منطقه 22

هنر، مکتب محبت است

نویسنده: محمدعلی عباسی اقدم
«استاد ناصر جواهرپور» هنرمند فرهیخته‌ای است که قریب 50 سال در زمینه خوشنویسی به شیوه نستعلیق فعالیت می‌کند. او از شاگردان ممتاز استادان سید حسن و سید حسین میرخانی و جزو 10 استاد برتر خوشنویسی در ایران است...
1395/10/14
 «استاد ناصر جواهرپور» هنرمند فرهیخته‌ای است که قریب 50 سال در زمینه خوشنویسی به شیوه نستعلیق فعالیت می‌کند. او از شاگردان ممتاز استادان سید حسن و سید حسین میرخانی و جزو 10 استاد برتر خوشنویسی در ایران است. ایشان علاوه بر خوشنویسی در نقاشی هم تبحر ویژه‌ای دارد. جواهرپور نقاشی را نزد استاد پیل آرام فرا گرفته و در خلق آثار خوشنویسی از این هنر هم بهره ‌برده است. استاد جواهرپور از معدود استادانی است که در خوشنویسی به شیوه ناخنی مهارت دارد. از این هنرمند فرزانه به دلیل تسلط به این هنر فراموش شده به‌عنوان «احیاگر خط ناخنی» نام برده می‌شود. استاد جواهرپور علاوه بر تربیت و پرورش شاگردان برجسته در زمینه نستعلیق، نحوه خوشنویسی به شیوه ناخنی را نیز به برخی شاگردان خاصش آموزش داده است. وی تاکنون نمایشگاه‌های متعددی از آثار خود در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است. استقبال از آثار خوشنویسی ناخنی ایشان در کشورهای حوزه خلیج‌فارس از افتخارات اوست. برای آشنایی بیشتر با «پیر خوشنویسی» و احیاگر خط ناخنی با او گفت‌وگو کردیم.

جواهرپور به روایت استاد غلامرضا محمدپور:
وجود استاد در منطقه غنیمت است

استاد ناصر جواهرپور از افراد صاحب نام در عرصه خوشنویسی کشور و فردی شناخته شده در انجمن خوشنویسان ایران است. استاد جواهرپور در خوشنویسی به شیوه نستعلیق صاحب سبک است. ایشان شاگردهای برجسته‌ای تربیت کرده و شاگردان بسیاری دارند که از سبک و سیاق ایشان در خوشنویسی پیروی می‌کنند. بنده طی سال‌های گذشته از محضر این استاد بزرگ نکته‌های زیادی آموخته‌ام. هر چند به‌طور مستقیم افتخار شاگردی ایشان را ندارم، اما در زمینه خوشنویسی از راهنمایی‌های ارزنده استاد بهره‌برده‌ام. استاد جواهرپور انسان بسیار باگذشت و صبوری است. روح بسیار لطیف و مهربانی دارد. تمام خصوصیات خوب در این شخص جمع است. او دارای نشان هنری است و سبک خاص و منحصربه‌فردی در خوشنویسی به‌ویژه خوشنویسی ناخنی دارد. وجود استاد جواهرپور در منطقه غنیمت بزرگی است، اما افسوس که در منطقه 22 به این قبیل افراد آن چنان که باید توجه نمی‌شود.

جواهرپور به روایت فرزندش
زندگی‌پدر هنر است

یاد خدا همیشه با ماست، چراکه پدر و مادرم باخدا هستند و مؤمن. اذان را با اعتقاد و از ته دل در گوش‌مان خواندند و لاجرم بر دل‌مان نشست. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم سرلوحه ما شد برای انجام هر کاری و بسم‌الله‌الرحمن الرحیم شد الهامی برای پدر و تعیین مشی و مشق خود در هنر و زندگی. وقتی که بسم‌الله ‌را می‌نویسد صدای کشیده شدن قلمش بر کاغذ به دل می‌نشیند. پدر بخشندگی «رحمان» و مهربانی «رحیم» را خوب درک کرده. از او نشنیده‌ام که بگوید ندارم. در سختی بوده، اما بخشیده. او معتقد است که خانواده یعنی امن‌ترین جای زندگی و رأس این امنیت و امانت پدر است. ندیدیم برای خود چیزی تهیه کند در حالی‌که یکی از اعضای خانواده به چیزی نیاز داشته باشد. ندیدیم تقاضای ما را رد کند. ندیدیم که لحظه‌ای ملال ما را تحمل کند. یاد گرفتیم از او که زندگی سخت است و باید با آن کنار آمد. ولی خود او یک تنه جلو سختی‌ها ایستاد تا فرزندانش با مشکلات کمی بزرگ شوند و درس بخوانند. نه فقط مال، که تفکر و اعتقاد را ثروت می‌خواند. او همیشه بهترین را برای ما خواسته، (بهترین خانه، بهترین محله، بهترین لوازم، بهترین معلم، بهترین تفریح، بهترین کار)، اما خود سختی‌اش را کشیده و لذتش را حلال و پاک به ما بخشیده. هنر او نه فقط روی کاغذ است، در زندگی‌اش هنر است. پدر زیبایی را درک کرده. خوب می‌داند که زیبای مطلق خداست. پس به استعانت از پروردگار می‌بخشد و مهربانی می‌کند... این‌ها را گفتم در توضیح گوشه‌ای از خصایص نیکوی پدر و در پاسخ به سؤال خیلی‌ها که پرسیده اند: چرا «بسم‌الله‌الرحمن الرحیم» به قلم استاد ناصر جواهرپور آنقدر روح دارد و دلنشین است.

 طرحی از یک زندگی
زندگی خوبی داریم
«مدیون همسرم هستم.» استاد جواهرپور رمز موفقیت خود را در خوشنویسی، همراهی و صبوری همسرش عنوان می‌کند و می‌گوید: «صبوری و همراهی همسرم باعث شد که در کارم موفق باشم. من بسیاری اوقات حتی تا 16 ساعت روی تابلوها کار می‌کردم. قطعاً اگر صبر و حوصله همسرم نبود، کارم به ثمر نمی‌نشست. البته اوایل که تازه ازدواج کرده بودیم همسرم موافق کارم نبود. وقتی تابلوهایم را به در و دیوار خانه می‌زدم ایشان ناراحت می‌شد. برای اینکه این مشکل را حل کنم، همسرم را در کلاس خوشنویسی ثبت‌نام کردم. کم‌کم ایشان هم به خوشنویسی علاقه‌مند شدند و به من اجازه فعالیت دادند و مانع کارم نشدند.» ماحصل نیم قرن زندگی مشترک استاد با همسرشان دو فرزند پسر و دو فرزند دختر است. استاد جواهرپور می‌گوید: «فرزندانم اهل هنرند، اما هیچ‌کدام خوشنویسی کار نمی‌کنند. البته پسر بزرگم بابک، این اواخر به خط ناخنی علاقه‌مند شده و این کار را ادامه می‌دهد. مهدی فرزند آخرم که ته‌تغاری‌مان است، در رشته تئاتر فعالیت می‌کند. شکر خدا زندگی خوبی داریم.»
  •  اجازه بدهید این گفت‌وگو را با نخستین سرمشق شما شروع کنیم. «توانا بود هر که دانا بود.» این نخستین سرمشقی بود که از شما گرفتم. خوشنویسی را از چند سالگی شروع کردید؟
از دوره ابتدایی. من از بچگی هم خطم خوب بود و هم نقاشی‌ام. در کاردستی هم همیشه نمره خوب می‌گرفتم. در دوره ابتدایی معلمان خط مرتب تشویقم می‌کردند. فراگیری‌ام در خط خوب بود. نقاشی هم کار می‌کردم. این روال تا دوره دبیرستان ادامه داشت. در زمان دبیرستان از خط کلاً بدم آمد. به نوعی با خوشنویسی خداحافظی کردم.
  •  چرا؟ در دبیرستان مگر چه اتفاقی افتاد؟
دوره دبیرستان دبیر خط بدقلقی داشتیم که تکلیف زیادی می‌داد. به خاطر بدقلقی‌ها و برخورد نامناسب او از هرچه خوشنویسی بود زده شدم. اما چند سال بعد وقتی وارد بازار کار شدم به خوشنویسی نیاز پیدا کردم و دوباره رفتم سراغ خوشنویسی.
  •  نخستین بار پیش کدام استاد رفتید؟
همزمان که سرگرم آموزش نقاشی نزد استاد پیل آرام بودم، در کلاس‌های آزاد خوشنویسی ثبت‌نام کردم. نخستین استادم مرحوم سید حسین میرخانی بود. سال 1342 درکلاس‌های عمومی ایشان شرکت کردم. به خاطر ادب، خلق و خو و رفتار ایشان عاشق خط شدم. رفتار استاد میرخانی طوری بود که از نحوه آموزش ایشان خیلی خوشم آمد. تشویق‌های استاد هم در علاقه‌مندی من به خوشنویسی خیلی مؤثر بود. به خاطر همین من هنرهای دیگر را کنار گذاشتم و فقط به خوشنویسی پرداختم. طی 3 سال مدرک ممتاز خوشنویسی را گرفتم. بعد از گرفتن مدرک ممتاز، از استاد میرخانی اجازه گرفتم تا از محضر برادر ایشان سید حسن میرخانی هم مستفیض شوم.
  •  یعنی شما دو بار مدرک ممتازی گرفتید؟
بله، وقتی برای ثبت‌نام مجدد به انجمن خوشنویسان رفتم. رئیس انجمن به شوخی گفت من تا حالا زرنگ‌تر از شما ندیده‌ام. کسی که مدرک ممتاز بگیرد و دوباره ثبت‌نام کند نوبر است. به هرحال در کلاس استاد سید حسن میرخانی هم شرکت کردم.
  •  کلاس‌های ایشان چطور بود؟
خلق و خوی استاد سید حسن از برادرشان هم بهتر بود. با ایشان بیشتر حشر و نشر داشتم. خاطرات زیادی از رفتار و‌منش بزرگوارانه استاد سید حسن به یاد دارم. رفتارهای ایشان برای ما درس زندگی بود.
  •  یعنی در محضر این استادها توامان هم خوشنویسی را آموختید و هم روش زندگی را؟
بله، به نظرم هنر کلاس محبت است. کلاس درس این استادان علاوه بر کلاس خوشنویسی، در درجه اول کلاس اخلاق بود. کلاس ادب بود. اینها علاوه بر آموزش هنر، نحوه رفتار را هم آموزش می‌دادند. گذشت و بزرگواری را چاشنی کارشان می‌کردند. به کارآموزان اقتصاد زندگی را می‌آموختند.
  • مضمون آثار شما بیشتر مذهبی است، چه شد که به این سمت و سو گرایش پیدا کردید؟
من به نوکری ائمه اطهار(ع) افتخار می‌کنم. البته اگر این بزرگواران قبول بفرمایند. مضمون بیشتر مطالبی که بنده تحریر کرده‌ام قرآنی، مذهبی و عاشورایی است. در بیشتر تابلوهایم کلمه «خیر» تکرار شده است. بنده اسمش را «خیر کثیر» گذاشته‌ام.
  •  اگر بخواهید از میان تابلوها، بهترین‌ها را معرفی کنید کدام تابلوها را انتخاب می‌فرمایید؟
در میان کارهایم چند تابلو هست که میزان علاقه‌ام به آنها بیشتر است. یکی تابلوی مربوط به حضرت ابوالفضل(ع) است. دومی مربوط به امام حسین(ع) است که تابلویی دوست‌داشتنی است. تابلو دیگری که دوست دارم به زبان آذری است. البته در خط ناخنی تابلویی دارم از سری تابلوهای خیر کثیر که زیاد می‌پسندم؛ «غیر خیر از خیر مطلق مجوی.»
  •  از شما به‌عنوان احیاگر خط ناخنی یاد می‌شود. این خط را از چه کسی آموختید؟
زمانی که به استاد میرزا ولی کیمیاقلم سفارش خط می‌دادم روزی در منزل ایشان روی تاقچه، چند قاب‌ خالی دیدم. کنجکاو شدم و از استاد پرسیدم که این قاب‌های خالی چیست. استاد فرمودند این قاب‌ها خالی نیست، خط‌های ناخنی است. پرسیدم استاد این خط را چطور می‌نویسید. گفت الان ناخنم آماده نیست. استاد کیمیاقلم آن روز برای من یک مرغ حق کشید و گفت این‌طوری! با اینکه دوست داشتم که خط ناخنی را یاد بگیرم، اما تا استاد کیمیاقلم زنده بود به سراغشان نرفتم.
  •  پس خط ناخنی را چطور یاد گرفتید؟
بعد از فوت استاد برای عرض تسلیت به مجلس ختم ایشان رفتم. آن روز از فرزندان استاد پرسیدم که کسی در خانواده‌شان بلد است که خط ناخنی بنویسد. فرزندش جواب داد که نه، این کار که سودی ندارد. به من خیلی برخورد. آمدم منزل و با استفاده از طرز کار استاد که در ذهنم مانده بود شروع کردم به تمرین. حدود 2 سال تمام خودم بدون استاد تمرین کردم و خط ناخنی را به ثمر رساندم. احیاگر این خط بعد از استاد کیمیاقلم بنده هستم. البته به افراد مختلفی این خط را آموزش داده‌ام. از جمله استاد مصطفی سرو، استاد جواد صادقی، استاد علی علی و خانم گل بخش.
  •  استاد از ویژگی خط ناخنی بگویید؟
ویژگی این خط تزیینی بودن آن است. در واقع خط ناخنی برای تزیین استفاده می‌شود. برای نمایش نیاز به نورپردازی دقیقی دارد تا اثر به‌طور کامل دیده شود. یکی دیگر از ویژگی‌های این خط این است که می‌توان اشکال دلخواه را در کنار این خط گنجاند. خط ناخنی را از نظر تکنیک می‌توان به‌نوعی، نقاشی‌خط دانست. با این تفاوت که در نقاشی خط هنرمند از رنگ استفاده می‌کند، اما در خط ناخنی اینگونه نیست و هنرمند تنها با فشاری که بر اثر کشیدن ناخن روی کاغذ وارد می‌کند به خلق آثار هنری می‌پردازد.
  •  در نمایشگاه‌هایی که تاکنون برگزار کرده‌اید میزان استقبال از خط ناخنی چطور بوده؟
تابلوهایی که با خط ناخنی بوده بیشتر مورد توجه و پسند مخاطبان قرار گرفته. البته در نمایشگاه‌های خارجی، بیشتر از سیاه مشق‌های من استقبال شده چون آنها متوجه متن تابلوها نمی‌شوند.
  •  در آخر از چگونگی تحریر خط ناخنی بگویید.
خط ناخنی با استفاده از دو ناخن شست و انگشتری (بنصر) نوشته می‌شود که در واقع نوعی طراحی است. ناخن‌های این دو انگشت برای خوشنویس به منزله مداد برای طراح است. کاغذ بین این دو ناخن قرار می‌گیرد و با حرکت ناخن‌ها (زیر و روی کاغذ)، طرح در نهایت از کار درمی‌آید. البته کاغذ باید در فضای دست جا بگیرد و فقط اندکی امکان لوله شدن آن وجود دارد، پس خط‌ناخنی را هیچ‌گاه نمی‌توان روی کاغذ بزرگ نوشت.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code