منطقه 5

کوچه‌ باغ‌هایی که دیگر نیست

نویسنده: نگین پذیرا
قصه‌های شنیدنی از دل محله‌مان به گوش می‌رسد، قصه‌های قدیمی که تاریخ‌شان ما را تا دوره قاجار می‌کشاند. پا در گود زورخانه کن می‌گذاریم و محله‌گردی‌مان آغاز می‌شود...
1395/10/20
  قصه‌های شنیدنی از دل محله‌مان به گوش می‌رسد، قصه‌های قدیمی که تاریخ‌شان ما را تا دوره قاجار می‌کشاند. پا در گود زورخانه کن می‌گذاریم و محله‌گردی‌مان آغاز می‌شود. بعد از آن سال نو میلادی را کنار اهالی آشوری جشن می‌گیریم و همه اینها به یمن حضور یکی از اعضای شورای‌شهر تهران است که هنوز محله‌هایش را از یاد نبرده و به نشان احترام هم که شده هر از چندی برای سلام و احوالپرسی سری به اهالی قدیمی هر محله می‌زند. محله‌گردی از زورخانه‌ کن آغاز می‌شود و تا دل منطقه ادامه پیدا می‌کند. این‌بار کوچه‌پسکوچه‌های محله‌مان را با احمد مسجدجامعی قدم زدیم تا از دریچه نگاه او منطقه را ارزیابی کنیم. از کوچه‌باغ‌هایی که میان برج‌های سربه فلک کشیده گم شده‌اند تا گرمخانه‌ای که در شب‌های سرد زمستان پناهگاهی می‌شود برای کارتن‌خواب‌های منطقه!

اکباتان، شهرکی به وسعت شهر!
سال 1390 که ایستگاه مترو اکباتان راه‌اندازی شد قرار بود 3هزار و 300 جایگاه پارکینگ برای اهالی اکباتان در نظر گرفته شود اما با گذشت 5 سال از آن روز خبری از پارکینگ نیست که نیست! اینها جملات «هوشنگ هموطن» شورایار محله اکباتان به احمد مسجدجامعی است. او می‌گوید: «اهالی اکباتان برای پارک کردن خودروهایشان باید دورتا دور محوطه را بچرخند. در طول روز شهرک پر می‌شود از خودروهایی که شهروندان مترو سوار در شهرک پارک کرده‌اند. از 6 صبح تا 7 بعدازظهر در خیابان‌های شهرک جای سوزن‌ انداختن نیست.» مسجدجامعی همراه هموطن در یک مجتمع جدید تجاری قدم می‌زند و از قسمت‌های مختلف دیدن می‌کند. هموطن می‌گوید: «تنها بخش تجاری این مجتمع راه‌اندازی شده و هنوز 6 سالن سینمای آن در حال آماده‌سازی و تجهیز است.» هموطن ادامه می‌دهد: «اکباتان 1200واحد تجاری در دل خود دارد که همین تعداد نیز در سال‌های گذشته برای شهرک زیاد بود. اکنون 3 مجتمع تجاری بزرگ در شعاع کمتر از 2کیلومتر دورتا دور شهرک اکباتان را گرفته است. این مجتمع‌ها نه تنها نیاز اهالی شهرک نبود بلکه همراه خود مشکلات زیادی را برای اهالی به همراه داشته است. از بار ترافیک شهرک تا کساد کردن بازار فروشگاه‌های قدیمی.» هموطن با بیان اینکه براساس آخرین سرشماری‌های انجام شده 56 هزار نفر در قالب 15هزار خانوار در این منطقه زندگی می‌کنند، می‌گوید: «30درصد جمعیت شهرک بالای 60 سال دارند و اکباتان جزو مسن‌ترین مناطق تهران محسوب می‌شود و با این حال به دلیل نوع منطقه و دسترسی‌های موجود، همچنان متقاضیان زیادی برای سکونت دارد.» در ادامه بازدید مسجدجامعی از محله اکباتان، پارکورسواری ضمن ارائه درخواست مکتوب به مسجدجامعی از او خواست که زمینی مسطح را برای تمرین پارکورسواران این منطقه اختصاص دهد که این عضو شورای اسلامی شهر تهران نیز از شهردار این منطقه خواست که ضمن بررسی شرایط موجود، به این درخواست جوانان منطقه پاسخ مثبت دهد.

زورخانه جوانمردان
احمد مسجدجامعی در بازدید از زورخانه جوانمردان یادبود شهدای کن قبل از هر چیز سراغ پهلوانان منطقه را می‌گیرد. سر خم می‌کند و وارد زورخانه می‌شود. مرشد ضرب می‌گیرد و پهلوانان یا علی‌گویان میل و کباده به دست در گود زورخانه می‌چرخند. پیرمرد خمیده‌ای بین حضار سینی چای را می‌گرداند و هرکسی دست رد به استکان چایش می‌زند، می‌گوید: «این چای خوردن دارد، از دستش ندهید!» مسجدجامعی وارد گود زورخانه می‌شود و با نوجوانانی که دور استادشان در زورخانه میل می‌گرفتند، سلام و احوالپرسی می‌کند. «محمد ربیعی» مدیر زورخانه جوانمردان، یک آتش‌نشان است و ورزش زورخانه‌ای را از سنین کم به همراه پدر و برادرش شروع کرده است و حالا تصمیم دارد فرهنگ ورزش زورخانه‌ای را بیشتر از قبل بین جوانان هم‌محله‌ای رواج دهد.
دور تا دور گود زورخانه پر است از قاب عکس‌های بزرگی که عکس جوانمردان و پهلوانان را نشان می‌دهد. ربیعی می‌گوید: «تمام این عکس‌ها را خودم جمع‌آوری کردم و بیش از 100هزار عکس قدیمی از ورزشکاران زورخانه دارم و می‌توانم نمایشگاهی از عکس‌های پهلوانان و ورزشکاران راه‌اندازی کنم.» عکسی قدیمی از میل زدن حجت‌الاسلام سیداحمدخمینی نظر مسجدجامعی را به خود جلب می‌کند و ربیعی همان قاب را به‌عنوان هدیه‌ای از تهران‌گردی منطقه5 و بازدیدش از زورخانه به او اهدا می‌‌کند.

صدای ناکوک آهنگری!
از خیابان شهرزیبا وارد خیابان احمد کاشانی می‌شویم. صدای پتک آهنگران خیابان را پر کرده است. اینجا راسته جوشکاران، آهنگران و مکانیکی‌هایی است که ماشین‌های تصادفی را تعمیر می‌کنند یعنی خیابان احمد کاشانی. یکی از همسایه‌ها که مسجدجامعی را در خیابان می‌بیند از تَل خاکی که درست در ورودی پارکینگ جلو خانه‌اش ریخته شده شکایت می‌کند و یکی دیگر از اهالی از صداهای نابهنجاری که آهنگران باعث و بانی‌اش هستند، می‌گوید. زن جوان می‌گوید: «تنها امیدمان در این خیابان داروخانه‌ای است که به تازگی باز شده وگرنه همان یک شیرینی‌فروشی و سوپرمارکتی هم که اینجا بود، از اینجا رفتند و از آنجایی که این خیابان حالت مسکونی خود را از دست داده دیگر امنیت هم ندارد.»
«جلیل سبزعلی جماعت» یکی از قدیمی‌ترین مکانیکی‌های منطقه است. او که بیش از 40سال است در این خیابان مکانیکی دارد به کرکره‌های بسته آن دست خیابان اشاره می‌کند و می‌گوید: «ساکن آن مغازه از من هم قدیمی‌تر بود اما چند وقتی است دیگر کار نمی‌کند. من سال‌ها در پیش باب همایون کار می‌کردم و بعد از آن به ده‌ونک رفتم، آن زمان تمام این خیابان باغ بود و خبری از خانه‌های مسکونی نبود و من به دلیل آنکه کارم مزاحم کسی نباشد به این خیابان نقل مکان کردم.» از مشکلاتش که می‌پرسیم می‌گوید: «مشکلی نداریم فقط بازار کار و کاسبی خراب است که آن هم دست من و شما نیست.»

سال نو میلادی و درخت کریسمس
مسجدجامعی به دلیل قرار گرفتن در آستانه سال نو میلادی گپی با آشوریان تهرانی می‌زند، کنار درخت کریسمس آشوریان می‌ایستد و از اینکه برای حفظ محیط‌زیست از درخت مصنوعی استفاده کردند، تشکر می‌کند. «آلبرت کوچویی» رئیس انجمن آشوریان می‌گوید: «جای آشوریان، ارامنه و اقلیت‌های مذهبی در شورای‌شهر تهران خالی است و امیدواریم در انتخابات بعدی بتوانیم حداقل یک نماینده از آشوریان داشته باشیم.»
«یوناتن بت‌کلیا» نماینده آشوریان در مجلس و دبیرکل اتحادیه جهانی آشوریان جملاتش را به زبان آشوری شروع می‌کند و سال نو را به هموطنانش تبریک می‌گوید و بعد از آن به خاطره‌ای از زمان مدیریت مسجدجامعی اشاره می‌کند و می‌گوید: «در زمان مدیریت مسجدجامعی عهدنامه امام علی(ع) با نصرانی‌ها که متعلق به 1400سال پیش بود از اصفهان به نمایشگاه کتاب آورده شد و در معرض دید عموم قرار گرفت.»
 او ادامه می‌دهد: «اتحادیه آشوریان در سال 1968توسط ایرانیان تأسیس شد، به دلیل امنیت و آزادی که در ایران وجود دارد، دفتر آشوریان پس از 37سال از آمریکا به ایران آمد و 7سالی می‌شود که مقر جهانی آشوریان در ایران قرار گرفته است.»
 بت‌کلیا از شهردار و مسجدجامعی برای اهالی آشوری منطقه عیدی می‌خواهد و تنها خواسته‌اش آسفالت کردن مدرسه بهنام در خیابان پیامبر است. مسجدجامعی معتقد است نباید از کلمه اقلیت استفاده کنیم. او می‌گوید: «همه ما هموطن هستیم و با هر گروه مذهبی در روزهای شادی و غم کنار یکدیگر زندگی خواهیم کرد.»

متفاوت‌ترین مسجد منطقه
نوبت به مسجد نظام مافی می‌رسد. از پله‌های ورودی مسجد که بالا می‌روید درست روبه‌رویتان قبری قرار دارد که پدر و پسر نظام مافی واقفان مسجد در آنجا آرمیده‌اند. مسجدجامعی می‌گوید: «محمدعلی نظام مافی از قدیمی‌های محله پونک بود و آن زمان که اصلا‌آبادی در کار نبود تمام املاکش را 200متر، 200متر با سند به مردم کم‌درآمد پونک بخشید.»
 او درباره معماری مسجد نظام‌مافی می‌گوید: «این مسجد یکی از متفاوت‌ترین معماری‌ها را دارد از گلدسته‌اش تا محراب داخلی و البته طاقی‌ها که الهام گرفته شده از سابات‌های قدیمی است را هم نباید فراموش کرد.»
مسجدجامعی معتقد است برخلاف سال‌های گذشته که مردم به فکر اهالی محله و نیازمندان بودند؛ این روزها بخشندگی و دست‌ به‌خیر بودن کمرنگ شده است.
او می‌گوید: «نظام مافی املاکش را نه‌تنها به نیازمندان بلکه به افراد کم‌درآمد بخشیده است. کاری که این روزها شهر تهران نیازمند آن است. وجود این افراد برای ترویج نیکوکاری لازم است. اینها سرمایه‌های معنوی هستند که باید ارج نهاده شوند. خوب است در این زمینه کارهای اساسی و اصولی انجام شود تا شهری زیبا، مهربان و نیکوکار داشته باشیم.»

بوستانی برای جانبازان و نابینایان!
«فاطمه مهرجویی» دبیر کانون معلولان منطقه در پارک جانبازان به تیم همراه مسجدجامعی اضافه می‌شود. مسجدجامعی روی نیمکت‌های پارک می‌نشیند و مهرجویی درست در جایی که مخصوص ویلچر در کنار نیکمت طراحی شده با ویلچرش قرار می‌گیرد تا ببیند آیا بخش‌های طراحی شده در این پارک مناسب معلولان است یا خیر!
مهرجویی می‌گوید: «این بوستان غرفه‌ای مخصوص معلولان دارد تا آنها این پارک را از آن خود بدانند و بتوانند صنایع‌دستی و محصولات خود را به فروش برسانند و کارآفرین باشند.»
 مسجدجامعی ایراداتی به پارک می‌گیرد و می‌گوید: «گل‌های این پارک باید عطر و بوی خوبی برای نابینایان داشته باشد و از گل و گیاهانی استفاده شود که خار نداشته باشد.» رضا شرفی قائم‌مقام شهردار منطقه5 علاوه بر یادداشت ایراد و قول اصلاح آنها می‌گوید: «قرار است در این پارک سنسورهایی مخصوص نابینایان وصل شود تا مسیر را برای نابینایان اعلام کند. روی بخش‌هایی از وسایل ورزشی با خط بریل توضیحاتی برای نابینایان داده شده است و تمامی ست‌های ورزشی رمپی دارند تا معلولان با ویلچر بتوانند از ست‌های ورزشی استفاده کنند اما آبخوری‌های معلولان نیاز به اصلاحات جزئی دارد.»

بنای تاریخی که تغییر کرده
همان ورودی حیاط امامزاده مقبره‌های شهدا و پرچم‌های برافراشته ایران به چشم می‌خورد و در صحن قبرهایی وجود  دارد که اکثر آنها ساکنان قدیمی امامزاده و از اهالی باغ‌فیض هستند. درختان قدیمی امامزاده محکم و استوار جای خود ایستاده‌اند را محکم نگه داشته‌اند و با وجود ساخت سالنی کوچک در حیاط امامزاده سر از سقف بیرون آورده‌اند و به قوت خود باقی‌اند. صدای آب در محوطه می‌پیچد. اینجا درست ابتدای قنات ده پونک و باغ‌فیض است. مسجدجامعی معتقد است قسمتی از امامزاده بافت قدیمی خود را از دست داده و ساختمان با بی‌سلیقگی تغیر شکل داده به‌طوری که چیزی از شکل گذشته آن باقی نمانده است. این در حالی است که امامزاده بنای تاریخی قدیمی دارد که عمر آن را قبل از قاجار تخمین می‌زنند.
مسجدجامعی کوچه‌پسکوچه‌های پر پیچ و خم و کاهگلی قدیمی باغ‌فیض را قدم می‌زند. کوچه‌هایی که در بین ساختمان‌ها و برج‌های ساخته شده در منطقه گم شده‌اند و دیگر از آن باغ‌فیض و محله قدیم تنها 2خانه باغ مانده که آن هم همین روزها عمرش تمام خواهد شد و جایش را به برج باغ‌های امروز می‌دهد.

نقطه امید کارتن‌خواب‌ها!
انتهای محله شهرک نفت، کنار دره فرحزاد مددسرایی برای معتادان و کارتن‌خواب‌ها راه‌اندازی شده است. مسجدجامعی سری به مددسرا می‌زند و با مسئولان درباره پاتوق‌های معتادان و کارهای صورت گرفته گفت‌وگو می‌کند. یکی از مسئولان مددسرا می‌گوید: «مددسرا در ابتدای کار به‌صورت گذری برای معتادان و کارتن‌خواب‌ها در فصل زمستان راه‌اندازی شد اما بیش از 2سال است که به‌صورت شبانه‌روز در تمامی فصل‌ها در حال فعالیت است. علاوه بر اقامت شبانه، استحمام و وعده‌های غذایی از تمامی مددجویان تست ایدز گرفته می‌شود و درباره درمان متادون و ترک اعتیاد با آنها صحبت می‌شود.» مسجدجامعی از طرح سامان‌دهی دره فرحزاد که بخشی از آن در منطقه5 واقع شده است می‌گوید: «قرار است برای ساماندهی دره فرحزاد از مصالح و بافت دره استفاده شود تا شکل و شمایل و بافت قدیمی‌اش حفظ شود. خانه‌هایی که در معرض قرار دارند خریداری شود.» مسجدجامعی معتقد است منطقه 5 به 2 بافت تقسیم می‌شود و بافت قدیمی نشان از قدمت منطقه دارد و عمدتاً این قسمت‌ها حوالی امامزاده‌های منطقه شکل گرفته و زندگی بیشتر در این قسمت از منطقه جریان داشته است و بعدها باغ‌ها تبدیل به فضای مسکونی شده‌اند که البته امروز غلبه با بافت مسکونی جدید و پیدایش هایپرمارکت‌های گسترده در منطقه است. مسجدجامعی می‌گوید: «محله‌گردی‌ها علاوه بر شناخت بیشتر منطقه و بررسی مشکلات شهری نوعی احترام به اهالی منطقه است، دیده شدن و شنیدن آنهایی که سال‌هاست در این حوالی زندگی می‌کنند.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code