منطقه 20

بچه ها پای درس عروسک ‌ها

نویسنده: سودابه رنجبر
او امروز اگرچه کارگردانی می‌کند، نمایشنامه‌نویس است و چندین نمایش تئاتر را روی صحنه برده است اما در هنرآئینی خیمه شب بازی حرف اول را می‌زند...
1396/02/25
 او امروز اگرچه کارگردانی می‌کند، نمایشنامه‌نویس است و چندین نمایش تئاتر را روی صحنه برده است اما در هنرآئینی خیمه شب بازی حرف اول را می‌زند. تا به حال در 15کشور خارجی نمایش خیمه شب بازی را روی صحنه برده است. حتی در کشور «چک» که مهد عروسک‌های نمایشی است؛ با عروسک‌های قجری‌اش درخشیده است. هنرمند هم‌محله‌ای ما وقتی داخل خیمه می‌رود، همزمان 12عروسک را با نخ بازی می‌دهد و به جای همه حرف می‌زند. حسین ربیعی متولد 1348، دانش‌آموخته کارگردانی تئاتروکارشناس عروسکی است. او اکنون به‌عنوان کارشناس هنری در مدیریت فرهنگی هنری منطقه مشغول به فعالیت است. حسین ربیعی خودش را وقف بچه‌ها کرده است و آموزش‌هایی در مورد زندگی اجتماعی مثبت را با عروسک‌ها به بچه‌ها آموزش می‌دهد. صبح یک روز بهاری در فرهنگسرای ولا پای صحبت‌های این هنرمند هم‌محله‌ای‌مان نشستیم.

«استاد وارد کلاس شد. فقط یک واحد درس هنرهای آیینی داشتیم و او استاد این درس بود. از نقالی که گفت؛ ادامه توضیحاتش را کامل کردم. از پرده‌خوانی که گفت؛ برایش پرده‌خوانی را اجرا کردم. وقتی از خیمه شب بازی صحبت کرد، صدای مبارک را برایش تقلید کردم و در پایان کلاس استاد به سراغم آمد و پرسیدکجا با هنر‌های آیینی آشنا شدی؟ گفتم: در کوچه‌های شهرری. وقتی پرده‌خوان دیوارهای کاهگلی خانه‌ها در چهارراه خط آهن را آب‌پاشی می‌کرد وپرده نقاشی شده‌ای از واقعه کربلا را به دیوار میخکوب می‌کرد؛ بچه‌های محله جلوتر می‌نشستندو مادرها با چادرهای سفید گلی تکیه به دیوارمی دادند. بعد پرده‌خوان صدایش را در بینی‌اش می‌انداخت و با چوب به تصویر اشاره می‌کردو می‌گفت: «این آقا را که می‌بینید سرش تاسه، قاتل حضرت عباسه و...» بعد اشک در چشمان مادرانمان حلقه می‌زد.
همین یک واحد درسی همه زندگی هنری من را تحت تأثیر خود قرارداد. از همان موقع بود که استاد دانشگاهم خیلی واضح به من مأموریت داد تا این هنر را زنده نگه دارم و‌ترتیبی داد که با استاد احمدی آشنا شوم. استاداحمدی استاد خیمه شب بازی از نواده‌های خیمه شب بازان دربار قاجاری بود و حدود 50عروسک عتیقه داشت ولی به هیچ عنوان با من ارتباط برقرار نمی‌کردو حاضر نبود که حتی به عروسک‌هایش دست بزنم.» این سخنان روایت حسین ربیعی از دوران پرشور دانشجویی است. او می‌گوید: «سال ۱۳۸۰بود و ما برای یک برنامه تلویزیونی آماده می‌شدیم. استادم مرا مأمور روابط‌عمومی و آماده‌سازی برنامه خیمه شب‌بازی استاد احمدی کرده بود. با اینکه دانشجو بودم و بضاعت مالی نداشتم اما دست خالی به خانه استاد نمی‌رفتم. سعی می‌کردم به هر شکلی شده با این استاد کهنه‌کار ارتباط بگیرم اما او همچنان روی خوش به من نشان نمی‌داد تا اینکه هردوی ما برای شرکت در جشنواره‌ای به دبی دعوت شدیم. تماشاگر زیادی نداشتیم. یک شب من اجرا می‌رفتم و شب دیگر استاد احمدی، تا اینکه یک شب تجار ایرانی تعدادی از اعراب را برای دیدن نمایش خیمه شب بازی آورده بودند و این خیلی اتفاقی بود. استاد احمدی متوجه شد که کیپ تا کیپ تماشاگر نشسته است. از شدت عصبانیت خودش را به خیمه رساند و چنان سیلی برصورت من زد که با یادآوری آن جایش می‌سوزد. من آرام به استاد گفتم استاد شمایید. بعد نخ و ریسمان را به دست او دادم، از همان موقع استاد آرام‌تر شد. بعد از پایان برنامه گفت دیگر بعد از این با هم اجرا می‌رویم. تازه رابطه‌مان بهتر شده بود. به من گوشزد کرد که مراقب عروسک‌هایش باشم و چند وقت بعد سکته کردو از دنیا رفت. حالا من میراث‌دار عروسک‌های استاد احمدی هستم؛ هرچند تعدادی از آنها را به موزه سپردیم.»

 خارجی‌ها خیمه شب بازی را می‌شناسند
در بعضی از محافل خارجی عروسک‌های خیمه شب بازی را بهتر از ما می‌شناسند و استقبال خارجی‌ها از نمایش خیمه شب بازی حقیقتاً جال توجه است. ربیعی می‌گوید: «ما توانستیم در عروسک‌گردانی به روش نخ، در ایران حرف اول را می‌زنیم. در جشنواره‌هایی که در کشورهای بلاروس، انگلیس، آلمان و فرانسه برگزار شد شرکت کردیم و مقام اول را کسب کردیم.
گروه نمایش خیمه شب بازی از 3 نفر تشکیل شده که من استاد خیمه هستم و عروسک‌ها را می‌گردانم و بعضی مواقع همزمان با استفاده از ۲دستم 12عروسک را بیرون می‌آورم که شاهکار نمایش همین لحظه است. یک نفر به‌عنوان مرشد ارتباط بین عروسک و تماشاگر را برقرار می‌کند و نفر بعد کمانچه زن خیمه است که با موسیقی سنتی نمایش را همراهی می‌کند.»

 کودکان تماشاگران پر و پا قرص
حسین ربیعی می‌گوید: «نمایش خیمه شب بازی به دلیل ارتباط خوبی که در این سال‌ها با تماشاگر کودک برقرار کرده، موفق بوده است. با توجه به خاص بودن نوع و مدل عروسک‌ها و حرکت‌ها و صدای عروسک‌ها، این نوع نمایش ارتباط خوبی با کودک می‌گیرد و می‌توان گفت این نوع از نمایش آیینی با گوشت و خون بچه‌های دهه۴۰ عجین شده بود و امروز ما وظیفه داریم که این هنر آیینی را زنده نگه داریم.
در گذشته مخاطبان خیمه شب بازی فقط بزرگسالان بودند که در قهوه‌خانه‌ها به تماشای این نمایش می‌نشستند زیرا تلویزیون و رادیو نبود و نمایش‌های آیینی سنتی در قهوه‌خانه‌ها شکل می‌گرفت اما امروزه من بر این باورم که کودکان هم باید مخاطب این نمایش باشند و نوشته‌های من در ۳بخش کودک، نوجوان و بزرگسال بوده که بازتاب خوبی داشته است.»

 ۵هزار اجرا در ۲۱سال
حسین ربیعی از زمان شروع کارش تاکنون که 21سال می‌گذرد، 5هزار اجرا داشته است که حدود ۳هزار و۵۰۰اجرا ویژه کودکان بوده است. او می‌گوید: «حدود 100 عروسک دارم که 50 تا از آنها از دوران قاجاری و زمان پهلوی به جا مانده و شخصی به نام «قوللرآغاسی» که نقاش قهوه‌خانه‌ای بوده، چهره عروسک‌های مارا قلم زده و می‌توان از آنها به‌عنوان عروسک‌های عتیقه یاد کرد. عروسک‌ها با نام‌های مبارک، ستاره یا طیاره زن مبارک، رقصنده پهلوان برزو، پهلوان اکبر پدرو مادر مبارک و... مشخص شدند. این عروسک‌های نخی خیمه شب بازی تفاوتی که با عروسک‌های دستی دارند این است که این عروسک‌ها شناسنامه دارند و هیچ‌وقت نام و نقششان تغییر نمی‌کند.»

 فعالیت برای بچه‌ها
ربیعی اکنون کارگاه تئاتر درمانی را برای کودکانی که لکنت زبان دارند، منزوی یا بازیگوش هستند، برگزار می‌کند. او می‌گوید: «اکنون نمایش‌هایی را در 20 تا 30 دقیقه برای کودکان با موضوعات شهروندی، اخلاق مداری، دروغ نگفتن، غیبت نکردن، پاکیزه بودن و... به‌صورت میدانی اجرا می‌کنیم.»

گذری به تاریخچه خیمه شب بازی
به روایتی در ایران خیمه شب بازی در زمان بهرام گور مقارن با کوچ بازیگران کولی هند متداول شد. این نمایش شاد به مناسبت جشن‌ها، عروسی‌ها و ختنه سوران‌ها به اجرا در می‌آمد. در خیمه شب بازی تعدادی عروسک در اندازه‌های 20 تا 25 سانتیمتر از چوب ساخته شده بود و در محلی به نام خیمه به جای آدم‌ها ایفای نقش می‌کردند. عروسک‌های زن روسری، شلیته و چاقچور بر تن داشتند و عروسک‌های مرد کلاه نمدی، پیراهن آبی یا قرمز و شلواری سیاه و گشاد. امروز نمایش‌های خیمه شب بازی چندان در بین مردم شناخته شده نیست.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code