منطقه 6

بیمارستانی که قطب درمانی شد

نویسنده: نیلوفر ذوالفقاری
خیابان دکتر قریب با یکی از ساختمان‌های قدیمی و پرخاطره بلوار کشاورز گره خورده است؛ ساختمان مرکز طبی کودکان که در سال 1340 بنا گذاشته شد...
1396/04/26
 خیابان دکتر قریب با یکی از ساختمان‌های قدیمی و پرخاطره بلوار کشاورز گره خورده است؛  ساختمان مرکز طبی کودکان که در سال 1340 بنا گذاشته شد و در گذر ایام به بخش مهمی از خاطرات پزشکان خوشنام و دلسوز پایتخت تبدیل شد. در تاریخچه پرفراز و نشیب مرکز طبی کودکان ثبت شده که این مرکز با پیشنهاد دکتر حسن اهری و تلاش‌های دکتر محمد قریب راه‌اندازی شد و در روزهای پرالتهاب انقلاب و دوران دفاع‌مقدس فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است. دکتر علی ربانی یکی از قدیمی‌ترین مدیران مرکز طبی کودکان است که خاطرات زیادی از روزهای حضورش در این مرکز دارد. با دکتر ربانی درباره سال‌های دور و نزدیک مرکز طبی کودکان در خیابان دکتر قریب گفت‌وگو کرده‌ایم.

الله اکبر گفتن روی پشت‌بام بیمارستان
دکتر علی ربانی سال‌ها رئیس مرکز طبی کودکان بوده و حالا یکی از شناخته‌شده‌ترین پزشکان این بیمارستان است. او خاطرات زیادی از شکل‌گیری و توسعه بیمارستانی دارد که حالا قطب اول درمان کودکان بیمار است و از سراسر کشور مراجعه‌کننده دارد. ربانی می‌گوید: «سال 1351 وقتی دانشجوی پزشکی بودم وارد مرکز طبی شدم. سال 1355 بعد از فارغ‌التحصیلی به سربازی رفتم و وقتی برای دوره رزیدنتی به مرکز برگشتم، فعالیت‌های انقلابی شروع شده بود. مرکز طبی هم نزدیک مکان‌هایی واقع شده بود که فعالیت‌های انقلابی در آنها پررنگ بود. روزی نبود که افراد تیرخورده را به بیمارستان ما نیاورند. هرکدام از پزشکان مسئول‌کاری شده بودند، من شهدا را شمارش می‌کردم و یک نفر دیگر مدارکی را که در جیب آنها بود ثبت می‌کرد. خاطرات غم‌انگیز و در عین حال افتخارآفرینی از آن روزها دارم. شب‌ها که تعداد بیماران مراجعه‌کننده کمتر بود با پزشکان دیگر روی پشت‌بام بیمارستان می‌رفتیم و ‌الله‌اکبر می‌گفتیم.» ربانی در 22 بهمن 1357 وقتی پیروزی انقلاب اسلامی قطعی شد در بیمارستان کشیک بوده و صدای پیروزی انقلاب اسلامی را از رادیودستی در تلفنخانه بیمارستان شنیده است. فعالیت‌های درمانی در مرکز طبی پی گرفته شد. با این حال نابه‌سامانی‌هایی وجود داشت که باعث شد روند توسعه مرکز متوقف شود. ربانی می‌گوید: «تغییرات مستمر در بخش مدیریت بیمارستان، خروج بعضی پزشکان از کشور و قطع ارتباط مرکز با شهرستان‌ها باعث تضعیف بیمارستان شده بود. با شروع جنگ تحمیلی اوضاع تغییر کرد. همدلی و اتخاذ که حاصل دوران دفاع‌مقدس بود باعث شد مسیر پیشرفت هموارتر شود. هر روز خبرهای تازه‌ای از جبهه می‌رسید. به خاطر دارم که اطراف بیمارستان به دلیل نزدیکی به پادگان‌ها بارها هدف حمله موشکی قرار گرفت.» ربانی می‌گوید که در سال‌های دفاع‌مقدس تأمین خون برای بیماران کار سختی بود: «خوشبختانه مردم با همراهی فوق‌العاده در اهدای خون کمک بسیاری کردند اما تهیه خون کار سختی بود. فشار کار زیاد و خون‌های دریافت شده غیرآماده بود. در این وضعیت بیماران مبتلا به تالاسمی بار سنگینی بر مراکز درمانی تحمیل می‌کردند و خانواده‌ها هم نگران بودند که نشود برای بیمارشان خون تهیه کرد. به این‌ترتیب جرقه فعالیت‌های جدی در این زمینه زده شد.» آن‌طور که ربانی می‌گوید بسیاری از انجمن‌های مردم‌نهاد حمایت از بیماران مانند انجمن تالاسمی، هپاتیت، دیابت و از همه مهم‌تر بنیاد امور بیماری‌های خاص در همین بیمارستان شکل گرفتند و در سال‌های بعد اقدامات تأثیرگذار بسیاری برای پیشگیری و درمان این بیماری‌ها انجام دادند.

وقتی انجمن دیابت راه‌اندازی شد
ربانی معتقد است یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که باعث شد مرکز طبی کودکان به جایگاه فعلی خود برسد، دغدغه‌مندی پزشکان آن نسبت به مسائل اجتماعی بود: «در سال‌های دفاع‌مقدس مرکز طبی کودکان با حضور فارغ‌التحصیلان همین مرکز جان دوباره گرفت. خود من وسوسه ادامه تحصیل در کشورها خارجی را کنار گذاشتم و با این تعهد سنگر بیمارستان را برای خدمت انتخاب کردم. کم‌کم فعالیت در این مرکز از تخصص‌گرایی صرف فاصله گرفت و فعالیت‌های اجتماعی هم آغاز شد.» ربانی می‌گوید که ارتباط مستمر با مردم باعث شده پزشکان با نیازهای اجتماعی آشنا شوند و در راه رفع این نیازها گام بردارند: «وقتی بیمار دیابتی به مرکز مراجعه می‌کرد ما طبق وظیفه روند تشخیص بیماری و تجویز دارو را انجام می‌دادیم اما بعد متوجه می‌شدیم که بیمار برای تهیه دارو دچار دردسر شده است. این مسئله باعث می‌شد پزشکان به فکر راه چاره‌ای بیفتند.» او اضافه می‌کند: «شبی یک بیمار اورژانسی به مرکز مراجعه کرد و به دلیل نبود انسولین جان خود را از دست داد. همین اتفاق تلخ باعث شد دکتر اسدالله رجب تصمیم بگیرد انجمن دیابت را بنیان بگذارد.» این اتفاق درباره بیماری تالاسمی هم افتاده است، درست وقتی که اطلاعات چندانی درباره این بیماری وجود نداشته و سیل بیماران مبتلا هر روز از شهرهای مختلف به مرکز طبی روان بود، دکتر مینا ایزدیار تلاش کرد با ایجاد انجمن تالاسمی روند رشد بیماری را متوقف کند.‌ کاری که حاصل آن این است که امروز هیچ کودک مبتلا به تالاسمی در کشور ما متولد نمی‌شود. در کنار این فعالیت‌ها، پزشکان سعی ‌کردند گره از دیگر مشکلات بیماران هم باز کنند. ربانی می‌گوید: «بسیاری از بیماران با تحمل سختی‌ها از شهرهای دورافتاده به تنها مرکز درمانی تخصصی کودکان می‌آمدند و اغلب‌شان هم اوضاع مالی نامناسبی نداشتند. تصمیم گرفتیم به کمک پزشکان صندوقی برای کمک به این افراد ایجاد کنیم. بارها پیش آمده بود که پزشکی با دلسوزی، هزینه برگشتن بیمار به شهرش را از جیب خود بپردازد.»

یادی از دکتر قریب و دکتر اهری
ربانی نخستین بار در 35 سالگی به اصرار دکتر عباس مدنی، رئیس شناخته شده این مرکز ریاست بیمارستان را برعهده می‌گیرد، مسئولیتی که خودش می‌گوید بی‌اندازه سنگین و حساس بوده اما با همراهی دوستانه پزشکان به خوبی از عهده انجام آن برآمده است. مدیریت او در بیمارستان در دوره‌ای متوقف شده و وقتی سال 1374 دوباره فعالیت خود را شروع کرده تصمیم گرفته از فعالیت اجرایی دور شود و به آموزش بپردازد. می‌گوید: «دوره درخشان 10 ساله‌ای در آموزش شکل گرفت. متخصصان زیادی کار خود را در این مدت شروع کردند و خدمت‌رسانی به کودکان بیمار قدرت گرفت.» بعد از تلاش‌های مستمر ربانی و همکارانش بخش‌های متعددی به بیمارستان اضافه شده و در حال حاضر مرکز طبی کودکان نخستین مرجع درمانی بیماری‌های کودکان در کشور است و طبق آمار، 350‌درصد بیشتر از ظرفیت خود به بیماران خدمات ارائه می‌دهد. ربانی می‌گوید: «وقتی هنوز بیماری‌هایی مانند هموفیلی و سرطان در کشور ناشناخته بودند این مرکز تلاش کرد راهی برای شناساندن و درمان این بیماری‌ها ارائه کند. پزشکانی که بنیانگذار مرکز بودند با جان و دل برای ساخت آن فعالیت کردند. در عکس‌های قدیمی بیمارستان، دکتر اهری را می‌بینیم که کلاه ایمنی بر سر گذاشته و در حال جابه‌جا کردن آجر است، بدون توجه به اینکه او یک پزشک متخصص است. ساخت این بیمارستان حاصل زحمات چنین افرادی است که متأسفانه بسیاری از آنها زود از میان ما رفتند. دکتر اهری سال 1348 در حالی که فقط 48 سال داشت از دنیا رفت و حالا نامش بر روی یکی از بخش‌های مرکز به یادگار مانده است.» ربانی از نقش دکتر قریب هم می‌گوید که بنیانگذار طب نوین اطفال در ایران بود و تا پایان عمر برای توسعه مرکز طبی تلاش کرد، پزشک سرشناسی که بخش‌هایی از سریال تلویزیونی سرگذشت او همین‌جا ضبط است، جایی که سال‌ها خانه دوم او شده بود.

دانشگاه عشق و اخلاق
ربانی از روزهایی می‌گوید که قریب و اهری تصمیم گرفتند از ظرفیت ایجاد شده در طب کودکان برای ارتقای آگاهی و ارائه آموزش‌های تخصصی استفاده کنند: «آنها از پزشکان تحصیل‌کرده با توان علمی بالا دعوت کردند و توانستند هسته علمی قدرتمندی در بیمارستان تشکیل دهند. سال‌ها بعد بهترین پزشکان کودکان از همین مرکز فارغ‌التحصیل شدند و تجربه فعالیت در مرکزی حرفه‌ای را پشتوانه خدمات خود کردند.» ربانی اضافه می‌کند: «یکی دیگر از ویژگی‌های دکتر قریب و دکتر اهری این بود که اصرار داشتند برای تکمیل کادر درمانی از پزشکان مؤمن و متشرع دعوت کنند. هویت اسلامی و دینی مرکز نسبت به محیط‌های آموزشی و پزشکی دیگر خاص بود. یادم هست آن سال‌ها در همه پاویون‌های پزشکی می‌توانستی سجاده و جانماز پیدا کنی، چیزی که با توجه به فضای عمومی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در مراکز درمانی و آموزشی واقعاً منحصربه‌فرد بود.» ربانی معتقد است پزشکان جوانی که تحصیلات خود را در این مرکز کامل می‌کردند بدون اینکه درسی از اخلاق پزشکی به‌طور مستقیم دریافت کنند، با دیدن اخلاق استادان خود و پزشکان قدیمی بیمارستان خوب بودن را یاد می‌گرفتند. علاوه بر این از نظر علمی هم این مرکز به‌روزترین آموزش‌ها و بالاترین سطح علمی را داشت.

چشم‌اندازی برای آینده
بعد از فراز و نشیب‌هایی که مرکز طبی کودکان در 60 سال فعالیت خود طی کرده حالا به جایگاه قابل قبولی در درمان کودکان بیمار رسیده اما پزشکان قدیمی این بیمارستان به رسم همان سال‌های تلاش و جهاد، هنوز دنبال راهی برای خدمت‌رسانی بیشتر هستند. ربانی از چشم‌اندازی می‌گوید که برای آینده این بیمارستان ترسیم شده است: «قصد داریم انجمنی را در مرکز تحقیقات برای رسیدگی به بیماری‌های متابولیک ایجاد کنیم. بیماری‌های متابولیک با تالاسمی متفاوت است و به درمان متفاوتی احتیاج دارد. امیدواریم با تجهیز بخشی از بیمارستان به دستگاه‌های مناسب بتوانیم نوزادانی را که با این بیماری‌ها متولد می‌شوند تحت پوشش قرار دهیم و با ارائه خدمات درمانی مناسب، خانواده‌های آنها را از رنج بیماری فرزند نجات دهیم.» هدف دیگری که به گفته ربانی شاید حالا آرزو و رسیدن به آن سخت به نظر برسد، ساخت دهکده سلامت است: «بسیاری از پزشکان با نیت خیر دوست دارند به فعالیت‌های درمانی منسجم کمک کنند و به‌طور مستقیم عضوی از یک مجموعه فعال باشند. دهکده سلامت این فرصت را برای آنها فراهم می‌کند. با اینکه پزشکان متخصص و ماهر زیادی در کشور ما وجود دارند اما به دلیل ضعف ساختارهای درمانی فشار‌کاری زیادی را تحمل می‌کنند و امکانات پزشکی هنوز در سطحی نیست که بتوانیم خدمات درمانی را از تمام جنبه‌ها با بهترین کیفیت ارائه کنیم.» بعد از تأمین زمین مناسب خیلی زود ساخت این دهکده سلامت برای ارائه خدمات درمانی باکیفیت آغاز می‌شود. دهکده‌ای که در آن علاوه بر ارائه خدمات درمانی، آموزش و تفریح هم وجود دارد و کادر کاملی از پزشکان، ورزشکاران، روان‌شناسان و همه فعالان حوزه سلامت خواهد داشت.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code