منطقه 6

نـذر نیازمندان

نویسنده: نیلوفر ذوالفقاری
شیرینی سفره‌شان مهربانی است و دعا می‌کنند دست‌هایشان نمک داشته باشد تا بتوانند با برکت این نذر خنده روی لب‌های دیگران و شادی در دلشان بنشانند...
1396/03/29
 شیرینی سفره‌شان مهربانی است و دعا می‌کنند دست‌هایشان نمک داشته باشد تا بتوانند با برکت این نذر خنده روی لب‌های دیگران و شادی در دلشان بنشانند. در روزهایی که سفره‌های رنگارنگ پهن می‌شوند اما برخی نیازمندان لقمه‌ای از این سفره‌ها سهم ندارند و به همین دلیل همسایه‌های قدیمی مجتمعی در محله ما تصمیم گرفته‌اند سفره متفاوتی پهن کنند. آنها سال‌هاست مهمانان ویژه‌ای برای سفره افطار خود انتخاب کرده‌اند و شیرینی ادای نذرشان را در کنار نیازمندان و ایتام می‌چشند. امسال هم این همسایه‌های خیّر و نیکوکار با همراهی همشهری محله سفره افطاری برای کودکان بی‌سرپرست پهن کردند. آنها معتقدند صاحبان این سفره خودشان نیستند و لطف مولا علی(ع) است که کمک کرده بتوانند در این راه قدم بگذارند. دورهمی خیّران مجتمع فریهان با کودکان بی‌سرپرست و دستگیری آنها از نیازمندان حاشیه پایتخت در ماه مبارک رمضان موضوع گزارش پیش‌روست.

ماجرای یک نذر قدیمی
سال‌ها پیش وقتی معصومه زارعی تازه زندگی مشترکش را شروع کرده بود تصمیم گرفت برای ادای نذر خود راه متفاوتی را انتخاب کند. او ماه مبارک رمضان را انتخاب کرد و خواست به یاد مهربانی مولای شیعیان امام علی(ع) در این ماه پربرکت با ایتام همسفره شود. حالا سال‌ها از آن روزها گذشته و نه تنها این سفره نذری جمع نشده بلکه پای همسایه‌ها و اعضای خانواده‌اش هم به این کار خیر باز شده تا افراد بیشتری در این ماه خوب حال خوبی را تجربه کنند. زارعی می‌گوید: «30 سال پیش نذر ساده‌تری داشتم. حسی در قلبم به من می‌گفت در شب‌های ماه مبارک رمضان باید‌کاری کنم، که حتی به اندازه ذره‌ای، قدم گذاشتن در راه مولا علی(ع) باشد. به همین دلیل افطاری به نیازمندان به‌خصوص کودکان بی‌سرپرست را انتخاب کردم چون مولای ما یتیم‌نوازترین مرد عالم بود. در حد توانم غذا می‌پختم و در یکی از شب‌های ماه مبارک برای نیازمندان مناطق حاشیه‌ای شهر می‌بردم. کم‌کم حس خوب این نذر ساده باعث شد هر سال منتظر ماه مبارک رمضان باشم تا خنده بر لب این افراد بنشیند و خستگی از تنم در برود.»

وقتی‌ سختی‌ها آسان می‌شود
هوا گرم است و کارها زیاد. خانم‌ها در آشپزخانه جمع شده‌اند و با خستگی‌ناپذیری کار می‌کنند. هر کسی گوشه‌ای از کار را گرفته؛ یکی برنج را در دیگ بزرگ می‌ریزد، دیگری پیازها را پوست می‌کند، آن طرف یکی مشغول شستن سبزی‌هاست و جوان‌ترها هم ظرف‌ها را آماده می‌کنند. بوی شله‌زرد که از صبح زود روی اجاق است در فضا پیچیده و طنین صلوات‌ فضای خانه را عطرآگین کرده است. درست کردن غذا برای 150 نفر کار چندان ساده‌ای نیست اما همراهی و همدلی بانیان ادای این نذر باعث شده خستگی‌ها کمتر شود. اما چیزی که باعث می‌شود سختی‌ها آسان شوند، عشق و اشتیاق قلبی دست‌اندرکاران پهن شدن این سفره بی‌ریاست. هنوز چند ساعتی به اذان مغرب مانده که مردان خانواده سفره را پهن می‌کنند تا حاصل ساعت‌ها تلاش مادران را سر سفره بچینند. زارعی می‌گوید: «شاید کمردرد همیشگی اجازه ندهد در روزهای دیگر سال مهمانداری کنم. هر سال هم نگرانم این درد باعث شود نتوانم نذرم را ادا کنم. اما برکت این سفره، سلامتی است که خدا به من هدیه می‌کند تا در این روز بدون کوچک‌ترین مشکلی بتوانم ساعت‌ها سرپا بایستم و دیگ‌های سنگین را جابه‌جا کنم.»

مهمانان سفره خاص
می‌شود سفره رنگارنگ افطار برای فامیل و دوستان پهن یا یکی از مراسم‌ این روزها را مدیریت کرد، مثل ضیافت افطار در یک رستوران. البته که افطاری دادن به روزه‌دار ثواب دارد اما اینکه مهمان سفره نذری افطار، کودکان بی‌سرپرست و نیازمندان باشند حال و هوای دیگری دارد. اینجاست که هم مهمانان لبخند شادی به لب دارند هم میزبانان احساس خوشحالی می‌کنند. سال‌ها قبل زارعی که از معتمدان محله ایرانشهر است در یکی از برنامه‌های همیشگی‌اش برای همراهی با ایتام، از زبان دختری کوچک می‌شنود که دوست دارد مهمان خانه او باشد. هرچند همیشه این امکان وجود ندارد که بتواند کودکان بی‌سرپرست مؤسسات حامی را مهمان خانه خود کند اما برنامه رفتن به گردش و تفریح با آنها همیشه پابرجاست. با این حال صدای آن دختر همیشه در گوشش می‌پیچد و همین بهانه‌ای شده تا تلاش کند مهمانان متفاوتی برای ادای نذر خود در خانه دعوت کند. ایران هرندی، یکی از بانوان خیری که هر سال پای ثابت پخت و‌پز برای نیازمندان و پهن کردن این سفره است می‌گوید: «این کودکان از نعمت داشتن خانواده محروم هستند و به همین دلیل هم وقتی سر سفره نذری خانواده‌ای می‌نشینند، این روز برایشان به خاطره یک تجربه شیرین تبدیل می‌شود. دوست دارم در ساختن این خاطره سهیم باشم.» هرندی می‌گوید: «این مهمانان خاص هستند و پذیرایی از آنها لذت زیادی دارد چون شادی آنها واقعی است و ما را هم در این شادی سهیم می‌کنند.»

برکت نذر در زندگی
وقتی قرار است سفره اطعام ایتام برای 7 سال متوالی در خانه‌ای پهن می‌شود یعنی اهالی آن خانه دست به دست هم داده‌اند تا در ثواب این کار نیک با هم شریک شوند.یدالله محترمی، همسر معصومه زارعی معتقد است اگر این راه ادامه داشته است دلیل آن مهربانی خداوندی بوده که او و خانواده‌اش را لایق نیکوکاری دانسته است. وقتی از او درباره دردسرهای این کار می‌پرسیم می‌گوید: «هیچ دردسری در کار نیست و انجام این کار برای همه ما لذتبخش است. همه کارها با همراهی اعضای خانواده و همسایه‌ها به خوبی سر و سامان می‌گیرد چون احساس قلبی و اعتقاد پشت آن است.» او از سال‌های شروع زندگی مشترک خود می‌گوید؛ وقتی سرباز بوده، در جبهه حضور داشته و از نظر مالی چندان ثروتمند نبوده اما برکت سفره نذری ماه رمضان در زندگی خانوادگی او جاری می‌شده است: «فکر می‌کنم صاحب این سفره هیچ‌کدام از ما نیستیم. صاحب این سفره همان کسی است که ما نیت کرده‌ایم قدم در راهش بگذاریم، کسی که پدر همه یتیمان بود و مهربانی را به همه درس می‌داد. ما این سفره را هر سال به نیت رضایت امیرالمؤمنین(ع) پهن می‌کنیم و اوست که کمک می‌کند این راه ادامه داشته باشد.» همراهی این زوج نیکوکار با هم باعث شده حالا پسرها و عروس‌ها هم مشتاقانه در این کار خیر سهیم شوند و خانه را برای میزبانی از کودکان بی‌سرپرست آماده کنند.

همسایه‌های از فامیل بهتر
سال‌ها قبل معصومه زارعی به تنهایی و در حد توان خود برای کمک به ایتام سفره افطاری پهن می‌کرد اما خیلی زود همسایه‌ها با او همراه شدند: «به جز اعضای خانواده که کمک‌ حال من در انجام کارها بودند، خیلی زود همسایه دیوار به دیوار ما در این مجتمع خواست که بخشی از مسئولیت‌ها را با جان و دل برعهده بگیرد. حالا دیگر ما آنقدر با هم صمیمی هستیم که مثل اعضای یک خانواده کارها را تقسیم می‌کنیم و در خانه‌هایمان به روی هم باز است.» ربابه فصیح‌زاده مادربزرگ خانواده پرجمعیتی است که حالا دیگر هرکدام از اعضای آن مشغول کار و زندگی خود هستند و بهترین همدم این روزهای این مادربزرگ، همسایه‌های مهربانی هستند که او معتقد است از فامیل هم بهترند. فصیح‌زاده می‌گوید: «خانواده خانم زارعی اهل کار خیر و مهربان هستند. آنها در همه این سال‌ها نگذاشته‌اند احساس تنهایی کنم. هر بار می‌خواهند برای خانه خودشان خرید کنند از من هم می‌پرسند که چیزی لازم دارم یا نه؟ آنها با نیت خیر خود سفره اطعام ایتام را هر سال پهن کرده‌اند. خوشحالم که توانسته‌ام گوشه‌ای از کارها را برعهده بگیرم و با اینکه سن و سالی از من گذشته، اجازه می‌دهند سهمی در این سفره پربرکت داشته باشم.» ایران خانم هم از اینکه درست مثل قدیم‌ها، همسایه‌ها با هم صمیمی و دوست هستند و در شادی و غم یکدیگر را همراهی می‌کنند خوشحال است: «از صبح خانم‌ها در آشپزخانه جمع شده‌اند و ثواب روزه‌داری را با ثواب اطعام کودکان بی‌سرپرست گره می‌زنند. کسی از سختی کار خسته نمی‌شود چون هیچ سختی‌ای نمی‌تواند شیرینی این کار خیر را تحت تأثیر قرار دهد.» همسایه‌های نیکوکار مجتمع فریهان می‌توانند با صرف هزینه غذای آماده تهیه کنند اما دوست دارند تک‌تک کارها را با دستان خودشان انجام دهند تا احساس خوبی در ادای نذرشان داشته باشند. فصیح‌زاده می‌گوید: «آن روزها که خانه‌ها دیوار به دیوار بود همسایه‌ها برای هم مثل خواهر و برادر بودند. با اینکه حالا شرایط عوض شده اما ما در این مجتمع سعی کرده‌ایم خوبی‌های گذشته را زنده کنیم. خوشحالم که همسایه نیکوکار ما با نیت خیر باعث شد من هم در یک کار خوب
سهیم شوم.»

برای شادی روح برادر شهید
شاید بسیاری از اهالی محله که فعالیت‌های زارعی را به‌عنوان فعال اجتماعی دیده‌اند خبر نداشته باشند که او خواهر یک شهید گرانقدر است، شهیدی که خواهرش در این ماه مبارک روح برادرش را حاضر و ناظر بر پهن شدن سفره اطعام ایتام می‌داند. زارعی می‌گوید: «من با برادرم اختلاف سنی زیادی داشتم اما خوب به یاد دارم که چقدر در انجام کارهای خیر پیشقدم بود. ماه مبارک رمضان که از راه می‌رسید، قبل از همه برای آماده کردن سحری بیدار می‌شد و کمی خرما آماده می‌کرد. بعد برای همسایه خرما می‌برد و می‌گفت دوست دارم در همین حد هم با همسایه‌ها در سفره بابرکت سحری همراه شویم.» زارعی اضافه می‌کند: «شهدایی که از جان شیرین خود گذشتند تا هموطنانشان زندگی خوبی داشته باشند نشان داده‌اند در خوبی سرآمد همه هستند و حتماً اگر امروز بودند با دنبال کردن راه امیرالمؤمنین(ع)، دست محبت بر سر ایتام می‌کشیدند. من هر سال موقع ادای نذرم برای اطعام ایتام، به یاد برادر شهیدم هستم و دعا می‌کنم او از این کار کوچک من خوشحال و راضی باشد.» زارعی دعا می‌کند، همان‌طور که در همه این سال‌ها چنین بوده، سلامتی برکت سفره نذری ماه رمضان باشد و او بتواند سال‌های طولانی میزبان کودکان بی‌سرپرست بر سر سفره افطار باشد.

خنده بر لب‌های کودکان بی‌سرپرست
از بعدازظهر که نذری آماده شده، مردان خانواده بسته‌های غذا و افطار را برای چند مؤسسه نگهداری از کودکان بی‌سرپرست ارسال کرده‌اند اما هنوز مهمانان اصلی که قرار است در خانه از آنها پذیرایی شود در راه هستند. یک ساعتی به افطار مانده که مهمانان از راه می‌رسند، دختران یکی از مراکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست که امروز به یک مهمانی ویژه دعوت شده‌اند. دختران نوجوانی که به تازگی به سن تکلیف رسیده‌اند و حالا آمده‌اند تا روزه خود را بر سر سفره همسایه‌های نیکوکار مجتمعی در محله ایرانشهر افطار کنند. سرصحبت را با یکی از آنها باز می‌کنم تا بدانم از اینکه همراه با دوستانش مهمان این خانه شده چه احساسی دارد. مریم می‌گوید: «مهمانی رفتن را دوست دارم و چه بهتر که میزبانان افراد مهربانی باشند که با خوشرویی از من و دوستانم استقبال کردند.» لبخند رضایت روی لب‌های کودکان بی‌سرپرست و نگاه‌های امیدوار آنها می‌گوید از اینکه در این شهر شلوغ، هنوز هستند شهروندان مهربانی که در خانه خود را به روی آنها باز می‌کنند خوشحال و راضی هستند. مهمانی که تمام می‌شود معصومه زارعی با بسته‌های رنگی مهمانان کوچکش را غافلگیر می‌کند. بچه‌ها هدیه‌های کوچک‌شان را می‌گیرند و با خاطره یک شب به یادماندنی خانه گرم خیر محله ایرانشهر را ترک می‌کنند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code