منطقه 7

دورهمی خیّرها

نویسنده: فرنیا عرب امینی‌
منطقه ما شکر خدا خیّر کم ندارد. همه‌شان هم اهل دل هستند و هر‌کاری از دستشان برآید برای کمک به نیازمندان محله انجام می‌دهند...
1396/03/28
  منطقه ما شکر خدا خیّر کم ندارد. همه‌شان هم اهل دل هستند و هر‌کاری از دستشان برآید برای کمک به نیازمندان محله انجام می‌دهند. از تهیه جهیزیه و تأمین دارو گرفته تا حمایت از دانش‌آموزان بی‌بضاعت و ایجاد اشتغال برای هم‌محله‌ای‌ها. در مجمعی دور هم جمع هستند به اسم مجمع خیّران. شبی هم برای مراسم افطاری دعوت شده بودند تا به نوعی از زحمات‌شان قدردانی شود. میزبانی این مهمانی را «مهدی سعیدی» مدیر مرکز خدمات و رفاه اجتماعی شهرداری برعهده دارد. تعدادشان زیاد است و فعالیت‌های‌شان گسترده. از بین آنها با 8 خیّر صحبت می‌کنیم تا گوشه‌ای از خاطرات‌شان را برای ما تعریف کنند.

لذت سرپرستی 4 دختر
در محله ما خانواده‌ای زندگی می‌کردند که پدر و مادر فوت کرده و بچه‌ها بی‌سرپرست مانده بودند. در اقوام پدری و مادری هم فرد مورد اعتماد و با کفایتی نبود که از آنها سرپرستی کند. 4 دختر جوان بودند. سرپرستی آنها را برعهده گرفتم و مثل فرزندان خودم از آنها مراقبت کردم. همه‌شان را هم سروسامان داده و وسایل ازدواجشان را فراهم کردم. لذت سر و سامان دادن‌شان بهترین خاطره زندگی شده است. به نظرم هر کسی توانش را دارد این حال خوش را تجربه کند.»
اسماعیل خاکی

لذت کار خیر
از فعالان خیریه قائمیه تهران است. 25 سالی می‌شود که در امور خیر فعالیت می‌کند. شیرین‌ترین خاطره فرزانه به واقعه تلخ زلزله بم برمی‌گردد: «وقتی زلزله بم رخ داد با کمک خیّران و اهالی محله مقدار قابل توجهی لباس و مواد غذایی و پتو جمع‌آوری کردیم. بار کامیون کرده و به بم رفتیم. وضع بدی بود. پس لرزه‌ها را حس می‌کردیم. وقتی ماشین وارد شهر شد مردم گریه‌کنان به سمت ما دویدند. منتظر کمک و حمایت بودند. شرایط در آن جا به گونه‌ای بود که دوست داشتی لباس خودت را هم ببخشی. آنجا به معنای واقعی لذت کار خیر و اهمیت آن را فهمیدم.»
محمدحسین فرزانه

بن نان
 مدیر محله سرای کاج است. وقتی بحث کار خیر به میان می‌آید حالا هر‌کاری باشد اول از همه خودش کمک می‌کند. می‌گوید: «طرحی را به اسم لبخند یک نیازمند در محله‌مان اجرا کردیم. خانواده‌ای بودند که 2 فرزند معلول داشتند. پدر و مادر هم عاشق سفر کربلا. برایشان شرایط را فراهم کردیم و راهی شدند.» او خاطره دیگری تعریف می‌کند: «من از کفاره‌ای که مردم پرداخت می‌کنند بن نان تهیه می‌کنم. یکبار به خانه یکی از نیازمندان رفتم و برایشان بن نان بردم. خانم خانه خیلی گریه کرد که شما از کجا می‌دانستید که نیاز به نان دارم. 2 روز است که از بین سطل‌های زباله به دنبال نان برای بچه‌هایم هستم.»
سعیده کمال آرا

عروسی خوبان
مددکار است و بعد از بازنشستگی در بنیاد نیکوکاری توان همیار فعالیت می‌کند. به گفته او در این بنیاد از هزار و 100 معلول جسمی و ذهنی حمایت می‌شود. دیانت یکی از بهترین خاطره‌هایش را برای ما تعریف می‌کند: «پسری بود که معلولیت خفیف ذهنی داشت. خانواده‌اش می‌خواستند او را سر و سامان دهند و یکی از دخترهایی که شرایط شبیه به او را داشت معرفی کردیم. با هم ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. بساط عروسی‌شان را خودمان برپا کردیم و جهیزیه عروس را هم خودمان تهیه کردیم. الان سال‌هاست که در کنار هم زندگی می‌کنند و خوشبخت هم هستند.»
کبری دیانت

می‌شود فرزندتان شویم؟
عضو هیئت امنای خیریه خانه جوانمردان است و همین امسال 200 مانتو برای نیازمندان، 150 دست لباس نوزادی به شیرخوارگاه و هزینه درمان 2 بیمار سرطانی را تقبل کرده است. تعریف می‌کند: «شب عید بود که همراه با خانواده برای خرید رفته بودیم. 2 دختر بچه مغازه به مغازه با ما همراه شدند. چند فروشگاه که رفتیم گفتم شما چیزی می‌خواهید؟ پدر و مادرتان کجاست؟ یکی از دختر بچه‌ها گفت آمده‌ایم ببینیم شما قبول می‌کنید که ما فرزندتان شویم؟ از حرف‌شان خیلی ناراحت شدم. هر آنچه برای فرزندان خودم در نظر گرفته بودم برای آنها خرید کردم.»
«محسن صباغی»

کمک به در راه ماندگان
 مسئولیت امور اجرایی خیریه بنی‌هاشم(ع) را برعهده دارد. می‌گوید: «بالاترین لذت زندگی من این است نیازمندی که به خیریه مراجعه می‌کند دست پر برگردد. خیریه ما چون در نزدیکی بیمارستان امام حسین(ع) قرار دارد، مراجعه‌کننده‌اش زیاد است. خانواده‌هایی که هزینه درمان بیمارشان را ندارند بیشتر هستند. چندی پیش مردی به خیریه آمد مستأصل و پریشان که فقط هزینه چند عدد نان را به من کمک کنید. با این حرف، بچه‌ها دست به کار شدند و بعد از بررسی نه تنها به او نان دادند که سبد ارزاق هم برایش در نظر گرفتند. حال بد آن مرد از یادم نمی‌رود. خیریه ما به در راه‌ماندگان هم کمک می‌کند.»
حسین زرگری

کارآفرینی برای جوان‌های محله
با راه‌اندازی انجمن کارآفرینان فنی حرفه‌ای سعی کرده جوانان جویای کار را زیر پروبال خود بگیرد و امکان کسب و کار را برایشان مهیا کند. می‌گوید: «بهترین اتفاق زندگی‌ام موفقیت نوجوانانی بود که در جشنواره مهارت‌آموزی مقام اول را کسب کردند. روز 6 مرداد سال 85 بچه‌هایی که دوره عکاسی و فیلمبرداری را آموزش دیده بودند در مسابقه شرکت کردند. به سبب موفقیت‌شان به آنها 15 میلیون تومان پول اهدا شد تا با آن کسب و‌ کاری ایجاد کنند. موفقیت بچه‌ها خستگی من را از تن به در کرد.
فریبرز ذبیحیان



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code