منطقه 7

خانواده همیشه آماده!

نویسنده: سمیرا مرکدی
در کلانشهری زندگی می‌کنیم که روزانه هزاران اتفاق کوچک و بزرگ در آن رخ می‌دهد. گاهی خطر از بیخ گوشمان می‌گذرد ولی گاهی هم افسوس و‌ای کاش و اگر، باقی می‌ماند. اما واقعیت این است که خطر در کمین است و باید خانواده‌ها برای وقوع حوادث و خطرات احتمالی و پیش‌بینی نشده آماده ‌باشند...
1395/10/19
 در کلانشهری زندگی می‌کنیم که روزانه هزاران اتفاق کوچک و بزرگ در آن رخ می‌دهد. گاهی خطر از بیخ گوشمان می‌گذرد ولی گاهی هم افسوس و‌ای کاش و اگر، باقی می‌ماند. اما واقعیت این است که خطر در کمین است و باید خانواده‌ها برای وقوع حوادث و خطرات احتمالی و پیش‌بینی نشده آماده ‌باشند. مانند خانواده‌ای در خیابان دماوند که همگی دوره‌های امداد و نجات و آتش‌نشانی را گذرانده‌اند. خانواده‌ای که ساکن بافت فرسوده‌اند و اتفاقاً به همین دلیل به شکل ویژه‌ای خود را آماده کرده‌اند. از کپسول‌های آتش‌نشانی تا کیف کمک‌های اولیه را در دسترس قرار داده‌اند و گاهی هم 3 نفری، مانور زلزله در خانه برگزار می‌کنند تا در صورت وقوع بحران، آمادگی داشته باشند. همین آموزش‌ها هم بارها به کارشان آمده است.

 فرهنگسازی توسط زن خانه
زن خانه، نخستین نفری است که پیشقدم شده است. ‌ام‌البنین اسماعیلی، آتش‌نشان داوطلب و مربی همین حوزه است. سال‌ها پیش دوره‌های امدادگری را گذرانده و سال 89 نیز آتش‌نشان داوطلب شده است: «ابتدا فکر می‌کردم که چطور وارد یک محیط مردانه‌ مانند آتش‌نشانی شوم اما تصمیم خودم را گرفتم و ثبت‌نام کردم. دوره‌های آتش‌نشانی و مربیگری و تکمیلی را گذراندم. اوایل که وارد این حرفه شده بودم اطرافیانم خیلی جدی نمی‌گرفتند اما پس از مدتی، آنچه یاد گرفتم را به خانه آوردم و علاوه بر خانواده، به دوستان و آشنایان هم آموزش دادم.» او به اهمیت کار خود ایمان داشت و بی‌تفاوتی دیگران دلسردش نکرد: «به کارم ادامه دادم و حالا خیلی وقت‌ها دوستان و بستگان در مواقعی که برایشان مشکلی پیش می‌آید از من راهنمایی می‌گیرند. از طریق فضای مجازی هم، آموزش‌ها و توصیه‌ها را ارسال می‌کنم.»

فرزند آموزش دیده
مجتبی نفر، تنها فرزند این زوج است. او همیشه با مادرش در کلاس‌های آموزشی حضور داشته و به همین دلیل هم ذهنش با مفاهیم و اقدامات در زمان بحران آشناست. اسباب‌بازی‌هایی همچون خودرو آتش‌نشانی و کتابچه‌هایی با آموزش‌های مرتبط در اختیار دارد. گاهی اطلاعات و آموخته‌هایش را با دوستانش در میان می‌گذارد. هنگام تهیه این گزارش نیز، با دقت صحبت‌های پدر و مادرش را گوش می‌کند و در مواردی، نکته‌هایی که آنها فراموش کرده‌اند را مطرح می‌کند. خودش هم درباره کپسول آتش‌نشانی، کیف امداد و اقدامات لازم در زمان زلزله توضیح می‌دهد. وقتی تصمیم به اجرای مانور خانوادگی می‌گیرند، مجتبی پیش از همه آماده می‌شود و سریع خود را بین چهارچوب در یکی از اتاق‌ها می‌رساند. می‌گوید: «بین چهارچوب و کنج دیوار یا زیر میز بدون شیشه امن‌ترین نقاط است و نباید زیر قفسه و تابلو و امثال آن پناه گرفت. کنج دیواری که به سمت خیابان است هم برای پناه گرفتن مناسب نیست چون شاید دیوار خراب و فرد به خیابان پرت شود.» همین‌ها کافی است که نشان دهد او عضو آماده این خانواده است.

 تجسم خاطره زلزله رودبار
محمدعلی نفر، مرد خانه هم دوره‌های امداد و نجات و آتش‌نشان داوطلب را گذرانده است. او جزو داوطلبانی بوده که در زلزله رودبار هم حضور داشته است: «اوایل ازدواجمان با هم دوره‌های امدادگری هلال‌احمر را گذراندیم و بعد هم با تشویق همسرم در دوره‌های آتش‌نشان داوطلب ثبت‌نام کردم. دانستن این آموزش‌ها برای هر فردی ضروری است.» او خاطره زلزله رودبار را به بافت فرسوده خیابان دماوند و امثال آن گره می‌زند: «زمان زلزله رودبار، من منزل پدربزرگم در گیلان بودم. آنجا هم به شدت لرزید. تصاویر تلویزیون نشان می‌داد که زلزله، رودبار را ویران کرده است. 15‌ـ 16 نفر از دوستان، داوطلبانه برای کمک، خودمان را به آنجا رساندیم. همه جا ویران شده بود. کمک‌ها‌ بیشتر به شکل هوایی انجام می‌شد. مسیرها به سختی باز شد و پیکر افراد را از زیر آوار بیرون آوردیم. 10 روز آنجا بودم و همان خاطره سبب شده گاهی که در همین محله خودمان‌‌‌ خانه‌های فرسوده را می‌بینم فکر کنم که اگر زلزله‌ای مثل رودبار رخ دهد، این محله‌ها چه وضعی پیدا می‌کند؛ گاهی همان صحنه‌های زلزله رودبار را برای محله تجسم می‌کنم و ترس وجودم را می‌گیرد. خانه خودمان هم جزو بافت فرسوده است و با توجه به همین موضوع، به همسایه‌ها پیشنهاد تجمیع و نوسازی داده‌ام اما متأسفانه این موضوع را خیلی جدی نمی‌گیرند. حالا تصمیم دارم محل زندگی خودم را تغییر دهم اما تا پیش از این اقدام، تلاش کرده‌ایم خودمان را تا حد امکان برای مقابله با بحران آماده کنیم.» نفر، مهم‌ترین کار برای پیشگیری از خسارت زلزله احتمالی را نوسازی و مقام‌سازی می‌داند.

 محتویات داخل کیف
داخل این کیف، باندکشی، گازاستریل، پنبه الکلی، سنجاق قفلی، سوت، بتادین، چسب زخم و هر چیزی که لازم باشد قرار دارد. این کیف جزئی از کیف بزرگ‌تری است که در آن یک پتو مسافرتی، آب معدنی، بیسکویت، چراغ قوه، رادیو کوچک، کنسرو غذا و کپی مدارک اصلی شناسایی است قرار می‌گیرد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code