منطقه 7

عکاسباشی در قاب

نویسنده: بهاره خسروی
اگر در میدان گرگان سراغ قدیمی‌ترین کاسب را بگیرید، بی‌ تردید انگشت اشاره اهالی به سوی مغازه نبش میدان یعنی عکاسی «محمدحسن اشرافی» نشانه می‌رود...
1396/03/28
 اگر در میدان گرگان سراغ قدیمی‌ترین کاسب را بگیرید، بی‌ تردید انگشت اشاره اهالی به سوی مغازه نبش میدان یعنی عکاسی «محمدحسن اشرافی» نشانه می‌رود. مردی که از روزگار نوجوانی بعد از مهاجرت از زادگاهش شهر گلپایگان در ده متری ارامنه ساکن شد و خیلی زود با دود چراغ خوردن در حرفه عکاسی بساط کاسبی‌اش در میدان گرگان را راه‌اندازی کرد. این کاسب کهنه کار 80 ساله همسایه ما، با دوربین عکاسی‌اش تصاویر زیادی از زمین‌های خاکی و خیابان‌های بکر محله، از جشن‌ها و روزهای شاد اهالی مثل فتح خرمشهر و... به ثبت رسانده است. در این گزارش سری به مغازه این مو سپید حرفه عکاسی زدیم که بیش از 56 سال لحظات و خاطرات به یادماندنی اهالی را به ثبت رسانده است.

  از گلپایگان تا ده متری ارامنه
خیلی زود سر صحبت را از روزهای مهاجرت به تهران و تجربیات حرفه‌های مختلف باز می‌کند. می‌گوید: «بعد از خواندن کلاس ششم ابتدایی به دلیل خشکسالی در شهرمان و مشکلات مالی برای کار راهی تهران شدم و یک هفته‌ای در خانه آقای مهندسی به نام مرعشی در میدان بهارستان ساکن و بعد از چند روز راهی محله ده متری ارامنه شدم. دنبال کار بودم که یک هفته‌ای کار در قهوه‌خانه را تجربه کردم. اما شاگردی تازه کار و ناشی بودم و خوب از پس کارها برنیامدم و به همین دلیل دور این کار را خط‌کشیدم.» یک روز محمدحسن نوجوان از سه‌راه زندان اتفاقی سوار اتوبوسی می‌شود و سر از دنیای رنگارنگ لاله‌زار در می‌آورد. کسب تجربه در حرفه کفاشی و خیاطی از دیگر کارهایی است که این همسایه ما در بدو ورودش به پایتخت به دست می‌آورد. اما گمشده او هنر وچیز دیگری بود.

  هنرمند و عکاسی اکانومی
آقای مختاری همشهری هنرمند، این کاسب کهنه کار محله گرگان حلقه پیوند او با هنرعکاسی می‌شود. اشرافی دستی برگرد و خاک خاطرات غبار گرفته‌اش و قدیمی‌ترین دوربین آتلیه‌اش می‌کشد و تعریف می‌کند: «برای یکسری از مشکلات خانوادگی به زادگاهم و کنار خانواده برگشتم. بعد از چند ماه دوباره خیال برگشتن به تهران به سرم زد اما این بار با برادر کوچک‌ترم همسفر شدم تا دوتایی با هم دنبال کسب و کار و فرستادن خرجی برای خانواده باشیم. یک همشهری به اسم آقای مختاری داشتیم که آن زمان تصویر سران مملکتی را نقاشی می‌کرد. از قضا در خیابان رفاهی برادرش مغازه عکاسی داشت. با نشانی او راهی مغازه برادرش شدیم. اما در مغازه، کار فقط برای یک نفر بود. به همین دلیل قرار شد یکی از ما شاگردی حاج باقر اکونومی را بکنیم. با شناخت و آشنایی که از آقای مختاری داشتم ترجیح دادم برادرم در کنار همشهری‌مان کار کند. من هم راهی مغازه آقای اکونومی شدم. غافل از اینکه آقای اکونومی چه مرد کار بلد و سرشناسی در حرفه عکاسی است. در واقع کارم را با شاگردی کنار این استاد شروع کردم. سال‌های زیادی دود چراغ خوردم تا به کارم مسلط شدم و توانستم به طور مستقل برای خودم کار عکاسی را شروع کنم.» کاسب 80 ساله نخستین بار مغازه‌اش در حوالی میدان گرگان را راه‌اندازی می‌کند و تا امروز 56 سالی است که روزهای شاد و گاهی اوقات غمیگن اهالی را در قاب دوربینش ثبت کرده است. او آلبوم عکس قدیمی از سال‌های جنگ، اعزام رزمندگان از مساجد، جبهه و تشییع پیکر شهدا را نشان می‌دهد و می‌گوید: «قدیم‌ترها مردم کمتر به آتلیه‌ها برای عکس گرفتن می‌آمدند و اغلب برای عکاسی مراسم‌هایی مثل عروسی و عکس‌های خانوادگی به خانه‌ها بیشتر دعوت می‌شدیم. این روزها با روی کارآمدن دوربین‌های دیجیتالی شکل و شمایل کارهم حسابی تغییر کرده است اما هنوز داریم مشتریانی که پای ثابت عکاسی‌ها برای گرفتن عکس‌های مختلف هستند.»

  جاده خاکی میدان گرگان
مسیر صحبت‌هایمان به حال و هوای گذشته میدان گرگان می‌رسد. روزهایی که بنا به تعریف این کاسب کهنه کار تا چشم کار می‌کرد زمین خاکی بود. محله تک وتوک چند خانه داشت. اشرافی پیرمرد مو سپید محله گرگان از داخل مغازه‌اش میدان را نشان می‌دهد و تعریف می‌کند: «از قدیم‌های محله، عکس‌های زیادی داشتم اما متأسفانه بسیاری از آنها به مروز زمان از بین ‌رفت. خاطرم هست وقتی در ده متری ارامنه ساکن شدم تا چشم کار می‌کرد زمین‌های این حوالی خاکی بود. زمین‌های اطراف میدان همه شنی و بیشتر خیابان‌های اطراف میدان بن‌بست بود. پشت مغازه ما باغ سرهنگ قرار داشت. یک جاده خاکی از سر میدان داشتیم. تقریباً از تک تک خیابان‌های اطراف میدان عکس گرفته‌ام.»
با نگاه پر معنایی که گویا به روزگار جوانی محله پا گذاشته و خاطرات آن روزها را در ذهن مرور می‌کند، ادامه می‌دهد: «بعد از 5 سالی که من در این محدوده کار می‌کردم، میدان گرگان و زمین‌های اطراف آن را برای آسفالت شن‌ریزی کردند. با گسترش شهرنشینی بسیاری از زمین‌های خاکی جای خودشان را به خانه‌های ویلایی و بعد‌ها هم به آپارتمان‌های سر به فلک کشیده دادند. این روزها همه چیز تغییر کرده و میدان گرگان پاتوق وانتی‌ها و نیسانی‌ها شده است. راننده‌های مسافربر دائماً سر میدان داد می‌زنند و مردم از نبود جای پارک و ترافیک و شلوغی بیش از حد گلایه دارند.»

  ثبت شادی‌های فتح خرمشهر
گنجینه خاطرات این کاسب قدیمی پر از عکس‌های ناب و بکر از منطقه و محله‌های اطراف آن است. از روزهایی که هنوز خبری از این‌همه هیاهو و شلوغی نبود و محله پر از باغ‌های پردرخت و گنجشکان خوش‌آواز بر شاخه‌ها نشسته داشت. اشرافی از دوستان و کاسبانی یاد می‌کند که روزگاری در کنارهم درغم و شادی یکدیگر شریک بودند و عمری را زندگی کردند و این روزها از این محله کوچ کرده‌اند. از زیبا‌ترین عکس‌ها و ماندگار‌ترین عکس‌هایی که گرفته یاد می‌کند: «برایم روز فتح خرمشهر از روزهای به یاد ماندنی بوده است. مردم زیادی دورمیدان جمع شده بودند و شادمانی می‌کردند. برف پاکن کن خودرو‌ها به نشانه شادی در حال حرکت بود. کاسبان شیرینی و شربت پخش می‌کردند. اهالی یک شادی دسته‌جمعی داشتند. من ماندگارترین عکس را درهمین روزگرفتم. عکس شادی دسته‌جمعی همسایه‌ها در کنارهم برایم بهترین خاطره است. به همین دلیل از میان عکس‌هایی که گرفتم، عکس شادی مردم را در روز سوم خرداد ماه را بیشتر از بقیه دوست دارم.»

  امانت‌داری
آقای اشرافی با خاطرات و صحبت‌هایش ما را حسابی به حال و هوای قدیم و محله کسب کار عکاسی می‌برد. از روزهایی تعریف می‌کند که هنوز خبری از دوربین‌های دیجیتالی نبوده و عکس‌های فوری بدون روتوش در اسرع وقت از قاب دوربین به بیرون سرک می‌کشیدند. از شاگردان و کار‌آموزانی که کنار دستش، استادکار حرفه‌ای و هرکدام راهی شهر و دیارشان شدند. به نحوی که این استادکار قدیمی در مسافرت به شهرهای مختلف اغلب به جای هتل رفتن مهمان شاگردانش است. کسب رزق حلال و امانت‌داری یکی از تأکیدات این بارزس سابق صنف اتحادیه عکاسان است. او می‌گوید: «حرفه ما، حساس است چراکه امانت‌دار مردم هستیم. در واقع وقتی برای ظهور عکس یا عکاسی از مجالس وارد خانه‌ای می‌شویم، باید حسابی حواسمان به حفظ‌شان آن خانواده و عکس‌های آنها باشد. آنها را جزئی از اعضای خانواده خود بدانیم. همان‌طور که دوست نداریم عکس‌های خصوصی خودمان جایی درج کند مراقب عکس‌های مردم نیز باشیم.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code