منطقه 6

آقای مختاری در 90 سالگی هم کار می‌کند

نویسنده: هستی تهرانی
کلاه بافتنی سیاهش را صاف می‌کند، پارچه‌های رنگارنگ را از روی نیمکت برمی‌دارد و می‌نشیند پشت چرخ خیاطی: «مرد باید اهل کار و تلاش باشد دخترجان، پیر و جوان هم ندارد.»...
1396/08/29
 کلاه بافتنی سیاهش را صاف می‌کند، پارچه‌های رنگارنگ را از روی نیمکت برمی‌دارد و می‌نشیند پشت چرخ خیاطی: «مرد باید اهل کار و تلاش باشد دخترجان، پیر و جوان هم ندارد.» شناسنامه علی‌اصغر مختاری می‌گوید او 90 ساله است، اما هنوز هر روز صبح زودتر از بقیه همسایه‌هایش کرکره خیاطی را بالا می‌برد و ظهر، قبل از اینکه صدای اذان در بلندگوهای بازارچه خوداشتغالی لاله بپیچد، راهی مسجد می‌شود. مختاری از روزهای آغاز به کار بازارچه می‌گوید و از عشق و علاقه‌اش به کار که باعث شده هنوز هم خیاطی را ادامه‌ می‌دهد.

کار جوهر مرد است
در و دیوار غرفه کوچک و شلوغ خیاطی مختاری پر است از عکس و خط‌نوشته‌هایی که بیشتر اشعاری با مضامین آموزنده و پنددهنده دارند. «آنها که کهن شدند و اینها که نواند/ هر کس به مراد خویش یک تک بدوند/ این کهنه‌جهان به کس نماند باقی/ رفتند و رویم دیگر آیند و روند.» مختاری با صدای لرزان این شعر را که با خط خوش بر دیوار خیاطی جا خوش کرده می‌خواند و می‌گوید: «کار پیر و جوان ندارد، من از کودکی کار کرده‌ام و تا روزی که سرپا باشم به کار کردن ادامه می‌دهم. با کار کردن است که احساس زنده و مفید بودن دارم.» خیاط قدیمی بازارچه به شعر علاقه زیادی دارد و در همین سن و سال اشعار زیادی را از حفظ زمزمه می‌کند. سعدی شاعر مورد علاقه اوست. می‌گوید حتی یک روز هم نمی‌تواند بیکار باشد و در همین سن و سال، هر روز با شوق و اشتیاق به خیاطی می‌آید. مختاری می‌گوید: «همیشه جوانان را نصیحت می‌کنم مبادا تنبلی باعث شود بیکار بمانند. به آنها می‌گویم که خودم از کودکی تاکنون کار کرده‌ام و روزی حلال به دست آورده‌ام. در جوانی است که می‌توانند با تلاش و همت برای خودشان آینده‌ای خوب بسازند. فقط کافی است از یاد نبرند کار جوهر مرد است.»

عشق به خیاطی
«عشقم خیاطی بود، از مدرسه که تعطیل می‌شدم به جای هر تفریح دیگری، دوان دوان خودم را پشت شیشه مغازه خیاطی محله می‌رساندم و به چرخ‌خیاطی‌ها خیره می‌شدم. وقتی به خودم می‌آمدم که ساعت ناهار سپری شده و من تمام حواسم به خیاطی بود.» آن روزها مختاری ساکن شهر زنجان بوده است. علاقه عجیب و غریبش به خیاطی باعث می‌شود در همان دوران تحصیل شاگرد خیاط شود و 3 سال بعد خیاطی خودش را راه بیندازد. «نخستین لباسی که با ذوق و شوق دوختم یک جلیقه بود. اوایل لباس‌های خودم و بقیه اعضای خانواده را می‌دوختم و دیگر از مغازه‌ها لباس نمی‌خریدیم.» مختاری در جوانی ازدواج کرده، راهی تهران شده و تصمیم گرفته در پایتخت هم به همین شغل ادامه دهد. از 21 سال پیش هم با اینکه می‌توانسته بازنشسته شود و دست از کار بکشد، غرفه‌ای را در بازارچه خوداشتغالی لاله به خیاطی تبدیل می‌کند. در این سال‌ها خیاطان زیادی را هم آموزش داده است: «وقتی هنوز خریدن لباس آماده مد نشده بود کار خیاطی‌ها خیلی شلوغ بود. به یاد دارم گاهی اوقات به دلیل حجم بالای سفارش‌های شب، مشتریانی که دیرتر سفارش لباس داده بودند، لباس‌شان را بعد از سیزده‌بدر تحویل می‌گرفتند. از کت و شلوار دامادی گرفته تا لباس مدرسه، همه مدل لباس می‌دوختیم.»

بازارچه در روزهای دور
21 سال پیش وقتی مختاری باخبر شد قرار است بازارچه‌ای در شمال غربی بوستان لاله شکل بگیرد، نخستین غرفه خیاطی را بین غرفه‌های رنگارنگ دیگر راه انداخت. البته مختاری می‌گوید آن روزها شکل و حال و هوای بازارچه با امروز بسیار متفاوت بوده است: «غرفه‌های بزرگ دایره‌ای شکل وجود داشت که هرکسی در گوشه‌ای از آن مشغول کار و حرفه خود بود. بعد از مدتی غرفه‌های مستقل شکل گرفت. محوطه بازارچه آن روزها پر از درخت بود.» غرفه خیاطی مختاری تا به حال 3 بار جابه‌جا شده و در حال حاضر هم با 2 چرخ خیاطی و انبوهی از سفارش‌ها مشغول کار است. مختاری می‌گوید در سال‌های اول فعالیت در بازارچه اجاره پرداخت می‌کرده اما حالا چند سالی می‌شود که شارژ ماهانه می‌پردازد: «هزینه‌های برق و آب غیرشرب را می‌پردازیم اما برای تأمین آب آشامیدنی دردسر داریم.»

خیرخواهی پنهانی
«این تکه‌های پارچه را نگه‌دار، شاید روزی خواستی دوباره این لباس را تعمیر کنی آن وقت لازم نیست نگران باشی.» مختاری هنوز هم با راه و روش کاسبان قدیمی کار می‌کند، با مرام خیاط‌هایی که راضی نمی‌شدند حتی تکه پارچه کوچکی از لباس مشتری را به او برنگردانند و معتقد بودند همین نکات ساده به کارشان برکت می‌دهد. حسین مددی سال‌هاست، در همسایگی خیاطی مختاری، خیاطی دیگری را اداره می‌کند. او درباره همسایه سپیدموی خود می‌گوید: «او هر روز ورزش می‌کند و مراقب سلامتی‌اش است تا بتواند سرپا باشد و کار کند. از بیکاری بیزار است و با انرژی یک جوان خیاطی می‌کند.» مددی می‌گوید اهالی بازارچه می‌دانند خیاط قدیمی نخستین کسی است که با شنیدن صدای اذان، ذکرگویان راهی مسجد می‌شود: «او اهل کار خیر است اما سعی می‌کند این کار را پنهانی انجام دهد. هیچ‌وقت درباره ‌این موضوع با بقیه حرف نمی‌زند اما خیلی از همسایه‌های قدیمی می‌دانند هرجا کار خیری باشد، از تهیه جهیزیه برای زوج نیازمند تا تأمین هزینه‌های زندگی خانواده‌های بی‌بضاعت، مختاری با دست و دلبازی قدم پیش می‌گذارد.»

همسایه پرتلاش
حبیب محمدی یکی دیگر از کاسبان بازارچه می‌گوید که مختاری الگوی همه جوانانی است که او را می‌شناسند: «مختاری نمونه یک مرد پرتلاش است که نه تنها خودش در کهنسالی دست از کار نکشیده، بلکه زمینه اشتغال جوانان را هم فراهم و آنها را به تلاش و فعالیت تشویق می‌کند.» محمدی، گشاده‌رویی و اخلاق نیکو را از صفات همسایه سپیدموی خود می‌داند که باعث شده بسیاری از مشتریان قدیمی او، نه فقط برای کار خیاطی که برای احوالپرسی از او از راه‌های دور به بازارچه بیایند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code