منطقه 5

اسباب‌بازی‌های پربرکت

نویسنده: نگین پذیرا‌
این روزها با شروع روزهای سرد سال فکر و ذکر همه ایرانی‌ها اسکان و شرایط زلزله‌زده‌های کرمانشاه است. پای صحبت هرکسی بنشینید از هوای سرد و نگرانی درباره شرایط زلزله‌زده‌ها می‌گوید. با وجود گذشت چند هفته از زلزله خیریه‌ها همچنان کرمانشاهی‌ها را تنها نگذاشته‌اند...
1396/09/13
  این روزها با شروع روزهای سرد سال فکر و ذکر همه ایرانی‌ها اسکان و شرایط زلزله‌زده‌های کرمانشاه است. پای صحبت هرکسی بنشینید از هوای سرد و نگرانی درباره شرایط زلزله‌زده‌ها می‌گوید. با وجود گذشت چند هفته از زلزله خیریه‌ها همچنان کرمانشاهی‌ها را تنها نگذاشته‌اند. خیریه‌ای برای ساخت اسکان کمک هزینه جمع‌آوری می‌کند و خیریه‌ای دیگر فکر درس و مشق بچه‌های زلزله‌زده است. بچه‌های نیکوکار محله بیمه هم بیکار ننشسته‌اند و اسباب‌بازی‌هایشان را به نفع بچه‌های کرمانشاهی می‌فروشند.

 نیکوکاران کوچک!
روبه‌روی ورودی مترو 5 تا 6 پسربچه قدو نیم‌قد به مسافران مترو کتاب و بروشور می‌دهند. پسربچه‌های نیکوکار محله بیمه در سرمای روزهای ماه آخر پاییز درست روبه‌روی ورودی مترو بیمه به استقبال متروسواران می‌روند تا بین‌شان بروشور و کتاب پخش کنند و از آنها بخواهند در فروش اسباب‌بازی‌ها به نفع کودکان زلزله‌زده کرمانشاه سهیم‌ شوند. گرچه مسافران اغلب عجله دارند اما بادکنک‌ها و قلک‌های رنگی و بنر بچه‌های کرمانشاه نظرها را جلب می‌کند. در روی یکی از بنرها نوشته شده است «اسباب‌بازی‌ام را می‌فروشم تا بتوانم به قلب لرزیده‌ات اندکی آرامش هدیه کنم.»
میز‌ها پر از اسباب‌بازی‌هایی است که بچه‌های نیکوکار آورده‌اند. از عروسک تا نوشت‌افزار، از کفش‌های کوچکی که نو مانده‌اند تا دستبندهای‌کشی که خودشان بافته‌اند. سود حاصل از فروش همه وسایل قرار است به بچه‌های زلزله‌زده کرمانشاهی برسد. متروسواران و اهالی دور میز جمع می‌شوند. نوید یکی از نیکوکاران کوچک پشت میز می‌ایستد و فریاد می‌زند: «اسباب‌بازی‌هایمان را برای کمک به بچه‌های کرمانشاهی می‌فروشیم!‌»
«وسایل بچه‌ها با عنوان همت عالی به فروش می‌رسند. برایشان قیمت تعیین نشده و بیشتر از بعد مادی، بعد معنوی این کار برایمان اهمیت دارد.» اینها جملات اعظم حاجی یوسفی است. او می‌گوید: «بچه‌های نیکوکار امروز آموزش نیکوکاری را به‌صورت عملی تمرین می‌کنند. حس بخشنده بودن و مسئولیت‌پذیری را یاد می‌گیرند. بچه‌های نیکوکارِ امروز، فردا هر پیشه‌ای را انتخاب کنند، چه دکتر شوند چه مهندس و چه هنرمند؛ می‌دانند یک مسئولیت اجتماعی دارند و آن کمک به افرادی است که بنا به شرایطی جزو قشر آسیب‌پذیر جامعه‌اند و می‌دانند این کمک‌ها تنها بعد مادی نخواهد داشت.»

 مادر و پسر نیکوکار
«فرحناز برارپور» 20سال است ساکن محله بیمه است و همراه پسرش برای فروش اسباب‌بازی‌ها آمده‌اند. او می‌گوید: «5ماهی است که پسرش به گروه کودکان نیکوکار پیوسته و علاوه بر کلاس‌های هفتگی، ماهی یک‌بار مهربانی و کمک کردن را به‌صورت عملی تمرین می‌کنند. در این بین بچه‌ها با آسیب‌های اجتماعی و ارتباط با شبکه‌های اجتماعی آگاهی به دست می‌آورند و همه این موارد دست به دست هم می‌دهند تا بچه‌ها به بهترین نحو بزرگ شوند.»
او ادامه می‌دهد: «ما سال‌هاست خانواده‌هایی را در شهرستان تحت پوشش داریم و به آنها کمک می‌کنیم. هر از گاهی هم بچه‌هایم را با خودم می‌برم تا شرایط سخت زندگی را هم ببیند. فکر نکنند زندگی همیشه به همین راحتی است و همه چیز در دسترس آنهاست. بدانند گاهی هم باید سختی کشید و برای به دست آوردن خواسته‌هایشان تلاش کنند.»

 حمایت از تحصیل بچه‌های زلزله‌زده
«اکرم پارسا» یکی از خیّران محله است. او می‌گوید: «بچه‌ها از سنین کودکی و نوجوانی با فرایند کار آشنا می‌شوند. اینکه‌کاری انجام دهند و در قبال آن دستمزدی دریافت کنند را به خوبی می‌دانند و با مفهوم آن آشنا هستند. قرار است امروز در این خیریه با رضایت خودشان پولی که از فروش عروسک‌ها به دست می‌آورند را خرج کودکان زلزله‌زده کنند. بخشندگی و از خود گذشتگی را یاد بگیرند. او معتقد است تجربه نشان داده بعد از شور اولیه اتفاقی مانند زلزله به تدریج کمک‌های خودجوش مردمی کم می‌شود و از آنجایی که اهداف انجمن ما حمایت از کودکان در حال تحصیل است قصد داریم بچه‌های کرمانشاهی را حمایت کنیم و اقلامی در زمینه تحصیل برایشان ارسال کنیم و چند هفته بعد خودمان هم راهی کرمانشاه شویم.»
او درباره بازخورد مردم می‌گوید: «همین که مردم می‌آیند و بچه‌های نیکوکار را می‌بینند، لحظه‌ای جلو میز می‌ایستند برایمان کافی است. ممکن است خیلی‌هایشان هم کمک نکنند اما همین که به این ماجرا فکر می‌کنند اتفاق خوبی است.»

 این عروسک را چندباره بفروشید!
دو ساعتی گذشته و با هر بار توقف مترو تعداد زیادی از مسافران نظرشان جلب بچه‌های نیکوکار شده و از تعداد عروسک‌های میز کم می‌شود. مرد جوانی با عجله از ایستگاه مترو بیرون می‌آید اما انگار بادبادک‌ها و صدای بچه‌ها نظرش را جلب می‌کند. از صف تاکسی روبه‌روی مترو به سمت میز می‌آید و خرس کوچکی را انتخاب می‌کند. مطمئن می‌شود درآمد فروش عروسک‌ها به بچه‌های کرمانشاهی می‌رسد و عروسک را می‌خرد اما چند دقیقه بعد برمی‌گردد و عروسک را دوباره روی میز می‌گذارد تا فرد دیگری دوباره آن را بخرد!
«منیژه آذرهوشنگ» 27سالی می‌شود ساکن محله آپادانا است و با انجمن‌های فعال منطقه همکاری می‌کند. او می‌گوید: «هر کدام از این انجمن‌ها نیازی به کمک داشته باشند، هر جا باشم خودم را می‌رسانم. امروز که باخبر شدم خیریه در محله بیمه اسباب‌بازی می‌فروشد خودم را رساندم تا قسمتی از مبلغی که برای کمک کنار گذاشته بودم را اسباب‌بازی بخرم. از طرفی خیریه‌ای دیگر برای بچه‌های زلزله‌زده اسباب‌بازی جمع می‌کند و می‌خواهم اسباب‌بازی‌ها را به آن خیریه هدیه کنم. در واقع ما واسطه‌ایم تا هر گروهی به‌صورت مجزا اهدافش را دنبال کند.»
قلک‌های کوزه‌ای رنگ‌شده کنار میز قطار شده‌اند و بچه‌ها با اینکه چند ساعتی را برای فروش کتاب و عروسک‌ها تلاش کرده‌اند اما از پا ننشسته‌اند و هنوز با ورود متروسواران به سمت‌شان می‌دوند. امیرعلی یکی دیگر از بچه‌های نیکوکار است. دایناسوری را نشانم می‌دهد و می‌گوید: «این دایناسور بچگی‌های من است. خیلی دوستش داشتم و کلی خاطره با آن دارم اما خب بچه‌های زلزله‌زده هم اسباب‌بازی می‌خواهند! دایناسور را دوباره روی میز می‌گذارد. این هم کفش بچگی‌های خواهرم است که نو مانده اگر مردم اینها را به قیمت بالایی بخرند با پولش کلی وسایل نوتر می‌خریم.»
کیان دستبندهای‌کشی و دفترهای نو را نشان می‌دهد و می‌گوید: «اینها را خودمان برای بچه‌ها بافتیم و تصمیم گرفتیم با پولش تعداد بیشتری نوشت‌افزار بخریم.»
زن جوانی همراه بچه‌های کوچکش کنار میز می‌آید و با خیّران درباره طرح کودکان نیکوکار صحبت می‌کند. امروز با طرح فروش اسباب‌بازی‌ها تعداد مادران و کودکان نیکوکار چندبرابر شدند. حاجی یوسفی خودش را هم‌قد پسربچه کوچکی می‌کند و کنارش زانو می‌زند. می‌پرسد: «تو هم دوست‌داری کودک نیکوکار باشی؟» و پسربچه چشمانش برق می‌زند. با غروب آفتاب و تاریک شدن هوا تعداد اسباب‌بازی‌های رو میز هم کم شده‌اند. بچه‌ها درس زندگی را کنار مادران خیّرشان مشق می‌کنند تا فردا دنیای بهتری برای همه‌‌مان باشد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code