منطقه 4

بچه‌های انتظار و امید

نویسنده: پریسانوری
شنیدن صدای جیغ و داد بر سر اسباب‌بازی، بازیگوشی و خنده‌های کودکانه، نق‌زدن‌ها و گریه‌های بچگانه و... بخشی از تصورات ما قبل از بازدید از اتاقی است که ۲۰ کودک ۶ تا ۱۲ سال در آن حضور دارند، اما وقتی قدم به داخل اتاق گذاشتیم، همه تصوراتمان برهم ریخت. ..
1396/09/08
  شنیدن صدای جیغ و داد بر سر اسباب‌بازی، بازیگوشی و خنده‌های کودکانه، نق‌زدن‌ها و گریه‌های بچگانه و... بخشی از تصورات ما قبل از بازدید از اتاقی است که ۲۰ کودک ۶ تا ۱۲ سال در آن حضور دارند، اما وقتی قدم به داخل اتاق گذاشتیم، همه تصوراتمان برهم ریخت. کودکانی از پشت نرده‌های فلزی تخت‌ها چشم به ما دوخته‌اند و با شیطنت‌ و هیاهوی بچه‌ها بیگانه‌اند، آنها در زندگی کوتاه و پررنج‌شان هیچ‌وقت تاب و سرسره بازی نکرده‌اند، روی چمن‌های سرسبز ندویده‌ و بر سر اسباب‌بازی با کسی دعوا نکرده‌اند. طعم لذت مسافرت با پدر و مادر ر‌ا نچشیده‌اند و اصلاً هیچ تصوری از خانواده، پدر و مادر ندارند. سهم آنها از زندگی فقط یک تخت کوچک است که با حصارهای آهنی از دنیایی به بزرگی سالن مرکز جدا می‌شود. اینجا مرکز بهزیستی معلولان نارمک و محل نگهداری کودکان معلول جسمی و حرکتی زیر ۱۴ سال است که به دلیل معلولیتشان همه روزهای زندگی‌شان را روی تخت گذرانده‌اند اما با نگاهی مهربان به حضور مهمان‌ها واکنش نشان داده و با لبخند پذیرای آنها می‌شوند. در آستانه روز جهانی معلول ساعتی مهمان این فرشته‌های کوچک زمینی بودیم.

زندگی با معلولیت شدید
اوایل آذر ماه است و آفتاب بی‌رمق پاییزی از پنجره‌های بزرگ سالنی که دور تا دورش با تخت‌های فلزی بچه‌ها احاطه شده به داخل سرک می‌کشد. «علی حاجیان» مدیر بخش نگهداری کودکان با خوشرویی به استقبالمان می‌آید و ما را به یکی از بخش‌های نگهداری کودکان در طبقه دوم ساختمان راهنمایی می‌کند. بانوانی که در اینجا «مادریار» نامیده می‌شوند با مهربانی مشغول رسیدگی به بچه‌ها هستند. به جز یکی دو تا از بچه‌ها که خوابیده‌اند، بقیه بیدارند و با چشمان مهربان و کنجکاو به ما خیره شده‌اند. از روی برگه مشخصات بچه‌ها که بالای هر تخت چسبانده شده اسم و سال تولد بچه‌ها را می‌خوانیم. به نظر می‌رسد خیلی از آنها از بعد ظاهری کوچک‌تر از سن شناسنامه‌ای‌شان هستند. سعی می‌کنیم با اهدای شاخه‌ گلی با آنها حرف بزنیم و ارتباط برقرار کنیم اما تنها سهم ما از آنها لبخند جاندار و‌گاه عمیق‌شان است. یکی از مادریارها که تلاشمان را می‌بیند می‌گوید: «این کودکان از فضای اطرافشان درک درستی ندارند و نمی‌توانند صحبت‌ کنند.» مدیر بخش نگهداری مرکز کودکان هم در توضیح بیشتر می‌گوید: «کودکان اینجا از معلولیت شدید جسمی و ذهنی رنج می‌برند، آموزش‌پذیر نیستند و گاهی حتی قدرت بلع ندارند یعنی غذا باید میکس شود و به آنها تزریق شود.»

برکت خدمت
کنار تخت «زهرا» دختر۱۴ ساله‌ای می‌رسیم و او با لبخند پذیرایمان می‌شود. با وجودی که نمی‌تواند شاخه گل را در دستانش بگیرد اما مثل همه دختران دیگر با دیدن گل برق خوشحالی در چشمانش می‌درخشد. مادریاری که مشغول رسیدگی به زهرا است، می‌گوید: «زهرا با وجودی که نمی‌تواند حرف بزند ولی همه چیز را خوب درک و با نگاهش با همه ارتباط برقرار می‌کند. اگر یک روز کمی ناراحت و غصه‌دار باشم زود متوجه می‌شود، اگر به مرخصی بروم بدقلقی می‌کند و به سختی غذا می‌خورد.» یکی دیگر از مادریارها در ادامه وتأیید صحبت‌های همکارش می‌گوید: «این بچه‌ها با وجود معلولیت ذهنی خیلی با احساس و عاطفی هستند، ما را خیلی دوست دارند و با نگاهشان محبتشان را ابراز می‌کنند. ما هم به آنها خیلی علاقه داریم، اینها جزئی از وجود ما هستند. همکارانمان وقتی بازنشسته می‌شوند باز هم برای دیدن بچه‌ها می‌آیند و اگر راهشان دور باشد و نتوانند بیایند دائم در تماس تلفنی سراغ بچه‌ها را می‌گیرند و برایشان دلتنگی می‌کنند.» صحبت‌ها که به اینجا می‌رسد یکی از مادریارها می‌گوید: ‌«شاید باورش سخت باشد اما ما و خیلی از خیّران اینجا هر وقت به مشکلی در زندگی برمی‌خوریم از بچه‌ها می‌خواهیم برایمان دعا کنند و از برکت دعای این‌ بچه‌ها خیلی زود گره‌ زندگی‌مان باز می‌شود.»

هر تازه واردی یعنی بابا!
مادریارها بچه‌ها را برای صرف ناهار آماده می‌کنند. در این فاصله یکی از کارکنان مرکز با یک دستگاه ویبراتور دستی کوچک سر می‌رسد و کمر بچه‌ها را ماساژ می‌دهد. وقتی کنجکاوی‌مان را می‌بیند می‌گوید: «این بچه‌ها ساعت‌های طولانی بدون حرکت در تخت می‌خوابند و قدرت جابه‌جایی و تکان خوردن‌ ندارند، پس لازم است برای پیشگیری از زخم بستر هر روز آنها را با این دستگاه ماساژ دهیم.» او در حالی که با احتیاط یکی از بچه‌ها را به پشت برمی‌گرداند ادامه می‌دهد: «برخی از این کودکان حتی نمی‌توانند سر خود را بلند کنند و اگر کار بلد نباشیم ممکن است در حین جابه‌جایی دچار مشکل و حتی قطع نخاع شوند.» صحبت‌های مددکار جوان که به اینجا می‌رسد صدای بلند و نامفهومی از پشت سر توجه ‌ما را جلب می‌کند. به طرف صدا برمی‌گردیم. پسربچه‌ ۸ ساله با گرفتن میله‌های تخت از جایش نیم‌خیز شده تا ما را ببیند. وقتی می‌فهمد با صدایش توجهمان را جلب کرده با خوشحالی و لحن رساتر تکرار می‌کند: «بابا! بابا!‌». مادریار می‌گوید: ‌«دانیال همه عمرش را در مراکز نگهداری بهزیستی گذرانده و چون معلولیت شدید ذهنی دارد گاهی تشنج کرده و به کما می‌رود. نکته غمگین ماجرا اینجاست که او هیچ تصوری از «بابا» ندارد اما وقتی تازه واردی به اینجا می‌آید او را به این نام صدا می‌زند!‌»

مرکز وقفی
وقت استراحت بچه‌ها فرا رسیده و بازدید از بخش‌های مختلف را باید تمام کنیم. حاجیان که از کارمندان قدیمی‌ بهزیستی نارمک است درباره پیشینه این مرکز می‌گوید: ‌«سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شخص نیکوکاری به نام «دکتر سعادت لاجوردی» از روی دلسوزی چند کودک معلول بی‌سرپرست را به منزلش برده و با دقت به آنها رسیدگی می‌کرده است. بعد از مدتی بانوی نیکوکاری به نام «هاشمی» که از موضوع خبردار می‌شود زمین این مرکز را برای نگهداری کودکان وقف کرده و به دکتر لاجوردی می‌سپارد. دکتر هم ساختمان اینجا را در سال ۱۳۴۵ می‌سازد و کودکان را به این مرکز می‌آورد. آن زمان هنوز سازمان بهزیستی دایر نشده بود اما ۱۸۰ کودک معلول ذهنی و جسمی در اینجا نگهداری می‌شد.» مدیر بخش نگهداری کودکان درباره وضع فعلی مرکز می‌گوید: «اکنون ۱۶۲ مددجوی دختر و پسر در رده سنی ۶ تا ۱۴ ساله داریم که ایزوله در۲ آسایشگاه نگهداری می‌شوند. کودکان ایزوله فقط تحرک دست و پا دارند و نمی‌توانند حرف بزنند یا بازی کنند.» اندکی بعد با اهدای شاخه گل‌هایی به مادریاران و سایر کارکنان مرکز که در این یکی دو ساعت شاهد تلاش دلسوزانه‌شان برای فراهم کردن آسایش بچه‌ها بودیم، خسته نباشید می‌گوییم و از آنها برای گرفتن عکس یادگاری دعوت و همگی خاطره این روز را ثبت می‌کنیم.

گفت و گو با مدیر بخش نگهداری کودکان مرکز بهزیستی نارمک
در انتظار همکاری پزشکان نیکوکار
مجتمع خدماتی بهزیستی نارمک سال 1345 به همت جمعی از نیکوکاران برای حمایت و نگهداری از کودکان معلول ذهنی و جسمی زیر ۱۴ سال دایر شده است. مدیر بخش نگهداری کودکان مرکز، حاجیان درباره خدمات پزشکی مورد نیاز کودکان می‌گوید: «این بچه‌ها از نظر جسمی حساس و ضعیف هستند و حتی یک سرماخوردگی ساده می‌تواند جان آنها را به خطر بیندازد. از این‌رو باید دائم تحت نظر پزشک باشند ما در اینجا یک پزشک عمومی داریم و پزشکان متخصص هم هفته‌ای یک روز به کودکان سر می‌زنند و موارد اورژانسی را به بیمارستان‌ها و سایر مراکز درمانی می‌فرستیم. اما شرایط درمانی آنها سخت‌ است و چون نمی‌توانیم از کودک بخواهیم بی‌حرکت بماند برای یک دندان پر کردن یا کشیدن ساده یا گرفتن عکس رادیوگرافی باید به کودک بیهوشی دهیم. بیمارستان‌های مفید، بوعلی، بهرامی و برخی مراکز پاراکلینیکی همکاری خوبی با ما دارند، اما نیاز داریم یک متخصص مغز و اعصاب یا سایر تخصص‌ها را روزی۲ ساعت داشته باشیم و به این منظور دست یاری پزشکان و متخصصان نیکوکار را می‌فشاریم.» او می‌افزاید: «بیشتر کودکانی که اینجا نگهداری می‌شوند مجهول‌الهویه هستند و با دستور قاضی پذیرش شده‌اند. اما برخی هم فرزند خانواده‌هایی با درآمد کم هستند که توانایی نگهداری از کودکانشان را ندارند. برخی خانواده‌ها هر هفته به کودکشان سر می‌زنند اما تعدادی هم ماه‌ها و سال‌ها سراغ کودک را نمی‌گیرند.»

    ملحفه و پوشاک نیاز داریم
رسیدگی به وضع این کودکان نیازمند صرف هزینه بالاست. وقتی درباره هزینه‌های نگهداری کودکان از حاجیان می‌پرسیم، او می‌گوید: «به‌طور متوسط هزینه نگهداری هر کودک ماهانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است که حدود ۱۰ تا ۱۵‌درصد آن را بهزیستی می‌پردازد و بقیه را با کمک شهروندان خیّر و نیکوکار تأمین می‌کنیم. البته این رقم در صورتی است که کودک نیاز به دریافت خدمات درمانی از بیرون مرکز مثل دندانپزشکی، رادیوگرافی، سی‌تی اسکن یا بستری شدن در بیمارستان نداشته باشد.» مدیر بخش نگهداری مرکز معلولان نارمک درباره نحوه حمایت خیّران از کودکان این مرکز می‌گوید: «شهروندان نیکوکار خیلی به بچه‌ها لطف دارند و نذری‌هایشان را به اینجا می‌آورند. گاهی در مناسبت‌هایی مقدار زیادی شله‌زرد یا آش نذری می‌رسد که واقعاً مورد نیاز نیست، در حالی که نیازهای واقعی این مرکز ملحفه و پوشاک است. کاش شهروندان قبل از آوردن نذری یا هزینه کردن برای آن از این مراکز نیازسنجی انجام دهند. علاوه بر ملحفه و پوشاک به شدت به اقلام دارویی هم نیاز داریم. داروهای مورد نیاز این بچه‌ها گران است و برخی شامل بیمه نمی‌شود و ناچاریم از بازار آزاد تهیه کنیم. البته چند کودک تبعه افغانستان را هم در اینجا نگهداری می‌کنیم که شناسنامه ندارند و نتوانستیم برایشان دفترچه بیمه بگیریم و همه هزینه‌های دارو و درمانشان آزاد است.»

    افزایش خدمات به کمک خیّران
ساختمان فرسوده‌ای در بخش جنوبی حیاط مرکز توجهمان را جلب می‌کند. مدیر بخش نگهداری کودکان با اشاره به این ساختمان می‌گوید: «این ساختمان نیاز به بازسازی دارد و همه تلاش ما این است که با جذب کمک‌های مردمی اینجا را بسازیم تا امکان خدمات‌دهی‌ به کودکان را گسترش دهیم.» حاجیان در توضیح بیشتر می‌گوید: «خانواده‌های زیادی هستند که به هر دلیل نمی‌توانند از فرزند معلولشان نگهداری کنند و می‌خواهند آنها را به ما بسپارند اما چون ظرفیتمان محدود است نمی‌توانیم آنها را پذیرش کنیم. با ساخت این بخش از ساختمان امکان نگهداری از این کودکان را پیدا می‌کنیم. همچنین با توجه به اینکه آزمایش‌های ژنتیک برای تشخیص معلولیت جنین بسیار گران است در نظر داریم در این بخش آزمایشگاه ژنتیک راه‌اندازی و خانواده‌های بی‌بضاعت را تشویق کنیم آزمایش ژنتیک انجام دهند تا از تولد فرزند معلول پیشگیری شود. چون با تولد هر کودک معلول علاوه بر اینکه هزینه‌های گزافی به خانواده و جامعه تحمیل می‌شود، خیلی از خانواده‌ها از هم می‌پاشد و کارشان به جدایی و طلاق می‌کشد. از این‌رو از خیّران و نیکوکاران می‌خواهم با بازدید از کودکان معلول این مرکز و واریز کمک‌های نقدی به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۳۷۲۱۹۷۰۲۱ بانک ملی به نام مؤسسه خیّران یاوران معلولان نارمک، ما را در خدمت‌رسانی بهتر و بیشتر همراهی کنند.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code