منطقه 4

از مردم پلاسکو تا مردم بهارستان

نویسنده: محسن مهدیان
ماجرای پلاسکو که اتفاق افتاد یکی از موضوعاتی که به شدت مورد نقد قرار گرفت حضور مردم در زمان حادثه و گستره وسیع تماشاچی ها بود...
1396/03/24
ماجرای پلاسکو که اتفاق افتاد یکی از موضوعاتی که به شدت مورد نقد قرار گرفت حضور مردم در زمان حادثه و گستره وسیع تماشاچی ها بود. اینکه مردم اینجا تجمع کردند و اجازه رفت و آمد را نمی دهند ویا عده ای جمع شدند و عکس گرفتند؛ نقدها نوشته و کاریکاتور وطرح ها کشیده شد.
اما همین مردم روز حادثه ترور دربهارستان جمع شدند. بعدها این حضور و تجمع شد فخر جامعه ما نسبت به دیگر کشورها. دهها تحلیل نوشته شد و فرمانده یک مرکز نظامی در رسانه ملی از شجاعت این مردم تقدیر و تحسین کردند؛ چه آنکه گفته می شد در دیگر کشور‌ها مردم فرار می کنند و اینجا همه جمع می شوند.
بین مردم پلاسکو با مردم بهارسان چه تفاوتی است؟ مگر مردم تغییر کردند؟ مگر هویت حادثه تفاوت یافته بود؟ چرا یکجا تقبیح و شماتت شدند و یکجا تقدیر و تحسین؟
این استاندارد دوگانه ما ناشی از فهم نادرست مان از مردم شناسی است. تجمع مردم را در پلاسکو ناشی از هیجان و کنجکاوی پوچ گرفتیم و نتوانستیم شدت نگرانی و دغدغه انسانی آنها را ببینیم. مردم ما چنین هویتی دارند؛ از کنار
تلخی‌های پیرامون شان عبور نمی کنند. فرقی نمی کند پلاسکو باشد یا بهارستان یا یک دعوا و تصادف ساده خیابانی.
نیمه خالی لیوان تماشاگری است و نیمه پرش که حقیقت ماجراست نوع دوستی و همدردی و کنجکاوی های از سر تعاون و تعاضد و همیاری است.
البته این خودیاری و همیاری ممکن است مشکلاتی هم ایجاد کند. اما این مسائل ثانوی است و با اطلاع رسانی و مدیریت به عنوان یک ملاحظه قابل کنترل است. اشکال بزرگ این است که شناخت دقیقی از جامعه نداشته باشیم و بخواهیم برای درمان آن تصمیم قهری بگیریم و اعتماد به نفس جامعه را منکوب کنیم. حضور و تجمع مردم مانع امداد رسانی می شود؛ باید هم برایش چاره کرد اما متوجه باشیم درباره کدام تجمع مردمی حرف می زنیم. مردمی که برای سلفی گرفتن آمدند یا مردمی که نگرانند و آرام و قرار ندارند.
ماجرای ترور بهارستان تصویر دیگری از تجمعات مردمی در حوادث شهری داد. حالا این تجربه را تعمیم دهیم. خیلی وقت ها شاخص های ما برای ارزیابی جامعه دارای خطا و لغزش است. خیلی مهم است حضور مردم را با شاخص هیجان و کنجکاوی تحلیل کنیم یا با شاخص انسان دوستی و خودیاری. انتخاب هرکدام دو مدل تحلیل اجتماعی کاملاً متفاوت خروجی می دهد. از اولی تحقیر اجتماعی و مردمی در می‌آید و از دومی تحسین و تفاخر. نگاه اول یأس آفرین است و دومی امیدبخش. واکنش به تصویر اول برخورد های قهری است و دومی کنش های هدایت گرایانه.
این اصلاح شاخص را در حوزه های دیگر نیز بکار ببنیدم ماجرا متفاوت می شود. رأی مردم را نشانه چه می دانیم؟ بازگشت از ارزش ها و انقلاب یا امیدشان به کلیت و نظام اسلامی؟ هر برداشتی داشته باشیم متناسب با همان رفتار می کنیم. برای اصلاح رفتارها باید نگاه مان را اصلاح کنیم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code