منطقه 6

آنها از رنج به گنج رسیده‌اند

نویسنده: نیلوفر ذوالفقاری
«ما از خودمان شروع کردیم، می‌خواستیم به همه افرادی که با عینک بدبینی به ما نگاه می‌کردند و ما را ناتوان می‌دیدند ثابت کنیم معلولیت ناتوانی نیست.»...
1396/09/13
 «ما از خودمان شروع کردیم، می‌خواستیم به همه افرادی که با عینک بدبینی به ما نگاه می‌کردند و ما را ناتوان می‌دیدند ثابت کنیم معلولیت ناتوانی نیست.» این حرف‌های یکی از اعضای جامعه معلولان منطقه است که می‌گوید بیشتر از هر فرد سالمی تلاش کرده تا به آنچه لیاقتش را دارد برسد اما هنوز هم تا رسیدن به قله آرزوهایش راه زیادی مانده است. چند روز دیگر تاریخ تقویم به روز جهانی معلولان می‌رسد. همین مناسبت را بهانه کردیم تا در نگارخانه انجمن احیاء و توان‌یاب، جایی که قرار است آثار هنری آنها برای دومین بار به نمایش گذاشته شود، با 3 نفر از معلولان موفق منطقه گفت‌وگو کنیم.

دست‌های پرتلاش
محمود بیات 36 ساله است و از بدو تولد به معلولیت جسمی حرکتی اندام فوقانی مبتلاست. درست مثل همه خانواده‌هایی که فرزند معلول دارند، خانواده بیات هم ابتدا نگران مراحل رشد و پیشرفت فرزندشان بوده‌اند اما خیلی زود این نگرانی‌ها جای خود را به امیدواری می‌دهد. بیات می‌گوید: «وقتی به سن مدرسه رسیدم، مادرم نوشتن را به من آموخته بود.  با ثبت‌نام من مخالفت می‌کردند و می‌گفتند باید به مدارس استثنایی مراجعه کنم اما وقتی تلاش مرا دیدند قانع شدند.» وارد شدن بیات به دنیای هنر از دوره ‌راهنمایی شروع می‌شود، روزهایی که به همت یک معلم هنر باذوق، محمود نوجوان نقاشی را شروع می‌کند و با همین پیش‌زمینه، وارد هنرستان مالک‌اشتر می‌شود که بسیاری از بزرگان گرافیک در آنجا تحصیل کرده‌اند. او با وجود همه‌‌ تردیدهای اطرافیان وارد رشته‌ای می‌شود که پر از درس‌های هنری و نیازمند کار با دست بوده است. بیات می‌گوید: «نمی‌خواستم تلاشم نیمه‌کاره بماند به همین دلیل در دانشگاه هم تحصیل را تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه دادم و قصد دارم در آزمون دکترا هم شرکت کنم.»

جاده پرپیچ و خم زندگی
«داستان مسابقه خرگوش و لاک‌پشت را شنیده‌اید؟ درست مانند لاک‌پشت که از خوش‌خیالی خرگوش استفاده کرد، من هم برای اینکه از افراد سالم عقب نمانم تلاشم را دوچندان کردم و اتفاقاً در بسیاری مراحل از آنها جلو زدم و سبقت گرفتم.» بیات معتقد است تعداد زیادی از اعضای جامعه معلولان با همین امیدواری، تلاش می‌کنند توانایی‌های‌شان را در حوزه‌های مختلف به اثبات برسانند. بیات هم بعد از اینکه هنر را به‌عنوان مسیر اصلی پیشرفت، تحصیل و اشتغال خود انتخاب کرده، تصمیم گرفته سراغ تجربه حوزه‌های دیگر هم برود. می‌گوید: «در دانشگاه به پیشنهاد یکی از دوستانم، ورزش را شروع کردم. وارد باشگاه جانبازان و معلولان شدم. باور نمی‌کردم بتوانم راکت در دست بگیرم. بیش از 6 ماه با دیوار تمرین راکت زدن می‌کردم و با وجود اینکه کار سختی بود، سعی کردم افسرده و ناامید نشوم. تلاش‌هایم نتیجه داد و بعد از مدتی، در مسابقات لیگ و کشوری شرکت کردم. مدال‌ها و مقام‌هایم در این مسابقات باعث شد خیلی زود به تیم‌ملی تنیس روی میز معلولان دعوت شوم.»

کانالی برای معرفی معلولان موفق
بیات به جز فعالیت در رشته گرافیک و ادامه دادن ورزش، سراغ فعالیت رسانه‌ای هم رفته و شانس خود را به‌عنوان یک عکاس خبری امتحان کرده است. او می‌گوید تلاش می‌کند با معرفی معلولان موفق در یک کانال مجازی، بقیه اعضای جامعه معلولان را به حضور در صحنه اجتماع و رفتن به دنبال آرزوهایشان تشویق کند.
بیات می‌گوید افراد معلول باید تلاش کنند در همه مراحل زندگی، حتی ازدواج، پیش از اینکه به معلولیت فکر کنند، به لیاقت و توانایی خودشان توجه کنند: «همسرم دچار معلولیت جزئی در پای راست است اما دلیل انتخاب من این موضوع نبوده، یعنی تصمیم نگرفته بودم حتماً با یک فرد معلول ازدواج کنم. همسرم هم پیش از اینکه به معلولیت من توجه کند، معیارهای دیگری را مورد توجه قرار داده است. اما این وجه مشترک باعث شده ما یکدیگر را بهتر درک کنیم. خوشبختانه همسرم از اعضای موفق جامعه معلولان و حافظ کل قرآن مجید است.»

نامهربانی با معلولان
بیات مانند بسیاری دیگر از افراد معلول از بی‌توجهی به حقوق معلولان در جامعه گله دارد. او می‌گوید: «از رفت‌وآمد ساده در شهر گرفته تا رسیدن به جایگاه‌های شغلی و تخصصی، معلولیت می‌تواند مانع بزرگی برای یک فرد معلول باشد. متأسفانه به ابتدایی‌ترین حقوق معلولان مثل امکان رفت‌وآمد آسان و بی‌دردسر در شهر هم بی‌توجهی می‌شود. استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی در بیشتر مواقع برای معلولان غیرممکن است.» بیات از اینکه معلولان از دستیابی به جایگاه شغلی مناسب محروم هستند گله دارد و معتقد است در قدم اول خود اعضای جامعه معلولان باید با اثبات توانایی‌های‌شان و مطالبه‌گری، نگاه‌های نادرست و دور از واقعیت را از بین ببرند.

خداحافظی تلخ با راه رفتن
اعظم عزیزی 28 ساله است. او تا نوجوانی درست مانند همه همکلاسی‌ها و دوستانش زندگی‌ای عادی داشته و تصور نمی‌کرده روزی قرار است زندگی‌اش به‌ کلی تغییر کند. عزیزی می‌گوید: «مشکل از دویدن و بالا رفتن از پله‌ها شروع شد و کم‌کم جدی‌تر شد. آزمایش‌ها نشان داد من مبتلا به نوعی از دیستروفی عضلانی هستم. به این‌ترتیب در همان روزهایی که ورزش‌های رزمی را به‌عنوان یکی از علایقم انتخاب کرده بودم، پزشکان از ورزش و حرکت منعم کردند و گفتند که بیماری پیش‌رونده من، خیلی زود مرا مهمان ویلچر خواهد کرد.» عاقبت در 22 سالگی توانایی راه رفتن را از دست می‌دهد. اما چیزی که در همه سال‌های پیشرفت بیماری به او دلگرمی و آرامش داده هنر بوده است.

دوباره حرکت کردم
«من از 11 سالگی وارد دنیای هنر شده بودم. یادگیری معرق چوب را شروع کردم و بعدها سراغ خوشنویسی و نقاشی رفتم تا هنر را جدی‌تر بیاموزم. وقتی بیماری نمایان شد ترسیده بودم، فکر می‌کردم باید همه آرزوهایم را کنار بگذارم. به‌خصوص اینکه آن روزها هنوز اطلاعات کاملی درباره این بیماری وجود نداشت و من با جست‌وجو در اینترنت، به مطالب نگران‌کننده‌ای رسیده بودم. اما این نگرانی چندان طولانی نبود و خیلی زود دوباره از جا بلند شدم و حرکت کردم.» عزیزی که بین دوستانش به خوش‌بینی و لبخند همیشگی معروف است می‌گوید: «هنر باعث دلگرمی و آرامشم بود. دستی هم بر قلم داشتم و گاهی شعرها و داستانک‌هایم را برای مجله‌ها و روزنامه‌ها می‌فرستادم.» علاقه عزیزی به هنر باعث شده او تا امروز در نمایشگاه‌های  متعدد گروهی و انفرادی شرکت کند و بتواند بسیاری از آثارش را به فروش برساند.

تلاش برای شناساندن دیستروفی
عزیزی هراس و نگرانی ناشی از نداشتن اطلاعات درباره بیماری‌اش را تجربه کرده و به همین دلیل تصمیم گرفته به افرادی مثل خودش کمک کند تا با داشتن اطلاعات صحیح در مسیر درمان و زندگی دلخواه خود قدم بردارند. می‌گوید: «تا به حال در بسیاری از برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و مصاحبه‌های مطبوعاتی شرکت کرده‌ام تا این بیماری را که 80 نوع مختلف آن در دنیا شناسایی شده، به دیگران معرفی کنم.» عزیزی معتقد است برخلاف تصورها مبتلایان به دیستروفی توانایی‌های زیادی برای شکوفا کردن استعدادهای خود دارند و به همین دلیل او با ایجاد صفحه‌ای در فضای مجازی افراد موفق، هنرمند و ورزشکار را معرفی کرده تا هم بقیه معلولان به تلاش کردن تشویق شوند، هم بقیه شهروندان توانایی‌های آنها را باور کنند.»

از معلولیت سد نسازیم
عزیزی به‌عنوان یکی از اعضای فعال جامعه معلولان معتقد است بستر حضور افراد شبیه به او در جامعه فراهم نیست و این موضوع می‌تواند باعث دلسردی معلولان شود. می‌گوید: «ما از حقوق اولیه‌ای که هر شهروند دیگری دارد محروم هستیم. بسیاری از کوچه‌ها و خیابان‌ها برای ما ویلچرنشین‌ها مناسب‌سازی نشده، مثلاً سکوهای بی.آر.تی که مناسب استفاده معلولان باشد در بسیاری از محله‌ها وجود ندارد. استفاده از مترو تقریباً غیرممکن است و تنها وسیله رفت‌وآمد ما، سامانه مخصوص معلولان و جانبازان است که آن هم با توجه به تعداد زیاد معلولان و کمبود خودرو نمی‌تواند به‌طور مناسب سرویس‌دهی کند. با این وضعیت معلوم است که بسیاری از معلولان خانه‌نشین می‌شوند.» عزیزی می‌گوید که رعایت مواردی مانند وجود زیرنویس تلویزیونی برای ناشنوایان یا مناسب‌سازی برخی مسیرهای‌‌ تردد ثابت می‌کند که بین معلولان و دیگر شهروندان در حقوق شهروندی تفاوتی وجود ندارد. او اضافه می‌کند: «در حال حاضر قانون 3‌درصد استخدام معلولان در سازمان‌ها و اداره‌ها اجرا نمی‌شود. حتی خود من بارها برای تدریس هنر به کودکان و نوجوانان مراجعه کرده‌ام اما به صرف معلول بودن نتوانسته‌ام شغلی داشته باشم.»

در راه آرزوهای دور و دراز
با وجود همه مشکلاتی که زندگی روی ویلچر برای عزیزی ایجاد کرده، او تلاش می‌کند رؤیاها و آرزوهایش را از یاد نبرد: «می‌خواهم مثل گذشته در هنر معرق و نقاشی فعال باشم و نمایشگاه‌های بیشتری برگزار کنم. در هنر هم تلاش کرده‌ام با خلاقیت، آثار منحصربه‌فرد خلق کنم.» عزیزی با استفاده از رنگ صنعتی خودرو، نقاشی روی کاشی را امتحان کرده که در نتیجه آن، تابلوهایی با ماندگاری بالا، بدون نیاز به کوره و قابل شست‌و شو ساخته است. عزیزی می‌گوید: «من از پا نمی‌نشینم، نمی‌خواهم معلولیت مانع رسیدن به آرزوهایم شود و سعی می‌کنم بقیه افراد شبیه به خودم را هم به داشتن این روحیه دعوت کنم.»

هدف‌هایی برای آینده
فاطمه اسلامی متولد سال 1370 است، او در 6 سالگی در اوج کودکی بر اثر پرت شدن از پله‌ها، دچار ضربه مغزی شده که عارضه مشکل در چانه و گفتار او را در پی داشته است. اسلامی می‌گوید: «در 7 سالگی اولیای مدرسه اصرار داشتند که مدرسه‌ای استثنایی را انتخاب کنم، اما یک سال بعد وقتی متوجه شدند من از نظر هوش هیچ تفاوتی با همسن و سالانم ندارم مرا به مدرسه عادی فرستادند.» حضور در میان هم‌کلاسی‌های عادی برای فاطمه سختی‌های به همراه داشته، چراکه او به سختی قادر به حرف زدن بوده است. اما این موضوع هرگز نتوانسته باعث گوشه‌گیری و خانه‌نشینی او شود: «همیشه سعی کردم فقط به اهدافم فکر کنم و پیش بروم. بارها با دلسوزی،‌ ترحم یا‌‌ تردید اطرافیان مواجه شده‌ام اما هرگز اجازه نداده‌ام این مسائل روحیه‌ام را ضعیف کند.» او موقع ورود به هنرستان هم ناچار شده با دادن تعهد، معلمان را راضی کند که به او اجازه دهند رشته هنر را انتخاب کند. انتخابی که بعدها به تحصیل او تا مقطع کارشناسی در رشته گرافیک منجر شد.

هنر کاملاً ایرانی
فاطمه هنر را انتخاب کرده تا هم روح خسته از دردهای جسمی را آرامش ببخشد، هم استعدادهایش را پیش چشم کسانی که او را باور نداشته‌اند به نمایش بگذارد. او می‌گوید: «تذهیب هنری کاملاً ایرانی و یادگیری آن بسیار پیچیده است. من دوره آموزش تذهیب و مینیاتور را که معمولاً سه سال طول می‌کشد، در شش ماه پشت سر گذاشتم و خیلی زود آثارم به نمایشگاه‌ها و کارگاه‌های آموزشی راه پیدا کرد.» اسلامی در سه نمایشگاه گروهی شرکت کرده و یکی از آثارش هم برای شرکت در نمایشگاهی بین‌المللی، به ژاپن فرستاده شده است. او که چند سالی است با مجتمع رعد آشنا شده موفق شده سال گذشته جایزه بهترین طراحی کارت‌پستال را به دست بیاورد.

حمایت از حقوق معلولان
اسلامی که این روزها با جدیت بیشتری در راه هنر گام برمی‌دارد، دوست دارد انجمنی برای حمایت از حقوق معلولان تأسیس کند. مهم‌ترین هدف او هم، فراهم کردن زمینه‌ای برای ایجاد اشتغال برای معلولان است. اسلامی می‌گوید: «بزرگ‌ترین مشوق من، خانواده‌ام بودند که کمک کردند من به اهدافم برسم. دوست دارم فرصت شکوفایی استعدادها برای همه معلولان فراهم شود.» فاطمه این روزها به جز نقاشی، عروسک‌های خلاقانه هم می‌سازد و سعی می‌کند با تئاتردرمانی و گفتاردرمانی، گفتارش را بهبود ببخشد.

عزیزی هراس و نگرانی ناشی از نداشتن اطلاعات درباره بیماری‌اش را تجربه کرده و به همین دلیل تصمیم گرفته به افرادی مثل خودش کمک کند تا با داشتن اطلاعات صحیح در مسیر درمان و زندگی دلخواه خود قدم بردارند.
اسلامی در سه نمایشگاه گروهی شرکت کرده و یکی از آثارش هم برای شرکت در نمایشگاهی بین‌المللی، به ژاپن فرستاده شده است. او که چند سالی است با مجتمع رعد آشنا شده موفق شده سال گذشته جایزه بهترین طراحی کارت‌پستال را به دست بیاورد.

اسلامی در سه نمایشگاه گروهی شرکت کرده و یکی از آثارش هم برای شرکت در نمایشگاهی بین‌المللی، به ژاپن فرستاده شده است. او که چند سالی است با مجتمع رعد آشنا شده موفق شده سال گذشته جایزه بهترین طراحی کارت‌پستال را به دست بیاورد.

بیات به جز فعالیت در رشته گرافیک و ادامه دادن ورزش، سراغ فعالیت رسانه‌ای هم رفته و شانس خود را به‌عنوان یک عکاس خبری امتحان کرده است. او می‌گوید تلاش می‌کند با معرفی معلولان موفق در یک کانال مجازی، بقیه اعضای جامعه معلولان را به حضور در صحنه اجتماع و رفتن به دنبال آرزوهایشان تشویق کند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code