منطقه 6

روزگار سپری شده سـینما گـلریز

نویسنده: نیلوفر ذوالفقاری
سینما گلریز یکی از قدیمی‌ترین سینماهای پایتخت با بیش از 60 سال قدمت این روزها سوت و کور و تعطیل است. مهدی مصیبی مدیر سینما گلریز از ماجرای تلخ تعطیلی این سینما می‌گوید...
1396/06/20
 سینما گلریز یکی از قدیمی‌ترین سینماهای پایتخت با بیش از 60 سال قدمت این روزها سوت و کور و تعطیل است. مهدی مصیبی مدیر سینما گلریز از ماجرای تلخ تعطیلی این سینما می‌گوید و عباس منوچهری، آپاراتچی روزهای پرفروغ آن، خاطرات شیرین سال‌ها فعالیتش را مرور می‌کند. در آستانه روز سینما، گزارش ما را از روزگار سپری شده سینما گلریز بخوانید.

گلریز، شناسنامه یوسف‌آباد
60 سال قبل وقتی هنوز یوسف‌آباد مانند امروز نبود، اعضای گروه تئاتر آناهیتا سالنی را برای اجرای نمایش در این محله ساختند. طولی نکشید که این سالن با تغییراتی کوچک به سینما تبدیل شد و مورد استقبال قابل توجه تهرانی‌ها قرار گرفت. مهدی مصیبی که سال‌ها قبل به همراه برادرش با تهیه‌کنندگی قدم به دنیای هنر سینما گذاشته مدیریت سینما گلریز را برعهده دارد که حالا 3 سالی می‌شود هیچ فیلمی روی پرده آن نرفته است. او از سال‌های دور فعالیت این سینما می‌گوید: «بعد از میدان کلانتری فعلی هیچ ساختمانی در یوسف‌آباد ساخته نشده بود و بقیه زمین‌ها هم برای کشاورزی بود. دسترسی به سالن آنقدر سخت بود که از مقابل ساختمان تئاتر شهر سرویس‌های اتوبوس دوطبقه مخصوص برای اینجا گذاشته بودند.» آن‌طور که مصیبی می‌گوید گلریز شروع فعالیت خود را با تئاتر کلید زده تا سال 1346 که در اصلی سینما از کوچه به خیابان اصلی منتقل و سر در سینما ساخته و سالن‌ها تعمیر و بالکن دایر شده است: «آن روزها اینجا به نام «گلدیس» شناخته می‌شد. تبدیل شدن اینجا به سینما باعث شد این سالن رونق بگیرد تا جایی که صف‌های طولانی خرید بلیت برای تماشای فیلم‌های روز تشکیل می‌شد. 10 سال بعد سینما آتش گرفت و مالکان وقت بعد از انجام بازسازی‌ها توانستند کار را از سر بگیرند.» در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سینما گلریز دوره دیگری از روزهای اوج و رونق خود را تجربه می‌کند. روزهایی که کارتون‌های کمپانی محبوب والت‌دیزنی خانواده‌ها را به همراه فرزندانشان به سینما می‌کشاند. خاطرات بسیاری از جوانان از سینما گلریز به همان روزها برمی‌گردد که در عالم بچگی با شور و هیجان به پرده بزرگ سینما زل می‌زدند تا شخصیت‌های کارتونی محبوبشان را تماشا کنند. اما این روزها هم سپری می‌شود و در سال‌های میانی دهه هفتاد، با از رونق افتادن سینما، گلریز صرفاً به سالنی برای اجرای تئاتر تبدیل می‌شود. مصیبی می‌گوید: «پر بیننده‌ترین نمایش‌ها در گلریز روی صحنه می‌رفت. برنامه‌های هنرمندی مانند مرحوم منوچهر نوذری با استقبال قابل توجه مردم مواجه بود طوری که هیچ صندلی خالی‌ای در سالن پیدا نمی‌شد.» صدای مصیبی موقع تعرف کردن از سال‌های پررونق سینما گلریز پر از حسرت است، حسرت روزهایی که سینما پر بود از شور و هیجان تماشاگران، اکران فیلم‌ها و اجرای نمایش‌های پرطرفدار. او می‌گوید: «سینما گلریز شناسنامه یوسف‌آباد است که این روزها از دوران پرفروغ خود فاصله زیادی دارد.»

بی‌خوابی به عشق سینما
عباس منوچهری 72 ساله است و از روزهایی می‌گوید که در 9 سالگی، عشق سینما هر هفته او را به سالن‌های سینما می‌کشانده است: «تعداد سینماها آن روزها زیاد نبود. در 9 سالگی پاتوق من، سینما مراد میدان امام حسین(ع) بود که حالا تخریب شده است. یک سال آنجا شاگرد آپاراتچی بودم، چهارپایه می‌گذاشتم تا قدم به آپارات برسد. آنقدر به سینما علاقه داشتم که خیلی زود کارم را به‌عنوان آپاراتچی شروع کردم.» عشق به سینما باعث می‌شود بالاخره او کارش را به‌عنوان آپاراتچی شروع کند: «40 سال در سینما گلریز آپاراتچی بوده‌ام. اوایل آپارات‌ها زغالی و کار کردن با آنها سخت بود. به مرور دستگاه‌ها پیشرفته‌تر شد. سینما از ساعت 3 بعد ازظهر باز می‌شد، تا ساعت 9 شب فیلم‌های دوبله شده اکران می‌شد و بعد از آن فیلم‌ها با زبان اصلی روی پرده می‌رفت. سالن غلغله بود و گاهی کنار دیوار هم صندلی می‌چیدند.» او که خاطرات زیادی از سال‌های کار در سینما دارد می‌گوید: «اواسط پخش فیلم چند دقیقه کوتاه توقف نمایش و استراحت داشتیم. بوفه‌چی سالن از من می‌خواست در ازای گرفتن یک ساندویچ مجانی، زمان استراحت را بیشتر کنم تا فروش او بیشتر شود. با ساندویچ و نوشابه بین ردیف صندلی‌ها راه می‌رفت و تماشاگران هم در همین فرصت کوتاه تنقلات مورد علاقه خود را می‌خریدند.» منوچهری می‌گوید آن روزها اکران فیلم‌های جدید آنقدر برایش هیجان داشته که خواب از چشمش می‌گرفته است: «هر وقت قرار بود فیلم جدیدی برای نخستین بار روی پرده برود، شب قبل تا صبح از شوق به نمایش گذاشتن نگاتیوهای جدید خواب نداشتم. سینما عشق من بود و تمام سال‌های عمرم را صرف آن کردم.» منوچهری از روزهای پررونق تئاتر در سینما گلریز هم تعریف می‌کند، از اجرای نمایش‌های پربیننده‌ای مانند «قهوه‌خانه زری‌خانم، که چند سال در این سالن اجرا شد و شب‌های شلوغ سینما گلریز را رقم زد، نمایشی که منوچهری هم نقش کوچکی در آن بازی کرده بود. منوچهری می‌گوید: «گلریز یکی از معدود سالن‌های تئاتر دارای سن را دارد که می‌توان روی آن دکور چید. حالا که کارشناسان هم ایمن بودن سالن را تأیید کرده‌اند تعطیل بودن سینما به دلایل نامشخص بیشتر ناراحت‌کننده است. به‌خصوص برای من که تمام عمر خود را در سالن‌های سینما و به عشق تئاتر و فیلم گذرانده‌ام.»

خطر تخریب در کمین
مالکیت سینما گلریز در طول این سال‌ها چند بار در اختیار افراد متفاوت قرار گرفته و با مزایده به فردی واگذار شده اما سرقفلی آن همیشه در اختیار اهالی سینما بوده است. مصیبی می‌گوید پشت ماجرای تعطیلی سینما گلریز مشکلات حقوقی وجود دارد که عدم حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد باعث شده حل نشده باقی بماند. او می‌گوید: «مالک سینما با ادعای ناایمن بودن ساختمان سینما قصد دارد آن را تخریب کند در حالی که هیچ تعهدی وجود ندارد به جای سینمای فعلی ساختمان دیگری با کاربری متفاوت ساخته نشود. با مطرح شدن این موضوع ما پیگیری‌های حقوقی لازم را انجام داده‌ایم و بازرسی‌ها توسط سازمان نظام مهندسی انجام شده تا مستحکم بودن بنا تأیید شود. در حال حاضر حکم نهایی مبنی بر ایمن بودن ساختمان صادر شده اما به دلایل مختلف و کارشکنی‌های صورت گرفته، اجازه از سر گرفتن فعالیت‌ها به ما داده نمی‌شود.» مصیبی اضافه می‌کند: «چرا هیچ نهادی به این موضوع واکنش نشان نمی‌دهد؟ این سینما سرمایه فرهنگی برای مردم است و امکان مناسبی برای پاسخگویی به نیازهای آنهاست. سینما گلریز یکی از معدود سینماهای قدیمی تهران است که بعد از بازسازی‌های مختلف همچنان شکل و شمایل سنتی خود را حفظ کرده و می‌تواند دوباره صحنه اجرای نمایش‌های پرطرفدار یا اکران فیلم‌ها شود.»

خاطرات خاک‌خورده اهالی
مصیبی می‌گوید روزی نیست که کسی از جلو سینما رد نشود، پا سست نکند و عاقبت با‌ تردید قدم به داخل سالن نگذارد: «بیشتر مردم به‌خصوص ساکنان قدیمی یوسف‌آباد می‌گویند که از سینما گلریز خاطرات زیادی دارند و از تعطیلی آن ناراحت هستند. آنها سراغ بازگشایی سینما را می‌گیرند اما ما نمی‌دانیم بالاخره چه زمانی می‌توانیم خاطرات شیرین آنها را دوباره زنده کنیم.» مصیبی می‌گوید سال‌ها قبل رفتن به سینما گلریز یکی از تفریحات پرطرفدار شهروندان بود به‌طوری که حتی مسافران شهرهای دیگر، حتماً برنامه تماشای تئاتر در این سینما را بین برنامه‌های سفر خود می‌گنجاندند. مصیبی می‌گوید: «بعد از اینکه سینما آزادی آتش گرفت گلریز شلوغ‌تر از قبل شد. صف‌های طولانی در خیابان شکل می‌گرفت و مجبور می‌شدیم برای منظم شدن اجرا پاسبان خبر کنیم.» او به یاد دارد که در روزهای جوانی وقتی هنوز مدیر سینما گلریز نبوده برای تماشای فیلم راهی طولانی را تا یوسف‌آباد می‌آمده است: «سینماهای محلی آن روزها بخشی از هویت هر محله بودند و مردم به آنها وابسته بودند. تماشای فیلم‌های روز یکی از تفریحات اصلی مردم بود و چه استعدادها که بعدها از همین سالن‌ها کشف شد.»

کاسبی بی‌رونق اطراف سینما
آن طور که مصیبی می‌گوید در سال‌های اخیر تعطیلی سینما باعث شده بسیاری از هنرمندانی که از راه اجرای نمایش در تئاتر گلریز کسب درآمد می‌کردند دچار مشکل شوند. او می‌گوید: «این وضعیت باعث ناراحتی است. نه تنها هنرمندان از کار کردن در این سالن محروم شده‌اند بلکه برای مدیریت سینما نیز بالا نگه داشتن کرکره آن هزینه‌های متعددی به همراه دارد. برای اینکه این هزینه‌ها تأمین شود فشار زیادی را متحمل می‌شویم اما برای اینکه گلریز به‌طور کامل تعطیل و فراموش نشود هر روز در همین سینمای خالی حاضر می‌شویم.» مصیبی از اینکه افراد زیادی با تعطیلی سینما بیکار شده‌اند متأسف است و می‌گوید: «حتی کاسبان اطراف سینما هم از این تعطیلی ناراضی هستند. صاحبان رستوران‌ها و فست‌فودهای اطراف می‌گویند که مغازه‌ها را به امید شلوغ شدن سینما اجاره کرده‌اند اما با تعطیلی سینما کاسبی آنها هم از رونق افتاده است.»

نمی‌گذارم کرکره گلریز پایین بماند
 با اینکه مصیبی از تعطیلی سینما گله‌مند است اما همچنان امید دارد روزی دوباره شهروندان را نشسته بر روی صندلی‌های قرمز رنگ سالن منتظر شروع اجرای برنامه ببیند. او می‌گوید که فقط به همین شوق هر روز در سینما را باز می‌کند و نمی‌گذارد کرکره آن پایین بیاید. مصیبی می‌گوید: «اگر بعد از تعطیلی سینما رسانه‌ها به این موضوع می‌پرداختند یا هنرمندان به تعطیلی یک مکان هنری قدیمی در شهر واکنش نشان می‌دادند شاید توجه مسئولان بیشتر به رفع این مشکل جلب می‌شد.» او اضافه می‌کند: «من و همکارانم در این سینما به عشق کار هنری سال‌ها فعالیت کرده‌ایم، ما کار دیگری بلد نیستیم و تا آخرین لحظه حضورمان امید داریم که سینما دوباره باز شود.» البته مصیبی هم اعتراف می‌کند که با ساخت پردیس‌های بزرگ سینمایی، کار برای سینماهای محلی سخت شده است: «شهروندان ترجیح می‌دهند وقتی برای تماشای فیلم به سینما می‌روند در کنار آن تفریحات دیگری هم داشته باشند، مثلاً بتوانند در همان فضا خرید کنند یا غذا بخورند. پردیس‌های سینمایی این امکانات را فراهم کرده و به مرور باعث کسادی کار سینماهای محلی شده‌اند. در این شرایط اجرای طرح‌ها خلاقانه می‌تواند رونق را به سینماهای محلی برگرداند. مثلاً سینمایی محلی به اکران فیلم‌های کمدی یا کودکان اختصاص پیدا کند. سالن سینمای ما هم بیش از هر سالن دیگری برای اجرای تئاترهای آزاد مناسب است و می‌تواند از این راه دوباره علاقه‌مندان را به سینما جذب کند.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code