپ و مددسرایی برای بانوان وجود ندارد، اما ما مجوز پذیرش شبانه نداریم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code