منطقه 5

ما می‌توانیم

نویسنده: پوریا دیدار / دبیر
طی هفته‌های اخیر دو اتفاق مهم افتاد، یکی به تلخی زلزله و دیگری به شیرینی هوای پاک و تمیز پس از چندین روز آلودگی. دو اتفاقی که از یک نظر شباهت‌های زیادی به هم دارند و برای مهار آن به افزایش توانایی‌های ما، برنامه‌ریزی‌های دقیق، حساب شده و اصولی نیاز دارد. هرکدام از این دو اتفاق فارغ از طعم آن، درس‌های آموزنده‌ای داشت...
1396/09/13
طی هفته‌های اخیر دو اتفاق مهم افتاد، یکی به تلخی زلزله و دیگری به شیرینی هوای پاک و تمیز پس از چندین روز آلودگی. دو اتفاقی که از یک نظر شباهت‌های زیادی به هم دارند و برای مهار آن به افزایش توانایی‌های ما، برنامه‌ریزی‌های دقیق، حساب شده و اصولی نیاز دارد. هرکدام از این دو اتفاق فارغ از طعم آن، درس‌های آموزنده‌ای داشت.
زلزله غرب کشور با همه حوادث تلخ آن از هر جنسی و از بین رفتن تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان که کل کشور را داغ‌دار کرد، زنگ خطر را برای دیگر شهرها از جمله تهران هم به صدا درآورد. اصولاً هر بار زلزله‌ای مرگبار در کشور اتفاق می‌افتد همه به فکر تهران و عواقب زلزله احتمالی آن می‌افتند. زلزله‌ای که در صورت وقوع یکی از تراژیک‌ترین حوادث کشور را رقم می‌زند. با وجود بی‌تعارف بودن زلزله و همه نواقص و نارسایی‌هایی که در زمان وقوع می‌تواند نگران‌کننده باشد اما نباید از ترس مرگ، خودکشی کرد. اینکه هر زلزله‌ای در کشور می‌تواند عواقب سو ‌و حوادثی تلخ را به همراه داشته باشد، برکسی پوشیده نیست، به‌ویژه در تهران که بر اساس رعایت‌نکردن استانداردهای لازم و تخلفات بسیار در شهرسازی، نگرانی‌ها هم ناحق نیست اما دمیدن دائم در نگرانی بدون توجه به اصلاح زیرساخت‌های شهر، ساختمان‌سازی‌های اصولی، افزایش آمادگی برای مقابله با چنین بحران‌هایی نتیجه‌ای جز ایجاد اضطراب در شهروندان ندارد. وضعیتی که قطعاً اثرات مخرب آن می‌تواند بیشتر از شدت تخریب غیر‌قابل پیش‌بینی باشد. ابراز نگرانی از واقعه‌های تلخ تا جایی که بتواند در پیشگیری از حادثه مفید باشد خوب است اما دائما بر طبل ناامیدی کوبیدن و با تزریق نگرانی به مردم بدون ایجاد زیرساخت‌ها و استانداردها چه حاصلی می‌تواند داشته باشد جز اضطراب و ترس. خوشبختانه در دوره جدید مدیریت شهری همزمان با اقدامات پیشگیرانه و اصولی همچون تقویت شیوه‌های مقابله با بحران، آزادسازی سوله‌های مدیریت بحران و مقابله با ساخت‌وسازهای غیرمجاز و غیرایمن، از تزریق دائمی نگرانی به‌ویژه در زمان‌های خطر پرهیز می‌شود و این موضوع را می‌توان در سخنان اخیر شهردار تهران در مواجهه با لرزش‌های ناشی از زلزله غرب کشور مشاهده کرد. آنجا که شهردار تهران با اشاره به تهیه نقشه تخلیه محله‌ها به اهالی شهر اطمینان داد که خطری تهرانی‌ها را تهدید نمی‌کند.
هفته گذشته با دمیدن باد، هوای تازه‌ای در شهر جاری شد و آسمان آبی ناپیدای شهر، بعد از مدت‌ها از پس تیرگی رخ نمود. درباره عوامل آلودگی هوای تهران از سوخت غیراستاندارد و خودروهای بی‌کیفیت تا کالبد و فیزیک شهر و بی‌توجهی به حمل‌ونقل عمومی بارها گفته شده است اما پاکیزگی هوای این روزها نشان داد که بیش از همه برای درد آلودگی این شهر، دمیدن باد و تصفیه هوا مرهم است. موضوعی که بیش از همه می‌تواند آبی آسمان را در این شهر پایدار کند. حال که باد نقشی چنین استراتژیک و ضروری برای این شهر دارد شاید بد نباشد تدابیری اندیشید تا با ایجاد باد ساختگی و مصنوعی هوای شهر را پاکیزه کرد و با مرهم دردش که کمی باد است آن را از سیاهی‌ها نجات داد. به هر حال وقتی انسان در طول تاریخ توانسته به جنگ بسیاری از بلایا برود و حتی ابرها را به‌صورت مصنوعی باربر کند چرا نتواند با ابزارهای قوی و مؤثر باد را تولید کند. بی‌شک یکی از هنرها و توانایی‌های انسان به کارگیری دانش‌ و تجربه برای مقابله با کمبودها و تهدیدها بوده است، همان‌طور که کشورهای توسعه‌یافته با برنامه‌های دقیق و چند ساله زلزله و اثرات مخرب آن را مهار کرده‌اند و ایضا بسیاری از شهرهای آلوده جهان در چند دهه گذشته امروز به پاکیزه‌ترین آنها تبدیل شده‌اند چرا ما نتوانیم به جنگ این بحران‌ها برویم و آنها را مهار کنیم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code