منطقه 5

شادکردن مردم عبادت است

نویسنده: نزاکت الهیاری‌
ماهی صفت نذر کرده تا با هنرش دل رنج‌دیده مردم محروم و دردمند را شاد کند. او با هنرش این توانایی را دارد که در یک لحظه اخمی را تبدیل به لبخند کند...
1396/03/29
 ماهی صفت نذر کرده تا با هنرش دل رنج‌دیده مردم محروم و دردمند را شاد کند. او با هنرش این توانایی را دارد که در یک لحظه اخمی را تبدیل به لبخند کند. او شادی را بهترین وسیله جنگ با مشکلات زندگی می‌داند. گرچه برادر حمید ماهی صفت استندآپ کمدین معروف ایرانی است اما حضورش در این رشته هنری حکایت غریبی دارد. چیزی شبیه معجزه که خودش آن را هدیه امام رضا(ع) می‌داند. با این هنرمند شوخ‌طبع درباره خنداندن مردم و شاد کردن دل محرومان گفت‌وگو کرده‌ایم. او که در محله شهرزیبا زندگی می‌کند معتقد است جاری کردن لبخند بر روی لبان هموطنانش چیزی کمتر از دستگیری از نیازمندان نیست.

موفقیتم را مدیون امام رضا(ع) می‌دانم
گاهی نذر کردن فقط در پخت غذا یا صلوات فرستادن نمود پیدا نمی‌کند بلکه در شاد کردن دل مردمانی که زخم‌های عمیقی بر سینه دارند هم معنا پیدا می‌کند. امیر رضا ماهی صفت، برادر ماهی صفت معروف هم یکی از کسانی است که بعد از اجابت یک نیازش از بارگاه امام‌ رضا(ع) نذر کرده دل محرومان جامعه را تا می‌تواند شاد کند و مرهمی برای زخم آنان باشد. او که موفقیت‌هایش را مدیون امام رضا(ع) می‌داند، درباره ماجرای اجابت خواسته‌اش از امام هشتم(ع) می‌گوید: «سال 1382 به علت حوادثی که در زندگی‌ام رخ داد سخت مستأصل شده بودم و برای تسکین شرایط روحی‌ام آرزویی جز پابوسی امام رضا(ع) نداشتم اما شرایط مالی این امکان را برایم فراهم نمی‌کرد. به طرز معجزه‌آسایی از سوی یکی از دوستانم مقدمات سفر مهیا شد و ظرف چند ساعت خودم را در آستان قدس رضوی دیدم آن شب تا صبح با دل شکسته گریه کردم بعد از آن سفر اتفاقاتی در زندگی‌ام افتاد که هدف و مسیر زندگی‌ام را تغییر داد. آن سفر و معجزه‌هایی که بعد از آن در زندگی‌ام روی داد هدیه‌ای از طرف امام رضا(ع) و به جرئت می‌توانم موفقیت‌های امروزم را مدیون امام رضا(ع) هستم.»او که موفقیت‌هایش را مدیون عنایت امام رضا(ع) می‌داند برای جبران آن خودش را وقف مؤسسات خیریه و شاد کردن دل انسان‌های بی‌پناه و محروم جامعه کرده است. او می‌گوید: «به نظرم جاری کردن لبخند بر لبان انسان‌ها همانند خواندن نماز و عبادت به درگاه خدا است. یکی از افتخارات زندگی من همین بوده که توانسته‌ام دل غمگینی را برای لحظاتی شاد کنم. این کارم را چنان مقدس می‌دانم که تاکنون به یاد ندارم بدون وضو برنامه‌ای را اجرا کرده باشم. رزق و روزی زندگی‌ام را مدیون همین شادی‌ها هستم.» ماهی صفت می‌گوید: «کار اجرا را سال 1379 آغاز کردم و هر سال بیش از 500 اجرا داشته‌ام. در سرای سالمندان، کانون اصلاح و تربیت نوجوانان، محک، بهزیستی و مؤسسات خیریه زیادی برنامه اجرا کرده‌ام و هرکدام از آنها در تعالی روح من اثرگذار بوده‌اند. هرکدام این برنامه‌ها کلی خاطره و تجربه برایم به ارمغان آورده است.»

شب عروسی چهار زوج معلول
ماهی صفت یکی از زیباترین برنامه‌هایش را اجرا در شب عروسی 4زوج معلول در آسایشگاه خیریه کهریزک می‌داند و می‌گوید: «یکی از این زوج‌ها فاطمه و احمد بودند که احمد از ناحیه دست و فاطمه از ناحیه پا معلول بود. در این مراسم با یکی از دوستانم که در حرم آقا امام رضا(ع) بود تماس گرفتم و عروس و دامادها تلفنی با گنبد حرم مطهر صحبت کردند و در چند لحظه فضای مجلس عروسی عوض شد و بدون اغراق می‌گویم یکی از زیباترین شب‌های زندگی‌ام بود. بعد از آن مراسم چندین مرتبه دیگر مهمان مددجویان آسایشگاه کهریزک شدم که آخرین بار عروسی زوج جوان تهرانی در شب یلدا سال 1395 بود. آنها تصمیم گرفته بودند مراسم عروسی خود را به جای تالار و باغ در میان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های آسایشگاه کهریزک برگزار کنند. عروس و داماد با لباس عروسی و ماشین عروس وارد سالن آسایشگاه شدند. یکی از پدربزرگ‌ها به‌عنوان ساقدوش داماد و یکی از مادربزرگ‌ها به‌عنوان ساقدوش عروس با لباس‌های سنتی عروس و داماد را مشایعت کردند. فرزند آن زوج معلول احمد و فاطمه نیز که امروز 5سالش بود به همراه پدرو مادرش در مراسم حضور داشتند. عروسی بسیار شادی بود هر آنچه در توانم بود برای بهتر برگزار شدن مراسم اجرا کردم. مددجویان آسایشگاه اعم از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و معلولان جسمی و حرکتی  شادی مجلس را چندین برابر کردند. عروس و داماد از خوشحالی اشک شوق می‌ریختند. عروس و داماد معتقد بودند زندگی‌شان را با شادی دل مددجویان این مجموعه آغاز می‌کنند تا بلکه دعای خیر پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های دلشکسته این مکان بدرقه راه زندگی‌شان باشد.»

آرزو دارم مشهور قلب مردم باشم
تعبیر قالب مردم این است که افراد بذله‌گو و طنزپرداز کمتر غمگین می‌شوند و کمتر اشک به چشمانشان جاری می‌شود اما ماهی صفت با توصیف حال خودش به‌ویژه در ارادتش به امام رضا(ع) و خلوت کردن با او این تعبیر را دست‌کم درباره خودش از بین می‌برد. او در این‌باره و خاطره‌ای که از اجرای برنامه در 3روز پس از فوت پدرش داشته می‌گوید: «در خلوتم بارها گریه می‌کنم و گریه زیباترین لحظه تنهایی من است. با بدترین شرایط روحی و جسمی‌ سعی کردم همواره لبخند را بر لب مردم بنشانم و همیشه از این امر احساس خشنودی می‌کنم. زمانی که پدرم فوت کرد بعد از مراسم خاکسپاری وی 2اجرا داشتم که بلافاصله در سر برنامه حاضر شدم و مراسم را به نحو احسن اجرا کردم. طوری که محمد سلوکی مجری توانمند صداوسیما از این کار من شگفت‌زده شد و گفت باور نمی‌کنم که با این همه اندوه بتوانی خودت را کنترل کنی و اجرایی به این خوبی داشته باشی.» ماهی صفت می‌گوید: «شاد کردن مردم کمتر از عبادت نیست و من برای داشتن این توانمندی همیشه از خدا شکرگزارم. آرزو دارم قبل از آنکه در بین مردم مشهور باشم دوستدار قلبشان باشم زیرا حضور در قلب مردم بسیار مهم و باارزش است.»

حضور در کانون اصلاح و تربیت
ماهی صفت از حضور در میان بچه‌های کانون اصلاح و تربیت هم خاطرات زیادی دارد و درباره یکی از آنها می‌گوید: «یک روز برای اجرای برنامه به کانون اصلاح و تربیت رفته بودم در آنجا 30 دختر در رده‌های سنی 9تا 16سال حضور داشتند که سعی کردم با اجرایی شاد لبخندی بر لبانشان جاری کنم اما اجرا در میان نوجوانانی که همسن فرزندانم بودند و به علت شرایط بد خانوادگی و اجتماعی به ناچار به این مکان سوق داده شده بودند برایم بسیار سخت بود. در میان آنها 2دختر محکوم به اعدام بودند لحظات سختی بود سعی می‌کردم ضمن کنترل احساساتم لحظات شاد و مفرحی برایشان ایجاد کنم اما مگر می‌شد از کنار آنها به سادگی گذشت.»

ارادت به خانواده شهدا
این مجری طنزپرداز از حضور در کنار خانواده‌های شهدا هم خاطرات جالبی دارد. درباره یکی از برنامه‌‌هایی که برای خانواده شهید اجرا کرده می‌گوید: «دیدار با مادر شهیدی که فرزندش در 12سالگی به درجه شهادت نایل شده بود یکی از تأثیرگذارترین برنامه‌هایی بوده که تاکنون تجربه کرده‌ام. وقتی به این شهید نوجوان فکر می‌کنم که چطور با آن سن کم به دفاع از این آب و خاک پرداخت و چه زیبا روح بزرگ خود را در نهایت خلوص به پروردگار عالمیان تقدیم کرد احساس دین می‌کنم. نوجوانی که آرمانش حفظ وطن بود. این شهید زمان جنگ در مقابل عراقی‌ها از شهر خود خرمشهر دفاع می‌کرد.»

امیر رضا ماهی صفت نبوغ شوخ‌طبعی‌اش را مدیون پدرش است. پدرش راننده بیابان بود و تقریباً به تمامی لهجه‌ها و گویش‌های محلی تسلط داشت. او می‌گوید: «پدرم مرد بذله‌گویی بود که اگر مدتی کنارش می‌نشستید محال بود لبخند بر روی لبانتان جاری نشود.»





ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code