منطقه 7

شهادت شجاعانه شیر‌علی‌مردان

نویسنده: رقیه مرکدی
علی مردان خان معروف به شیر علی مردان، در سال 1271 به دنیا آمد. پدر او علیقلی خان از طایفه محمود صالح از طوایف بزرگ چهارلنگ بختیاری بود...
1396/09/05
  علی مردان خان معروف به شیر علی مردان، در سال 1271 به دنیا آمد. پدر او علیقلی خان از طایفه محمود صالح از طوایف بزرگ چهارلنگ بختیاری بود. مردی که به قتل می‌رسد و مادرش بی‌بی مریم دختر حسینقلی خان، ایلخان کل بختیاری بوده است. به او سردار مریم می‌گفتند چراکه در جنگ جهانی اول که بخش‌هایی از ایران اشغال و زیر استعمار انگلیس و روس می‌رود قیام می‌کند. علیمردان خان، دلاورمرد ایرانی که آذر سال 1313 در زندان قصر تیرباران می‌شود در چنین خاندان بزرگی پرورش یافته بود. او همان‌طور که دلاورانه زیست، شجاعانه و به شکل متفاوتی به جوخه مرگ رضا خان می‌رود و گفته می‌شود رژیم وقت، از ترس شورش، پیکر او را هم داخل زندان دفن می‌کند. در آستانه سالگرد درگذشت او، به زندان قصر رفتیم تا ضمن بازدید از سلولی که به شکل نمادین در زندان مارکوف به نام و تصویری از او مزین شده اطلاعات بیشتری درباره این خان آزادیخواه کسب کنیم.

   قیام علیه زور و استبداد
سلول‌ها با فاصله نه چندان زیاد، روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند. مقابل هر سلول، تصویر و نامی به چشم می‌خورد. از تیمورتاش که از او با فسادهایش یاد می‌شود تا مردانی همچون بزرگ علوی. در میانه سلول‌ها، تصویر و نام علیمردان خان به چشم می‌خورد. مردی که روایت است آذر سال 1313 در همین‌جا پای جوخه آتش قرار گرفته است. انتهای سلول، تصویری از او نقش بسته است. خیره به تصویر، در ذهن مسافر تاریخ شده‌ایم که مجید نصرالله‌زاده، مدیر داخلی زندان مارکوف از راه می‌رسد تا از این مرد دلاور برای‌مان تعریف کند. در سلول را باز می‌کند. داخل می‌رویم تا در فضایی ملموس و محسوس‌تر از دلاورمرد ایرانی بشنویم. نصرالله‌زاده از دوران کودکی علیمردان خان شروع می‌کند و می‌گوید: «دوران کودکی و مراحل رشد و تربیت علیمردان خان نزد مادربزرگش بی‌بی فاطمه از نوادگان دختری علیمردان خان چهارلنگ محمود صالح و دایی‌های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر سپری شده است. در جوانی از سواران ایل بختیاری در قیام مشروطه می‌شود. در نهایت سال 1302 در جریان مجزا شدن ایل‌های چهارلنگ و هفت‌لنگ، او و برادرش محمدعلی خان به‌عنوان رئیسان طایفه تعیین می‌شوند. همراه مادر بارها به نیروهای روسیه ضرباتی وارد کردند. علیمردان خان حدود سال ۱۳۰۷ جمعیتی به نام «هیئت اجتماعی بختیاری» مرکب از ۱۲ نفر از سران و کلانتران بختیاری برای مقابله با استبداد حکومت رضاخان تشکیل می‌دهد. بعد بین طوایف چهارلنگ و هفت لنگ همبستگی ایجاد می‌کند و علیه اقدامات رضاخان که از آنها خواسته شده بود اسب و تفنگ خود را کنار بگذارند و کلاه پهلوی بر سر بگذارند و به رضاخان خدمت کنند وارد جنگ می‌شود.»

   وعده دروغین شاه
علیمردان خان، با کلاهی بر سر، پیراهن سفید که دکمه‌هایش تا آخر بسته، از انتهای سلول به چشمانمان خیره شده است. چشمانی که اگرچه از قاب عکس نظاره می‌کند اما در عمقش شجاعت و دلاوری را می‌توان دید. مجید نصرالله‌زاده ادامه می‌دهد: «27 خرداد 1308 شمسی علیمردان خان با نیروهایش که تعداد آنها 2 هزار نفر می‌شد و روی پرچم آنها عبارت «لا اله الا الله، محمد رسول‌الله‌ و علی ولی الله» نقش بسته بود و شعار می‌دادند «ایما‌ای خایم دینون راست کنیم، جون ز ایما، مال ز ایسا» (ما می‌خواهیم دین را اصلاح کنیم، جان از ما، مال از شما)، وارد شهرکرد شده و شهر را به تصرف خود در می‌آورند. تمام قوانین دولتی که موجب تحقیر، فشار و ستم به مردم بود را ملغی اعلام می‌کند. حکومت از این اقدام سواران بختیاری به وحشت می‌افتد چراکه بختیاری‌ها جنگ‌های چریکی را شروع کرده بودند. رضا خان وحشت زده و عصبانی ‌ترفندی می‌زند؛ یک امان نامه‌ و یک قرآن دست نوشته برایشان می‌فرستد که شما بیایید برای صحبت و ما با شما‌کاری نداریم.» به این‌ترتیب، مأمور دستگیری خان در منطقه «زرگ» با علیمردان ملاقات می‌کند و امان‌نامه پهلوی اول را هم ارائه می‌دهد. همراهان خان با رفتن وی مخالفت دارند اما او همه را به آرامش دعوت می‌کند و به اتفاق برخی از نیروهایش روانه اهواز و از آنجا به تهران منتقل می‌شوند. اما رضا خان به عهد خود وفا نمی‌کند و علیمردان‌خان روانه زندان قصر در منطقه ما می‌شود.

   حمایت از زندانیان
او و یارانش روانه زندان قصر می‌شوند اما نقل شده که حتی زندانبان‌ها هم شیفته اخلاق و مردانگی او شده بودند. به گفته مدیر داخلی زندان مارکوف او به شکل انفرادی در حبس نبوده و تعداد 4‌ـ 5 نفر در سلول‌های آن زمان روزگار سپری می‌کردند: «علیمردان حتی در زندان از ظلم و ستم رژیم انتقاد می‌کرد. روح سخاوتمندش او را محبوب زندانیان و زندانبانان کرده بود.» «سید جعفر پیشه‌وری» که هنگام گرفتاری علیمردان، خود در زندان بوده نقل کرده است: «میان خوانین بختیاری اول علیمردان خان و بعد هم خان بابا خان اسعد مورد تحسین زندانیان بودند. علی مردان خان هرچه به دست می‌آورد با محتاجان و دوستان زندانی خود مصرف می‌کرد.» مجید نصرالله‌زاده ادامه می‌دهد: «خان برای اینکه روحیه زندانیان بهتر شود بخشی از دارایی‌اش که در شهرشان داشته را می‌فروشد و خرج ایجاد فضای سبز در زندان می‌کند.» این را می‌گوید و از سلول خارج و به سمت انتهای یکی از خروجی‌های زندان می‌رویم. از پشت نرده‌ها، فضای سبز وسیعی را نشان می‌دهد که به خرج این زندانی آزادیخواه ساخته و در گذر زمان دستخوش تغییراتی شده است. می‌گوید: «این محوطه در غرب ساختمان مارکوف معروف به حیاط شیرعلیمردان خان است. همانجایی که با هزینه او ساخته شده و قرار است مجسمه یادبود خودش هم در این حیاط نصب شود.» اطلاع دقیقی درباره هزینه‌ای که صرف این فضا شده در دست نیست اما برخی، آن را 200 تومان آن دوران تخمین زده‌اند.

   تیرباران با چشم باز
و ادامه ماجرا در حیاط علیمردان خان تعریف می‌شود: «روایت شده که یک روز زندانبان با چهره‌ای گرفته سراغش می‌رود. در بیان مطلبی مشکل داشته. از میان حرف‌هایش علیمردان خان متوجه ماجرا می‌شود. با لبخند می‌گوید: «بفرمایید بنشینید تا کارهایم را تمام کنم. بعضی یادگاری‌هایی دارم که باید پشتشان نوشته شود. بعد می‌رویم، چیز مهمی نیست. سپس بهترین لباس‌هایش را می‌پوشد، عصایش را برمی‌دارد و جلوتر از همه راه می‌افتد. در طول مسیر با زندانیان دیگر هم با رویی گشاده خداحافظی می‌کند. خطاب به دوستانش که گریه می‌کردند هشدار می‌دهد که اشک نریزند و آبروداری کنند. در آخرین لحظاتی که می‌خواستند وی را پای جوخه آتش ببرند کلاه پهلوی را به نشانه نفرت از رژیم پهلوی دور می‌اندازد و با صدایی رسا فریاد می‌زند: زنده باد ایران و آزادی.» نصرالله‌زاده نمی‌داند دقیقاً محل تیرباران او کدام قسمت زندان بوده است ولی با استناد به صحبت‌های «بزرگ علوی» می‌گوید: «وقتی مأمور می‌خواسته چشم‌هایش را برای اعدام ببندد به آرامی دستمال را از دستش می‌گیرد و می‌گوید: «پسرم بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی که مافوقان شما را خوشحال می‌کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم. چراکه تاکنون من شیری را دست و پابسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.» و لحظاتی دیگر، صدای شلیک گلوله در تاریخ 17 آذر 1313 بلند می‌شود تا بلکه صدای «شیر علیمردان» 42 ساله خاموش شود.

   دفن در زندان قصر
به همراه علی مردان‌خان، دلاورمردان دیگری هم تیرباران و پس از مدتی برخی دیگر از یارانش آزاد می‌شوند. درباره محل دفن علیمردان خان هم اطلاع دقیق و درستی وجود ندارد. برخی محل دفن او را قبرستان امامزاده عبدالله(ع) در شهرری می‌دانند و عده‌ای معتقدند او در انتهای میدان تیر زندان قصر دفن شده است. مجید نصرالله‌زاده هم می‌گوید: «به دلیل اینکه احتمال می‌دادند با خروج پیکر شیرعلیمردان خان، شورش شود احتمالاً او را داخل زندان دفن کرده‌اند.»

ساخت فیلم در باغ‌موزه
در آینده‌ای نه چندان دور با همکاری مدیریت باغ‌موزه قصر و گروه گردشگری لقانطه، مجسمه شیر سنگی قدیمی که نمادی از ایل بختیاری است با هماهنگی شهرداری و شورای‌شهر مسجد سلیمان در باغ‌موزه قصر نصب خواهد شد.  همچنین ساخت فیلمی با موضوع و نام شیرعلیمردان نیز قرار است در باغ‌موزه قصر ضبط شود. برای این کار در سال ١٣٩٥ از استادان و اقوام علیمردان به سلول شیر علیمردان مراجعه کرده و در روند ساخت این فیلم قرار گرفته‌اند.




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code